گزارش لحظه به لحظه از دادگاه اختلاس در بیمه ایران/این خبر بروزرسانی می شود

در ابتدای دهمین جلسه رسیدگی به پرونده اختلاس از شرکت بیمه ایران، قاضی سیامک مدیرخراسانی گفت: به متهمان و وکلا تذکر می‌دهم که درخصوص کیفرخواست صحبت کنند و اسامی افرادی که در پرونده ذی‌مدخل نیستند یا در دفاع آنها موثر نیست را نیاورند و جداً از آوردن اسامی خودداری کنند.

به گزارش ریسک نیوز، به نقل از ایسنا در ادامه ریس شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران از نماینده مدعی‌العموم خواست تا در جایگاه قرار گیرد و کیفرخواست متهم "ک.الف" مدیر عامل شرکت کارگستران را قرائت کند.

سیدرضایی نماینده مدعی‌العموم در جایگاه قرار گرفت و گفت: "ک. الف" فاقد محکومیت کیفری بوده و با تودیع وثیقه آزاد است و وی متهم است به عضویت در شبکه و اختلاس از شرکت بیمه با تحصیل مال نامشروع به مبلغ 653 میلیون و 800 هزار ریال از آقای "ج.الف"، اخذ رشوه به مبلغ 17 میلیون و 270 هزار تومان از آقای "م.ج"، دریافت رشوه به مبلغ 126 میلیون تومان از آقای "ذ.گ" و نگهداری و استفاده از تجهیزات ماهواره.

سیدرضایی در پایان قرائت کیفرخواست متهم، خواستار مجازات و محاکمه وی شد.

قاضی مدیرخراسانی در ادامه از متهم خواست در جایگاه قرار گیرد و بعد از تفهیم اتهام به وی، گفت: آیا مفاد کیفرخواست را می‌پذیرید یا نه که متهم "ک.الف" پاسخ داد: به هیچ وجه نمی‌پذیرم به جز استفاده از تجهیزات دریافت از ماهواره را قبول دارم.

این متهم ادامه داد: بنده اتهام عضو شبکه بودن و اختلاس از شرکت بیمه را نمی‌پذیرم. من اصلا نقشی نداشتم و اصلا مراوده‌ای نداشتم. می‌توانید از کارکنان شعبه فاطمی و کرج در شرکت بیمه این موضوع را سوال کنید.

متهم "ک.الف" ادامه داد: من در تاریخ 12 /3/ 84 که همه مدارک آن در کارگزاری بیمه ایران موجود است از بیمه ایران به شرکت کارگستران (مسئول بیمه) منتقل شدم و هیچ سمت دیگری نداشتم. آقای "م. ح" و آقای "د.ف" در تاریخ 13 /9/ 84 و 15 /9/ 84 به عنوان ریاست و معاونت شعبه ایران در کرج منصوب شدند که من از این موضوع اطلاعی نداشتم و من را هیات مدیره وقت انتخاب کردند. من در اظهارات خود با توجه به اینکه شما تذکر دادید اسمی را نمی‌آورم.

قاضی مدیرخراسانی در این هنگام خطاب به متهم گفت: من گفتم اسامی افراد را در صورتی که به دفاعیات شما کمک نمی‌کند نیاورید، ولی اگر اسامی افراد در دفاعیات شما تاثیر دارد، آن را بیان کنید.

متهم "ک. الف" خاطر نشان کرد: من می‌ترسم. من یک ریال اختلاس نکرده‌ام، بلکه 31 سال در بیمه ایران مشغول به کار بودم و از 6 صبح تا 10 شب حتی روزهای تعطیل کار خود را به نحو احسن انجام دادم. می‌توانید از نماینده حقوقی بیمه ایران که در اینجا حضور دارد این موضوع را سوال کنید. باور کنید من یک سر سوزنی نه در جریان اختلاس آقایان بودم و نه آن را می‌دانستم.

قاضی مدیرخراسانی در این هنگام خطاب به متهم گفت: لطفا واضح‌تر صحبت کنید و از خود دفاع کنید.

این متهم ادامه داد: زمانی که به من پیشنهاد عضویت در شرکت کارگستران داده شد، من هیچ سمتی در بیمه ایران نداشته‌ام. یک روز آقای "ج.الف" به من گفت که می‌خواهد شرکت تاسیس کند و شما عضو شرکت شوید که با اصرار ایشان این موضوع را پذیرفتم و بعد از مدتی که فهمیدم آقای "م.ح" عضو شرکت است از عضویت در شرکت انصراف دادم و بعد از مدتی فرد دیگری جایگزین من شد.

وی ادامه داد: زمانی که آقای "ج.الف" به عنوان نماینده دیوان محاسبات منصوب شدند در شرکت بیمه سمتی نداشتم و من در بیمه ایران کارهای ستادی را انجام داده و در سمت اداری مشغول به فعالیت بودم و از هیچ‌گونه مسائل فنی شرکت اطلاعاتی نداشتم.

متهم "ک.الف" با اشاره به اینکه استخدام در بیمه ایران در اختیار معاونت مالی اداری و مدیرعامل است، خاطرنشان کرد: از روز اول که افراد فرم را پر می‌کنند همه موارد مشخص است و روند استخدام همین بوده است. حتی برای فرزند من هم که می‌خواهد وارد بیمه شود باید همین مراحل طی شود.

این متهم در رابطه با فروش آپارتمان به آقای "ح" گفت: در سال 82 آپارتمانی در رسالت داشتم و به دلیل اینکه خانه‌ام فروش نمی‌رفت در امیرآباد مستقر شدم و آقای "ج.الف"‌از جریان باخبر شد و آقای "ح" را به من معرفی کرد تا بتوانم خانه‌ام را با وی معامله کنم که مبالغ متعددی به مبلغ 30 میلیون تومان، 10 میلیون تومان طی دو فقره چک بانک ملت برای معامله منزل به من دادند و الباقی را بعد از انجام مراحل اداری به من پرداخت کردند و در واقع آقای "ج.الف" نقش معرف را داشت.

در این هنگام قاضی مدیرخراسانی از متهم خواست که واضح‌تر صحبت کند.

متهم در ادامه صحبت‌های خود، اتهام عضویت در شبکه و تحصیل مال نامشروع به مبلغ 65 میلیون و 380 هزار تومان را قبول نپذیرفت.

متهم "ک.الف" اتهام رشوه را نیز نپذیرفت و گفت: دریافت رشوه به مبلغ 17 میلیون و 270 هزار تومان را قبول ندارم و من با آقای "م.ج" از بچگی با هم زندگی کردیم و ایشان برادر دو شهید است. از ایشان پولی قرض گرفتم و آن را دادم و 30 سال با ایشان در شرکت بیمه همکار بودم.

این متهم در رابطه با اتهام اخذ رشوه از آقای "ذ. گ" به مبلغ 126 میلیون تومان را نپذیرفت و گفت: آقای "ذ. گ" در سال 1382 وارد شرکت بیمه ایران شد و در آن زمان به هیات مدیره وقت مراجعه کرد زیرا ملکی در خیابان اردشیر داشت که در اختیار بیمه بود. کمیسیون خرید املاک در بیمه ایران که متشکل از مدیرعامل و معاون است، کارشناسی را برای بررسی گفته آقای "ذ.گ" فرستادند و بعد از بررسی موضوع آقای "ذ.گ" معامله‌ای با بیمه ایران انجام داد و من اصلا این آقا را نمی‌شناسم و با ایشان آشنایی ندارم و وی حتی زمانی که معامله خود را با بیمه ایران انجام داد، پیگیر این قضیه شد که مدتی بیمه ایران ملک او را تصرف کرده بود و من در آن موقع تازه از شرکت کارگستران به بیمه ایران آمده بودم.

