آیا شما رهبری بر قلوب هستید یا رهبری آسیب زننده؟! / هادی دستباز

سوال مشخصی که در ذهن بنده پس از این مدت به دلیل عدم موفقیت و رشد بالنده شرکت های بیمه شکل گرفته این است:آیا ما در شرکت های بیمه نیاز به رهبر و لیدر داریم یا مدیر عامل دست نشانده و گوش به فرمان هیات مدیره ؟ ویا هر دو در کنار هم ، ویا این که هر دو در یک پست به صورت غیر قابل تفکیک که چون تار عنکبوت به هم تنیده شده باشد.

آیا شما رهبری بر قلوب هستید یا رهبری آسیب زننده؟! / هادی دستباز


پس از ۳۰ سال فعالیت در بیمه مرکزی ایران از بدو تاسیس آن ،  شاهد رفتار شرکت های بیمه خصوصی قبل از انقلاب ،  ملی شدن صنعت بیمه بعد از انقلاب ، دولتی شدن این صنعت و انحصار ۳۰ ساله مخرب دولت بر این صنعت بخت بر گشته بوده ام ، اما اعتقاد داشتم  دوباره تاریخ با خصوصی سازی این صنعت  تکرار خواهد شد  .

بنده نقش اندکی در  کنار گروهی شامل عزیزان آقای مهدی علوی ، بهزاد ایثاری در اثبات این واقعیت داشتم که  جایگاه بیمه و بانک نمی تواند در دولت باشد تا سرانجام تلاش ها به ثمر نشست و دولت اجازه بخش خصوصی را در مناطق آزاد کشور اعلام و پس از آن  موافقت خود را در سرزمین اعلام نمود و گروه ما موفق به تاسیس دو شرکت بیمه حافظ ابتدا در مناطق آزاد تجاری  و بعد بیمه کارآفرین  در سر زمین اصلی  شد.

هدف از این مقدمه بررسی فرایند عملکرد مدیران این شرکت ها قبل از انقلاب، دوران ملی شدن و انحصار و خصوصی سازی از زمان راه اندازی شرکت های بیمه بخش خصوصی تا کنون است.


سوال مشخصی که در ذهن بنده پس از این مدت  به دلیل عدم موفقیت و رشد بالنده شرکت های بیمه شکل گرفته این است:آیا ما در شرکت های بیمه نیاز به رهبر و لیدر داریم یا مدیر عامل دست نشانده و گوش به فرمان هیات مدیره ؟ ویا هر دو در کنار هم  ، ویا این که هر دو در یک پست به صورت غیر قابل تفکیک  که چون تار عنکبوت به هم تنیده شده باشد.

برای درک این مفهوم باید تعریف مختصری از رهبر یا لیدر و مدیر به ویژه در کشورهای پیشرفته و بازارهای مترقی داشته باشیم تا ببینیم صنعت بیمه کشور دچار چه چالشی شده است که قادر به رشد و تعالی نیست؟


تعریف رهبری

رهبری ( لیدر شیپ) همان هنر تحریک و ترغیب توده مردم برای رسیدن به یک هدف مشترک است.در عرف تجاری و صنعت بیمه این بدان مفهوم است که با تعیین و انتخاب یک استراتژی خاص کارکنان و همکاران را به سوی هدف نهایی و نیاز های شرکت رهنمون شد.
این تعریف در واقع در بر گیرنده اصولی است که آیا رهبر یا لیدر قادر به الهام بخشی کارکنان و همکاران خود در شرکت هست؟ انجام رهبری مبتنی بر  ایده های نوین و یا اقتباسی که نتیجه مثبت داده است می باشد ، اما تحقق نخواهد یافت مگر این که به دیگران منتقل شده باشد تا آن را به نحوی اجرا نمایند که خواسته رهبر و لیدر است.
در کسب و کار بیمه، رهبری در ارتباط تنگاتنگ با انجام بهینه کارها و برنامه های شرکت می باشد و هدف صرفا سود آوری شرکت نیست.
واژه رهبری ( لیدر شیپ) با واژه مدیریت ( Management ) با هم آمیخته شده است ، اما رهبری شرایطی دارد که  تا ماورای مدیریت گسترش پیدا می کند.
اگر چه گروهی با استعداد رهبری پای بر این عرصه خاکی می نهند و دارای این قابلیت هستنند ، اما هر کسی می تواند تا حدودی علوم و فنون رهبری را فرا گیرد چون انسان دارای خصوصیاتی است که قادر به انجام نقش رهبری می باشد.


