این قدرت شما نیست، چون شما خبرنگار نیستید

آسیب شناسی فعالیت خبرنگارنماهای زردنویس در صنعت بیمه

آنها بازیگردان عرصه رسانه نیستند بلکه بازیگران صحنه ای هستند که اساساً به معنای واقعی و حرفه ای آن نمی توان آن را رسانه و فعالانش را خبرنگار نامید. قدرتی که امروز به خود و رسانه شان نسبت می دهند را وام دار بستری مهیا شده برای پاسخگویی به شهوت لایک (پسندیده شدن) و ویو (دیده شدن) به دور از تمام اصول حرفه ای روزنامه نگاری هستند.

به گزارش ریسک نیوز، یادداشت زیر با قلم یکی از فعالان روابط عمومی صنعت بیمه که سابقه قابل ملاحظه ای در حوزه خبرنگاری در کارنامه دارد، به رشته تحریر درآمده است:

 

حدود 20 سال پیش زمانی که وارد دانشکده علوم اجتماعی شدم، خیلی زود به عنوان دانشجوی علوم ارتباطات اجتماعی با گرایش روابط عمومی، فهمیدم اغلب دانشجوهای این دانشکده کوچک با گرایش های مختلف علوم اجتماعی مجذوب یک رشته‌اند و یک حرفه؛ روزنامه نگاری! و من خوش شانس بودم، چند ماه بعد در تحریریه کتاب هفته بودم به سردبیری فرید قاسمی، سردبیری که نامش با دهه‌ها تجربه کار در  تحریریه نشریات مختلف کشور همراه بود. من در آن تحریریه کارآموزی بودم که بارها اخبارم خط ‌خورد و حواله سطل آشغال شد و تا مدت‌ها دبیرتحریریه من را مجبور کرد هر روز تمام صفحات فرهنگی روزنامه ها بخوانم و از خبرها نسخه‌برداری و بعضی شان را دوباره به شکل دیگری تنظیم کنم. کتاب خبرنویسی یونس شکرخواه هم قرآن خبرنویسان آن دوره بود که حواسمان باشد که ارزش های خبری را گم نکنیم، توصیه‌های محمد مهدی فرقانی و درس های حسن نمک دوست تهرانی را داشتم اما خیلی طول کشید تا من بتوانم گزارشی از خودم و بعدها با نام خودم را چاپ شده روی دکه ببینم. این ها را نمی گویم که بگویم من به سختی روزنامه نگار شدم، از قضا من هرگز خبرنگار خوبی نشدم، به قول استادمان این حرفه بی‌طرفی شجاعانه اصیلی می خواست!

من حالا سال‌هاست در روابط عمومی کار می کنم، جایی که شاید آن را شغلی رو در رو با روزنامه نگاری بدانند اما هرگز دانسته های علمی و بایسته های اخلاقی ما در دانشکده علوم ارتباطات علامه باعث نشد که حرفه ام را در تقابل با حقیقت و جریان آزاد اطلاعات قرار دهم. روزهای ورود من به حوزه روابط عمومی مواجه با گسترش سایت های خبری بود و روزنامه نگاران به دلایلی ترجیح می دادند رسانه شخصی خود را در فضای اینترنت راه اندازی کنند، اما کم کم پای دیگرانی به این عرصه باز شد که فرسنگ ها دور بودند از آن فکت و فیگور رسانه ای که می شناختیم. شبکه‌های اجتماعی بستر ورود افرادی به حوزه اطلاع رسانی و تولید محتوا شد که دیگر کمترین شباهتی بین روزنامه نگاری و کاری که این افراد انجام می دادند پیدا نمی شد. شکی نبود که ظهور پلتفرم های مختلف در فضای مجازی کمکی در جهت تسهیل گردش اخبار و جریان آزاد اطلاعات بود اما یک آسیب جدی را متوجه فضای رسانه ای و کار حرفه ای خبرنگاران می کرد، قدرت گرفتن جریانی که تولید محتوای زرد از سوی افرادی که پایشان را جایی بین تحریف و حاشیه می‌گذاشتند برای رسیدن به “اهداف” شان و این همان نقطه افتراق کار آنها با خبرنگاری اصیل است که دغدغه ای از بیان حقیقت و بازگو کردن واقعیت با هدف آگاهی بود نه شکل گیری فضایی مسموم با خوراکی از حاشیه و بزرگ نمایی با جنجال های سطحی و تیترهای احساسی خالی از اخلاق و دور از حرفه‌ای گرایی. بدون شک هر شخصی براساس حقوق و آزادی های فردی این حق را دارد که نظرات و عقایدش را در اجتماع و فضاهای عمومی بیان کند اما هر فعالیتی در این فضا و شبکه های اجتماعی به دلیل استقبال مخاطب و دنبال شدن توسط آنان، کار رسانه ای نیست در نتیجه هر محتوایی که به صورت عمومی منتشر می شود هم نمی تواند الزاماً محتوای خبری و گزارشی باشد.