این متهم در ادامه اظهارات خود اتهام استفاده از تجهیزات ماهواره را نیز پذیرفت.

قاضی مدیرخراسانی در رابطه با خرید معادن که آقای "ج. الف" به او پیشنهاد داده بود، پرسید که این متهم پاسخ داد: آقای "ج. الف" به من گفت که منابع طبیعی زمین می‌دهد و چند روز بعد درخواستی را برای منابع طبیعی نوشتیم و دستور لازم را دادیم. یک سال و نیم این کار طول کشید و ما قید قضیه را زدیم زیرا کسی که این کار را می‌کرد باید پول می‌داشت و بعد از مدتی من پیش آقای "د" رفتم و گفتم که این موضوع به کجا رسیده و ایشان دستور داد و بعد از پیگیری‌های متعدد گفت که پرونده ناقص است زیرا شما پول ندادید و زمانش باطل شده است و من این موضوع را تا اینجا می‌دانم و تا همین جا در جریان بودم و از آن به بعد اطلاعی ندارم.

 

در ادامه دهمین، «پورشریعتی» وکیل مدافع "ک.الف" در جایگاه حاضر شد و در دفاع از موکل خود اظهارکرد: در رابطه با اولین اتهام موکلم که عضویت در شبکه اختلاس است با بگویم در کیفرخواست مطرح شده است که موکل من در ماه 9 سال 84 در فاصله خیلی نزدیک، ابلاغی را برای آقای "ح.ن" صادر کرده، درحالی که آقای "ح.ن" در اظهارات خود بیان کرده است که موکل من در این راستا نقش نداشته و‌ آقای "الف" او را منصوب کرده است.

وی ادامه داد: موکل من در تاریخ 12 /3/ 84 یعنی شش ماه قبل از اینکه آقایان به شعبه کرج منصوب شوند، به شرکت کارگستران می‌رود، هر چند که صدور ابلاغ برای افراد پروسه خاص خود را دارد و اینکه موکل من ابلاغ را صادر کرده با حقیقت جور در نمی‌آید.

این وکیل دادگستری افزود: موکل من برای مدت محدودی عضو شرکت بوده که با اصرار آقای "الف" این سمت را قبول می‌کند، هم‌چنین موکلم با پیشنهاد خود، پست خود را در هیات مدیره تحویل می‌دهد و فرد دیگری جایگزین وی می‌شود.

پورشریعتی خاطرنشان کرد: آقای "ح.ن" در اظهارات خود گفته است که آقای "الف" و موکل من در ابتدا در شرکت با یکدیگر بودند اما موکل من بنا به دلایلی که کنار گذشته شد و فردی به نام "م" جایگزین وی شد. همچنین شرکت آرمان‌ گستران میهن هیچ فعالیتی نداشته است.

وی تصریح کرد: در کیفرخواست بیان شده است که آقای "الف" در اخذ مجوز شرکت شن و ماسه با موکل من همکاری کرده در حالی که این‌گونه نبوده، آقای "الف" به موکل من گفته است که اگر می‌خواهی بعد از بازنشستگی‌ات جایی کار کنی می‌توانی در شرکت شن و ماسه مشغول به کار شوی، اما به دلیل اینکه موکل من موضوع را پیگیر نکرد پروانه صادر شده ابطال شد، همچنین هیچ فعالیتی را در این زمینه نداشته است.

پورشریعتی بیان کرد: آقای "الف" به عنوان نماینده از دیوان محاسبات به بیمه می‌آمده و اطلاعاتی را دریافت می‌کرده و اینکه موکل من اطلاعاتی را بیان کرده، جرم محسوب نمی‌شود. همچنین موکل من در اظهارات خود بیان کرده است که آقای "الف" اطلاعاتی را بیمه می‌خواست اما اطلاعاتی نداشتم که بخواهم به او بدهم و این موضوع ربطی به اختلاس ندارد.

وی خاطرنشان کرد: در کیفرخواست بیان شده است که موکل من در استخدام اقوام آقای "الف" در شرکت بیمه مساعدت‌های لازم را انجام داده، اما صرف اینکه بستگان آقای "الف" با مساعدت موکل من در شرکت بیمه می‌خواستند استخدام شوند که تنها یک نفر بوده است این موضوع باز هم ربطی به اختلاس ندارد.

این وکیل دادگستری عنوان کرد: بیان شده است که آشنایی موکل من با آقای "ج.الف" منجر به اختلاس شده، درحالی که موکل من در تاریخ 12 /3/ 84 در امور دارایی نبوده و در شرکت کارگستران مشغول به کار بوده و اینجا این سوال مطرح می‌شود که این موضوع چه ربطی به عضویت در شبکه دارد؟ همچنین هیچ‌گونه چکی به هیچ عنوان به حساب موکل من واریز نشده و اگر پولی بین این فرد و "ج.الف" رد و بدل شده متعلق به خود موکل بوده است.

وی افزود: موکل از ابتدایی که در دادسرا حضور داشته بیان کرده است که با "ج.الف" آشنایی داشته است. زمانی که موکل منزل خود را فروخته بود آقای "ج.الف" 28 میلیون تومان از موکل من به عنوان قرض دریافت می‌کند و مجددا موکل من 12 میلیون تومان بابت هزینه‌هایی که برای ساختمان آقای "ج.الف" کرده بود از آقای "ج.الف" طلبکار می‌شود.

این وکیل دادگستری بیان کرد: در کیفرخواست بیان شده است که موکل من به آقای "م.ج" 17 میلیون و 270 هزار تومان رشوه داده است. اصلا آقای "م.ج" چه کسی است و چه سمتی دارد؟ آقای "م.ج" همکار و دوست موکل من بوده و این را جزء رشوه در کیفرخواست بیان کردند که من متوجه دلیل آن نشدم و این اتهام را رد می‌کنم. همچنین در جای دیگری از کیفرخواست بیان شده موکلم 126 میلیون تومان از آقای "گ" رشوه دریافت کرده است که این مبلغ توام با تبانی بوده است.

وی ادامه داد: کمیسیون املاک در بیمه ایران تشکیل شده از چند نفر است و آنها تصمیم‌گیری می‌کنند که چه ملکی خریداری شود و اتهام رشوه که در این راستا به موکل من منصوب شده حقیقت ندارد. موکل من در سال 84 منزلش را می‌فروشد و اواسط سال 85 منزل دیگری را خریداری می‌کند در حالی که در سال 82 ملک بیمه خریداری می‌شود. در این پرونده آن چیزی که به ضرر موکل من بوده کاملا بررسی شد و آن چیزی که به نفع وی بوده کنکاش نشده است. چطور می‌شود در سال 82 ملکی را خریداری کنند و سال 85 موکل بخواهد رشوه بگیرد.

وی در پایان دفاعیات خود اظهارکرد: قانون نگهداری از ماهواره را جرم دانسته و در تهران خیلی از افراد از این وسیله استفاده می‌کنند اما می‌خواهم این را بگویم که توجیهات موکلم در این رابطه قابل قبول نیست.

