اما و اگرهای پیاده سازی بیمه سهام / ریسک های مهارشدنی

بیمه سهام

صفاجو:در حال حاضر ارزش بورس ایران حدود 50 میلیون میلیارد تومان است. از سوی دیگر شرکتهای بیمه هر کدام با سرمایه ای حدود 500 میلیارد تومان خیلی سخت است که بتوانند کاهش قیمت سهام را در این بازار بیمه کنند./ شماخی:طبق مفهوم بیمه‌ای اصلاً نمی‌توان ریسک‌های مالی را بیمه کرد؛ بنابراین بحث بیمة سهام قابل پیاده شدن نیست؛ چون حالت‌های این ریسک یا سود است یا زیان است یا عدم زیان است و اصطلاحاً ریسک سوداگرانه است./دیانت پی:اصلی‌ترین موضوعی که بر ریسک‌سنجی بیمة سهام تأثیرگذار است اعتبارسنجی و رتبه‌بندی است؛ اگر ناشی اعتبارسنجی نشود و من به عنوان بیمه‌گر، شرکتی را که بیمه‌گذارم قرار است سهام آن را بخرد، بنیادی بررسی و اعتبارسنجی و رتبه‌بندی نکنم چطور می‌توانم وارد آن ریسک شوم؟/ داورپناه:یکی از مباحثی که شرکت‌های بیمه می‌توانند به صورت جدی ورود کنند بیمة پوشش زیان ناشی از حوادث و مخاطرات دارایی‌های شرکت‌هاست که چنانچه از این بابت قیمت سهامی دچار نوسان منفی شد، شرکت‌های بیمه تا سقف معینی خسارت وارده را جبران کنند.

به گزارش ریسک نیوز، شاید بتوان گفت در اقتصاد ایران طی یکسال اخیر رشد فزاینده بورس یکی از اتفاقات نادر محسوب می شود اگرچه در دو ماه گذشته با سقوط شاخص ها شاهد زیان و خروج سهامداران حقیقی بودیم.

نشریه بیمه داری نوین به دنبال راهکاری در عرصه بیمه گری است تا با ورود به پوشش ریسک زیانهای ناشی از کاهش شاخص های بورس از خروج سهامداران از بازار سرمایه بکاهد.
اینکه بیمه سهام تا چه اندازه قابل اجرا شدن است موضوع میزگرد پیش روی ماست با حضور نادر صفاجو عضو هیات مدیره بیمه پارسیان، اسماعیل داور پناه مشاور مالی مدیرعامل بیمه رازی،شماخی مدیر سرمایه گذاری بیمه نوین و حمید دیانت پی عضو هیات مدیره ایران ارقام

* آقای صفاجو، لطفاً به محور اول میزگرد و همین‌طور ریسک‌های مرتبط با بیمة سهام بپردازید.

صفاجو: پس از بحران مالی سال ۲۰۰۷ و نابسامانی وضعیت اقتصادی، بورس ایران نیز با مشکلاتی مواجه شد، آن زمان هدف مشخصی برای این طرح تعریف نشده بود که آیا هدف، جلوگیری از کاهش شاخص است یا جلوگیری از زیان سهامداران خُرد. سهامداران بزرگ تحلیل‌گر و ارزیابی از آینده بازار داشتند؛ ولی ابعاد بحران به گونه­ای بود که نگرانی گسترده­ای ایجاد کرده بود.

برنامة دولت این بود که بازار بورس، بزرگ و به اصلی‌ترین کانون سرمایه‌گذاری اشخاص تبدیل شود تا مردم برای سرمایه­گذاری به دنبال خرید مسکن، اتومبیل، طلا و ارز نباشند؛ چون ورود به بازار هر کدام از اینها یک ملاحظاتی دارد و خرید و نگهداری هر کدام نیز ریسک خاص خود را می‌طلبد. دولت قصد داشت بازار بورس تنها بازاری شود که مردم بتوانند به صورت پویا در آن مشارکت کنند و سبب رشد و توسعة اقتصادی کشور شود. دولت دنبال مکانیزمی بود تا برای حضور بلندمدت تمامی سهامداران به ویژه سهامداران خرد اطمینان ایجاد کند.

حدود 10 سال پیش در یک شرکت بیمه روی این طرح کار کردیم و آن زمان با وزارت اقتصاد هم ارتباط داشتیم، بسیاری از این طرح استقبال کردند. هدف این بود که اطمینان و اعتماد مردم از دست نرود و بتوانند وارد این بازار بشوند و بمانند؛ چون می‌دانستیم که مردم به مرور ریسک بازار را درک می‌کنند و سازگار می‌شوند. هدف‌مان این بود که مردم در ابتدای ورود ضرر نکنند و بدبینی نسبت به بازار سهام ایجاد نشود.

در آن زمان صندوق‌های سرمایه‌گذاری به این میزان رشد نکرده بودند و با مطالعاتی که آن زمان همکاران انجام دادند متوجه شدیم که در هیچ کجای دنیا ریسک سیستماتیک بیمه نشده است. دلایل  متعددی داشت؛ ولی یکی از دلایل آن این بود که این بازار خود متأثر از مسائل بسیاری است که برای ما قابل پیش‌بینی نیست؛ از طرفی بازار ایران کاملاً کارا همچون بازارهای کشورهای توسعه‌یافته نیست و تمام اطلاعات در کمترین لحظه روی تابلوی بازار منعکس نمی‌شود. همه برای استفاده و تحلیل اطلاعات در شرایط مساوی قرار ندارند و اطلاعات در زمانی روی تابلو نمایش داده می‌شود که اتفاقی که باید می‌افتاد افتاده است.

نادر صفاجو

نکتة دیگر تواتر است. نرخ‌های فنی رشته‌های مختلف بیمه‌ای در طول زمان بر اساس وقایع جامعة آماری به دست می‌آید. این نرخ، مشتمل بر نرخ احتمال وقوع خسارت به همراه هزینه‌های دیگر و حاشیة سود می­باشد که  نرخ فنی را تشکیل می‌دهند. نرخ را باید با چه تواتری و با چه شدتی تعیین کنیم که هم برای سهامدار قابل تحمل و قابل قبول باشد و هم اینکه شرکت بیمه بتواند تعهدات را ایفا و خود را اداره کند. نرخ فنی باید چه نرخی باشد که اگر قیمت سهام پایین آمد بتوانیم خسارت آن را پرداخت کنیم؟ اگر قیمت سهام افزایش یافت باید چه اقدامی انجام دهیم؟ به طور متعارف در بازار بورس و سهام حرکت سینوسی داریم و رگرسیون این حرکت سینوسی، صعودی است؛ چون شرکت‌ها در حال رشد هستند و سرمایه به آنها تزریق می‌شود؛ این حرکت صعودی در بعضی شرکت­ها با شیب تند و در برخی با شیب کند در جریان است.

