سندروم تسخیر صندلی در صنعت بیمه // کدام گزینه انتخابی از گردونه رقابت حذف می شود؟

زمانیکه سود از عملکرد شرکت بیمه کسب نمی شودخودبخود تعاملات رانتی و سفارشات افزایش پیدا می کندچرا که افرادی که زمینه ساز ایجاد رانتها بوده اند انتظاراتی دارند که باید توسط فرد سفارش شده براورده شوداز جمله انتصابات!

سندروم تسخیر صندلی در صنعت بیمه // کدام گزینه انتخابی از گردونه رقابت حذف می شود؟

به گزارش ریسک نیوز، در یک ساله اخیر 15 شرکت بیمه در معرض تغییر مدیرعامل قرار گرفت که اگر تغییرات مدیریتی در هیات مدیره و مدیران کلیدی و میانی شرکتهای بیمه به آن اضافه شود در نوع خود می تواند به رکوردی در سونامی مدیریتی تبدیل شود.

این حجم وسیع از تغییرات مدیریتی در سالهای اخیردر صنعت بیمه شیوع بیشتری پیدا کرده تا جائی که در زمان محمد ابراهیم امین برخی مقررات سخت گیرانه تری جهت انتخاب مدیر عامل ، اعضاء هیات مدیره و مدیران کلیدی اتخاذ گردید و آیین نامه 90 توسط شورای عالی بیمه ابلاغ شد اگر چه تدوین این آیین نامه و قراردادن قوانین سفت و سخت برای مدیران کلیدی هم نتوانست از تغییرات گسترده مدیریتی بکاهد تا جائی که "حب ریاست" در صنعت بیمه ،مدیران خارج از صنعت را هم برای فتح کرسی های مدیریتی مترصد کرده است.

 

شاید در اینجا ذکر تجربه ای مشهود از سوی نگارنده خالی از لطف نباشد که در جریان بازدید از یکی از شرکتهای بیمه ، مدیر عامل منتخب شرکت که از قضا به دلیل کمبود سوابق بیمه ای از سوی بیمه مرکزی رد صلاحیت شده صراحتا عنوان داشت که آیین نامه 90 حائز اشکالات عمده ای است از جمله اینکه صنعت بیمه را به برکه ای تبدیل کرده که اجازه داده نمی شود شاهراههای آبی از خارج بدان راه یابد و همین امر سبب شده این برکه کوچک عن قریب به مردابی بدل گردد!(اگرچه نگارنده از مدیر مذکور کسب اجازه برای انتشار نام و نظر وی را داشت اما ایشان عنوان کردند در شرایط فعلی تمایلی به این کار ندارند!)
 

البته تردیدی نیست که بر آیین نامه 90 انتقاداتی وارد است اما اینکه شرط سابقه ده ساله مدیریتی و پنج ساله بیمه گری برای مدیرعامل چقدر به شایسته سالاری می انجامد مبحثی مفصل است که در گزارش آتی بدان پرداخته خواهد شد.

اما عوامل بسیاری در این تغییرات مدیریتی دخیل بوده از جمله اختلافات سهامداری ، دعوای هیات مدیره ها ، تحمیل مدیر منتخب سهامدار عمده و حتی بیکاری مدیرعاملان اسبق که انها را به تسخیر صندلی جدید مدیریتی ترغیب کرده و همه این عوامل سبب شده گاها صندلی مدیریتی مانند گوشت قربانی در دست مدیران دست به دست شود و بیراهه نیست اگر بخواهیم وضعیت مدیرعاملی در صنعت بیمه را به بازی "صندلی بازی" که کودکان دهه 60 انجام می دادند، تشبیه کنیم به طوریکه اگر فرد نتواند از رانتهای موجود برای فتح صندلی استفاده کند امتیاز این مرحله را از دست داده و از گردونه حذف می شود.

