سلسله گزارشات ریسک نیوز از تجارب عینی یک بیمه گر ایرانی در کانادا (قسمت چهارم)

تفاوت مشاوره و فروش بیمه عمر در ایران و کانادا // شرکتهای بیمه کانادایی ۷/۷ میلیارد دلار مالیات پرداخت کردند

مطابق آمار اعلام شده ، شرکتهای بیمه در کانادا در سال ۲۰۱۷ معادل ۷/۷ میلیارد دلار مالیات پرداخت کرده اند.// طبق آمار اعلام شده حدود ۲۲ میلیون نفر از جمعیت ۳۸ میلیون نفری کانادا با سرمایه ای بالغ بر ۷/۴ ( چهار و هفت دهم) تریلیون دلار تحت پوشش انواع بیمه نامه های عمر هستند.

تفاوت مشاوره و فروش بیمه عمر در ایران و کانادا // شرکتهای بیمه کانادایی ۷/۷ میلیارد دلار مالیات پرداخت کردند

از آنجا که یکی از راهبردهای رسانه ریسک نیوز تولید محتوای مطلوب برای صنعت بیمه است و با توجه به اینکه طی سالهای اخیر و با اعمال  تحریم ها ، انتقال دانش به صنعت بیمه ایران با خدشه روبرو گردید در این راستا ریسک نیوز تلاش کرده تا با ارتباط با ایرانیان موفق در کشورهای توسعه یافته ، این خلل را تا حدودی جبران کند.
زین پس مجموعه مقالاتی از کامبیز کیامهر یکی از بیمه گران موفق ایرانی در کانادا منتشر می گردد ، در این مقالات سلسله وار تلاش می گردد تا ضمن تصویرسازی فضای واقعی صنعت بیمه کانادا ، تجارب موفق بیمه گران این کشور منتقل گردد .
بدون شک این مقالات علاوه بر مدیران ،بخصوص برای شبکه فروش صنعت بیمه ایران می تواند اثرگذار باشد ، امید که تجارب موفق بیمه گران بین المللی در قالب انتقال دانش برای صنعت بیمه ایران مفید واقع گردد

در قسمت اول این مقالات تلاش شد تا نمایی کلی از صنعت بیمه کانادا به تصویر کشیده شود، در قسمت دوم این سریال آموزشی کامبیز کیامهر برای تصویر سازی واقعی تر از صنعت بیمه کانادا به سراغ نوید ایزدی از نمایندگان موفق بیمه های عمر در استان بریتیش کلمبیا رفت و مطالب مفید و جالبی مالیات ونقش آن در رشد بیمه های عمر کانادا و همچنین وضعیت نماینده های دو شغله در کانادا عنوان شد.
در قسمت سوم این سریال مکتوب اموزشی نوید برای ما از چگونگی اخذ نمایندگی بیمه عمر در کانادا و درآمد نمایندگان گفت، در قسمت چهارم نیز به تفاوتهای بازار یابی و فروش بیمه های عمر در ایران و کانادا پرداخته شده است .
این گفتگوی خواندنی را با هم مرور می کنیم:

 

