از پلاسکو تا متروپل، درس هایی که عبرت نشد/امیرحمزه ملکیان

حادثه متروپل را باید هشداری بدانیم که از این آزمون بیدار شویم و برای آزمونهای بزرگتر بعدی آماده شویم، بیدار شویم و بفهیم چه می کنیم و چگونه شرایط زندگی شهری را با سهل انگاریهای فرهنگی، فنی و مدیریتی و انفعال در برابر مسائل حقیر روزمره با خطرات بزرگ بالقوه قرین کرده ایم و درس عبرت بگیریم.

یکی از تعاریفی که برای پیشرفت و عقب ماندگی کشورها وجود دارد، به وجود یا عدم وجود یک ویژگی یا خصلت جمعی در ملت هایشان بر می گردد. ملت های پیشرفته، قادرند که از درون حوادث روزگار (سیل، طوفان، زلزله، سونامی، آتش سوزی، ترور، انفجار، اشغال و جنگ) هر بار قویتر و منجسم تر و سربلندتر از قبل بیرون آیند و انبوهی از تجربه ها و ارزش های جدید را به نسل های آینده منتقل کنند، اما ملت های «عقب مانده»، با هر ضربه ای که می خورند، قدری شکسته تر، تلخ تر، خشمگین تر و افسرده تر می شوند و کوله بار سنگین تری از احساس حقارت و ذلت و حسرت و افسوس و نفرت و کینه از خود را بر دوشی نسل های آینده می گذارند.

بسیاری از کشورهایی که ما به عنوان نمادهای پیشرفت و توسعه می شناسیم، کشورهایی هستند که در تاریخ نهان بستر خانمان سوزترین حوادث و دشوارترین آزمون ها بوده اند. حالا ما از خودمان بپرسیم که از دل حوادث روزگار با چه قامتی بیرون می آییم؟ آیا حوادث تلخ را به اشکالی جدیدتر تکرار نمی کنیم؟

حادثه اسفناک فروریختن ساختمان ۱۰ طبقه متروپل آبادان در روز دوشنبه دوم خرداد ماه ۱۴۰۱ که منجر به تلفات جانی و وقوع خسارات فراوان شد و تاثری عمیق و جانگداز از خود برجای نهاده، از ابعادی گوناگون، قابل تأمل و تحلیل است. از جمله می توان در خصوص چگونگی مدیریت این قبیل بحران ها، به ویژه از منظر پیش بینی، پیشگیری، آمادگی و مقابله با آنها و نیز از منظر مدیریت و برنامه ریزی شهری، به موضوع نگریست.

چنین حوادثی، می‌‌تواند حامل پیام‌های زیادی برای مدیران، کارشناسان و مسئولین نهادهای درگیر در این حادثه باشد. برای نمونه، در روزهای اخیر دستگاه ها و نهادهای گوناگون مرتبط با این موضوع در معرض این سوال قرار گرفته اند که چه کوتاهی ها یا اهمال کاری هایی و از جانب چه دستگاه هایی رخ داده است که بسترهای وقوع چنین حادثه ای را گسترده اند. در این خصوص طیفی وسیع از اظهارنظرها، از نظرهای کارشناسی گرفته تا گلایه های شهروندان، به تببین و تشریح علل رخداد و مقصریابی دست زدند.

این حادثه یادآور حادثه آتش‌سوزی و فروریزی ساختمان پلاسکو از غم انگیزترین حوادث ساختمان های شهری می باشد که در ۳۰ دی ماه ۱۳۹۵ رخ داد و با مرگ دلخراش آتش‌نشانان و شماری دیگر از هم‌وطنان به همراه خسارات مالی سنگین، رویدادی تلخ در تاریخ کشور را ثبت کرد. پس از حادثه و ریزش سازه پلاسکو، هیاتی از کارشناسان خبره به دستور رییس جمهور وقت با تدوین گزارش ملی حادثه پلاسکو و با شعار پلاسکو را فراموش نکنیم، علل وقوع آن را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داده و با بیان راهکارها و پیشنهادات، بسیاری از خصایص حادثه آفرین جامعه ایران را اعلام نمودند و نویسنده‌ای به ظرافت درباره پلاسکو نوشته بود «پلاسکو فرو نریخت بلکه به پا خاست» و درست می‌گوید که پلاسکو به پا خاست تا ساختار و انسجام مدنی ایران را به پرسش بگیرد. پلاسکو به پا خاست تا بپرسد «شما ایرانیان چه کردید و چه نکردید که فرو ریختم؟».

چرا حافظه تاریخی ما ایرانیان ضعیف شده است که گذشته ها را تکرار می کنیم و از حادثه پلاسکو که نقطه عطفی در تاریخ اجتماعی این سرزمین در مدیریت سازه و بحران بود درس و عبرتی گرفته نشد.

