سهامداری کاغذی در صنعت بیمه ایران بیداد می کند / نهاد ناظر دنبال دردسر نمی گردد

سلسله مطالبی در خصوص این روزهای صنعت بیمه ایران(قسمت سوم)

چرا بیمه مرکزی نمی تواند در مقابل رفتارهای فراقانونی سهامدار ورود بهنگام و درست داشته باشد؟ این سوالی است که هادی دستباز بدان پاسخ داده است. وی می گوید:شاخص سهامداری در صنعت بیمه فقط روی‌ کاغذ اعتبار دارد نه در عمل، این شیوه سهامداری مفاسد عمده ای را در صنعت بیمه ایجاد می کند و خود چشمه فساد است.

ریسک نیوز/آزاده محسنی: در سلسله گزارش های پیش رو تلاش می کنیم تا مروری بر چالش های صنعت بیمه بیندازیم. صنعت بیمه سالهاست با چالش های مختلفی روبروست که این روزها بیش از گذشته خود را عیان می کند.

در گزارش قبل به حاکمیت بلامنازع سهامداران بر شرکتهای بیمه اشاره کردیم با عنوان سهامدار زورگو زیر یک خم شرکت بیمه را گرفت

در گزارش بالا با اتکا به مستندهای موجود، علل قدرت بی اندازه سهامداران و دخالت در امور اجرائی شرکتهای بیمه از ورود پرتفوی های نامطلوب گرفته تا ورود نابجا در انتصابات مورد بررسی قرار گرفت.

ناظر کجائی؟

اما سوال اساسی اینجاست که نهاد ناظر چه نقشی در اینجا دارد؟

در حالیکه ماده 33 قانون تاسیس بیمه مرکزی و بیمه گری ایران بر این اصل اذعان دارد که هر شخص حقیقی و حقوقی نمی تواند بیش از 20 درصد سهام شرکت بیمه را داشته باشد ضمن آنکه نصاب 20 درصد شامل اقارب نسبی و سببی درجه یک اول صاحب سهم نیز خواهد بود؛ اما گذاری بر وضعیت سهامداری موسسات بیمه نمائی دیگر بدست می دهد.

سهامدارانی که به صورت غیر مستقیم نصاب قانونی را رعایت نکرده و گاها تا بیش از 50 درصد سهام یک شرکت بیمه را در اختیار دارند، این رفتار فراقانونی بدان ها اجازه داده تا در امور داخلی شرکت دخالت کنند و خود را صاحب بی چون و چرای شرکت بیمه ای بدانند که پایه هایش بر تخصص ، ارزیابی ریسک و مهارت بنا شده؛ اما رفتار سهامداران زورگو عملا شرکت را از مبانی بیمه گری دور کرده است.

چرا بیمه مرکزی نمی تواند در مقابل این رفتارهای فراقانونی ورود بهنگام و درست داشته باشد؟

 

چون تو کردی حدیث عشق آغاز/پس چرا قصه عشق شد دگرگون باز

در اینجا خالی از لطف نیست به سراغ هادی دستباز پیش کسوت و خبره صنعت بیمه برویم و رفتار شناسی سهامدار و بیمه مرکزی را مورد واکاوی قرار دهیم؛ شخصی که از نزدیک با فراز و فرودهای صنعت بیمه آشنا بوده و تجارب زیادی را از زمان خصوصی سازی در کارنامه دارد.

اگر چه هادی دستباز از عدم توجه به نظرات کارشناسی خبرگان صنعت بیمه آزرده است و می گوید: شاید متجاوز یک سال هست که حوصله نوشتن ندارم و آن را بی فایده و بی ثمر می دانم چرا که گوش شنوایی وجود ندارد و به قول معروف نرود میخ آهنین در سنگ!

این خبره صنعت بیمه شرکتهای بیمه را در حال افول می بیند و بر این نکته صحه می گذارد و می گوید: اخبار بیمه ای را دنبال می کردم و شاهد نشیب شرکت های بیمه بودم( چون فرازی ندارند ) و با خود فکر می کردم که چرا در این کشور به هر کاری دست می زنیم بلافاصله چند صد رقیب پولدار و صاحب مقام و نفوذ دولتی به مقابله می پردازند . یادم هست زمانی که گروه مدیریت خطر شرکت بیمه حافظ را در مناطق آزاد در کیش با سهام داری بیمه ایران (۳۰٪) تاسیس کرد بلافاصله بیمه ایران شرکت ایران معین را در آنجا به ثبت رساند تا رقیب خودش شود ، سایر شرکت های دولتی با مشارکت با هم بیمه امید را راه اندازی کردند .

