دل نوشته ای بر کاهش کارمزد شبکه فروش / محسن صالحی

روند کاهش کارمزد بدلیل دیدگاه های تنگ نظرانه و غیر حرفه ای در باره شبکه فروش از همان زمان پایه ریزی و بویژه در زمان حاکمیت چهار شرکت دولتی تا به امروز ادامه و‌ در تار و پود صنعت بیمه نهادینه گردید.

چندی پس از ملی شدن شرکت‌های بیمه زمزمه های عدم نیاز به شبکه فروش و بویژه دلالان رسمی بیمه (کارگزاران امروز) و کاهش کارمزد آغاز گردید، تا انجا که شوربختانه دلالان رسمی بیمه از بازار بیمه آنروز حذف گردیدند.

در فضای خالی از برخی کارشناسان و مدیران و صاحب نظران در آن زمان ، برخی آگاهانه و دیگران برای پر کردن جای خالی آنان با ارائه مشاوره های غیر بیمه ای و همسو با هیجانات بازار ،پروژه ملی شدن شرکت‌های بیمه را مطرح و سرانجام با دولتی شدن، شرکت‌های صنعت بیمه را برای زمانی دراز زمین گیر کردند.

هزاران افسوس که صدای مخالفین حرفه ای اینکار در انروزها شنیده نشد.روند کاهش کارمزد بدلیل دیدگاه های تنگ نظرانه و غیر حرفه ای در باره شبکه فروش از همان زمان پایه ریزی و بویژه در زمان حاکمیت چهار شرکت دولتی تا به امروز ادامه و‌ در تار و پود صنعت بیمه نهادینه گردید.

انگیزه فروش بیمه های خرد در شبکه فروش از بین رفت و این شد که امروز در بسیاری از بلاهای فاجعه امیز (سیل و زلزله )و یا رویدادهایی همانند ساختمان پلاسکو تقریبا با ضریب خطایی ناچیز همه فاقد بیمه بوده اند .

کسانی که کل کارمزد پرداختی و متوسط کارمزد ماهیانه نمایندگان بیمه کشور را محاسبه می کنند و یا کارمزد را بار سنگین بر دوش بیمه گران می دانند درک درستی از بیمه ندارند و بدون تردید بیمه را بلد نیستد.

اینان نمی دانند که اگر درامد ناشی از تلاش شبانه روز شبکه فروش که برای سیر کردن شکم خود و خانواده شان انجام می دهند برای بیمه گران نبود از محل سرمایه خود حقوق نجومی یکروز انان را هم تامین نمیکردند

 

این دیدگاه حاکم بر فضای مدیریتی صنعت بیمه از یکطرف به ضعیف کردن شبکه فروش و عدم رشد انان که برابر با عدم گسترش و فراگیر شدن بیمه است منجر میشود و از طرف دیگر به حاکمیت انان بر شبکه فروش کمک می کندو همچنین فضا را را برای رانت خواران و ایجاد نمایندگی و یا کارگزاران دروغین هموار می کند.

شما از برخی نمایندگی های خاص  و تا به امروز که استارت اپ ها آمدند را بررسی کنید ریشه وجودی همه رانتها؛ تصاحب همان کارمزد زیاد محاسبه شده نمایندگان است که ‌برنامه ریزی می کنند که چگونه می‌توان با استفاده از رابطه و تکنولوژی انرا تصاحب کرد.

ببینید استارت اپ ها یی که در کشورهای پیشرفته مقوله ای برای کار و کارافرینی است در بازار بیمه داخل چگونه عمل می کنند که به ضد خود تبدیل می شوند.
شما بروکر هایی همانند لویدز، هاب ، Aon و… را که یکی از عوامل تاثیر گذار و توسعه بیمه در سطح جهان هستند را ببینید آیا انان هرروز مواجه با کاهش کارمزد و یا اعمال سلیقه توسط مدیران گوناگون بودند؟

مدیران باید پاسخ دهند که در این سالها  زمینه رشد و بالندگی چه تعداد ازین نمایندگی ها و کارگزاری ها را در کشور فراهم کردند؟ آیا بلایی که سر آیین نامه نمایندگی شماره ۱۳ وارد امد امروز با واگذاری کارمزد به بیمه گران در شرایطی که بسترهای فرهنگی ، عرفی، قانونی و نظارتی آن اماده نیست برای آیین نامه کارمزد هم می خواهد تکرار شود؟ نمایندگی و کارگزار رانتی ! کارمزد رانتی!  سود کلان میهنی و بازار بیمه و بیمه گذاران چه می شود؟ ‌

همانطور که بازتاب تلاش و‌کوشش یک دانش اموز در کارنامه پایان سال اموزشی وی منعکس می شود، تجلی کارنامه صنعت بیمه و مدیران آن در ضریب نفوذ بیمه نهفته است. تا انجا که بیاد دارم از برگزاری نخستین همایش بیمه به مناسبت سیزدهم آذر در سالن امفی تئاتر دانشگاه تهران تاکنون همیشه روسای کل از پایین بودن ضریب نفوذ بیمه در کشور و سنجش آن حتی با کشورهای منطقه گله مند بودند. امسال را شوربختانه حضور نداشته و موفق به شنیدن سخنرانی ها نشدم. امیدوارم سخنان قانع کننده ای ایراد شده باشد.

شگفتا درین آشفته بازار بر عکس بسیاری از کشورهای پیشرفته که مدیران برای اشتباهاتی که داشتند در برابر مردم  پاسخگو و از مردمشان پوزش خواسته و به اختیار استعفا می دهند اینجا ساز و کاری پیش بینی شده که از میان همین مدیران، مدیر نمونه و یا چهره درخشان و تاثیر گذار هم برای صنعت بیمه  انتخاب شود .

‌شوربختانه کسانی هم که مهربانانه و با همه وجود و بدون هیچگونه چشمداشتی در تلاشند در همین شرایط با ارایه خدمات شایسته به مردم بکار ادامه دهند هرگز دیده نمیشوند.

محسن صالحی / کارشناس و فعال بیمه

لینک کوتاهلینک کپی شد!
اخبار مرتبط
ارسال نظر

22  −  20  =