ما بر اساس چه فاکتورهای کاهنده یا مخاطره‌سازی باید مدل‌ها را طراحی کنیم؟ از طرفی چه تیم تحلیل‌گری نیاز داریم؟ شرکت­های بیمه از اوایل دهة هشتاد شمسی تلاش کردند تا سرمایة بزرگ‌تری برای سرمایه‌گذاری و حضور قوی‌تر صنعت بیمه در بازار بورس ایجاد کنند؛ ولی به دلیل ضعف ساختار سرمایه­گذاری، خیلی موفق نبودند.

صنعت بیمه جایگاه محکمی از نظر حضور و تحلیل وضعیت بازار بورس نداشت. طی بررسی‌هایی که انجام دادیم متوجه شدیم که طی سنوات گذشته بازدهی سرمایه‌گذاری شرکت‌های بیمه در سهام، خیلی مواقع کمتر از رشد شاخص بوده است؛ به تعبیر دیگر بازدهی سرمایه‌گذاری آنها به اندازة شرکت سرمایه‌گذاری نبوده است و درجة اهمیتی که باید به ایجاد دپارتمان سرمایه‌گذاری اختصاص می‌دادند برای حفظ ارزش حق بیمه‌هایی که به آنها پرداخت شده بود به ویژه در رشتة بیمة عمر اختصاص نداده‌اند. ما هنوز در شرکت‌های بیمه دپارتمان‌های قوی سرمایه‌گذاری برای تحلیل بازار و تحلیل سهام نداریم؛ ولی حرکت‌های خوبی در حال انجام است.

* در بحث ریسک‌های سیستماتیک و غیر سیستماتیک چه مطالعاتی داشته‌اید؟

شماخی: اگر قصد داریم به یک موضوع بین‌رشته‌ای بپردازیم و بیمه را با مباحث مالی پیوند دهیم باید ساز و کار و ویژگیهای آنها را مدنظر قرار دهیم. اصولاً ریسک‌هایی در بیمه قابل بیمه شدن هستند که یا اتفاق می‌افتند و منجر به زیان و خسارت مالی می‌شوند یا اتفاق نمی‌افتند و زیان مالی نیز ایجاد نمی‌شود. طبق اصول بیمه بیمه‌گر باید زیان‌دیده را در وضعیت قبل از وقوع حادثه قرار دهد؛ اگر ریسک‌ها بزرگ و فاجعه‌آمیز باشند شرکت‌های بیمه نمی‌توانند آنها را پوشش دهند. این جزو اصول عملیات بیمه‌گری است؛ بنابراین اگر می‌خواهیم پکیج جدیدی را برای پوشش ریسک مطرح کنیم باید مفروضات اساسی بیمه‌گری را در آن رعایت کنیم. از طرفی بازارهای مالی مکانیزم‌ها و روش‌هایی دارند که اگر کسی آن سیاست‌ها و استراتژی‌های مالی را رعایت کند در این بازار زیان نخواهد کرد.

من از سال ۷۹ با بازار سرمایه همکاری دارم؛ مثلاً وقتی سهمی مثل سیمان تهران را بررسی کنیم متوجه می‌شویم این سهم تا به امروز حدود ۴۲ هزار درصد بازدهی داشته است؛ بنابراین اگر کسی سهمی را در بالاترین قیمت هم بخرد و آن را نگهداری کند و با آن مجمع برود و دچار هیجانات بین بازاری نشود مطمئناً در بلندمدت سود خواهد کرد؛ بنابراین شما یک ساز و کار برای بیمه دارید و مفهوم دیگری به نام بازارهای مالی دارید که ساز و کار خود را دارد و می‌خواهید این دو را با یکدیگر ترکیب کنید. طبق مفهوم بیمه‌ای اصلاً نمی‌توان ریسک‌های مالی را بیمه کرد؛ بنابراین بحث بیمة سهام قابل پیاده شدن نیست؛ چون حالت‌های این ریسک یا سود است یا زیان است یا عدم زیان است و اصطلاحاً ریسک سوداگرانه است که در صنعت بیمه قابل بیمه شدن نیست.

حمیدرضا شماخی

نکتة دیگر اینکه هر ریسکی را که می‌خواهید در بیمه تحت پوشش قرار دهید باید محاسبة حق بیمه انجام داد؛ به تعبیر دیگر باید تواتر داشته باشد و به طور یکسان در سال‌های مختلف اتفاق بیفتد تا اکچوئر بتواند برای آن همبستگی و حق بیمة فنی محاسبه کند که در بازار سهام چنین تواتری وجود ندارد. بازار سهام در تیر ماه سال جاری ۳۰۰ درصد بازدهی داشت؛ ولی امروز 100 درصد از بازدهی آن کاهش یافته است و این ریسک، نوسان بسیاری دارد و همچون خطرات فاجعه‌آمیز مثلاً زلزلة بزرگی است که شرکت بیمه نمی‌تواند آن را بیمه کند. تصور کنید یک شرکت بیمه ریسک مالی بازار سرمایه را در ابتدای خردادماه در حوزة سهام بیمه کرده باشد؛ در تاریخ امروز ۱۵۰ درصد ارز شمالی بیمه شده در کمتر از 3 ماه از بین رفته است. شرکت بیمه چطور می‌تواند این نوسان را تحت پوشش قرار دهد؟ به همین دلیل معتقدم؛ بیمة سهام با اصول بیمه‌گری در تناقض است و به سختی می‌توان بین اینها نقطة مشترک پیدا کرد. مفاهیم و تئوری‌های مالی، ابزارهای پوشش ریسک منحصر به خود را دارند که اصطلاحاً به آن «hedge» گویند که اولین ابزار آن diversification نام دارد به این معنا که مدیران سرمایه‌گذاری باید سرمایة خود را بین فرصت‌های مختلف سرمایه‌گذاری با ریسک برابر تقسیم کنند و از تمرکز بیش از حد روی یک فرصت سرمایه‌گذاری اجتناب کنند. در بیمه هم اصل تقسیم ریسک وجود دارد.آپشن‌های خرید و فروش که در کشور ما به اوراق تبعی معروف است یا ورود به بازار سرمایه از طریق صندوق‌های سرمایه‌گذاری از جمله روش‌های دیگر پوشش ریسک‌های مالی است.

* در هر بنگاهی با وجود همة مراقبت‌ها احتمال ورشکستگی وجود دارد و در این میان بیمة ورشکستگی مطرح می‌شود. فرد ممکن است دانش کافی هم داشته باشد؛ ولی نمی‌تواند به خوبی آن را اجرا کند و بیمه در اینجا می‌تواند نقش‌آفرینی کند.

شماخی: اگر می‌خواهیم بیمة سهام یا بیمه ورشکستگی عملیاتی شود در ابتدا باید حق بیمة آن محاسبه شود. در این زمینه چالش‌های شدید وجود دارد که چطور می‌توان از نظر آماری آنقدر برای این ریسک مالی یا نوسانات اقتصادی و ریسک‌های سیاسی مؤثر بر شرایط اقتصادی بنگاه‌های اقتصادی تواتر و آمار استخراج کرد که بشود یک حق بیمة فنی برای آن محاسبه کرد. تصور می‌کنم این قدم اول است. باید توجه داشته باشیم که هزینه‌های شرکت‌های بیمه از محل حق بیمه‌های وصولی پرداخت خواهد شد و خسارت مالی ایجاد شده نمی‌تواند از توان مالی شرکت‌های بیمه بالاتر باشد. بالاخره بنگاه‌های اقتصادی با ریسک‌های سیاسی، اقتصادی، نوسانات نرخ ارز، تحریم‌ها و … در ایران مواجه هستند که ارائة پوشش بیمه‌های ورشکستگی یا بیمة سهام را با چالش مواجه می‌کند.