این خبره صنعت بیمه از امید هائی می گوید که ناامید شد: فکر نمی کردم که بخش خصوصی صنعت بیمه یعنی این شرکت ها که در حال حاضر فعالیت می کنند . فکر نمی کردم که نظارت بر بخش خصوصی و اجرای قانون ملی شدن و مصوبات شورایعالی بیمه یعنی این !

دستباز از رویاهائی می گوید که نقش بر آب شد : گاهی از اوقات در تنهایی به رویایی که از بخش‌خصوصی برای پا گیری آن کمی زحمت کشیده بودم و چه تهمت ها بجان خریده بودم فکر می کنم اما چرا نشد آنچه باید می شد؟قانون ملی شدن ، گرفتن مجوز ، میزان سهام داری ، جلوگیری از پولشویی و……کجا رفت ؟

استاد دستباز که سابقه همکاری منحصر برای برای مجموعه ریسک نیوز و نشریه بیمه داری نوین رقم زده در این نوشتار ما را یاری کرده تا دقیق تر زوایا را بررسی کنیم .

وی می گوید : سوالات سرکار خانم آزاده محسنی که برایم ارسال شد به دلیل ارادت به ایشان دوباره فیلم یاد هندوستان کرد که باز بنویسم و نوشتم، هر چند ممکن است خوش آیند دیگران نباشد .

آغاز مکن این قصه بی اعتبار

به چالش های شرکتهای بیمه و آسیبی که از ناحیه سهامدار بر بیمه گران وارد شده نظری کرده  و از دستباز سوال پرسیدیم آیا شاخص سهام داری در صنعت بیمه رعایت می شود، این پیش کسوت و چهره ماندگار صنعت بیمه با صراحت می گوید:خیر . شاید در روی کاغذ انجام شود اما در عمل خیر . در بسیاری از شرکت های بیمه سهامدارانی هستند که بیشتر از ۴۰-۵۰ درصد سهام شرکت ها را در اختیار دارند و با داشتن اکثریت رای در هیات مدیره، مدیر عاملی را انتخاب می کنند که فرمانبر باشد ‌چنانچه خلاف نظرشان رفتار کند یک شبه عذر وی را می خواهند که این تجربه در صنعت بیمه به کرات دیده شده است.

دستباز به یک نمونه عینی اشاره می کند و اذعان می دارد:ظاهرا یکی از شرکتهایی که از بیمه مرکزی ایران اخیرا مجوز گرفته سهامدار اصلی خود و خانواده و شرکت های وابسته اش ۴۰٪ سهام شرکت را در اختیار دارند . بنابراین با توجه به موارد مشابه شاخص سهامداری فقط روی‌ کاغذ اعتبار دارد نه در عمل .این شیوه سهامداری مفاسد عمده ای را در صنعت بیمه ایجاد می کند که افراد شاخص و برجسته صنعت بیمه حاضر به همکاری با این گونه شرکت ها نیستند، کدام مدیر عامل با تجربه و سرد و ‌گرم چشیده حاضر به همکاری است ؟ آنهایی بله می گویند که چشم و گوش بسته به فرمان رییس باشند.

بگفتم درد من درمان کن ای دوست / بگفتا درد تو درمان ندارد
وی در پاسخ به این سوال که چرا نهاد ناظر قادر نیست بر میزان سهامداری اشخاص حقیقی و حقوقی کنترل داشته باشد، می گوید: نهاد ناظر دنبال درد سر نیست . سهامداران این شرکت ها اغلب به مراکز قدرت و تصمیم گیری کشور وابسته هستند ، بانک های دولتی و خصوصی ، نهاد ها و….. بنابراین نهاد ناظر که دولتی است چگونه می خواهد رو در روی دولت ایستاده بر شرکتی نظارت و یا سخت گیری کند و یا سهامداری را تایید نکند؟

