تاملی چند بر سبک‌ مدیریتی و سیاستهای های روسای کل بیمه مرکزی/حبیب میرزائی

بعد از انقلاب اسلامی دکتر دانشپور در دولت مرحوم  دکتر بازرگان تا سال 1360  و آقای اعرابی تا سال 1362 رئیس کل بیمه مرکزی بودند که از سبک مدیریتی و سیاستهای آنها اطلاعات دقیقی در دسترس نیست. اما از سال 1362 هفت رئیس کل در بیمه مرکزی فعالیت کردند  که هر یک سیاستهای خاص خود را داشته اند .در این قسمت به  اهم مجموعه سیاستها ودستاوردهای هر یک اجمالا” اشاره می شود.

به گزارش رییک نیوز ، حبیب میرزایی، کارشناس ارشد بیمه در یادداشتی سبک مدیریتی روسای کل بیمه مرکزی را مورد بررسی قرار داده است:

 

مقدمه

ارزیابی عملکرد مدیران در فقدان سنجه و معیار اندازه گیری بسیار دشوار است  .باید به امید روزی نشست که عملکرد مدیران در صنعت بیمه با معیار های کمی قابل سنجش و ارزیابی شود.در فقدان سنجه ، هر چه غبار معاصرت دوره فعالیت مدیر فرو نشیند ارزیابی نتایج عمده عملکرد آن راحتر خواهد بود و دستاوردهای عمده و برجسته هر مدیر  در میان مدت  حاصل سبک مدیریتی وسیاستهای اتخاذی او خواهد بود.

سبک مدیریتی و سیاست‌ های بالاترین مقام هر سازمان نقشی کلیدی در نیل به اهداف سازمان دارد و هرچه رئیس سازمان سیاست های روشن تری داشته باشد  خروجی و دستاورد های ملموس تری  رابه ارمغان می آورد.

یکی از اصول سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی درست  این است که  رئیس سازمان  بتواند اولویت‌ها و برنامه‌های سازمان  را منبعث ازشرایط روز در یک فرایند نظامند استخراج و تحلیل و برای اجرای و پیاده سازی آن برنامه ریزی کند . چنانچه  بین مقامات ارشد و کارکنان  در یک سازمان در مورد اولویت‌ها و برنامه‌ها مدام تبادل نظر و رفت و برگشت در جریان باشد؛  در این صورت  سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی شکل خواهد گرفت .

اصولاً آنچه رئیس سازمان می‌خواهد اولاً باید به روشنی برای خود وی درک شده باشد و توسط وی به تفصیل برای کارکنان تبیین شودثانیاً از صدر تا ذیل کارکنان ، باید سیاست‌های  کلان سازمان را به درستی بفهمند تا بتوانند  آنها را پیاده و عملیاتی نمایند.

امروزه یکی از پدیده های رایج در کشور این است که خود مدیر  یا رئیس سازمان  نمی‌داند چه می‌خواهد و به کجا می‌خواهد برسد و مدیرانی که سیاست روشن و قابل فهم و قابل اجرایی دارند در کشور بسیار نادر هستند. بدین ترتیب  سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی در اکثر سازمان‌ها  به تدوین یک سند برنامه با بسته‌بندی شیک منجر می شود و در کتابخانه قرار می‌گیرد. اما آنچه در عمل اجراو پیاده می شود با سند برنامه سنخیت ندارد و تفاوت فاحشی دارد.

به طور کلی  سبک مدیریتی وسیاستهای روسای سازمانها  از دو عامل متاثر است .عامل  اول به ویژگی های شخصیتی، تجارب و روحیات مدیر بر می گردد. عامل دوم به برداشت وادراک رئیس سازمان  از اسناد و قوانین بالادستی ، سیاست‌های کلان دولت و همچنین ادراک و دریافتی  است که  از ماموریت  و رسالت سازمان  متناسب با تحولات محیطی  حاصل می کند. مدیری می تواند سازمان تحت مسوولیت خود  یک قدم پیش ببرد که بر نقاط قوت و ضعف سازمان مسلط و از فرصتها وتهدیدات و چشم انداز تحولات پیرامون درک درست و کاملی داشته باشد در این صورت مدیری اثر بخش خواهد بود.

