سردرگمی صنعت ۱۰۰ ساله در بازار بیمه های عمر/ احمد کیهانی

در حدود ۱۰۰ سال از آغاز فعالیت صنعت بیمه در کشور می گذرد و در این مدت صنعت بیمه دستخوش تغییرات بیرونی و درونی بسیاری بوده است. با این حال امروز این صنعت به قامت صنعتی ۱۰۰ ساله رسیده که تنها توانسته در این مدت درصد بسیار پایینی ضریب نفوذ بیمه ایجاد کند.اگر بتوان مرز بندی ای در طول عمر این صنعت در نظر گرفت تفاوت ۲ دوره حضور شرکت های بیمه خارجی و عدم حضور آنها مد نظر قرار خواهد گرفت و تفاوت اصلی وجود سرمایه گذار خارجی در این صنعت خواهد بود.

سردرگمی صنعت ۱۰۰ ساله در بازار بیمه های عمر/ احمد کیهانی

با این حال این سوال ایجاد می شود که آیا پس از گذشت 100 سال، صنعت بیمه اکنون در جایگاه تاثیر گذار ، بهره ور ، کارآمد و متاثر بر روند رشد اقتصادی کشور  قراردارد؟ یا اینکه عوامل بیرونی و درونی که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد مانع موفقیت این صنعت شده اند.

در تشریح سوال فوق به صورت اختصاصی به بازار بیمه های عمر و سرمایه گذاری در کشور می پردازیم:

قدمت ارائه انواعی از بیمه های عمر و عمر و سرمایه گذاری در ایران تقریبا هم دوران با قدمت صنعت بیمه می باشد، زمانی که اولین بیمه عمر توسط تاجری تبریزی خریداری شد.

حال با توجه به ایجاد تغییرات بسیار گسترده در انواع این بیمه نامه ها در سراسر جهان و به حداکثر رساندن مطلوبیت محصول برای مشتری ، صنعت بیمه و اقتصاد کلان کشور آیا این تاثیر گذاری از سوی صنعت بیمه ایران نیز وجو داشته است؟ و یا حتی صنعت بیمه ایران  به اهداف حداقلی و مورد انتظار خود رسیده است؟

پس از ملی شدن تمامی  شرکت های بیمه ای و خروج سرمایه گذاران خارجی رشد نفوذ بیمه های عمر و سرمایه گذاری به دلایل مختلفی اعم از شرایط اقتصادی ، نرخ بالای تورم ، و اجرای برخی سیاست های غلط بیمه ای به شدت کاهش یافت، تا جایی که تقریباً از انتهای دهه 60 و اوایل دهه 70 توسط یک یا 2 شرکت این محصول به ساده ترین شکل ممکن در بازار ارائه می شد. و اینچنین مسائلی باعث از دست دادن فرصت های طلایی برای رشد صنعت بیمه از دهه 70 تا دهه90 شد.این در حالیست که عوامل مدیریتی درون صنعت بیمه نیز به دلیل نداشتن درک صحیحی ازفرصت های موجود و نداشتن تخصص های لازم  نتوانسته صنعت بیمه کشور را به جایی که باید برساند ، به طور مثال افزایش نرخ رشد جمعیت از اواسط دهه شصت تا اواسط دهه 80 طلایی ترین فرصت برای ارائه بیمه های عمر به بازاری که هدف آن بازار پدر مادرانی با دغدغه آینده فرزندانشان بود که از دست رفت. اینگونه است که سرمایه شرکت های بیمه و توانگری مالی آنها همیشه در نقطه ای پایین بوده است و صنعت بیمه در تاثیر گذاری در رشد اقتصادی کشور ناکام مانده.

از اوائل دهه 80و با پا به عرصه گذاردن شرکت های بیمه ای خصوصی مجدداً تمرکز شرکت های بیمه ای به بازار بیمه های عمر افزایش یافت. اکنون پس از  گذشت بیش از یک دهه از ارائه نوع جدیدی از بیمه های عمر و سرمایه گذاری توسط تمامی شرکت های بیمه ای شاهد آن هستیم که به دلیل نبود دانش کافی ، نگاههای تاثیر گذار اما چارچوب مند در طراحی ، فروش ، خدمات بیمه گری و سرمایه گذاری تاکنون هیچ یک از شرکت های بیمه ای نتوانسته اند محصولاتی به روز حرفه ای و کامل را برای بازار طراحی و ارائه نمایند.

