نقدی بر تحلیل اخیر سندیکا در خصوص آثار شیوع کرونا بر صنعت بیمه / محمود فراهانی

پیرو خواندن صنعت بیمه یکی از چالش های تحقیق است. در حالی که اینگونه نیست، یکی از محرک های رشد اقتصادی در دنیا و البته در ایران صنعت بیمه به عنوان یکی از ارکان بازار پول است. همچنین حضور این صنعت در حوزه های مختلف سرمایه گذاری به معنای ان است که صنعت بیمه یکی از پیش رانهای رشد اقتصادی محسوب می شود. این در حالی است که تحقیق به این موضوع اصلا نپرداخته و نحوه حضور بیمه ها در بازار سرمایه را مورد بحث قرار نداده است. /اختصاصی نبودن داده ها شاید یکی از مهمترین ضعف های تحقیق است. در هیچ جای تحقیق نمی بینیم پژوهشگران از داده های اختصاصی و ویژه صنعت بیمه استفاده برده باشند.

نقدی بر تحلیل اخیر سندیکا در خصوص آثار شیوع کرونا بر صنعت بیمه / محمود فراهانی

سندیکای بیمه گران اخیراً «تحلیل آثار شیوع بیماری کرونا بر صنعت بیمه؛ ریسک‌ها و فرصت‌ها» را منتشر کرد.

در این تحلیل تلاش شده بود با جزئیات و به‌تناسب رشته و درعین‌حال اقتصاد به ریسک‌ها و فرصت‌های حاصل از کرونا در صنعت بیمه پرداخته شود. اگرچه تلاش انجام‌شده قابل‌تقدیر است اما درعین‌حال نقدهایی بر آن وارد است که در ادامه بدان‌ها خواهم پرداخت.

1- یکی از نقدهای وارده آن است که تاریخ تحقیق مشخص نیست. با توجه به اینکه بحران کرونا طی چهار ماه اخیر با نوسانات مختلف همراه بوده لازم است زمان دقیق تحقیق مشخص شود. از منابع چنین بر می آید که داده ها تا اواخر فروردین جمع آوری شده است؛ اما معمولا منابعی که در رسانه ها هم مندرج می شود مانند (گفتگو با رضا جعفری که 26 فرودین انجام شده) می تواند با دو هفته تاخیر همراه باشد. لذا یکی از چالش های تحقیق دقیق نبودن تاریخ انجام تحقیق است.

2- ضعف منابع یکی دیگر از چالش های تحقیق است. از یک سو برخی از ماخذ ها مانند روند رشد اقتصادی جهان که از صندوق بین المللی پول گرفته شده مشخص نیست این پیش بینی متعلق به قبل از کرنا است یا در هنگامه کرونا. لذا نمی تواند چندان قابل اتکا باشد. از سوی دیگر برخی منابع قابل اتکا نیستند مرکز پژوهش های مجلس را نمی توان به عنوان یک منبع قابل اتکا دانست. همچنین تنها یک گفتگو (مصاحبه با رضا جعفری مدیرعامل بیمه سینا) نمی تواند معیارهای قابل اتکایی برای سنجش ریسک‌ها و فرصت‌های آتی باشد.

نکته دیگر آن است که داده های بحران با دوران غیر بحران مقایسه شده است. مقایسه سالهای اخیر از هر منظری که باشد نمی تواند به عنوان سنجه قابل اتکایی برای دوره بحرانی سال جاری متاثر ار کروناویروس باشد. درست تر ان بود که دست کم آمارهای سالهای 2008 تا 2013 که جهان با بحران اقتصادی شدید مواجه بود بررسی می شد. اگر چه در آن دوران هم اقتصاد جزیره ای ایران در مقایسه با جهان کمتر خسارت دید اما همین نکته هم می توانست معیاری برای سنجش وضعیت قرار گیرد.

3- بی توجهی به گذاره های اصلی اقتصاد در ایران، یکی دیگر از چالش های تحلیل است. اگر چه در تحقیق تلاش شده تا فروش نفت خام و قیمت دلار به عنوان دو گزاره اصلی اثر گذار بر بودجه سالانه دولت در نظر بگیرد؛ اما اتفاقات اخیر در بازار سرمایه نشان می دهد دولت تمام تلاش خود را برای تامین منابع مورد نیاز بودجه سالانه روی این بازار متمرکز کرده است و بانک مرکزی هم برای ایجاد ثبات در بازار کلیه ابزارهای در اختیار خود را بر اساس بازار سرمایه طرح ریزی کرده و در نظر دارد موازنه ای را که قرار است در اقتصاد ایجاد کند از طریق بورس محقق کند طبعا تورم نیز از محل گسیل نقدینگی به این بازار قرار است کنترل شود. در عین حال به نظر می رشد نقشه دولت و بانک مرکزی برای مدیریت بودجه و اقتصاد چندان به کرونا هم ربط ندارد و به مطالعات و برنامه ریزی های قبل از کرونا برمی گردد. نمودار زیر که در اوایل اردیبهشت ماه منتشر شد نشان از همین رویکرد دولت و بانک مرکزی دارد.


بورس ایران یکه تاز دنیا

4-همچنین از مهاجرت سرمایه ها به بازارهای دیگر از جمله مسکن و خودرو چندان سخن به میان نیامده در حالی که با توجه به چسبندگی صنعت بیمه به رشته ثالث ضروت داشت درباره مهاجرت سرمایه ها به بازار خودرو و آثار ان بر اقتصاد بیمه بیشتر صحبت شود.