* صنعت بیمه چطور می‌تواند از این تعداد اشخاص حقیقی که وارد بازار بورس شده‌اند بهره ببرد به طوری که بیمه‌گذاران نیز بهره ببرند و یک شرایط برد ـ برد فراهم شود؟

شماخی: اگر شرکت‌های بیمه مستقیماً تحت عنوان بیمة سهام یا بیمه‌های ورشکستگی وارد این عرصه شوند چالش جدی دارند و ممکن است خیلی نتوانند در این زمینه موفق باشند؛ ولی شرکت‌های بیمه می‌توانند با توجه به میزان سرمایه و توانگری خود صندوق‌هایی با تیم‌های متخصص ایجاد و شرایطی را فراهم کنند که بیمه‌گذاران‌شان از طریق آن صندوق‌ها وارد بازار سهام شوند؛ به طوری که هم از عواید بیمه منتفع شوند؛ مثلاً با فروش بیمه‌هایی با تخفیف مناسب و هم عواید ناشی از حضور در بازار سهام. اما اینکه شرکت‌های بیمه با ارائة بیمة سهام یا هر پوشش مشابهی به سهامداران ریسک زیان مالی آنها را پوشش دهند تصور می‌کنم شرکت‌های بیمه قطعاً زیان خواهند کرد و ارائة این پوشش میسر نیست. بسیاری از سهامداران به دلیل داشتن آستانة هیجانات متفاوت و تصمیم‌های هیجانی و خرید و فروش‌های اشتباه، موجب زیان و انتقال آن به شرکت‌های بیمه شوند که این با اصول بیمه‌گری و سرمایه‌گذاری در تناقض است.

* آقای دیانت‌‌پی، مطالعات شما در این زمینه چه می‌گوید؟

دیانت‌پی: اساتید به مواردی اشاره کردند که بسیار مفید بود. معتقدم؛ در ابتدا باید بدانیم هدف ورود یک سهامدار به بازار سرمایه چیست؛ سپس به ریسک‌ها برسیم و اینکه قرار است این ریسک‌ها را به عنوان بیمه‌گر خریداری کنیم؛ وقتی سهامدار وارد بازار سرمایه می‌شود به دنبال دو عایدی است؛ یکی خرید و فروش سهام و دیگری سود سهام است. مشکلات عدیده‌ای علاوه بر ساختار سنتی صنعت بیمه وجود دارد؛ صنعت بیمه بسیار سنتی است. سال‌ها تلاش شد که الفبای مالی و استانداردهای بین‌المللی مانند IFRS را وارد صنعت بیمه کنیم؛ ولی نشد؛ بنابراین تفکر نو و خلاق در صنعت بیمه و سایر صنایع مهم وجود ندارد؛ بنابراین گستردگی حوزة بیمه و عدم وجود استانداردهای لازم و کافی و تفکر سنتی موجود و همچنین توان مالی شرکت‌های بیمه بسیار تأثیر گذارند. شرکتی که به صورت تخصصی بیمة عمر می‌فروشد؛ اگر همین امروز در شرکت را ببندند، می‌تواند ذخایر ریاضی بیمه‌گذاران خود را پرداخت کند؟ من شک دارم قادر به چنین کاری باشد.

حمید دیانت پی

نکتة دیگر ریسک‌سنجی بیمة سهام و پیچیدگی معاملات بورس است. امشب مدیرعاملان شرکت کارگزاری با هم صحبت می‌کنند تا کدام سهم را بالا ببرند و کدام سهم را زمین بزنند. در کشور ما همه چیز دستوری است، بر همین اساس بازار ما کارا نخواهد بود و نیست. کشور ما به شدت ریسک دارد. قیمت مواد اولیه بالا، نرخ فروش پایین، به طور مثال شرکت پتروشیمی که pvc تولید می‌کند و به طور فرضی قیمت آن در دنیا ۶۰۰ دلار است و قیمت اتیلن ۸۰۰ دلار است که مواد اولیة pvc است؛ بنابراین ریسک‌های ارزی که در کشور وجود دارند بر بنیاد یک شرکت تأثیر می‌گذارند که قرار است سهام آن را خریداری کنیم؛ بنابراین سواد مالی سهامداری که وارد بورس می‌شود برای من که می‌خواهم سهام را بیمه کنم ریسک است. رفتارهای سهامداران ریسک است. قبول کنید که رفتارهای رمه‌ای در بازار سهام کشور ما بسیار زیاد است؛ به تعبیر دیگر یک نفر پیشرو می‌شود و همه پیرو آن هستند. همه می‌گویند فلان سهم را بخرید. به دلیل عدم وجود سواد مالی ما هم می‌خریم؛ چون سواد مالی آن را نداریم. این دومین ریسکی است که در سهام وجود دارد و من به عنوان بیمه‌گر باید این را در نظر بگیرم.

* تصور کنم در کل دنیا چنین چیزی وجود دارد؟

دیانت‌پی: درجة کارایی متفاوت است. اصلی‌ترین موضوعی که بر ریسک‌سنجی بیمة سهام تأثیرگذار است اعتبارسنجی و رتبه‌بندی است؛ اگر ناشی اعتبارسنجی نشود و من به عنوان بیمه‌گر، شرکتی را که بیمه‌گذارم قرار است سهام آن را بخرد، بنیادی بررسی و اعتبارسنجی و رتبه‌بندی نکنم چطور می‌توانم وارد آن ریسک شوم؟ تصور کنید 1000 شرکت، در بازار سرمایه وجود دارد، بیمه‌گر سهام کدام شرکت‌ها را بیمه می‌کند؟ 10 شرکت می‌گیرم و می‌گویم؛ تاپیکو، فملی و … خوب هستند و همین‌ها را بیمه می‌کنم؛ چون می‌دانم سودآور هستند. حال شرکت‌های دیگر در بورس چه می‌شوند؟ سهام آنها را چه کسی باید بیمه کند؟ بنابراین پیچیدگی به شدت بالاست. در کشور ما اصلاً به اعتبارسنجی و رتبه‌بندی توجه نشده است و اگر شرکت‌های بیمه بخواهند وارد بیمة سهام شوند به شدت دچار بحران می‌شوند. بعد از همة اینها به پرسنل می‌رسیم. پرسنل متخصص بازار سرمایه در شرکت‌های بیمه داریم و آیا سهام را به صورت بنیادی بررسی می‌کنند؟

* این ریسک قابل حل است. کافی است با یک شرکت تحلیل‌گر قرارداد ببندید.