در ادامه، ذبيح‌زاده نماينده دادستان با اشاره به توضيحات متهم و وكيل مدافع وي، در جايگاه قرار گرفت و گفت: آقاي "ك.الف" متهم است به عضويت در شبكه و اختلاس از شركت بيمه ايران، تحصيل مال نامشروع به مبلغ 65 ميليون و 380 هزار تومان، دريافت رشوه از آقاي «م.ج» به مبلغ 17 ميليون و 270 هزار تومان و هم‌چنين دريافت رشوه از «ذ. گ» به مبلغ 126 ميليون تومان و همچنين استفاده از تجهيزات ماهواره.

نماينده مدعي‌العموم ادامه داد: در جريان تحقيقات مقدماتي مانند امروز، متهم بر عدم دخالت خود تاكيد مي‌كند. با استناد از بانك‌هاي مربوط در چندين موارد مشخص مي‌شود كه به طور مستقيم يا با واسطه از حساب‌هاي آقاي "ج.الف" و "د.س" به متهم آقاي "ك.الف" مبالغي منتقل مي‌شود.

وي ادامه داد: با بررسي حساب بانكي آقاي "ج.الف"، مشخص مي‌شود كه مبلغ 61 ميليون و 800 هزار ريال طي چهار فقره چك به نفع آقاي "ك.الف" صادر شده است و بعد از وصول اين چك‌ها، مبالغ فوق به آقاي "ك.الف" داده شده است. آقاي "ر" كه يكي از كاركنان شركت بيمه است در اظهارات خود گفته چكي را به مبلغ 400 ميليون ريال توسط آقاي "ج. الف" در اختيار من بود و با توجه به اينكه چك داراي خط‌خوردگي بود با آقاي "ك. الف" تماس گرفتم كه چك وصول نمي‌شود به دليل خط‌خوردگي تا اينكه آقاي "ك. الف" با مسئول بانك ملي شعبه دهخدا صحبت كرد و چك وصول شد و پس از وصول چك، مبلغ دريافتي را به آقاي "ك.الف" دادم.

نماينده دادستان تصريح كرد:‌ آقاي "ر" در اظهارات خود گفته حدود 40 فقره يا بيشتر چك‌هايي كه متعلق به آقاي "ج.الف" بود، از حساب‌هاي مختلف به دستور آقاي "ك.الف" نقد كرده‌ام كه اين مبالغ چك‌ها را به آقاي "ك. الف" و بعضا "ج. الف" داده‌ام. با بررسي‌هايي كه انجام شد مشخص شد كه در تاريخ 21 /8/ 85 مبلغ 160 ميليون ريال توسط آقاي "د.ف" از بانك ملي شعبه مركزي بيرجند به حساب آقاي "ح.ن" (راننده آقاي ك.الف) واريز شده است.

نماينده مدعي‌العموم ادامه داد: آقاي "ح.ن" جهت اخذ توضيح دعوت مي‌شوند و در توضيحات خود اظهار كرده كه مبلغ اين چك بدون اطلاع من توسط آقاي "ك. الف" كه شماره حساب من را داشته واريز شده است و بعد از يك ساعت به من اطلاع دادند چون نمي‌توانم به علت كار به بانك بروم به شماره حساب شما توسط يكي از بستگان وي (ك.الف) واريز شده است و بعد به من گفتند از حساب خودم اين مبلغ را دريافت و به حساب آقاي "ك. الف" واريز كنم كه بنا به درخواست آقاي "ك.الف" مبلغ چك را تراول دريافت كردم و به حساب بانك ملي، شعبه دهخدا يعني حساب آقاي "ك.الف" واريز كردم.

ذبيح‌زاده اظهار كرد: در تاريخ 10 /2/ 85 مبلغ 21 ميليون ريال توسط "ع. الف" به آقاي "ح. ن"، راننده آقاي "ك. الف" واريز شده است و در تاريخ 23 /3/ 87 مبلغ 100 ميليون ريال به صورت 100 چك مسافرتي يك ميليون ريالي با حساب آقاي "د.س" به حساب آقاي "ك. الف" نزد بانك ملي شعبه دهخدا واريز شده است. متهم در مرحله تحقيقات مقدماتي و در جلسه امروز اخذ اين پول‌ها را از آقاي "ج. الف" قرض اعلام كرده است. رياست محترم تقاضا دارم متهم حاضر شود تا به سوالات من پاسخ بدهند مبني بر اينكه اين مبالغ به چه صورت واريز شده و ارتباط ايشان با آقاي "د.س" چيست.

 

قاضي مديرخراساني از متهم خواست تا در جايگاه قرار گيرد و به سوالات نماينده دادستان پاسخ دهد. نماينده دادستان گفت: چكي به مبلغ 42 ميليون و 800 هزار ريال كه مربوط به حساب آقاي "ج. الف" است و چك ديگري به مبلغ 13 ميليون ريال آن هم متعلق به آقاي "ج. الف" است، متهم در جلسه دادرسي عنوان كرده كه اين مبالغ را قرض گرفته، سوال اينجاست كه از چه تاريخي تا چه تاريخي اين مبالغ از آقاي "ج. الف" ‌قرض گرفته است؟

 

متهم "ك. الف" در پاسخ به اظهارات نماينده دادستان گفت: من با آقاي "ج. الف" مراودات مالي داشتم، در رابطه با مسائلي كه در زمينه چك‌ها مطرح شده، حضور ذهن ندارم.

قاضي مديرخراساني در اين هنگام خطاب به متهم گفت: لطفا واضح‌تر صحبت كنيد.

اين متهم ادامه داد: از رياست دادگاه تقاضا دارم آقاي "ح. ن" (راننده‌ام) و آقاي "ر" اينجا حاضر شوند و در رابطه با اين صحبت‌ها توضيح دهند. من چك آقاي "ج. الف" را وصول مي‌كردم و پول را آقاي "ج. الف" به صورت چكي بانكي و تراول به من مي‌دادند.

 

ذبيح‌زاده خطاب به متهم گفت: از تاريخ 21 /1/ 85 مبلغ 160 ميليون ريال توسط آقاي "د. ف" با نام مستعار "خ" از بانك ملي شعبه بيرجند به حساب آقاي "ح. ن" (راننده آقاي ك. الف) واريز شده است كه در نهايت اين مبلغ به تراول تبديل شده و به درخواست آقاي "ك. الف" ‌از طرف راننده ايشان به حساب بانك ملي شعبه دهخدا كه متعلق به آقاي "ك. الف"‌است واريز شده است، آقاي "ك. الف" به آقاي "ح. ن" كه راننده‌اش است گفته كه آقاي "د. ف" از بستگان ايشان است. در تحقيقات مشخص شده كه آقاي "د.ف" در شرق كشور به قاچاق موادمخدر مشغول است، توضيح دهيد كه شما چه نسبتي با آقاي "د.ف" داريد كه با آقاي "ح.ن" (راننده‌تان) گفته‌ايد كه ايشان از بستگان شما هستند و اين مبلغ را "د.ف" به چه عنوان به شما پرداخت كرده‌اند؟

متهم "ك. الف" پاسخ داد: من اصلا نسبتي با آقاي "د. ف" ندارم و اسم ايشان را نشنيده‌ام. در رابطه با وجه هم تعجب مي‌كنم. من فقط همان مبلغ 60 ميليون تومان را قبول دارم كه آن هم داد و ستدي بوده كه بنده با آقاي "ج. الف" داشته‌ام.