جذابیت صندلی مدیرعاملی گاها حکایاتی تلخ را برای شرکتهای بیمه رقم زده تا جائی که لابی گری برای مدیرانی که تایید صلاحیت نشدند سبب گردیده دوران "بی مدیرعاملی" یک شرکت بیمه گاها تا ماهها  به طول بینجامد
گفتنی است در این کارزار  استفاده از رانتهای مدیریتی ، تمسک به وزراء و روسای قوا و گاها مراجع تقلید، استفاده ابزاری از رسانه ها  ، زدوبند و دست انداختن به برخی قوانین برای پایین کشیدن مدیر فعلی از کرسی ، پرونده سازی و ... توسط طالبان    بسیار مشهود است و این امر سبب شده حرفه مدیرعاملی که در قانون تجارت به عنوان یکی از مهمترین جایگاههای شرکت و مجری بلامنازع سیاستهای هیات مدیره از ان نام برده شده به جایگاه لرزانی تبدیل شود که هر لحظه امکان از دست دادن ان وجود دارد.

متاسفانه فضای دولتی حاکم بر صنعت بیمه ایران این چالش را بغرنج تر کرده به طوریکه مدیران دولتی که خدمت در بیمه ایران را به عنوان یک سکوی پرش می دانند، رهسپار شرکتهای بیمه خصوصی می شوند که این امر سبب سیطره تفکر دولتی و توسعه این سندروم شده است.

اما شاید بتوان گفت یکی از مهمترین علل سندروم عدم ثبات مدیریتی آن است که سهامداران شرکتهای بیمه بیش از اینکه سود خود را از عملیات واقعی بیمه گری حاصل کنند به دنبال واسطه گری های حاشیه ای خود هستند. بی تردید شرکتهای بیمه ای که سود واقعی برایشان اهمیت دارد هیچگاه خود را در معرض انتصابات رانتی قرار نمی دهند بلکه گزینه ای را برای مدیریت انتخاب می کنند که در راستای منافع سهامداران باشد.

 زمانیکه سود از عملکرد شرکت بیمه کسب نمی شودخودبخود تعاملات رانتی و سفارشات افزایش پیدا می کندچرا که افرادی که زمینه ساز ایجاد رانتها بوده اند انتظاراتی دارند که باید توسط فرد سفارش شده براورده شوداز جمله انتصابات!

فرایند معیوب گردش نخبگان در صنعت بیمه سبب شد تا راهکارهای مختلفی برای جلوگیری از بد اخلاقی های مدیریتی صورت گیرد از جمله تدوین منشور اخلاقی صنعت بیمه که در یکی از بندها به ضرورت رعایت اخلاق حرفه ای در انتصابات اشاره دارد . همچنین در دوران ریاست عبدالناصر همتی آیین نامه حاکمیت شرکتی جهت تفکیک وظایف هیات مدیره و مدیریت اجرائی و میزان دخالت سهامداران در اداره شرکت تدوین شد اگرچه این ایین نامه هنوز به طور کامل اجرا نشده؛ اما باید گفت بیمه گران تا کنون نه به منشور اخلاقی پایبند بودند و نه ایین نامه حاکمیت شرکتی توانسته از شدت این چالش ها بکاهد .

آیین نامه 90 نیز عمدتا به دلیل اینکه دور زده می شود، همواره مورد انتقاد قرار داشته است.

نگاهی به تغییر 15 مدیرعامل در فاصله زمانی یکساله و یک حساب سرانگشتی مشخص خواهد کرد که در این امد و شدهای مدیریتی چه رانتهایی که جابجا نشده و چه زدو بندهائی که صورت نگرفته است.

لازم بذکر است که بدون شک فضای حاکم بر اقتصاد ایران سبب شده در بسیاری از بازار های مالی این چالش مشهود باشد اما به طور مثال مقایسه صنعت بیمه با شبکه بانکی در سال گذشته و تغییر و تحولات مدیریتی حاکی از ان است که صندلی بازی در سال 97 در صنعت بیمه از جذابیت بیشتری برخوردار بوده اگر چه نگاهی به تحولات مدیریتی در سالهای مختلف بیانگر ان است که برخی سالها نیز شبکه بانکی در این زمینه گوی سبقت را از صنعت بیمه ربوده به طوریکه در دوره اول ریاست جمهوری روحانی و در زمان طیب نیا در یک بازه زمانی مشخص به طور متوسط هر 27 روز یک مدیر عامل بانک تغییر کرد.

 

 

 

خبر پیشنهادی

این مطلب را به اشتراک بگذارید