از جمله دلایل مورد نظر این است که هنوز شرکت های بیمه ای در ایجاد ساختاری سودمند ، کارآمد و شفاف در زمینه های بیمه گری ، سرمایه گذاری و توسعه بازار موفق نبوده اند که آمار پایین فروش بیمه های عمر و سرمایه گذاری ، نرخ باز خرید بالای بیمه نامه ها ، یکسان بودن 90 درصد شرایط بیمه های عمر و سرمایه گداری  کلیه شرکت های بیمه ای و عدم وجود خلاقیت در طراحی محصولات و سرویس های جذاب تر در کنار کسب حداقلی سود کلان موجود در بازار این بیمه ها توسط شرکت های بیمه ای شاهد این قضایاست، از سوی دیگر متاسفانه شرکت های بیمه ای کارنامه ای ناموفق در زمینه آموزش نیروهای حرفه ای فروش به عنوان تاثیر گذارترین نیرو ها در فروش خدمات داشته اند.این در حالیست که با توجه به شرایط موجود می توان با اتخاذ تصمیمات مناسب و نیز تحقیقات و بررسی های حرفه ای آثار منفی گذشته را در مدت زمان کوتاه تری جبران نمود.

در حال حاضر با توجه به شرایط پسا برجام و علاقه مندی شرکت های خارجی برای حضور در صنعت بیمه کشور با توجه به نرخ سن جمعیتی کشور و سود آوری مناسب بازار مالی ایران به همراه فرصت های مناسب سرمایه گذاری موجود در کشور بنظر می رسد فرصت مناسبی باشد که شرکت های بیمه ای بتوانند با ایجاد ساختارهای حرفه ای بیمه گری ، ایجاد کانال های فروش حرفه ای ، نوآوری و ارائه محصولات متفاوت، ایجاد ساختار شفاف مالی و صندوق های سرمایه گذاری استاندارد به موفقیت ارزشمندی دست یابند و در شرایط اقتصادی موجود تاثیر مثبت خود را ابراز نمایند و موجب افزایش ضریب نفوذ محصول و افزایش حداکثری توانمندی مالی شرکت های بیمه ای شوند.

اما اکنون متاسفانه با توجه به تعجیل تمامی شرکت های بیمه ای در افزایش سهم خود از بازار بیمه های عمر و حاکمیت تفکر مدیریتی اشتباه که متاسفانه اکثر مدیران با ریسک پذیری بسیار پایین صرفاً به دنبال ادامه حیات شرکت بیمه می باشند و با طراحی محصولات تکراری موجود در صنعت ، عدم ایجاد ساختار حرفه ای در زمینه جذب ،آموزش ،پشتیبانی نیرو های فروش ، عدم انجام سرمایه گذاری های وسیع به دلیل ضعف در سیستم سرمایه گذاری شرکت ها ، تاثیر مستقیم پایین بودن در آمد شرکت های بیمه ای از محل سرمایه گذاری بر ریسک پذیری فنی شرکت ها و عدم رشد توانگری مالی، در کنار ساختار اداری بسیار پیچیده و پرهزینه از یک سو و از سوی دیگر عدم موفقیت نهاد های نظارتی در قانون گذاری ،نظارت و آزاد سازی تدریجی بازار به همراه عدم تسلط کافی به شرایط اقتصادی موجود و استفاده از فرصت ها باعث شده است که ضریب نفوذ این محصول استراتژیک در اقتصاد کشور 8 درصد و 17درصد پایین تر از منطقه منا باشد.

به نظر می رسد در صورتی که مدیریت جدید بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران با نگاه جدیدی نسبت به مسائل مطروحه نپردازد و با استفاده از تفکرات نو به همراه استفاده از تجربه متخصصین قدیمی در کنار کادر اجرایی متخصص تغییراتی را در سیستم نظارتی و نگرش مدیریت انجام ندهد فرصت های رو به رو نیز به مانند گذشته از دست خواهند رفت و صنعت بیمه به عنوان یک قطب اقتصادی مهم و قوی در اقتصاد هر کشور نخواهد توانست نقش کلیدی خود را اجرا نماید و فرصت هایی از جمله نرخ جمعیتی، فرصت های سرمایه گذاری،امکان جذب سرمایه گذاری خارجی با جذابیت بالا برای سرمایه گذار و تغییر در نگرش مدیریتی حاکم را از دست خواهد داد. لذا بدون شناخت کافی از پتانسیل های موجود در صنعت بیمه به همراه نگاه تخصصی و خلاقانه نمیتوان به اهداف پیش روی صنعت رسید.

احمد کیهانی ، کارشناس صنعت بیمه
منبع:ریسک نیوز

 

خبر پیشنهادی

این مطلب را به اشتراک بگذارید