دیانت‌پی: کجا ما یک شرکت متخصص تحلیل‌گر حرفه‌ای داریم؟ در ایران چند مؤسسة رتبه‌بندی داریم که میز کارمندان‌شان خاک گرفته است؛ کدام‌شان اعتبارسنجی کرده‌اند؟ کدام‌شان رتبه‌بندی مؤثری کرده‌اند؟ در بورس دستورالعمل داریم که شرکت‌های رتبه‌بندی تأسیس شوند؛ اما کدام‌شان یک کار درست و خروجی درستی داشته‌اند؟ متوجه هستم که امکان آن وجود دارد؛ ولی زیرساخت می‌خواهد و زیرساخت آن این است که شرکت‌های اعتبارسنجی وارد شوند و من فکت بگیرم. در کل دنیا چنین اتفاق می‌افتد و مؤسسه‌های مختلف مثل فیچ، مورنینگ استار، اس‌اند‌پی و … رتبه‌بندی می‌کنند و به این ترتیب به راحتی می‌توان اعتبار داد.

علاوه بر همة این مباحث، بحث تعیین حق بیمه نیز اهمیت بسیاری دارد با توجه به این ریسک‌ها چه ذخایری گرفته شود و بیمة مرکزی قرار است چه آیین‌نامه‌ای داشته باشد. ذخیرة معوق به بازیچه‌ای برای اعضای هیئت مدیرة شرکت‌های بیمه‌ای تبدیل شده است که مرتب این معوق را بالا و پایین می‌برند. متأسفانه ساز و کار درستی وجود ندارد؛ بیمه‌گران نیز متأسفانه ساز و کار درستی در شرکت‌های‌شان ندارند. آخرین مطلب هم این است که باید قبول کنیم که فقد سواد مالی در صنعت بیمه بسیار بالاست.

* برای همة این مشکلات راه و چاره‌ای وجود دارد. همین که از دردها آگاهی یابیم، می‌توانیم آنها را درمان کنیم.

دیانت‌پی: اما تا به امروز راه‌حلی پیدا نشده است. من در این زمینه ده‌ها مقاله منتشر کرده‌ام و گفت‌وگوهای بسیاری با بزرگان صنعت داشته‌ام؛ ولی واقعیت امر این است که در این حوزه‌ها حتی نسبت به پنج سال قبل هم جلو نیفتاده‌ایم. حداقل می‌توانستند بیمه‌گذاران را اعتبارسنجی کنند؛ اگر بیمه‌گذاران را هم نمی‌توانستند اعتبارسنجی کنید نمایندگی‌ها را که می‌توانستند اعتبارسنجی کنند؛ اما چرا چنین نکردند؟

* آقای داورپناه نظرتان دربارة ریسک‌های بیمة سهام چیست؟

داورپناه: بورس، بیمه و بانک سه ضلع یک مثلث در بازار مالی دنیا هستند و اینها تکمیل‌کنندة خدمات یکدیگرند، ضلع بیمه در ایران خیلی جای کار دارد و باید با ورود جوانان تحصیل‌کرده و آشنا با ابزارهای جدید و نیازسنجی مشتریان، خودی نشان دهد، بحث ریسک و بازده در دنیا تئوری دارد. در بازار مالی ایران از این منظر با مشکل کم بودن تنوع ابزارای مالی مواجهیم؛ یعنی محصولات‌مان یا fixincom است؛ به تعبیر دیگر باید پول بگذارید و مثلاً بازده بدون ریسک ۱۵ درصد دریافت کنید یا سهام بورسی است؛ یعنی محصول میانی طراحی نشده است و اگر طراحی شده است خیلی ضعیف و کم عمق است که ما بتوانیم با ریسک‌ها و سلیقه‌های متفاوت ابزارهای مالی داشته باشیم؛ مثلاً اگر نخواهم خیلی ریسک کنم؛ بلکه کمی بیشتر از سود بانکی ریسک کنم و کمی بیشتر سود ببرم. چنین محصولی هنوز در بازار وجود ندارد و به نظرم می‌توان روی این حوزه‌ها کار کرد؛ اما اینکه هر قدر ریسک کنید باید توقع بازده داشته باشید کاملاً منطقی و تابع تئوری ریسک و بازده است.

اسماعیل داورپناه

دوستان بیان کردند که در بخش ریسک‌های سیستماتیک نمی‌توانیم بیمه داشته باشیم و این کاملاً درست است و به قول معروف این ریسک‌ها insurable نیستند؛ ولی معتقدم از دریای بیکران ریسکی که در بازارهای مالی موج می‌زند و متقاضیانی که به دنبال پوشش بخشی از ریسک خود هستند، می‌توانند از گوشه‌هایی آغاز کنند و نباید به طور کامل کنار بنشینند.

همکاری تنگاتنگ بیمه با سایر نهادهای مالی هم باید تقویت شود، به یاد دارم برای جداسازی منابع بیمه‌های عمر تلاش زیادی می‌کردیم تا آنها را درست سرمایه‌گذاری و منابع بیشتری جذب کنیم. در این راستا با آقای شاپور محمدی جلساتی برگزار کردیم. ایشان در یکی از جلسات به نکتة خوبی اشاره کردند و آن اینکه شما با تلاش زیاد بیمة عمر می‌فروشید و قصد دارید در بورس صندوقی تشکیل دهید؛ اما چرا بر عکس آن عمل نمی‌کنید؛ به تعبیر دیگر اوراقی بیمه‌ای مبتنی بر بیمه‌های عمر منتشر کنید. به نحوی که هر کسی این برگه را بخرد، بتواند علاوه بر کسب بازده، بیمة عمر بشود؛ به تعبیر دیگر جریان فروش بیمة عمر را فقط از شبکة فروش پیگیری نکنید؛ بلکه از بازار سرمایه هم پیگیری و تأمین کنید. به نظر من این روند کاملاً درست است باید قبول کنیم که سه رکن بورس، بانک و بیمه به هم نیاز دارند و یکدیگر را تکمیل می‌کنند. این ارتباطات ضعیف است باید تقویت شود که از دل آن نیازهای طرفین مشخص شود و تیم‌های مطالعاتی و تحقیقاتی شکل بگیرند و محصولات متنوع و مناسبی با هر نوع سلیقه‌ای می‌تواند طراحی و ارائه شود.

به نظرم هر سه رکن باید تلاش زیادی کنند؛ اما به نظرم بیمه باید تلاش بیشتری کند و وارد گود شود و ریسک کند و انرژی بگذارد.

* بیمه‌ها چنین تخصصی دارند؟

داورپناه: اوراق تبعی نوعی بیمة سهام است به نحوی که کف قیمت سهام تضمین شده ولی بازدهی آن به بالا بسته باز است. قصد داشتند با اوراق تبعی روی آتش بورس آبی بپاشند؛ ولی این اوراق بسیار کم عمق هستند؛ ولی به نظرم می‌توان روی اوراق تبعی اصلاحاتی انجام داد؛ مثلاً می‌توان بین سهامداران عمدة شرکت‌ها با بنیاد قوی و شرکت‌های بیمه ارتباط برقرار کرد و به بازار اوراق تبعی عمق بخشید؛ مثلاً پتروشیمی غدیر به عنوان سهامدار عمدة پتروشیمی پردیس می‌تواند با شناخت عمیقی که از آن شرکت دارد با همکاری یک شرکت بیمه موضوع بیمة سهام پتروشیمی پردیس را طراحی و ارائه کند در این بین شناخت عمیق از شرکت از یک طرف در دسترس بوده و منابع بلندمدت بیمه‌ها هم می‌تواند کارساز باشد و شرکت بیمه می‌تواند نقش خود را در تقبل بخشی از ریسک و عمق بخشیدن به بازار اوراق تبعی ایفا کند و با افق میان‌مدتی که دارد سود مناسبی نصیب خود و ذی‌نفعان کند.