  • هر چند که در ایران در سال های اخیر اقدامات قابل توجه در فرهنگ سازی و افزایش ضریب نفوذ بیمه های عمر صورت گرفته ، ولی من هنوز به عنوان نماینده معمولا بیمه باید به دنبال مردم باشم و با هزار و یک دلیل آن ها تشویق کنم که بیمه عمر بخرند و به زبان ساده ، در بیشتر موارد باید بیمه عمر را به مردم بفروشیم. در طول سال ها فعالیت در خیلی از موارد شاهد بودم که مردم به صورت احساسی بیمه عمر می خرند و به محض اینکه از بابت مالی در زندگی با چالشی روبه رو می شوند و یا راه سرمایه گذاری دیگری به آن ها پیشنهاد می شود ، به راحتی از خیر بیمه عمری که خریده اند می گذرند. در کانادا وضعیت چگونه است ؟ آیا مردم برای خرید بیمه عمر خودشان مشتاق هستند و یا شما هم باید آن را با ترفند های مختلف بفروشید؟
    • ما هم در اینجا با دیدگاه های مختلف برای خرید بیمه عمر روبه رو هستیم که شاید ناشی ار تنوع فرهنگی در جامعه باشد ولی شاید در کل در کانادا شرایط متفاوت باشد و مردم خودشان بیشتر مشتاق و متقاضی خرید بیمه نامه عمر باشند. طبق آمار اعلام شده حدود ۲۲ میلیون نفر از جمعیت ۳۸ میلیون نفری کانادا با سرمایه ای بالغ بر ۷/۴ ( چهار و هفت دهم) تریلیون دلار تحت پوشش انواع بیمه نامه های عمر هستند. به تجربه دیده ایم که خیلی از کسانی که بیمه عمر دارند، بازهم برای مشاوره خرید بیمه نامه های جدید و یا قوی تر کردن بیمه نامه های قبلی خود به نمایندگان بیمه مراجعه می کنند.
  • به نظر من علاوه بر محصولات متنوع و جذاب بیمه عمر و نگاه تخصصی که به این بیمه نامه ها وجود دارد، ساختار مالیاتی دقیق و منظم ، نقدینگی کنترل شده در جامعه و زندگی بر مبنای اعتبار افراد، در توسعه بیمه های عمر تاثیر زیادی داشته  نوید آیا تو هم با این نظر موافقی؟
    • کاملا هم نظر هستیم. اجازه بده این موضوع را با ذکر مثالی توضیح بدهم. فرض کن دو نفر کانادایی یکی منزلی با قیمت ۲۰۰ هزار دلار و دیگری ویلایی با مبلغ ۲ میلیون دلار را می خرند. بدون اینکه لازم باشد در مورد درآمد و وضعیت مالی این دو نفر تحقیق کنیم، یک موضوع مسلم است و آن اینکه هیچکدام از این دو نفر به صورت نقد منازل خود را نخریده اند چون نقدینگی مردم کاملا محدود است و هر دو متناسب با اعتبار و درآمد خود از وام بانکی استفاده کرده اند. برای همین شاید تا ۳۰ سال باید قسط وام را پرداخت کنند و اگر به هر دلیلی نتوانند تا ۳ ماه اقساط را به موقع بپردازند ، بانک به راحتی صاحب ملک خواهد بود و با فروش ملک ، وامی که پرداخت کرده و سود آن را تسویه می کند . برای همین نیاز به بیمه عمر بافته شده در تار و پود زندگی مردم است تا در صورت حادثه و از کارافتادگی ، فوت ، ورشکستگی و .... بتوانند از خانواده و دارایی خود محافظت کنند.البته این مثال فقط یکی از جذابیت های بیمه عمر در اینجا است و انواع دیگری از بیمه نامه ها برای درآمدهای دوران بازنشستگی ، تحصیلات فرزندان، بیماری های خاص ، نیاز به مراقبت های ویژه در دوران کهنسالی ، پرداخت مالیات بر ارث وجود دارد که مردم به صورت جدی برای آینده خود و خانواده شان تهیه می کنند.
  • مثال خیلی خوبی ارائه کردی که برای من دو نکته جالب داشت. یکی اینکه به دلیل اهمیت اعتبارسنجی در دریافت تسهیلات مالی برای خرید خانه ، خرید خودرو، دریافت کارت های اعتباری ، دریافت وام تحصیلی و .... مردم به شدت مراقب اعتبار مالی خود هستند که باعث شده علیرغم اقتصاد بزرگ و روبه رشد کانادا، مشکلاتی مانند بدهی و چک های برگشتی بسیار کم باشد. حتی افرادی که به فکر افزایش اعتبار خودشان هستند، به موقع پول آب و برق و تلفن و کارت های اعتباری خود را پرداخت می کنند تا تاثیر منفی بر اعتبار سنجی آن ها نداشته باشد. نکته بعدی که برایم جالب بود ، میزان تسهیلاتی که بانک ها به سهولت به متقاضی برای خرید ملک ، خودرو ، .... پرداخت می کنند بستگی به درآمد آن ها دارد و این درآمد از روی مالیاتی که مردم پرداخت کرده اند مشخص می شود. برای همین اگر کسی بتواند درآمد خود را کمتر به Canada Revenue Agency اعلام کند، درست است که در ظاهر مالیات کمتری پرداخت می کند اما چون درآمد کمتری هم  در پرونه مالیاتی او ثبت شده، عملا سهم کمتری از تسهیلات مالی که توسط بانک ها و موسسات اعتباری به راحتی به مردم پرداخت می شود خواهد داشت و در دراز مدت به شدت ضرر می کند و از قافله عقب می ماند.
    •  درست است . عملا با سیستم اعتبارسنجی قوی و پیوسته ای که وجود دارد ، هم مردم می توانند از تسهیلات مالی استفاده کنند و برای خودشان به تدریج دارایی و ارزش افزوده ایجاد کنند ، هم مالیات بر درآمد به درستی پرداخت می شود و نقدینگی در جامعه کنترل می شود و چرخ های توسعه کشور می چرخد و هم مردم بیمه عمر می خرند و رفاه آنها تضمین می شود و در آخر هم شرکت های بیمه هم بابت بیمه عمر به دولت مالیات می دهند که مطابق آمار اعلام شده ، در سال ۲۰۱۷ معادل ۷/۷ میلیارد دلار بوده است. فعالیت همه این سازمان ها و بیمه گران هم راستا و مکمل هم هستند و برای رفاه و آسایش مردم کار می کنند.
  • فرض کن من به عنوان متقاضی بیمه عمر به تو مراجعه می کنم . ممکنه برای من توضیح بدی که فرآیند مشاوره و فروش شما در کانادا به چه صورت است؟
    • کار ما ارائه یک برنامه مالی جامع به متقاضی با درنظر گرفتن درآمدها ، هزینه ها ، بدهی ها و سایر مواردی است که در طول مدت بیمه نامه که معمولا طولانی مدت است ، امنیت خاطر برای او فراهم کند. برای همین معمولا ما ۳ جلسه با متقاضی برگزار می کنیم. جلسه اول که اصطلاحا به آن KYC یا همان Know Your Customer  است ، با هدف شناخت طرفین از هم  و ارائه و دریافت اطلاعات صورت می گیرد. بعد از این جلسه ، ما با تجزیه و تحلیل اطلاعاتی که از او دریافت کرده ایم ، یک استراتژی برای صدور بیمه نامه عمر طراحی می کنیم که همه نیاز ها را پوشش دهد. در جلسه دوم ، این استراتژی را به او اعلام می کنیم که مثلا پوشش بیمه تمام عمر او چقدر باشد ، چقدر سرمایه گذاری کند ، پوشش عمر زمانی چقدر و به جه مدتی باشد و بهترین پوشش های جانبی برایش کدام است و سایر موارد .