بسیاری از این افراد بیش از آنکه خبرنگار باشند، چهره ای کاریکاتورگونه از پاپاراتیزی های فضای رسانه ای دارند که به اشتباه خود را دارای قدرت اجتماعی و اثربخشی عمومی فرض می کنند. باید تفاوت این پدیده را با شهروند خبرنگارانی که با اقدامات خود و گزارش دهی و انتشار اخبار نقش فعالی در جامعه در جهت اصلاح آن ایفا می کنند، در نظر داشت. جایی که تلاش فرد به نفع عمومی منجر شود با پدیده باج گیری عمومی در جهت منافع فردی تفاوت زیادی دارد. نکته مهم اما مغفول دیگر در این حوزه آن است که قدرت رسانه ارتباط مستقیمی به اندیشه و توانایی خبرنگاران آن دارد، روزگاری سرمقاله‌های محمد حسنین هیکل در روزنامه الاهرام مصر قدرت نفوذ نهضت فکری و جریان خاصی را در جهان عرب جاری کرده بود و این یعنی قدرت رسانه از اعتبار قلم و صاحبش! اما امروز عده ای جریان رسانه ای به شکل دیگری تفسیر می کنند، بسیاری خبرنگاران خودخوانده متوجه نیستند که قدرت شان نه از نفوذ کلام شان است و نه شأن و شخصیت شان، آنها در حال استفاده و بهره‌برداری از قدرت و نفوذ پلتفرم هایی (بسترهای در فضای مجازی) هستند که خوراک و ذائقه مخاطبان را شکل می‌دهد. آنها بازیگردان عرصه رسانه نیستند بلکه بازیگران صحنه ای هستند که اساساً به معنای واقعی و حرفه ای آن نمی توان آن را رسانه و فعالانش را خبرنگار نامید. قدرتی که امروز به خود و رسانه شان نسبت می دهند را وام دار بستری مهیا شده برای پاسخگویی به شهوت لایک (پسندیده شدن) و ویو (دیده شدن) به دور از تمام اصول حرفه ای روزنامه نگاری هستند و این در حالیست که خبرنگارانی هستند که بهای زیادی را برای مبارزه با فساد رخنه کرده در بدنه برخی شرکت‌ها و دستگاه‌ها می پردازند و این افراد در قامت یک مصلح افشاگر، پشت جریان فساد و رانت تبدیل به تریبون جریان های مخرب شده اند.

این افراد امروز در صفحات ملوّن فضای مجازی بسیار به چشم می خورند که در جریانات مختلف با تمام توان کوره احساس مخاطب را با شعله های اطلاعات ناقص، تقطیع شده و هدفمند، پر التهاب می کنند تا شاید از خاکستر آتشی که به پا کرده اند با تحت فشار قراردادن افراد حقیقی و حقوقی، نصیبی داشته باشند و این ادعا حاصل تجربه عینی‌ام در سال های اخیر است، واقعیت این است که علی رغم فعالیت چند ساله ام در حوزه روابط عمومی همچنان بهترین دوستانم اهالی رسانه و خبر هستند، افرادی که مسیر خبرنگاری را نه در کانال های تو در توی تلگرام و صفحه های پرهیاهوی اینستاگرام بلکه از پشت میزهای دانشگاه یا تحریریه‌ها و فضای حرفه ای رسانه آغاز کرده اند، افرادی که قلم به مزدی و خبر به نقدی روّیه‌شان نیست چون خبرنگاری شغل شریفی است و یک خبرنگار شریف افشا یا عدم افشای هیچ خبری را به منافع مالی و شخصی خود گره نمی زند. خبرنگاری شغل جذابی است اما نه برای گرفتن عکس های یادگاری با مدیران و مسئولان در اتاق های مخفی و پشت درهای بسته و دوستی هایی برای حاصل شدن عایدی فردی، خبرنگاری شغل سختی است چون باید بدانی حقیقت فروختنی نیست و بهای آگاهی جامعه، آگهی شما نیست!

 

 

 

لینک کوتاهلینک کپی شد!
اخبار مرتبط
ارسال نظر

65  −    =  63