چرا حوادث در ایران، منجر به یادگیری و تغییر در رویه های نهادی و قانونی نمی شوند و جامعه در این احساس کلی به سر می برد که گویی چیزی پیش نمی رود، مسئله ای حل نمی شود، و ما همواره در دوری باطل از تکرار مسائل مشابه قرار داریم؟ و از دل این حادثه و حوادث دیگر، چه ارزش هایی را استخراج خواهیم کرد و چه تجربه هایی کسب خواهیم کرد؟
چرا به رغم هشدارهای کارشناسان مبنی بر عدم استحکام بنا، بخش هایی از ساختمان متروپل با حضور مسولان استان خوزستان افتتاح می شود که امروز شاهد فروریختن آن و کشته و مجروح شدن هم وطنانمان باشیم؟

پیام متروپل برای جامعه ایران را باید فراتر از مسائل عمرانی، شهری و مدیریتی تعبیر کرد. این حادثه، ظرفیت آن را دارد که چالش های پرمخاطره تر و کاستی های فراگیرتر را به رخ بکشد.

پیام متروپل نه فقط برای مدیران اجرایی، بلکه برای اقشار ملت بسیار معنادار است که دیواره های بناهای عظیم شهر در معرض مخاطرات گوناگونی قرار دارد.

پیام بارز این حادثه آن است که اگر ساختمان متروپل فروریخت و شاید بتوان خرابه های آن را در طول دو یا چند سال بازسازی و آباد کرد، ولی اگر دیوارهای اعتماد و انسجام و اخلاق اجتماعی فروریزد، به سادگی نمی توان به بازسازی آن پرداخت.
حادثه متروپل را باید هشداری بدانیم که از این آزمون بیدار شویم و برای آزمونهای بزرگتر بعدی آماده شویم، بیدار شویم و بفهیم چه می کنیم و چگونه شرایط زندگی شهری را با سهل انگاریهای فرهنگی، فنی و مدیریتی و انفعال در برابر مسائل حقیر روزمره با خطرات بزرگ بالقوه قرین کرده ایم و درس عبرت بگیریم.

بناها و سازه های فراوانی مشابه متروپل آبادان در سراسر ایران و بخصوص در تهران وجود دارد، به عنوان نمونه طبق گفته شهردار تهران این شهر دارای ۳۳ هزار ساختمان ناایمن می باشد که ۳ هزار مورد آن پرخطر و دارای درجه ناامنی بالاتری هستند. پس لازم است برای درمان اصولی اینگونه مشکلات و بروز تخلفات مشابه، مالکان و مراجع مربوطه بخصوص شهرداری باید ایرادات نظام مهندسی به سازه ها را با جدیت و قاطعیت برطرف نمایند.

بررسی علل و شرایط این حادثه بخصوص در موارد زیر، ما را به شناسایی راه های پیشگیری از رخدادهای مشابه رهنمون خواهد ساخت و روزنه ای برای کشف ضعف ها و اشکالات موجود که زمینه ساز چنین وقایعی هستند، باز خواهد کرد.
۱. بررسی آیین نامه ها و نظام نامه های فنی مرتبط با ایمنی ساختمان ها و بررسی کاستی قدرت اجرایی آنها.
۲. بررسی سابقه بازرسی ها، نظارت ها، اخطارها و کلیه اقدامات قانونی صورت گرفته از سوی همه نهادهای مسئول درباره ساختمان متروپل.
۳. بررسی عملکرد مالک و مدیران ساختمان در حوزه ایمنی ساختمان و چرایی بی توجهی به مقولات ایمنی.
۴. بررسی مقوله مدیریت ریسک و بیمه مسئولیت و بیمه عیوب پنهان ساختمان در حادثه ساختمان متروپل و ساختمان های مشابه.
۵. جمع آوری و تحلیل ایده های متخصصان، مردم و نهادهای مسئول درباره راهکارهای پیشگیری از این گونه وقایع، راهکارهای جبران خسارات، و نهادینه کردن شیوه های پیشگیری.

امید است درس ها و عبرت های این حادثه ها با گذر زمان به فراموشی سپرده نشود و درس های آن را نباید به سادگی فراموش کرد یا به تاریخ سپرد و اراده ای برای ترک غفلت ها و یافتن نقاط ضعف و اصلاح آن وجود داشته باشد تا شاهد تغییری اساسی در رویکردها و روش های مدیریتی یا ساختارهای سازمانی باشیم.

امیرحمزه ملکیان، کارشناس صنعت بیمه

لینک کوتاهلینک کپی شد!
اخبار مرتبط
ارسال نظر

2  ×    =  12