آقای پیتر دراکر، به عنوان یک صاحب‌نظر موضوع مدیریت ویژگی‌هایی یک مدیر اثربخش این‌گونه شرح داده است: «بنیان مدیریت اثربخش در تفکر، بر اساس رسالت سازمانی و استقرار آن به گونه‌ای روشن و مشهود قابل تعریف است. مدیر اهداف را تعیین می‌کند و اولویت‌ها را مشخص می‌سازد و معیارهای حرکت را مقرر کرده و حفظ می‌کند.

 

چرا در بیمه مرکزی به عنوان نهاد ناظر ،سیاست‌گذاری  روشن  رئیس کل اهمیت مضاعف دارد ؟

 

رئیس کل بیمه مرکزی طبق قانون علاوه بر ریاست بیمه مرکزی، مسئولیت شورای عالی بیمه را به عنوان نهاد تنظیم مقررات به عهده دارد و سیاست های رئیس کل در فرایند مطالعه و تدوین در نهایت در شورای عالی بیمه به مقررات تبدیل می گردد. شورای عالی بیمه از جمله نهادهای تنظیم مقررات است که می تواند برای بازیگران صنعت بیمه شامل شرکت‌های بیمه، واسطه‌های بیمه و نیز بیمه‌گذاران مقررات تنظیم و تصویب نماید.آثار مقررات مصوب  آن  نیزفراگیر است .

 

 مروری بر سبک مدیریتی و سیاستهای روسای کل بیمه مرکزی

 

بعد از انقلاب اسلامی دکتر دانشپور در دولت مرحوم  دکتر بازرگان تا سال 1360  و آقای اعرابی تا سال 1362 رئیس کل بیمه مرکزی بودند که از سبک مدیریتی و سیاستهای آنها اطلاعات دقیقی در دسترس نیست. اما از سال 1362 هفت رئیس کل در بیمه مرکزی فعالیت کردند  که هر یک سیاستهای خاص خود را داشته اند .در این قسمت به  اهم مجموعه سیاستها ودستاوردهای هر یک اجمالا” اشاره می شود:

 

 