 

نماينده دادستان اظهار كرد: 100 ميليون ريال به صورت 100 فرقه چك مسافرتي يك ميليون ريالي با منشا حساب آقاي "د. س" به حساب آقاي "ك. الف" واريز و كارسازي شده است. چه رابطه‌اي بين شما و آقاي "د. س" است و چرا اين مبلغ پرداخت شده است؟

 

متهم "ك .الف" پاسخ داد: من آقاي "د.س"‌را طي جلسات دادگاه ديدم و من با ايشان مراوداتي نداشتم و ايشان را نمي‌شناسم و حضور ذهن ندارم و همچنين داد و ستد مالي هم با ايشان نداشتم.

در اين هنگام نماينده مدعي‌العموم خطاب به رياست دادگاه گفت: تمامي كپي تراول‌ها در اختيار من است، اگر نيازي است به متهم نشان دهم تا حضور ذهن پيدا كنند.

متهم نيز در پاسخ گفت: من آقاي "د.س" را نمي‌شناسم.

قاضي مديرخراساني در اين هنگام خطاب به وكيل مدافع "ك. الف" تذكر داد كه آقاي وكيل به شما مهلت مي‌دهم دفاع كنيد، شما بفرماييد بنشينيد.

 

ذبيح‌زاده در ادامه اظهارات خود گفت: متهم "ك.الف" با آگاهي و سوء نيت يعني عامدانه و عالمانه در اين شبكه آمده است و اقداماتي كه در كيفرخواست تصريح شده است را انجام داده است. اينكه وكيل متهم در دفاعيات خود مي‌گويد كه متهم كاري را انجام نداده است، درست نيست. متهم زماني كه به سازمان بازرسي كل كشور جهت اخذ توضيح دعوت مي‌شود، درست از فرداي همان‌ روز تقاضاي بازنشستگي مي‌كند و متعاقبا بازنشسته مي‌شود. معاون مالي اداري بيمه كرج يعني آقاي "ف" در اظهارات خود گفته كه متهم بعد از بازنشستگي با من تماس گرفت و تقاضاي ملاقات كرد و طبق قرار قبلي به رستوران البرز رفتيم و آقاي "ك. الف" به من گفت، مراقبت و مواظبت كنيد زيرا سازمان بازسي كل كشور مشغول بازرسي است و امروز و فردا مي‌رود. اظهارات آقاي "ف" مقرون به صحت است زيرا در بازرسي از منزل آقاي "ف" مشخص مي‌شود صداي آقاي "ك. الف" در كامپيوتر شخصي آقاي "ف" وجود داشته و استخراج مي‌شود.

 

نماينده مدعي‌العموم ادامه داد: آقاي "ع.ب" (مديرعامل شركت صبا) در اظهارات خود گفته كه آقاي "ك. الف" بعد از بازنشستگي يك روز با من تماس گرفت و تقاضاي ملاقات كرد و در ملاقات به من گفت از شما تقاضا دارم به دليل اينكه سازمان بازرسي در بيمه مستقر است، مراقبت كنيد تا بروند. اگر آقاي "ك. الف" در اين شبكه مدعي عدم حضور خود است و هيچ دخالتي نداشته، چه چيزي وي را نگران كرده تا به آقاي "ع. ب" و آقاي "ف" بگويد كه مراقبت كنند، از چه چيزي بايد مراقبت مي‌كردند؟

 

متهم "ك. الف" خطاب به نماينده مدعي‌العموم پاسخ داد: من دو سه ماه جلوتر مي‌خواستم بازنشسته شوم و اصرارم بر بازنشستگي جلوتر بوده است. در رابطه با اظهارات آقاي "ف"، من چيزي نمي‌دانم و يك ريال هم اختلاس نكردم. همچنين در رابطه با اظهارات آقاي "ع. ب" بايد بگويم كه بنده به وي گفتم سازمان بازرسي اينجا مستقر است، شما را مي‌شناسند، آيا من هم در اين ماجرا نقش دارم كه آقاي "ع. ب" به من گفت نه.

ذبيح‌زاده ادامه داد: متهم "ك. الف" در جلسه امروز گفته به دليل اينكه مجوز معدن با تاخير روبرو شد، نهايتا باطل شد. وكيل وي هم گفتند ظاهرا با وكالت نمي‌دانند كه به چه كسي مجوز معدن واگذار شده، اولا متهم پاسخ دهد كه با وكالت، آن را به چه كسي واگذار كرده‌اند، ثانيا ايشان مدعي باطل شدن مجوز معدن هستند. اگر مجوز باطل شده را با وكالت واگذار كرده‌اند، بگويند كه به چه كسي و با چه مبلغي اين كار را انجام داده‌اند.

متهم "ك. الف" پاسخ داد: آقاي "ج. الف" با من تماس گرفت و گفت آن را وكالت بدهند، چندين بار ايشان تماس گرفتند و نهايتا به محضري رفتيم و آقاي "ج. الف" به من گفتند كه آن را وكالت بدهم كه من هم اين كار را كردم.

قاضي مديرخراساني از متهم پرسيد: چقدر پول گرفتيد؟ كه متهم "ك. الف" پاسخ داد: من ريالي پول نگرفتم. بعد از مدتي پيگيري مجوز معدن را كردم و خدمت آقاي "د" رفتم و ايشان دستور داد پرونده را بررسي كنند و به من گفت كه پرونده باطل شده است. من وكالت را نخوانده بودم و يك ريال هم پول دريافت نكردم.

نماينده دادستان گفت: در بازرسي از منزل "م. ج" (معاون وقت اداره كل تداركات بيمه)، 12 عدد مهر با عناوين مختلف از جمله فروشگاه آهن و لوله سامان، فروشنده مصالح ساختماني بابايي و موارد ديگر نظير مهرهايي با عنوان تاسيسات بهمن كشف شد. آقاي "م. ج" از سال 82 تا سال 89 معاون وقت اداره كل تداركات شركت بيمه بوده كه در دوره تصدي در بيمه، طي هشتاد مرحله به مجموع به مبلغ يك ميليارد و 212 ميليون و 831 هزار و 437 ريال جهت انجام هزينه‌هاي اداري به صورت تنخواه دريافت كرده است. در جهت تسويه همين مبالغ تنخواه، از همان 12 مهري كه در منزل وي كشف شده استفاده مي‌كند. در خصوص برخي از اين هزينه‌ها از تعداد شعب بيمه استعلام شده، مشخص مي‌شود كه در مواردي بدون هيچ خدمتي در شركت بيمه انجام شده، آقاي "م. ج" فاكتورهايي براي شركت بيمه ارسال و با اين فاكتورهاي صوري، مبالغي را دريافت كرده است. به عنوان نمونه در شركت بيمه دو فاكتور با مهر فروشگاه آهن و لوله سامان و همچنين همين مهر تاسيساتي بهمن ، چك صادر مي‌شود و اين چك توسط آقاي "م. ج" پشت‌نويسي شده و در نهايت در حساب خودش قرار مي‌گيرد.