بازدهی پرتفوی بورسی مناسب در افق میان‌مدت و بلندمدت در بین بازارهای مالی و فرصت‌های سرمایه‌گذاری همیشه اول بوده است؛ حداقل در سی سال گذشته چنین بوده است هر بازة میان‌مدتی را بررسی کرده‌ایم همیشه بازار بورس موفق بوده است؛ بنابراین اگر اینها را کنار هم بگذاریم موفق به تولید محصول بیمه سهام خواهیم بود؛ البته اعتقاد دارم با کمک سهامداران عمده و بررسی‌های بنیادی قوی و همچنین با افق میان‌مدت و بلندمدت می‌توانیم به شدت موفق باشیم و سهامداران خرد هم از ابزارهای نوین و پوشش ریسک نوسانات غیر متعارف مصون بمانند.

* آقای صفاجو، اگر شرایطی فراهم شود و حقیقی‌ها سهام خود را نفروشند یک فرصت شکل می‌گیرد. آیا می‌توان از مکانیزم‌های روانی و مالی برای این کار استفاده کرد همان‌طور که بیان کردید در فروش سهام نگاه رمه‌ای و گله‌ای وجود دارد آیا می‌توان آنها را به شکل دیگری هدایت کرد؟

صفاجو: کسی که با هیجان وارد بازار بورس شده برای ماندن نیامده است.

* هر فردی که وارد بازار بورس می‌شود دوست دارد بماند و سود بیشتری کسب کند؛ ولی اگر سود نکند حتماً می‌رود.

صفاجو: نوع ورود نشان می‌دهد که سهامدار بنا بر ماندن دارد یا بنا بر رفتن دارد. کسی که هیجانی خرید می‌کند؛ یعنی هیچ تحلیلی ندارد. به تصور سود آمده است و با اشاره‌ای طی چند روز یا چند هفته بیرون می‌رود؛ ولی یکی از مزیت‌های بزرگ این بازار نسبت به بازارهای دیگر سرعت نقدشوندگی آن است؛ ورود و خروج به بازار بورس سخت نیست به ویژه با امکانات امروز از جمله معاملات برخط و … می‌توان خرید و فروش را انجام داد. کسی که وارد بازار بورس می‌شود باید ریسک‌های بازار را بشناسد و با اراده و اطلاعات خود وارد شود یا در صندوق­ها سرمایه‌گذاری کند و اگر می‌خواهد برود بر اساس نیاز و تصمیم و برنامه‌ریزی‌اش برود و کمتر به هیجانات خرید و فروش توجه کند، در صورتی که هیجانات بر رفتارهای تحلیلی غلبه داشته باشد نه تنها بیمه بلکه هیچ ابزاری کار نمی‌کند؛ چون وسعت حرکت‌ها و حجم رفتارها به گونه‌ای است که هیچ تضمینی نمی‌توان برای آن ارائه داد.

در حال حاضر ارزش بورس ایران حدود 50 میلیون میلیارد تومان است. از سوی دیگر شرکت­های بیمه هر کدام با سرمایه­ای حدود 500 میلیارد تومان خیلی سخت است که بتوانند کاهش قیمت سهام را در این بازار بیمه کنند، با این میزان سرمایه­ها هیچ شرکت بیمه‌ای نمی‌تواند زیر بار چنین تعهد بزرگی برود.

* درست است که یکی از ساز و کارهای کاهش ریسک ورود بانک‌ها و بیمه‌ها به بازار بورس است؛ ولی در واقع این ساز و کار از طرف حاکمیت باید پشتیبانی شود تا مانع هجوم حقیقی‌ها برای فروش شود آیا با این استدلال می‌توان ساز و کاری تعیین کرد؟

صفاجو: تا جایی که من اطلاع دارم هیچ دولتی در دنیا در مکانیزم بازار بورس هیچ دخالتی نمی‌کند. وظیفة اصلی آنها ایجاد زیرساخت­های مناسب برای توسعة سرمایه­گذاری است.

* ایران شرایط خاصی دارد. اشخاص حقیقی بسیاری وارد بازار بورس شده‌اند و هنوز هم نرفته‌اند؛ چون سهام‌شان فروش نرفته است آیا در همین شرایطِ کف بازاری می‌شود ساز و کاری طراحی کرد؟

صفاجو: اصلی‌ترین ساز و کار این است که دولت با انعکاس شفاف عملکردش نشان دهد که در حال گشودن گره­های ساختاری اقتصاد کشور است تا سهامداران اطمینان نسبی از بهبود در آینده به دست آورند.

دولت از ابتدای امسال نقش مناسبی ایفا نکرده است. دلیلی ندارد که یک مقام بلندپایة دولتی توصیه کند که مردم وارد بازار بورس شوند در حالی که ما می‌دانیم بازار بورس درحال حاضر چقدر ریسک دارد. تمام نظریه‌پردازان سرمایه‌گذاری بیان می‌کنند که مردم عادی که دانش سرمایه­گذاری در سهام را ندارند سرمایه کسب و کار اصلی خود را وارد بورس سهام نکنند؛ چون این بازار ریسک بالایی دارد؛ اما مقامات دولتی به راحتی گفتند همة سرمایه‌تان را به بورس بسپارید، در صورتی که مخاطرات آن صرفاً متوجه سرمایه­گذاران خُرد می­شود.

میزگرد بیمه سهام

در مورد اینکه چه کنیم حقیقی‌ها در بازار بورس بمانند باید بگویم که گاهی سهامداران دچار التهاب و هیجان می‌شوند و وارد بازار می‌شوند؛ اگرمسئولین اقتصادی بتوانند با توجه به اقدامات و برنامه­ریزی مناسب، چشم­انداز مطلوبی از اقتصاد در آینده کشور ارائه کنند، سهامداران متوجه می­شوند که موانع توسعه شرکت­ها برطرف می­شود و چشم­انداز مناسبی از نظر سوددهی در آینده خواهند داشت و می­توانند امیدوارانه در بازار حضور داشته باشند، اما گاهی از یک طرف می‌گوییم که همه چیزتان را به بازار بورس بسپارید و از آن طرف شواهد حاکی از آن است که هر روز امکان سرمایه‌گذاری و توسعة کسب و کار محدود و سخت می‌شود و صادرات سخت می‌شود. در این شرایط سهامدار بلاتکلیف و سرگردان می­شود و اعتماد خود را به بازار از دست می­دهد. اصلی‌ترین وظیفة دولت‌ها این است که چشم‌انداز واقعی از برنامه‌ریزی و اقدامات خود به بازار سرمایه و مردم منعکس کنند.