 

5- در خصوص آثار همراهی صنعت بیمه با بحران کرونا و هزینه های آن در تحلیل نکته چندانی ذکر نشده در حالی که نیاز است تا این همراهی که برخی نام ان را زیان گذاشته اند به تفصیل بیشتر سخن به میان آورده شود. شاید لازم باشد صنعت بیمه در دوره های بعد نیز چنین همراهی را با مردم انجام دهد.

6- تحلیل ها اغلب کیفی است تا کمی، درباره پیش بینی نرخ تورم هیچ براورد مشخصی ارائه نشده است. تنها نرخ رشد اقتصادی و قیمت نفت شاخص هایی هستند که برای قبل و بعد از کرونا پیش بینی شده اند. در حالی که چون متغییرهای موثر بر نرخ رشد را نفت پایه در نظر گرفتیم باز هم می تواند گمراه کننده باشد. به نظر می آید رشد اقتصادی در ایران را برای سال 99 بر اساس گذاره های مرتبط با بازار سرمایه و نقدینگی که از این بازار به بازارهای دیگر سرریز می کند باید بررسی شود.

7- بازار سرمایه به عنوان یک بازار دارای ریسک بالا در نظر گرفته می شود. بخصوص با توجه به شرایط اقتصاد ایران و راهبردهایی که دولت و بانک مرکزی در پیش گرفته اند باید سناریوهای احتمالی بیشتر بررسی می شد. اگر حباب بورس بترکد آثار آن چگونه خواهد بود و اگر وضعیت به همین شکل تداوم یابد آثار آن بر صنعت بیمه چیست؟

8- پیرو خواندن صنعت بیمه یکی دیگر از چالش های تحقیق است. در حالی که اینگونه نیست. یکی از محرک های رشد اقتصادی در دنیا و البته در ایران صنعت بیمه به عنوان یکی از ارکان بازار پول است. همچنین حضور این صنعت در حوزه های مختلف سرمایه گذاری به معنای ان است که صنعت بیمه یکی از پیش رانهای رشد اقتصادی محسوب می شود. این در حالی است که تحقیق به این موضوع اصلا نپرداخته و نحوه حضور بیمه ها در بازار سرمایه را مورد بحث قرار نداده است. ریسک‌ها و فرصت‌های صنعت بیمه در این بازار با توجه به اینکه گذاره اصلی اقتصاد در کشور است از اهمیت بسیار بالایی برخورد دار است. به گونه ای که می تواند به اهرم قابل اتکایی برای تدوام رشد یا ثبات صنعت بیمه تلقی شود.

9 – تحلیل به تغییر سبک زندگی در دوران کرونا هیچ اشاره ای نکرده است اگر چه بحث ظرفیت های حوزه عرضه خدمات اینترنتی را تا حدی مدنظر قرار داده اما با توجه به تغییر سبک زندگی جامعه در حین و بعد از کرونا ضرور داشت تا بخشی از تحقیق به این مسئله بپردازد. نکته اساسی آن است که بیمه به عنوان یک خدمتی که ابعاد اجتماعی ان بالاست به صورت مستقیم با سبک زندگی مرتبط است.

10- بیان ریسک‌ها به صورت کیفی بدون توجه به سنجش عددی یکی از مهمترین چالش های تحقیق است. بسیار از ریسک‌هایی که به صورت کیفی بیان شده شاید توسط اغلب مدیران و کارشناسان قابل بیان بود. نکته ای اکه از تحقیق انتظار می رود سنجش میزان ریسک‌ها در هر یک از رشته هاست. اگر این سنجش ها صورت می گرفت ارزش واقعی تحقیق نمایان می شد.

11- اختصاصی نبودن داده ها شاید یکی از مهمترین ضعف های تحقیق است. در هیچ جای تحقیق نمی بینیم پژوهشگران از داده های اختصاصی و ویژه صنعت بیمه استفاده برده باشند. به تعبیر دیگر این تحقیق می توانست توسط یک پژوهشگری که دانش نسبی درباره بیمه داشته باشد نیز ارائه شود. چون از یک سو ماخذ و منابع در اختیار تحقیق در اختیار همگان قرار دارد و آماری و ارقامی را نمی بنیم که به صورت ویژه در اختیار پژوهشگران قرار گرفته باشد از سوی دیگر در این راستا تلاش ویژه ای هم صورت نگرفته است.

12- ضعف داده در صنعت بیمه باعث شده تا پژوهشگران عملا دسترسی دقیقی و موثری به داده های مورد نیاز نداشته باشند. عدم استفاده از فناوری های روز دنیا در جمع آوری و تحلیل داده ها باعث شده هر پژوهشگری در صنعت بیمه نتواند پژهش موفقی را ارائه دهد. صنعت بیمه ما از منظر جمع آوری و تحلیل داده ها تنها به سنهاب بسنده کرده در حالی که حتی اگر این داده های این سامانه به صورت انلاین هم منتشر شود باز هم پاسخ گوی نیاز حال صنعت بیمه نیست. با توجه به اینکه داده به عنوان دارایی اصلی بنگاه های مطرح است اما صنعت بیمه ما هنوز مقوله های بیگ دیتا و هوش مصنوعی در تحلیل داده های ساختار نیافته را مورد غفلت قرار می دهد.

ضعف بخش های فناوری اطلاعات و پژوهشی در صنعت بیمه ما شاید مهمترین دلیل ضغف تحقیق بالا باشد که البته چندان ربطی هم به پژوهشگران ان ندارد.

 صنعت بیمه راهی ندارد جز اینکه زیرساخت های فناوری اطلاعات را متناسب با شرایط روز دنیا متحول کند. غیر از این باشد طبعا روز بروز صدمه پذیرتر و پرریسک تر در عرصه اقتصاد ظاهر خواهد شد.

 

 

خبر پیشنهادی

این مطلب را به اشتراک بگذارید