وي ادامه داد: در خصوص اين هزينه، آقاي "ت" (معاون اداري وقت شعبه بيمه)، سوال مي‌شود كه وي در اظهارات خود مي‌گويد، هزينه‌اي تحت عنوان هزينه تعمير با فاكتور تاسيساتي گروه بهمن بوده است و اين فاكتور طبق دستور آقاي "ك. الف" پرداخت مي‌شود و آقاي "م. ج" اقرار دارد كه خريد لوازم اداري را انجام مي‌داده است و فاكتورسازي آن با 12 مهر انجام مي‌شده است كه گاهي بيش از ارزش واقعي فاكتور تحويل داده شده است كه تاييديه اين لوازم اداري، منطبق با فاكتور و نياز شركت بيمه توسط آقاي "ك. الف" صورت مي‌گرفت؛ بنابراين با توجه به گزارشات اعلام شده و اظهارات مطلعين و استعلامات به عمل آمده، اتهام متهم مبني بر دريافت رشوه از آقاي "م. ج" محرز است.

ذبيح‌زاده در رابطه با اتهام دريافت رشوه متهم به مبلغ 126 ميليون تومان از آقاي "ذ. گ" گفت: شركت بيمه جهت خريد زمين به عنوان پاركينگ در خيابان فاطمي قراردادي را با فروشندگاني منعقد مي‌كند كه با وكالت آقاي "ذ. گ" معامله انجام مي‌شود و مبلغ سه ميليارد و 850 ميليون ريال طي سه فقره چك به آقاي "ذ. گ" و وكيل مالكين پرداخت مي‌شود. آقاي "ذ. گ" با جعل وكالت‌نامه نسبت به اخذ سند مالكيت المثني اقدام مي‌كند در حالي كه بر اساس اعلام سازمان مسكن و شهرسازي و راي شعبه دوم دادگاه تهران، اين پلاك مرات اعلام شده است.

نماينده مدعي‌العموم ادامه داد: با بررسي كه از حساب آقاي "ذ. گ" صورت مي‌گيرد و با دريابي مبالغ پرداختي بيمه ايران به آقاي "ذ. گ" در خصوص فروش پاركينگ، مشخص مي‌شود مبالغي از حساب آقاي "ذ. گ"‌جهت خريد و تعمير منزل شخصي آقاي "ج. الف" هزينه مي‌شود. مبلغ 100 ميليون تومان در تاريخ 28/6/85 از حساب آقاي "ذ. گ" نزد بانك ملي صادر مي‌شود و در قرارداد خريد منزل آقاي "ك. الف" واقع در خيابان كردستان جهت بخشي از يك دستگاه آپارتمان به آقاي "الف" (فروشنده ملك) سپرده مي‌شود. آقاي "ذ. گ" در تاريخ‌هاي متعددي مبالغ متعددي را بابت هزينه‌هاي تعمير منزل، شيشه‌كاري و ساير هزينه‌هاي منزل آقاي "ك. الف"، به آقاي "ك. الف" مي‌پردازد.

ذبيح‌زاده تاكيد كرد: متهم در صحبت‌هايش تناقض‌گويي وجود دارد. براي زمين مرات فروخته شده از پول بيت‌المال مبلغ 385 ميليون تومان پول پرداخت مي‌شود و همين فروشنده جاعل زمين مرات را كه به شركت بيمه مي‌فروشد در تاريخ 17/ 11/ 88 يعني شش سال بعد از مديرعامل شركت بيمه درخواست مدت اجاره ايام تصرف را مي‌كند. متهم مي‌گويد چه اقدامي كرده تا اين رشوه را بگيرد؟ اظهارات مدير حقوقي شركت بيمه وجود دارد كه آقاي "ك. الف" به وي توصيه و عدم دفاع در دادگاه كرده است.

 

ذبيح‌زاده تاكيد كرد: رياست دادگاه آقاي "ك. الف" چگونه و به پيشنهاد چه كسي حكم مشاوره بيمه در استانداري را دريافت كرده است؟ چرا آقاي "ك. الف" از سوي مديرعامل وقت بيمه بركنار مي‌شود و به يكي از شركت‌هاي ذيربط بيمه به عنوان مديرعامل منصوب مي‌شود و بعد از بركناري مجددا به بيمه برمي‌گردد و سمتي را مي‌گيرد. عضويت متهم و ارتباط وي با متهمان از جمله آقاي "ج. الف" و نحوه اخذ مجوز معدن شن و ماسه و واگذاري آن با وكالت كه نهايتا معدن به آقاي "د. س" مي‌رسد؛ همه دلالت بر دخالت متهم در اين شبكه دارد.

 

نماينده مدعي‌المعوم تاكيد كرد: شيوه عملكرد متهمان به شكل زنجيره‌اي بوده است و رد پاي هر كدام از آنها در عملكرد ديگري در پرونده كاملا مشهود است؛ بنابراين اتهام آقاي "ك. الف" به عضويت در شبكه محرز است.

 

پس از اظهارات ذبيح‌زاده نماينده مدعي‌العموم، قاضي مديرخراساني آقاي "د.س" را به جايگاه فرا خواند و از او پرسيد آيا شما پولي را به حساب آقاي "ك. الف" واريز كرديد كه "د. س" پاسخ داد: من پولي به حساب آقاي "ك. الف" واريز نكردم.

در ادامه، متهم "ك. الف" در جايگاه قرار گرفت و به عنوان آخرين دفاع از خود گفت: من چه زماني مشاور آقاي "ج. الف" شدم؟ اين حرف‌ها از كجا ساخته و پرداخته شده است؟ اصلا من چه وقت با آقاي "گ" مراوده داشتم؟

وي ادامه داد: هزينه‌اي كه براي منزل من پرداخت شده به طور كامل به آقاي "گ" پرداخت كرده‌ام. من 31 سال و هشت ماه در بيمه خدمت كرده‌ام.

اين متهم در پايان اظهاراتش گفت: آخرين دفاعياتم را به وكيلم واگذار مي‌كنم.

سپس وكيل اين متهم در جايگاه قرار گرفت و به عنوان آخرين دفاعيات از موكل خود اظهار كرد: نماينده دادستان مطالبي را مطرح كردند كه مي‌خواهم پاسخ‌شان را بدهم.

قاضي مديرخراساني گفت: اظهارات شما در پاسخ به دادستان نباشد، شما مي‌توانيد اظهاراتتان را در لايحه بيان كنيد و تقديم دادگاه كنيد، شما تنها از موكل خود دفاع كنيد.

پورشريعتي افزود: هيچ كدام از متهمين اين پرونده در خصوص اينكه موكل من نقشي در اين اختلاس دارد، صحبتي را بيان نكرده‌اند. همچنين آقاي "ح. ن" در اظهارات خود بيان كرده است كه ما خودمان آنها را انجام مي‌داديم.

وكيل مدافع "ك. الف" ادامه داد: در خصوص مبلغي كه موكلم از آقاي "ج. الف" گرفته است، بايد بگويم كه موكل من بارها اين موضوع را بيان كرده است كه اين مبالغ وجوهي بوده كه قرض داده شده و اين قرض براي رشوه دادن يا گرفتن در كيفرخواست عنوان شده است. همچنين موكل من مسئول امور مالي نبوده است و دستور اينكه پرداخت شود به چه استنادي بوده است كه در كيفرخواست آمده است. به فرض اينكه موكل من دستور پرداخت را داشته باشد، اين عمل مصداق رشوه نيست.

 

پورشريعتي افزود: آقاي "گ" پول‌ها را داده است و دو روز بعد چك‌ها در بانك وصول شده است. من لايحه كامل دفاعياتم را ظرف يك هفته به دادگاه ارائه مي‌كنم.