دستباز متذکر می شود:حتی قادر نیست عملیات بیمه گری شرکت و نرخ شکنی ها و ندیده گرفتن قوانین را کنترل کند . در حال حاضر شرکت هایی در بازار فعال هستند که اگر به صورت واقعی حسابرسی شوند شامل ماده ۴۱ قانون تجارت خواهند شد و در واقع ورشکسته هستند اما فعالیت می کنند . بیمه مرکزی به دلیل همین در لاک بی تفاوتی فرو رفته است . به واقع اگر بیمه مرکزی ایران قدرت داشت این تعداد مجوز تاسیس شرکت بیمه صادر نمی کرد . این شرکت ها قرار است در کدام بازار ، با چه تولیداتی و برای کدام دهک فقیر اجتماع بیمه نامه صادر کنند ؟ بی تفاوتی در مقابل قطب های قدرت بهترین دارو است .

بنشین و تماشا کن
دستباز در پاسخ به سومین سوال مبنی بر چالش های عدم کنترل نهاد ناظر بر بازار به موارد زیر اشاره می کند:
۳-۱-عدم کنترل بازار به صورت کلان
۳-۲- عدم کنترل شرکت های بیمه
۳-۳- عدم کنترل مبانی فنی بیمه نامه هایی که وارد بازار به عنوان طرح نو می شود
۳-۴- عدم کنترل بر سرمایه گذاری ذخایر ریاضی بیمه عمر و رعایت حد نصاب ها
۳-۵- عدم کنترل بر وجوه حاصل از فروش دارایی های غیر منقول که از محل ذخایر ریاضی خریداری شده و اختصاص سود آن به بیمه گذاران نه به جیب سهامداران به عنوان افزایش سرمایه .
۳-۶-حساب های شرکت بیمه باید توسط یک اکچویر مستقل تایید شود و گزارش تایید آن برای بیمه مرکزی ایران ارسال شود .
۳-۷- عدم چاپ حساب سود و زیان در یکی از روزنامه های کثیر الانتشار حسب قانون تاسیس بیمه مرکزی ایران .
۳-۸- کنترل دوره ای ۳-۶ ماهه از وضعیت نقدینگی شرکت های بیمه در قبال تعهدات آنها و انجام اقدامات احتیاطی در قبال کسر دارایی در قبال تعهدات .
۳-۹- بررسی بازار بیمه و ارزیابی پتانسیل های موجود برای دادن مجوز به شرکت های جدید . بدون بررسی پتانسیل های موجود در بازار دادن مجوز باعث بهم ریختگی بازار شده و به آنجا کشیده می‌شود که برای بیمه گذاران بیمه مجانی صادر کنند و آمار پرتفوی قلابی ارایه کنند .
۳-۱۰- شاه بیت عدم نظارت بر بازار، داستان صدور بیمه نامه عمر توسط شرکت بیمه به جهت فرار مالیاتی است.

در اطاعت کوش ای غفلت شعار
در سوال دیگری از دستباز پرسیدیم اگر در شرکت های تازه تاسیس سهامداری کنترل نشود چه سر نوشتی در انتظار آنها خواهد بود.

به گفته وی همانطور که می دانید هیات مدیره خط مشی و سیاست کلی شرکت را تعیین می کند و حق دخالت در اختیارت مدیر عامل را ندارد ، زیرا مدیر عامل اختیار اداره شرکت را براساس اساسنامه دارد ، حال چگونه است که رییس هیات مدیره که معمولا دو یا سه نماینده در هیات مدیره دارد ( حسب تعداد افراد هیات مدیره ) تصمیم به عزل مدیر عامل بدون در نظر گرفتن سایر سهامداران می کند ؟ چون اکثریت سهام را دارد .

دستباز می گوید:در این گونه شرکت ها ثبات مدیریتی به ندرت بوجود می آید . هر‌مدیر عامل واجد شرایط باید یک برنامه ۵ ساله و یا حداقل ۲ ساله داشته باشد ، افسوس و فغان که برنامه دوساله که ندارند هیچ شاید برنامه روزانه هم نداشته باشند و در اولین اقدام ورود مینی بوس دوستان و منتظر پست های مدیر عامل جدید و بعد مدیران جدید و ملیجک های مدیران جدید است که شیرازه نیم بند شرکت را نابود خواهد کرد.

لینک کوتاهلینک کپی شد!
اخبار مرتبط
ارسال نظر

  ×  9  =  54