* قصد نداریم دولت را نقد کنیم.

صفاجو: نمی‌خواهم وارد مباحث انتقادی شوم؛ ولی باید موضوع را با نگاه 360 درجه بررسی کرد، نمی‌توانیم از زاویة ۹۰ درجه به مسائل نگاه کنیم و فقط آنچه علاقه‌مندیم تحلیل کنیم؛ چون نتیجة این‌گونه تحلیل قابل بهره‌برداری نیست.

برای نگهداری اشخاص حقیقی در بازار بورس دولت باید سیگنال مثبت از اقدامات سازنده ارائه دهد. در این مدت دارا یکم و دارا دوم آمد؛ اما دارا سوم نیامد؛ اگر تجربة دارا اول و دوم خوب بود دارا سوم هم می‌آمد و سهامدار در بازار بورس می‌ماند. برنامه‌ریزی جامع و بلندمدت برای ارائة داراها وجود نداشت، یک حرکت تاکتیکی بود نه یک اقدام استراتژیک.

* برخی شرکت‌های بیمه که با مطالعه وارد بازار بورس شدند سهامی خریدند و باید به موقع می‌فروختند؛ ولی نفروختند و روی دست‌شان باقی ماند منظورم این است که فقط حقیقی‌ها بی‌تجربه عمل نکردند؛ بلکه شرکت‌های بیمه‌ای هم این‌گونه عمل کردند.

صفاجو: ما قصد داریم بازار بورس‌مان توسعه یابد؛ ولی خیلی از شرکت‌های‌مان هنوز دپارتمان تخصصی سرمایه‌گذاری زبده ندارند یا شرکت‌های اعتبارسنجی فعال و معتبر نداریم که هر ماه گزارش ارائه دهند و این مسائل جزو مشکلات اساسی ما محسوب می‌شوند.

* معتقدم؛ جو سود بازار بورس همه را گرفت؛ یعنی متخصصان هم درگیر این جو شدند فقط تعداد معدودی جو و هیجان بازار در آنها تأثیر نگذاشت و به موقع توانستند سهام خود را بفروشند.

صفاجو: در بورس سهام با حجم معاملات بالا و نوسان سینوسی قیمت­ها، سود یک نفر، زیان دیگری است و بالعکس. برخی در بهمن ماه و اسفندماه سال گذشته سهام خریدند و تیرماه آن را فروختند آنها بر حسب تجربه از این بازار نفع بردند و بیرون رفتند. برخی هم اوایل مرداد ماه و در اوج سوددهی بازار بورس سهم خریدند. این بازار بازیگرانی دارد که بر حسب تجربه احساسات‌شان را مدیریت می‌کنند. اتفاقاً من معتقدم که همه از این بازار ضرر نکردند. خیلی‌ها از سود و برخی از سرمایه ضرر کردند. سهامداران جدید که در مرداد ماه وارد شدند از سرمایه ضرر کردند.

* تعداد بسیار کمی گرفتار این هیجان نشدند.

صفاجو: احتمالاً این‌طور است؛ اما آمار دقیقی در این مورد نداریم؛ ولی بخشی از آنها که سهامداران با سابقه‌ای بودند تا تیرماه سود خوبی به دست آوردند. بازار بورس ایران مستعد هیجان است، سفته‌باز دارد و کارا نیست. مسئولین نباید اشخاص بی­اطلاع از الزامات سرمایه­گذاری در سهام را به ورود به بازار بورس تشویق می‌کردند؛ اتفاقاً باید توصیه اکید می­کردیم که در صورت علاقه­مندی با احتیاط وارد بازار بورس شوند.

* آقای شماخی، نظر شما چیست آیا کنسرسیوم می‌تواند راهگشا باشد؟

شماخی: با توجه به ارزش بالای بازار سرمایه هرگونه پوشش ریسک‌های مالی در بازار سرمایه باید با کنسرسیومی متشکل از شرکت‌های بیمه و شرکت‌های بالاسری و هلدینگ آن صنعت باشد. در این زمینه باید توانگری شرکت‌های بیمه نیز مدنظر قرار داده شود. نکتة دیگر حضور کنسرسیومی شرکت‌های بیمه و شرکت‌های هلدینگ در بازار سرمایه در شرایط رونق بهتر است؛ زیرا در بازارهای منفی به دلیل هجمه فروش می‌تواند مشکلاتی برای امکان پوشش ریسک‌های مالی برای شرکت‌های بیمه ایجاد شود. بازار سرمایه بازار خودانتظام است و حمایت‌های دولتی و گسترش فرهنگ بیمه و سرمایه‌گذاری می‌تواند در موفقیت برای ارائة پوشش‌های بیمه‌ای برای ریسک‌های مالی بسیار مؤثر باشد. امروز شرایط بازار سرمایه به شدت تغییر کرده است و ارزش بازار سرمایة ایران از بازار پول بزرگ‌تر است. کل نقدینگی در اقتصاد و میزان آن 2/3 میلیون میلیارد تومان تا آخر امسال خواهد بود؛ در حالی که مارکت بازار سرمایه 7/5 میلیون میلیارد تومان است؛ بنابراین اهمیت بازار سرمایه افزایش یافته است و شرکت‌های بیمه با ریسکی مواجه هستند که ارزش آن دو برابر نقدینگی کا اقتصاد کشور است؛ بنابراین باید در این بازار مشارکتی و کنسرسیومی حضور داشت.

مباحث مالی ـ رفتاری (روانشناسی با مباحث مدیریت ـ مالی) تعاریف گوناگونی را شامل می‌شوند؛ مثلاً رفتار گله‌ای، خودپشیمانی، بیش‌اعتمادی و … . بر پیچیدگی‌های بازار سرمایه افزوده است و شرایطی را می‌تواند ایجاد کند که شرکت‌های بیمه در گذشته تجربة آن را نداشته باشند؛  بنابراین حضور کنسرسیومی باعث افزایش توان تخصصی و مالی شرکت‌های بیمه نیز خواهد شد.

نکتة دیگر بستر قانونی و فرهنگ بازار سرمایه در شرکت‌های بیمه است؛ آیین‌نامة ۹۷ سرمایه‌گذاری، بر سپرده‌های بانکی تأکید دارد؛ وقتی در شرکت‌های بیمه اعتقاد راسخ برای حضور در بازار سرمایه وجود ندارد حضور کنسرسیومی نیز نمی تواند موفق باشد. در حال حاضر اگر شرکت‌های بیمه‌ای مازاد بر سقف‌های تعیین‌شده در بازار سهام سرمایه‌گذاری کنند ولو سودآور هم باشد امتیاز منفی برای آنها توسط بیمة مرکزی منظور خواهد شد.

به اعتقاد من شرکت‌های بیمه بر اساس گزارش‌های کارشناسی مثل رشد سالیانة اقتصادی، GNP سالیانه، نرخ سود بانکی، نرخ دلار و متغیرهای اقتصادی و بودجۀ سال بعد و … اقدام به تنظیم برنامة سالیانة سرمایه‌گذاری کرده‌اند و برای سرمایه‌گذاری در تمام بازارها اعم از بازار سرمایه و پول و املاک و مستغلات به شرط کسب بازدهی حداکثری آزاد باشند.