 

در ادامه نماينده دادستان سيدرضايي در جايگاه قرار گرفت و كيفرخواست مربوط به خانم "م. الف" را قرائت كرد. نماينده مدعي‌العموم ادامه داد: وي متهم است به عضويت در شبكه موضوع ماده 4، تحصيل مال نامشروع به مبلغ 28 ميليارد و 129 ميليون ريال و پولشويي از عوايد حاصل از جرم.

سپس قاضي مديرخراساني بعد از تفهيم اتهام به متهم، از وي پرسيد آيا مواد كيفرخواست را قبول داريد كه متهم پاسخ داد: خير. قبول ندارم تنها اظهاراتي را كه از زبان خودم جاري شده است را قبول دارم.

 

خانم "م. الف" گفت: من تا زمان اخذ مدرك ديپلم در شهرستان خوي بودم و بلافاصله براي تحصيلات دانشگاهي به تهران آمدم و در همان سال‌ها ازدواج كردم و صاحب فرزندي شدم. همچنين به دليل اينكه از دولت بورسيه‌اي گرفتم به كشور ژاپن رفتم.

 

اين متهم ادامه داد: تمام امور كارهاي پدرم نزد آقاي "ج. الف" بود، همچنين وي به عنوان برادر من و نور چشم پدرم بودم و هيچگاه اشتباهي نكرده بود كه ما بخواهيم به ايشان شك داشته باشيم اما اين به آن عنوان نيست كه از پول آقاي "ج.الف" چيزي به دست ما نرسيده است. ايشان فعاليت اقتصادي داشتند. همچنين زماني كه به زندان افتاده بودند پدرم وي را پشتيباني مي‌كرد زيرا از 13 سالگي براي "ج. الف" زحمت كشيده بود.

 

متهم "م. الف" خاطر نشان كرد: دفتر من در خيابان فاطمي چند پلاك بالاتر يا پايين‌تر از دفتر آقاي "ج. الف" بود و اينها را مي‌گويم زيرا همه بدانند كه ايشان جايگاهي براي خود داشت. من در سال 84 وارد بيمه شدم و شما مي‌توانيد بررسي كنيد كه آيا به تا حال خلافي انجام داده‌ام، من تحت هيچ شرايطي با شعبه فاطمي كار نكردم زيرا يك بار آقاي "ك .الف" به من توصيه كردند كه من شعبه خانواده را انتخاب كنم و من بلافاصله نزد رييس شعبه خانواده رفتم و گفتم مي‌خواهم با شما كار كنم. من از روز اول با شعبه خانواده كار كردم و تا به حال هيچ چكي را نه از بيمه دريافت كردم و نه وصول كردم.

وي افزود: در مورد سه فقره چكي كه در كيفرخواست بيان شده است بايد توضيح بدهم كه چك اول مبلغ يك ميليون تومان است كه من از آن بي‌اطلاع بودم و حتي آن را وصول نكردم و چك دوم يك ميليون ديگر به نام آقاي "غ" كشيده شده و من باز هم از آن بي‌اطلاع هستم. همچنين چك سوم 800 هزار تومان است كه از طرف آقاي "ه" به من پرداخت شده است.

 

اين متهم بيان كرد: اگر آقاي "ج. الف" ويلاي اوشان را به نام كردند به دليل بدهي بوده است كه به من و پدرم داشته‌اند و ما از نيت اصلي آقاي "ج. الف" بي‌اطلاع بوديم زيرا ما احتياجي به پول "ج. الف" نداشتيم ولي وي را به عنوان برادر پذيرفته‌ايم زيرا آقاي "ج. الف" براي ما افتخاري بود چون تقديرنامه‌هايي از افردي دريافت كرده بود كه مردم آنها را انتخاب كرده بودند و ما هيچ بدي از او نديده بوديم و من در خواب هم نمي‌دهم كه روزي در دادگاه حضور داشته باشم. همچنين من هيچ وقت كار دولتي انجام ندادم و سمت دولتي نيز نداشتم.

اين متهم افزود: آقايان "ح.ن" و "خ" را نمي‌شناسم و از طريق "ج.الف" با آنها آشنا شدم. زماني كه مي‌خواستم دفتر نمايندگي بيمه را تاسيس كنم كتاب‌هاي مربوط به بيمه را مطالعه كردم و امتحان ورودي دادم و كارنامه‌ام در بيمه ايران موجود است.

 

اين متهم بيان كرد: هر قاتلي خانواده دارد، خدا را شكر كه "ج. الف" قاتل نيست. ايشان جزء خانواده من است، زماني كه مشكلي برايش پيش آمد ما نبايد كمكش مي‌كرديم. ما براي آقاي "ج. الف" وثيقه جيرفت را گذاشتيم تا از زندان بيرون بيايد.

اين متهم گفت: من هيچگونه ذينفع مالي در اين پرونده نداشتم و پرداخت‌هايي كه ما براي "ج. الف"‌داشتيم بسياري از آن مبلغي بود كه وي به ما پرداخت كرده است.

 

در ادامه جلسه رسيدگي به دادگاه، وكيل مدافع "م. الف"‌در جايگاه حاضر شد و در دفاع از موكل خود گفت: از نظر من اعمالي كه موكلم انجام داده عنصر غيرمادي جرم نيست. موكل من از اعمال آقاي "ج. الف" اطلاعي نداشته است.

 

خانم اقبال خاطر نشان كرد: دركيفرخواست بيان شده است كه موكل من از اعمال آقاي "ج. الف" اطلاع داشته، در حالي كه اينگونه نبوده، موكل من براي حضور در بيمه امتحان ورودي داده كه مدارك آن موجود است. همچنين تمام پول‌هايي كه به حساب موكل من ريخته از حساب وي خارج شده است.

اين وكيل مدافع خاطر نشان كرد: موكل من به توصيه "ج. الف" به آقاي "د. س" پولي را پرداخت كرده كه اين جرم نيست. همچنين در كيفرخواست بيان شده است كه موكل من از ارتباط آقاي "ج. الف" با نهادهاي مختلف اطلاع داشته است،‌آيا ارتباط داشتن مصداق فساد مالي است؟ همچنين در رابطه با عضويت موكلم در شبكه اختلاس بايد بگويم، زماني كه موكل من با "ج. الف" رابطه داشته، چگونه مي‌توانسته از اهداف شبكه باخبر باشد. همچنين موكل من از طريق "ج. الف" با ديگر اعضا آشنا شده بود.

اقبال افزود: ويلاي اوشان كه به نام موكل من زده شده بابت بدهي بوده كه آقاي "ج. الف" به موكل من و پدرش داشته و آنها از اين بابت نيز خوشحال شده بودند. اما اينكه اين پول از چه طريقي به دست آقاي "ج. الف"‌رسيده اطلاعي نداشتند. موكل من هيچ انگيزه‌اي از ارتكاب به جرم نداشته و براي مجرم شناختن شخصي بايد عمل وي مجرمانه باشد و اينكه با آقاي "ج. الف" ارتباط داشته جرم نيست.

 

وكيل مدافع "م. الف" خاطر نشان كرد: ‌در كيفرخواست بيان شده است كه تعدادي از آقايان به موكل من كمك كردند كه نمايندگي در بيمه ايران را بگيرد، پرونده ايشان بايد همه جوانبش بررسي شود.

 

وي خاطر نشان كرد: بزرگ‌ترين مشكل موكل من اين است كه خواهر آقاي "ج. الف" بوده و اگر "ج. الف" نبود موكل من در حال حاضر در اين مكان حضور نداشت. همچنين براي موكلم تقاضاي صدور راي برائت را دارم.