  1. آقای گرانمایه[1] در دهه 60 و به مدت ده سال در بیمه مرکزی به عنوان رییس کل فعالیت داشتند. ایشان بیمه مرکزی را در این دوره درونگرا و بدون تعامل نظام‌مند با دولت مدیریت کردند. صنعت بیمه در  دهه شصت درگیر مسائل جنگ و موضوع بیمه نفکش ها و نیز ملی شدن شرکتهای بیمه بود.مهمترین اقدامات این دوره را باید ادغام شرکتهای بیمه ملی شده در بیمه دانا و بازتعریف نقش وکارکرد بیمه در اقتصاد بود.  بلاتکلیفی شرکت های بیمه و ابهام در موضوع ملی شدن شرکتهای بیمه از جمله مسائلی اصلی صنعت بیمه بود . دیدگاه‌های نیز مبنی بر عدم نیاز به نهاد ناظر بیمه مرکزی وجود داشت که در نهایت این اختلاف نظرها در چارچوب  قانون چگونگی  اداره امور شرکت های بیمه تعیین تکلیف و نهایی شد.
  2. دکتر همتی دو بار در سمت رئیس کل و جمعاً به مدت ۱۵ سال در بیمة مرکزی فعالیت کردند[2]. ایشان در دورة اول مسئولیت خود، سبک مدیریتی خود را اقتدارگرا  شروع کردند وبه تدریج به سمت سیاست گذاری توسعه‌گرا تغییر وضعیت دادند. ایشان به زودی دریافت که توسعه ای صنعت بیمه با چهار شرکت بیمه دولتی بدون حضور بخش خصوصی امکان پذیر نیست لذا ابتدا شبکه فروش بیمه با مالکیت خصوصی را چارچوب شرکت‌های نمایندگی با پیشنهاد یکی  مدیران عامل شرکهای بیمه در صنعت بیمه فعال کرد وگسترش داد .سپس  مجوز حضوربخش خصوصی  در بیمه گری را در مناطق آزاد فعال نمود و به تدریج لزوم فعالیت شرکت‌های بیمه خصوصی در سرزمین اصلی را در دستور کار قرار داد و اولین همایش بیمه و توسعه را به موضوع نقش بخش خصوصی در توسعه صنعت بیمه اختصاص داد . همایش  بیمه و توسعه سالانه  را پایه‌گذاری کرد  .خوشبختانه  با استمرار برگزاری این همایش و شرکت مقامات ارشد دولت کم‌کم نقش صنعت بیمه در اقتصاد کشور ارتقا یافت .مهم‌ترین اقدامات ایشان ، به نوعی احیا و معرفی وظایف و کارکرد بیمة مرکزی بعد از انقلاب اسلامی به جامعه و اخذ اجازة تأسیس شرکت‌های بیمة خصوصی از مجلس شورای اسلامی بود، ضمن اینکه در معرفی  نقش صنعت بیمه در اقتصاد کشور نیز نقش برجسته‌ای داشتند.تاسیس پژوهشکده بیمه و تدوین لایحه بیمه حوادث طبیعی نیز در این دوره اتفاق افتاد. در دولت دکتر احمدی نژاد تدابیری برای اخذ عوارض از شرکتهای بیمه برای تامین مالی  نیروی انتظامی و هزینه های درمان مصدومین حوادث رانندگی اتخاذ شد که با مقاومت بیمه مرکزی مواجه شد. دکترهمتی در دورة دوم مسئولیت خود در دولت دکتر روحانی، سبک مدیریتی هوشمندانه و سیاست گذاری محتاطانه در پیش گرفته بودند. دکتر همتی به دلیل سابقة فعالیت در رسانة ملی، در مدیریت افکار عمومی و رسانه از مهارت خاصی برخوردار بودند .
  3. دکتر کهزادی[3] سبک مدیریتی سیاسی و امنیتی داشت. هم‌زمان با حضور ایشان، فعالیت شورای عالی بیمه توسط دولت نهم معلق شده بود و سیاست گذاری ایشان بیشتر معطوف به اقداماتی برای هماهنگی با نیروی انتظامی و قوة قضائیه بود.در این دوره عوارض متعددی بر صنعت بیمه وضع شد و حتی اساسنامه شرکتهای بیمه برای دریافت عوارض اصلاح شد.
  4. دکتر فرشباف در دورة مدیریت خود در بیمة مرکزی[4]، سبک مدیریتی بی‌پروا و و سیاست گذاری وی توسعه‌گرا بود .ایشان برای مطالعات و برنامه ریزی اهمیت زیادی قایل بود و برای اولین بار در صنعت بیمه اتاق فکر تشکیل داد.آزادسازی تعرفه‌های بیمه از جمله تعرفه بیمه شخص ثالث و تفویض اختیار جذب نمایندگی بدون آزمون به شرکت‌های بیمه و پیگیری ونهایی کردن لایحه قانون بیمه شخص ثالث در مجلس شورای اسلامی از معروف‌ترین اقدامات دورة سه‌سالة مسئولیت ایشان محسوب می‌شود.
  5. دکترکریمی[5] بیمة مرکزی را به سبک مدیریتی آمرانه ،اما سیاست گذاری اجرایی و میدانی در پیش گرفته بودند. البته برای راه‌اندازی فاز اول سامانة سنهاب تلاش و پیگیری وافری انجام داد  واز طریق شوراهای هماهنگی استانی شرکت‌های بیمه در تلاش بود قلمرو حضور نهاد ناظر را به سراسر کشور توسعه دهد.
  6. آقای امین[6] با سبک مدیریتی مقتدرانه و کارشناسانه و با سیاست گذاری مشخص بر نظارت و انتظام‌بخشیِ امور صنعت بیمه، بیمة مرکزی را مدیریت نمود. ایشان از جمله مدیرانی بود که سیاست روشن و قابل فهم و قابل اجرایی در صنعت بیمه داشت و آن را به طور جدی پیگیری می‌کرد.آقای امین به دلیل سابقه فعالیت در سازمان مدیریت و برنامه ریزی و مدیر عاملی شرکت بیمه البرز از مسایل ومشکلات صنعت بیمه و سیاستها و مقررات  و جهت گیری های صنعت بیمه جهانی  و سیاستهای دولت شناخت درستی داشت .ایشان عمیقاً مطالعه می‌کرد و  ایده‌ و نظام فکری منسجمی داشت .ایشان به شایسته سالاری و شایسته گزینی مدیران با دو معیار سابقه فعالیت و تحصیلات مرتبط اهمیت می داد و در این راستا  مقررات ، فرایند احراز و ارزیابی صلاحیت حرفه ای مدیران  کلیدی در چارچوب آیین نامه 90 در صنعت بیمه را نهادینه کرد  وسازوکار های نظارتی بیمه مرکزی را تقویت  و اجرای قوانین و مقررات را با رویکرد فنی و غیر شخصی را احیا نمود. فن آوری اطلاعات و ارتباطات با محوریت سامانه سنهاب را در خدمت نظارت  بیمه مرکزی قرار داد وشبکه فروش بیمه را ساماندهی و پالایش کرد و نمایندگان بیمه  دوشغله را  حذف نمود و  با ایجاد سامانه رسیدگی به شکایات بیمه گذاران و بر خورد با بیمه توسعه  نقش و وظیفه  حمایت از بیمه گذاران توسط نهاد ناظر را عینیت بخشیده شد. در دوره مسوولیت ایشان  با شناسایی  کسری ذخایر از ایجاد  سودهای موهوم  در صورت های مالی شرکت های بیمه جلو گیری به عمل آمد. ادامه روند افزایش کسری ذخایر می توانست به ورشکستگی اغلب شرکتهای بیمه منجر شود.البته آقای امین در این مسیر هزینه سنگینی نیز پرداخت کرد.
  7. دکتر سلیمانی[7] سبک مدیریتی محافظه کارانه و پیچیده و چند لایه داشت ودر دوره مدیریت ایشان، سمت و سوی سیاست گذاری  بیمه مرکزی در این دوره روشن نبود و این سازمان  از فقدان استراتژی رنج می برد و فرایند تصمیم گیری در سازمان بسیارکند و متمرکز  شده بود .اما از تصویب آیین نامه اداری و استخدامی بیمه مرکزی و تعدیل حق بیمه رشته شخص ثالث و متعادل سازی ضریب خسارت این رشته به عنوان دو دستاورد  این دوره نام برد.