به نظرم اگر شرکت‌های بیمه قصد دارند وارد بحث بیمة سهام شوند بهتر است با سهامداران عمده مرتبط شوند. تصور کنید که مجموعة فولاد مبارکه قصد دارد از سهم‌هایش حمایت کند و منابع کمی دارد؛ بنابراین باید صندوقی ایجاد کنند و سهم فولاد مبارکه یا زیر مجموعه خود را حمایت کند حضور شرکت‌های بیمه در این کنسرسیوم‌ها می‌تواند فواید و بازدهی زیادی داشته باشد.

صفاجو: سال گذشته در کمیتة سرمایه‌گذاری یکی از شرکت­ها بحثی صورت گرفت بر سر اینکه شاخص کل بورس با شیب تند در حال صعود است و این خطرناک است. تحلیل شخصی من این بود که در این شرایط این حجم نقدینگی در هر بازاری وارد شود تبعات بدی به بار می‌آورد؛ البته همة بازارها متأثر شدند؛ ولی اگر تماماً این منابع وارد بازارهای دیگر می‌شد دولت مرتب مورد انتقاد واقع می‌شد؛ چون ارز، طلا، اتومبیل و مسکن مرتب افزایش قیمت داشتند و مردم به شدت نگران می‌شدند؛ بخشی از این نقدینگی وارد بورس سهام شد و به همین دلیل وقتی شاخص بورس سهام بالا می‌رفت، هم دولت و هم سهامداران راضی بودند. علاوه بر این، دولت نماگر وضعیت اقتصادی کشور را بورس می‌دانست. به نظرم در این وضعیت دولت باید یک اقدام هوشمندانه می‌کرد و شرکت‌های دولتی را که طی بیست سال گذشته قصد داشت خصوصی‌سازی کند و به دلایل مختلف نتوانسته بود به بخش خصوصی واگذار کند، سهام این شرکت­ها را به قیمت مناسب به تمام کسانی که علاقه­مند بودند بر اساس کد ملی واگذار می­کرد.

بنابراین دولت می‌توانست به راحتی مدیریت کند تا این سهامدار وارد بازار بورس شود و بماند و به این شکل بیرون نرود.

* آقای دیانت‌پی، هنوز روی کنسرسیوم در حال بحث هستیم لطفاً به فرصت‌هایی حاصل از کمک شرکت‌های بیمه و بانک‌ها و نهادهای دیگر اشاره کنید.

دیانت‌پی: بر اساس سلسله مراتب مازلو باید نیازهای فیزیولوژیکی مثل گرسنگی، تشنگی، میل جنسی و … افراد باید رفع شود؛ وقتی فردی درآمدی کسب می‌کند و قصد دارد بر اساس آن درآمد هزینه کند ولی متأسفانه بازدهی ندارد، مجبور است پس‌اندازش را در جایی سرمایه‌گذاری کند که بیشترین بازده را به او بدهد. این بازار می‌تواند بازار پول یا خودرو یا مسکن باشد. مشکل اساسی ما این است که بازارهای ما متأسفانه متناسب با مؤلفه‌های اقتصادی نیستند، اشکال اساسی ما اینجاست.

10 سال پیش کسی تصور نمی‌کرد که بتوانیم ویدئو و عکس برای یکدیگر ارسال کنیم؛ اما امروز رسانه‌های جمعی و شبکه‌های اجتماعی آمده‌اند و امروز همه به آنها عادت کرده‌ایم. چه کسی فکر می‌کرد ماسک زدن اپیدمی شود و همه ماسک بزنند. آموزش و آموزش و آموزش، تبلیغات درست و فرهنگ‌سازی، پرورش تفکرهای افرادی که وارد بازار می‌شوند به شدت مؤثر است.

متأسفانه نه آموزش درستی داریم و نه درست پرورش می‌دهیم و نه بازارهای‌مان را بر اساس مؤلفه‌های متفاوتی که داریم همگن می‌کنیم. ما همه چیز را به آینده واگذار می‌کنیم و به صورت بنیادی، اشکالات را درست نمی‌کنیم.

دوست عزیزمان بیان کردند که بازار خودانتظام است و کاملاً درست است تعریف در قانون بازار بورس و اوراق بهادار این است که سازمان بورس خودانتظام است؛ ولی در همین تعریف به غیر دولتی بودن و شخصیت حقوقی مستقل اشاره شده است؛ حال شورایعالی بورس را چه کسی تشکیل می‌دهد؟ رئیس آن کیست؟ وزیر اقتصاد، وزیر بازرگانی و وزیر صمت. بچه‌های نخبه کجا هستند؟ نمی‌گویم استفاده نمی‌شود؛ ولی تا زمانی که همه چیز دستوری باشد و برای بانک و بازار پول و بازار سرمایه و خودرو و مسکن مکانیزمی نداشته باشیم مشکلات مرتفع نمی‌شود.

اگر قرار است سهامداری در یک بازار بماند و روی آن حساب کنیم باید دلخوشی داشته باشد.

* شرکت‌های بیمه چطور می‌توانند از این شرایط استفادة بهتری داشته باشند؟

دیانت‌پی: اگر ساز و کار کنسرسیوم درست باشد می‌توانند استفاده کنند؛ ولی در شرایط فعلی چنین چیزی امکان‌پذیر نیست.

کنسرسیوم ساز و کارِ همگن کردن بازارها را دارد. بازار پول، بانک است. بازار سرمایه، بورس است. بازار بیمه هم بیمه است. تجمیع همة اینها می‌تواند هم‌افزایی ایجاد کند. نشست‌های مشترکی که می‌توانند با یکدیگر داشته باشند کمک‌کننده است. وجود یک سامانة مشترک مناسب بین بیمة مرکزی و بانک مرکزی مشکلات را مرتفع می‌کند. معتقدم؛ اهرم‌های کنترلی باید برای ایجاد هم‌افزایی شکل بگیرند.

من به کنسرسیوم بانک و بیمه و کل وزارت اقتصاد مثل سازمان خصوصی‌سازی و … حتی گمرک معتقدم اینها باید با یکدیگر تعامل داشته باشند و با یک برنامة درست میان‌مدت می‌توان همة این کارها را انجام داد.

* آقای داورپناه نظر شما دربارة ایدة کنسرسیوم چیست؟

داورپناه: ایجاد چنین تشکلی و قرار دادن همة این نهادها دور یک میز دشوار است. هر چند قرار گرفتن این نهادها دور یک میز کمک‌کننده است. بحث بیمه سهام در دنیا بسیار جدید است. بیمة سهام در آمریکا هم محصول جدیدی است. به نظرم شرکت‌های بیمه می‌توانند وارد این مباحث شوند یکی از مباحثی که شرکت‌های بیمه می‌توانند به صورت جدی ورود کنند بیمة پوشش زیان ناشی از حوادث و مخاطرات دارایی‌های شرکت‌هاست که چنانچه از این بابت قیمت سهامی دچار نوسان منفی شد، شرکت‌های بیمه تا سقف معینی خسارت وارده را جبران کنند؛ مثلاً چنانچه یکی از شرکت‌ها دچار انفجار یا حریق شد و بر اثر آن قیمت سهام کاهش پیدا کرد، زیان وارده را از طریق حق بیمه‌های دریافتی جبران کند. در این حالت شرکت بیمه می‌تواند با همکاری سازمان بورس مبلغ معینی روی معاملات از مشتریان دریافت کند و این ریسک را که اتفاقاً قابل محاسبه و بیمه‌پذیر است به سهولت پوشش دهند.