قاضي مديرخراساني، متهم "د. س" را به جايگاه فرا خواند و از وي پرسيد كه آيا از لحاظ مالي ارتباط مستقيمي با خانم "م. الف" داشتيد؟ متهم پاسخ داد: ‌فقط يك چك 100 ميليوني به توصيه "ج. الف" به من پرداخت شده است.

قاضي مديرخراساني مجددا سوال كرد: آيا به طور مستقيم با ايشان مراوده مالي داشتيد؟ متهم پاسخ داد: خير.

قاضي مديرخراساني بيان كرد: آيا ارتباط ديگري از لحاظ مالي با خانم "م. الف" داريد؟ "د. س" پاسخ داد: خير.

 

 قاضي مديرخراساني با اعلام پايان نوبت صبح جلسه دادگاه، ادامه رسيدگي به اين پرونده را به ساعت 14:30 موكول كرد. به اين ترتيب در پايان نوبت صبح دهمين جلسه دادگاه رسيدگي به پرونده اختلاس از شركت بيمه ايران به اتهامات دو نفر از متهمان اين پرونده با هويت "ك. الف" و خانم "م. الف" رسيدگي شد.

در ابتداي نوبت بعدازظهر دادگاه نيز قاضي مديرخراساني از نماينده دادستان خواست تا در جايگاه قرار گيرد و اظهارات خود را در رابطه با خانم "م. الف" بيان كند.

ذبيح‌زاده نماينده مدعي‌العموم نيز با حضور ر جايگاه گفت: اتهام خانم "م. الف" به شرح كيفرخواست است و از دادگاه محترم اجازه مي‌خواهم متهمه در جايگاه قرار گيرد و به چند سوال پاسخ دهد.

قاضي مديرخراساني از متهمه "م. الف" خواست تا در جايگاه قرار گيرد. نماينده مدعي‌العموم گفت: رياست دادگاه خانم "م. الف" زماني كه ويلاي اوشان توسط آقاي "ج. الف" قبل از روز دستگيري به وي داده شده است، بيان كرده كه بابت طلب بوده است. اگر واگذاري ويلاي اوشان به خانم "م. الف" بابت طلب بوده، چرا دوباره به وي وكالت بلاعزل داده شده است؟

متهمه "م. الف" پاسخ داد: اولا اين موضوع يك هفته قبل از دستگيري او بوده و بارها اين موضوع را متذكر شدم كه هيچ اطلاعي از اين جريان نداشتم و اين سوال به خود ايشان برمي‌گردد.

 

ذبيح‌زاده نماينده مدعي‌العموم اظهار كرد: خانم "م. الف" گفته كه اظهارات خود را كه خودم بيان كرده‌ام قبول دارم و هر چه كه ديگران گفته‌اند را نمي‌پذيرم. در تحقيقاتي گفته كه آقاي "ح" به درب خانه ايشان آمد و با ايجاد سر و صدا به دنبال "ج.الف" بود و طلب 500 ميليون توماني خود را مي‌خواست و آقاي "ح" را دعوت به آرامش مي‌كرد، آيا اين آرام كردن به اطلاع داشتن ايشان برنمي‌گردد؟

متهمه پاسخ داد: اين موضوع در كيفرخواست من نيست، آيا هر كسي كه دعوايي دارد من بايد در جريان آن دعوا قرار گيرم، من اصلا آقاي "ح" را نمي‌شناسم تا زماني كه آن را آقاي "ج. الف" معرفي كرد. در واقع من پا در مياني كردم و گفتم كه شايسته شما دو تا نيست، آيا از اينكه پا در مياني كردم گناهي مرتكب شده‌ام؟ اگر من قرار بود از كارهاي مجرمانه اين افراد علم داشته باشد پايشان را از اينكه به منزل من بيايند قطع مي‌كردم.

ذبيح‌زاه نماينده مدعي‌العموم در بيان اظهارات خود گفت: خانم "م .الف"‌در اظهارات خود گفته‌اند يك هفته قبل از دستگيري آقاي "ج. الف" ايشان از من خواستند ويلاي هزار متري كه به نامش بود را به نام من كنند و گفت به دليل اينكه متوجه جريمه ديركردي كه بايد به آقاي "د.س" بدهد، نشود و به خاطر همين اين ويلا را به نام من كرد اما آقاي "ج. الف" با فروش ويلا قرار بود بخشي از طلب من را بدهد؛ بنابراين طبق اظهارات خود متهمه، خانم "م. الف" مي‌دانسته كه اين ملك براي "د. س" است در حالي كه در جايي ديگر ايشان بيان كرده كه در جريان اين موضوع نبوده است، در اين رابطه توضيح دهند؟

متهمه "م. الف" پاسخ داد: من متوجه سوال نشدم كه خوب جواب بدهم، از روز اول هم همين جواب را دادم. اولين بار است كه مي‌شنوم اين ملك متعلق به آقاي "د. س" است. تا جايي كه مي‌دانم اين ملك از آقاي "ل" خريداري شده بود و اين موضوع مربوط به زماني است كه پدرم مريض بود و مادرم در شهرستان و من بايد خودم آنها را مي‌بردم و يك هفته شهرستان بودم و شروع ترم دخترم در دانشگاه تبريز بود و براي ثبت‌نام دانشگاه دخترم رفته بودم و آن زمان اينجا نبودم. آقاي "ج. الف" به من زنگ زد و من موضوع را به پدرم اطلاع دادم و بدون مشورت با پدرم كاري را انجام نمي‌دادم. من پايبند حرف‌هايم هستم ولي اين يك موضوع را نمي‌دانم.

 

قاضي مديرخراساني از متهمه خواست اگر راجع به اظهارات نماينده دادستان صحبتي دارند ببان كند."م. الف" پاسخ داد: با توجه به صحبت‌هاي قبلي‌ام، ما سر سفره‌اي بزرگ شديم كه خانواده‌اي معتقد بوديم تا اين لحظه هيچ كس از ما شكايتي نكرده و هيچ چك برگشتي نداشتم. بنده براي نمايندگي بيمه در شعبه فاطمي امتحان ورودي دادم و همه كلاس‌هاي آموزشي را رفتم و مورد تاييد بيمه هستم . بعد از اين جريان خيلي به من برخورد و مي‌خواستم دفترم را ببندم ولي بعد ديدم زماني كه تخلفي ندارم براي چه بايد اين كار را بكنم.

نماينده دادستان از جايش بلند شد و گفت: من متني را كه ارائه دادم عين اظهارات خانم "م.الف" بود و عين متن را قرائت كردم، آيا اين متن دستخط شما است يا خير؟

متهمه "م. الف" به سوي نماينده دادستان رفت و متن را ديد و گفت: اين خط من است اما خدا را گواه مي‌گيرم كه نمي‌دانم به چه صورت اين جريان را نوشته‌ام.

 

قاضي مديرخراساني خطاب به متهمه گفت: اگر براي آخرين دفاع از خود مطلبي داريد آن را بيان كنيد، ‌البته مي‌توانيد اگر لايحه‌اي هم داريد تقديم دادگاه كنيد.