حال باید منتظرماند تا سکاندار بیمه مرکزی در دولت سیزدهم مستقر شود تا سبک مدیریتی و سیاستهای آن  اعلام و قابل تحلیل گردد .

 

 

[1] ایشان از سال 1362 تا ابتدای سال 1373 رئیس کل بیمه مرکزی بودند

[2]. ایشان بار اول در دولتِ دوم  مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی، در ابتدای سال ۱۳۷۳، به مدت سیزده سال و بار دوم در سال ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۷ به مدت دو سال در دولت دکتر روحانی به عنوان رئیس کل بیمة مرکزی فعالیت کرد.

[3]. دورة مدیریت ایشان از خردادماه سال ۱۳۸۵ تا فروردین‌ماه سال ۱۳۸۷ بود.

[4]. ایشان از فروردین ماه 1388 تا شهریورماه سال 13390  در بیمه مرکزی مسئولیت داشتند.

[5]. ایشان از شهریورماه سال ۱۳۹۰ تا شهریورماه سال ۱۳۹۲  در بیمه مرکزی مسئولیت داشتند.

[6] ایشان از شهریورماه سال ۱۳۹۲  تا ۲۲ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۵به عنوان رئیس کل بیمة مرکزی فعالیت کردند.

 

[7] ایشان از خرداد سال 1397  تا 23اذر ماه 1400 عنوان رئیس کل بیمة مرکزی فعالیت کردند.

لینک کوتاهلینک کپی شد!
اخبار مرتبط
ارسال نظر

18  −  12  =