درست است که هیئت مدیره شرکت موظف است دارایی‌های شرکت را بیمه کند؛ ولی خیلی از شرکت‌ها بیمه‌های با کیفیتی خریداری نمی‌کنند. اخیراً شاهد بودیم که پتروشیمی بندر امام در یکی از خطوط تولید دچار انفجار شد و ممکن است سهام هلدینگ خلیج فارس دچار نوسان قیمت شود که طرح ارائه‌شده می‌تواند بخشی از زیان را جبران کند.

خوشبختانه در بازار بورس اختیار خرید سهام وجود دارد؛ ولی عمق آن کم است و ما باید به آن عمق دهیم. اوراق تبعی کار درستی بود؛ ولی جیره‌بندی شد؛ وقتی سهامدار عمده می‌داند قیمت سهام زیر مجموعه‌ چقدر است باید کف قیمتی بگذارد؛ وقتی اطمینان به بازار سهام تزریق می‌شود قاعدتاً قیمت هم به کف تعیین‌شده نمی‌رسد با مشارکت سهامداران عمده و انجام بررسی‌های لازم شرکت‌های بیمه می‌توانند کمک کنند و از منافع آن نیز بهره ببرند و حتی این ریسک را در مباحث اتکایی بیمه وارد و مخاطرات را توزیع کنند. شاید به این روش کنسرسیوم مدنظر شما نیز به نوعی محقق شود.

* آقای صفاجو لطفاً صحبت‌های خود را جمع‌بندی کنید.

صفاجو: چند سال پیش در رابطه با خصوصی‌سازی، همایشی برگزار شد و سخنرانان آن را معاون رئیس‌جمهور و وزیر و معاون وزیر و رئیس سازمان خصوصی‌سازی تشکیل می‌دادند در میانة برگزاری همایش برنامه یکی از مدعوین اعتراض کرد و گفت که این همایش مربوط به خصوصی‌سازی است؟ پس بخش خصوصی آن کجاست؟ از صبح فقط دولتی‌ها سخنرانی کرده‌اند. این نشان می‌دهد که چقدر اراده برای خصوصی‌سازی وجود دارد. مثلی است که می­گوید؛ اگر کویر را به دست یک مدیر دولتی بدهید بعد از چند سال، شن نایاب می‌شود. به نظرم در تفکر مدیریت دولتی ایران منافع ملی در تصمیمات در اولویت توجه نیست به همین دلیل عمدتاً سرمایه‌ها از بین می‌روند.

فکر می­کنم بورس باید از زیر سایة دولت و تصمیمات دولت خارج شود. معتقدم در شرایط فعلی بورس نمی‌تواند منشأ تحولات مثبتی شود. سرمایه و نقدینگی و فرصت خیلی زیاد است؛ ولی به نوعی مدیریت می‌شود که خروجی آن، منافعی برای عموم ایجاد نمی‌کند.

شماخی: معتقدم از نظر ساختاری کنسرسیوم بانک و بیمه در کشور ما وجود دارد و اکثر بانک‌ها شرکت‌های بیمه‌ای دارند؛ بنابراین وقتی وارد یک نهاد مالی می‌شویم انتظار داریم لیزینگ، بانک، بیمه و … در آنجا حضور داشته باشند. در حال حاضر بانکداری چندجانبه این ساختار را فراهم کرده است و حضور بیمه‌ها و بانک‌ها، لیزینگ‌ها، کارگزاری‌ها و تأمین سرمایه‌ها در کنار هم ترکیب این کنسرسیوم را تکمیل کرده است؛ بنابراین همکاری با هلدینگ‌ها و بازیگران حقوقی عمده بازار سهام می‌تواند کنسرسیوم بانک بیمه و هلدینگ‌های حقوقی را تکمیل کند و از این طریق به طور غیر مستقیم پوشش ریسک‌های مالی یا همان بیمة سهام محقق شود. هر چند این شرایط مستلزم ایجاد بسترهای قانونی و تقویب فرهنگ بازار سرمایه در شرکت‌های بیمه است.

دیانت‌‌پی: معتقدم تا زمانی که در اقتصاد به کلاس جهانی نرسیم، نمی‌توانیم موفق باشیم. مشکل اساسی ما فرق توهم مدیریت با تفکر مدیریت است. ما احساس می‌کنیم مدیریت می‌کنیم؛ ولی متأسفانه بیشتر توهم آن است تا تفکر آن. حتماً نیاز داریم در همة زمینه‌ها به کلاس جهانی برسیم که اینها حداقل‌هاست؛ اما اگر بخواهم نسخة اجرایی ارائه دهم باید بگویم که برای شروع باید ساز و کارهایی توسط بانک مرکزی و بیمة مرکزی و سازمان بورس و سازمان‌های زیرمجموعة وزارت اقتصاد و دارایی چیده شود و فاز به فاز پیش برویم و برای فاز اول بانک‌هایی را که شرکت‌های بیمه دارند و شرکت‌های اقماری‌شان در بورس حضور دارند در نظر بگیریم؛ یعنی شرکت‌های بیمة آن بانک‌ها خود بانک‌ها و شرکت‌های اقماری‌شان را که در بورس حضور دارند بیمة سهام کنند. این یک نسخه برای شروع کار است و برای اینکه نگوییم، نمی‌توانیم؛ ولی همة اینها برمی‌گردد به اینکه ما محکوم به برد هستیم. بردن این است که من به کلاس جهانی برسم و تفکرم را تصحیح کنم و ساز و کارهای درست بچینم.

داورپناه: رفتار امروز بازار سرمایه اصلاً غیر طبیعی نیست. اتفاق خوبی افتاده است و عدة زیادی وارد بورس شده‌اند و رشد خوبی صورت گرفته است و این بازار در حال عمیق شدن است.

بورس اروپا و آمریکا سابقة زیادی دارد. مقایسة بورس ایران با بورس جهانی کار درستی نیست، هر چند معتقدم بورس ایران از منطقه جلوتر است، نوسانات بازار باعث می‌شود که مردم آموزش ببینند. کم‌کم یاد می‌گیریم سرمایه‌گذاری فقط ملک و ماشین و سپردة بانکی نیست.

همه بازارها نوسان دارند؛ لیکن بورس به دلیل شفافیت بیشتر نوسانات روزانه دارد که باید مردم نحوة مواجهه با آن را تمرین کنند و در تلاطم بازار سرمایه ضرباهنگ آن را یاد بگیرند و به درستی تصمیم‌گیری کنند.

اولین نفر امتیاز دهید

دیدگاه شما چیست؟