متهمه "م. الف" خطاب به قاضي گفت: من هيچ وقت درآمد قابل توجهي از بيمه نداشتم و عضويتي در هيچ سمت دولتي نداشتم و اين مطالب و اين جريانات باعث برهم خوردن زندگي من و بچه‌هايم شد و همچنين باعث بيماري پدرم شد. اعتماد ما به آقاي "ج. الف" و علاقه پدرم به ايشان اين مساله را ايجاد كرده است. در اين چند سالي كه از خارج از كشور به ايران آمدم و با درآمدي كه از پدرم داشتم بايد بگويم كه زندگي‌ام در حد نرمال است و يك شبه ميلياردر نشدم.

متهمه "م. الف" در پايان دفاعيات خود گفت: از محضر هيات محترم دادگاه تقاضاي صدور راي منصفانه كه همانا برائت است را دارم.

در ادامه، نماينده دادستان سيدرضايي در جايگاه قرار گرفت و كيفرخواست مربوط به آقاي "س.ح" را قرائت كرد. نماينده مدعي‌العموم اظهار كرد: وي متهم است به عضويت در شبكه اختلاس و ارتشاء و پولشويي. سپس قاضي سيامك مديرخراساني بعد از تفهيم اتهام به متهم، از وي پرسيد آيا موارد كيفرخواست را قبول داريد؟ متهم پاسخ داد: در كمال صداقت مي‌گويم اين اتهامات را قبول ندارم.

قاضي گفت: از خود دفاع كنيد. "س. ح" گفت: من كارمند بانك بودم. از نظر اقتصادي شهر خوي با ديگر شهرهاي ايران متفاوت است. در سال‌هاي 75 يا 76 به تهران منتقل شدم و زماني كه بازنشسته شدم مسئول ممتاز بانك بودم.

وي ادامه داد: آقاي "ج. الف" را از قبل در خوي مي‌شناختم. من 36 سال خدمات در بانك را دارم اما نمي‌دانم در اين موضوع اشتباهم چه بوده كه الان بايد در دادگاه حضور داشته باشم. آقاي "ج. الف" در بانك حساب باز كرد، همچنين چك‌هايي را وصول كرد، در اين راستا كار من چه ايرادي داشته است؟ آقاي "ج. الف" يك ريال از تسهيلات بانك استفاده نكرده و همه دارايي‌هايش از اموال شخصي خودش بوده است.

 

اين متهم ادامه داد: آقاي "ج. الف" همانند ديگر مشتري‌ماي من بوده و هيچ كار غيرقانوني را انجام نداده و كارهايي را كه من انجام دادم غيرقانوني نبوده است. اينجا اين سوال مطرح مي‌شود كه پولشويي به چه معناست، پولي كه منشاء مشخصي نداشته باشد پولشويي است، من الان متحيرم كه مرتكب چه جرمي شده‌ام. آقاي "ج. الف"‌ غير از اينكه همشهري من باشد، قانون را به خوبي مي‌شناسد و هيچ كار غيرقانوني را از من نمي‌خواسته انجام دهم و در تمام ايران رسم است كه به مشتريان خوب سرويس‌دهي كنند.

"س. ح" بيان كرد: هميشه به سيستم بانكي خدمت كردم، مگر آقاي "ج. الف" چه كار غيرقانوني را انجام داده؟ من با وي فقط تعامل كاري و قانوني داشتم.

قاضي سيامك مديرخراساني خطاب به متهم گفت: آيا دفاع ديگري داريد؟

متهم پاسخ داد: نمي‌دانم چه بگويم، وقتي روبرو را نگاه مي‌كنم نقل و قول‌هاي قضاوت حضرت علي (ع) در ذهنم تداعي مي‌شود. جايگاه من اين نبوده است. همه انسان‌ها در زندگي خود اشتباه مي‌كنند، آيا من در اين اشتباهي كه مرتكب شده‌ام قصد و عمدي داشته‌ام.

 

قاضي مديرخراساني گفت: راجع به چك 500 ميليون توماني توضيح دهيد؟

"س. ح" پاسخ داد: اين چك متعلق به بانك پاساگارد بود كه همكارم را فرستادم تا آن را وصول كند اما بانك پاساگارد اطلاع داد كه امضاءها ناقص بوده و من اين حرف را به آقاي "ج. الف" منتقل كردم و وي گفت كه صاحب چك قول داده است كه به جاي اين چك، چك‌هاي ديگري را بياورند بنابراين چك‌هاي ديگري را آوردند و وصول شد.

قاضي مديرخراساني گفت: همكارتان چك را به چه كسي داده و از چه كسي گرفته؟

 

متهم پاسخ داد: وي چك‌ها را از آقاي "ج. الف" گرفته و آن چك 500 ميليون توماني خرد شد و تبديل به چند چك شد كه وصول شد.

 

قاضي مديرخراساني گفت: راجع به مجوز معدن شن و ماسه توضيح دهيد؟

متهم پاسخ داد: گروه خوني به معدن‌داران نمي‌خورد.

وي ادامه داد: مطلع بودم كه آقاي "ج. الف" ملك‌هاي قديمي را بازسازي مي‌كند و مي‌فروشد.

قاضي مديرخراساني گفت: آيا مي‌دانيد سند وكالت به نام چه كسي صادر شده است؟

متهم پاسخ داد: خير نمي‌دانم.

قاضي مديرخراساني گفت: بر روي بعضي از تراول‌ها امضاي شما زده شده است آيا اين را قبول داريد؟

متهم پاسخ داد: خير، قبول ندارم.

قاضي مديرخراساني گفت: آيا صحبت ديگري داريد؟

"س.ح " گفت: من با اين موضوعات بيگانه‌ام، اينكه به چه جرمي مجازات مي‌شوم را نمي‌دانم.

در ادامه علي كريمي‌فرد وكيل مدافع "س. ح" در جايگاه حاضر شد و به دفاع از موكل خود گفت: موكل من بارها به دليل خدماتش در بانك مورد تشويق قرار گرفته است. همچنين خوشبختانه از معاونت در اختلاس و مال نامشروع مبرا گشته است.

 

وي ادامه داد: موكل من صرفا به لحاظ اينكه امين آقاي "ج. الف" بوده و تنها به لحاظ آشنايي قديمي كه با يكديگر داشتند حساب‌هاي وي را جابجا مي‌كرده و در اين راستا كوچك‌ترين سوء نيتي نداشته است. همچنين ديناري در اين رابطه به نفع خود برداشت نكرده است.

كريمي‌فرد افزود: در اين مورد قبول عضويت در شبكه قابل قبول نمي‌باشد. ورود به شبكه صرفا براي ارتشاء، اختلاس و كلاهبرداري مي‌باشد و موكل من رشوه‌اي دريافت نكرده است،‌همچنين كوچك‌ترين عمل كلاهبرداري را مرتكب نشده است و با توجه به رافت اسلامي،‌ برائت موكلم را خواهانم.

اين وكيل مدافع خاطر نشان كرد: اين موضوع را بايد بگويم كه موكل من يكي از ايثارگران جنگ تحميلي است.

كريمي‌فرد در پايان دفاعيات خود خاطر نشان كرد: آقايان "ج. الف" و "ك. الف" مي‌توانند در خصوص معدن شن و ماسه توضيحات لازم را ارائه دهند و موكل من هيچگونه سوء ظني در اين رابطه نداشته است.

 

اين گزارش از زمان ارسال تا پايان دادگاه بروزرساني مي‌شود.

ادامه دارد….

لینک کوتاهلینک کپی شد!
اخبار مرتبط
ارسال نظر

  −  2  =  2