معمولا در پایان این جلسه ، متقاضی اطلاعات دریافتی را برای مشورت با خانواده و وکیل خود از ما دریافت می کند و در جلسه سوم سعی می کنیم که با همفکری و لحاظ کردن نظرات او ، ساختار بیمه نامه را نهایی کنیم و فرم ها تکمیل شوند و به همراه مدارک لازم برای بیمه گر ارسال شود. پس از آن ممکن است بیمه گر اطلاعات بیشتری درخواست کند و یا نیاز به معاینات و آزمایشات پزشکی باشد که هماهنگی برایش انجام می دهیم.

  • مواردی که اشاره کردی برای من بسیار جالب بود چون معمولا ما در ایران محاسبات دقیقی از نیازهای کوتاه و بلند مدت متقاضی انجام نمی دهیم و در بیشتر موارد متناسب با حق بیمه ای که متقاضی توان پرداخت دارد و یا سرمایه فوتی یا اندوخته ای که خودش احساس می کند برایش جذاب است و می تواند از او و خانواده اش محافظت کند ، بیمه نامه را نهایی می کنیم. حالا اگر شخصی به تو مراجعه کند و از تو بخواهد که او را مثلا به مبلغ ۵ میلیون دلار بیمه کنی تا این مبلغ در صورت فوت به خانواده اش پرداخت شود، آیا این کار را انجام می دهی ؟ آیا شرکت بیمه با دریافت حق بیمه آن را قبول می کند؟
    • قبول کردن و یا قبول نکردن آن بستگی به شرایط متقاضی دارد. فرض کن یک نفر که درآمدی معادل ۵۰ هزار دلار در سال دارد اگر بیمه نامه ۵ میلیون دلاری بخواهد هر چند که حق بیمه آن را هم پرداخت کند صدور بیمه نامه از نظر بیمه گر با تردید جدی روبرو است چون هدف تامین رفاه و امنیت مردم با حفظ کیفیت زندگی آن ها است. در یک نگاه ساده و بدون در نظر گرفتن افزایش منطقی حقوق و یا تورم،  مجموع درآمد شخصی که ۵۰ هزار دلار درآمد دارد بعد از ۲۰ سال ، ۱ میلیون دلار خواهد بود و هدف بیمه گر حفظ کیفیت زندگی مردم است. پس این شخص باید بتواند بیمه گر را توجیه کند که چرا چنین مبلغ بالایی برای سرمایه فوت می خواهد. از سویی دیگر باید بگوید که با درآمد ۵۰ هزار دلاری ، چگونه می تواند حق بیمه یک بیمه نامه ۵ میلیون دلاری را پرداخت کند؟ به این شخص توصیه می کنیم که مثلا با سرمایه فوتی معادل ۵۰۰ هزار دلار بیمه شود و بعدها اگر در شرایط مالی بهتری قرار گرفت، آن را افزایش دهد.  اما در نظر بگیر شخصی با درآمد سالانه ۲۰۰ هزار دلار درخواست بیمه نامه مشابهی داشته باشد که این عدد در نگاه اول برای شرکت بیمه توجیه خواهد داشت. البته شرایط شرکت های مختلف بیمه با هم متفاوت است ولیکن یک اصل کلی که تامین رفاه مردم با حفظ کیفیت زندگی آن ها است در همه شرکت های بیمه حکم می راند.

ادامه دارد.....

خبر پیشنهادی
بررسی مالیات و عوارض پرداختی از سوی صنعت بیمه در سال 97

بیمه ها چقدر مالیات و عوارض دادند؟


این مطلب را به اشتراک بگذارید