مدیر عاملی، فرد تمام وقتی است که شرکت را اداره می کند و ممکن است رییس هیات مدیره هم باشد. این شخص مسول گردش کار شرکت و اجرای سیاست های مصوب هیات مدیره می باشد، در واقع استراتژی کلی شرکت را هیات مدیره تعیین می کند و این استراتژی همان وظایف تعریف شده مدیر عامل است.

وطیفه اصلی مدیر عامل ، هدایت و کنترل عملیات شرکت به نحوی است که اهداف کلان استراتژی شرکت را محقق سازد.
در کشورهای مترقی برای این پست و سمت حد اقل ۲۰ شرط در نظر گرفته شده که اگر بخواهم به آن بپردازم معلوم نیست در صنعت بیمه کشور چه کسی دارای این شرایط است ، به ویژه آنها که از در پشتی و پنجره وارد این صنعت شده اند تا بیمه را فرا گیرند .

مقایسه رهبری بر قلوب و رهبری آسیب زننده

این بحث را بدین جهت باز کردم که این نتیجه را بگیرم
برای رهبری ، ما دارای این انتخاب هستیم که یکی را از داخل  انتخاب کنیم. رهبر انتخابی می توانددارای دو چهره متفاوت به شرح زیر باشد. رهبری بر قلوب و رهبری آسیب زننده که مختصات هریک با هم سنجیده می شود.

رهبری بر قلوب   (Heart Leaders )
•شریک کردن دیگران در دانش خود
•توجه و دلسوزی نسبت به همکاران
•علاقمند به تشویق و پیشرفت آنها
*رهبری آسیب زننده( Hurt Leader )
•دانش و تجربه خود را با دیگران شریک نمی شوند.
•برای دیگران و کارکنان ارزشی قایل نیستنند.
*رهبری بر قلوب ،
•می سازد، نو آوری میاورد
•اجرا می کند تا به اهداف برسد.
*رهبری آسیب زننده.
•کم فروشی و نادیده‌گرفتن ضوابط.
•تعدیل غیر واقعی نرخ ها .
*رهبری بر قلوب.
•آموزش .
•سازندگان نیروی انسانی.
•قدردانی و ستایش از آنها.
*رهبری آسیب زننده.
•انتقاد بی جا و بی احترامی به کارکنان.
•تخریب غیر واقعی کارکنان .
*رهبری بر قلوب
•بررسی و تصویب پیشنهادات آنها
•ایجاد حس غرور و ارزش در کارکنان.
*رهبری آسیب زننده.
•سر زنش کردن مستمر کارکنان.
•‌ایجاد حس شر مندگی و نومیدی در کارکنان.
*رهبری بر قلوب.
•تصویب و پذیرفتن پیشنهادات دیگران با اطمینان و توجه خاص.
*رهبری آسیب زننده.
•پاسخ گویی با شک و تردید و عدم
•خودداری و نادیده گرفتن پیشنهادات آنها.
*رهبری بر قلوب
•افزایش روشنگری در شرکت.
•در دسترس قرار داشتن کلیه اطلاعات.
*رهبری آسیب زننده.
•ایجاد حداقل شفاف سازی در شرکت.
•دور از دسترس قراردادن اطلاعات شرکت از  کارکنان.

 

در پایان باید گفت ،رهبری در حال حاضر پدید نیامده.
رهبری آن چیزی است که ساخته و پرداخته ذهن خلاق و اندیشه ای ‌پویای ماست.
مدیران محترم عامل و یا به عبارتی رهبران ، لیدران با خود خلوت کنید و ببینید جزو کدام یک از دو گروه بالا هستید؟
هادی دستباز / کارشناس خبره صنعت بیمه

خبر پیشنهادی

این مطلب را به اشتراک بگذارید