نمائی از وضعیت پژوهش در صنعت بیمه در یک میزگرد(قسمت دوم)

گندم اعمال چهل ساله کجاست؟

رضائی:در بخش تولید ، متمرکز بودن یا نوسانات در تعداد و یا مبتنی بر شرکت‌ها و بزرگ بودن آنها چالش ایجاد کرده است در بحث توزیع هم نبودن مبادی رسمی یا زیرساخت‌های غیر بالغ و در بخش پذیرش هم وجود سهم بالای برند در بحث جذب مشتری و همچنین کوچک بودن بازار . / بختیاری:پیشنهاد می‌کنم بیمه مرکزی به جای اینکه هر سال اصرار کند که رتبه توانگری را به عنوان شاخص رتبه بندی مورد تمرکز قرار دهد و شرکتهای بیمه نیز از ان به عنوان یک ابزار تبلیغاتی استفاده کنند، از مدیران شرکت‌های بیمه برنامه‌های توسعه‌ای را بخواهد. / اسدنژاد:شبکه فروش ما – به دلیل اکوسیستم موجود– در مقابل پذیرش مقاومت می‌کنند چرا باید در مقابل استارت آپ‌های بیمه‌ای انقدر مقاومت شود؟ مگر چه اتفاقی افتاده؟ من می‌خواهم قیمت تمام شده محصولم را کم کنم و واسطه را حذف کنم. چرا این مقاومت‌ها می‌شود؟ چرا تهدید می‌شود و می‌گویند در خیابان شلوغ می‌کنیم. همه اینها مانع پذیرش مهارت است . / کردبچه:یکی دیگر از آسیب‌های پژوهشی ، فقدان تعاریف و سازماندهی‌های مشخص برای امور پژوهشی، فقدان هم افزایی، وجود دوباره کاری و زنجیره‌ای نبودن فعالیت‌های پژوهشی است. / مظلومی:به دلیل خصوصی سازی مدیریت دانش محقق نشده به عبارتی چهار شرکت بیمه به ۳۰ شرکت بیمه می‌رسد. یعنی به عبارتی سی مدیر اتومبیل ، ۳۰ مدیر مهندسی ، مسئولیت ، درمان و ... نیاز داریم. صنعت بیمه در این فاصله کوتاه نتوانسته این مهارت‌ها را ایجاد کند و این تبدیل دانش نهان به آشکار عملا صورت نگرفته است.

گندم اعمال چهل ساله کجاست؟

به گزارش ریسک نیوزآیا در بحث پژوهش ،آموزش و مهارت چالش اصلی فقدان تقاضا است؟ آیا ریشه آن بر می‌گردد به نبود رقابت در صنعت بیمه کشور؟ آیا یکی از دلایل نبود تقاضا کاربردی نبودن پژوهش‌هاست؟ آیا تعاریف و سازماندهی مشخص برای امور پژوهشی در صنعت بیمه وجود ندارد تا فعالیت‌های پژوهشی بخشی از حلقه‌های فعالیت‌های صنعت بدل شود؟

طبعا وقتی پژوهش تقاضا نداشته باشد آموزش نیز نمی‌تواند به خوبی شکل گیرد.طبیعتا مهارت‌ها نیز آن چیزی نخواهد بود که بتواند به موتور محرکه صنعت تبدیل شود.
در میزگرد پیش رو با عنوان « تولید، توزیع و پذیرش دانش در صنعت بیمه» همراه با محمد رضایی، مدیرعامل بیمه ایران، حمید کردبچه، رئیس پژوهشکده بیمه، سیدمجید بختیاری، مدیرعامل بیمه رازی، یونس مظلومی، مدیرعامل بیمه تعاون، بهروز اسدنژاد، رئیس هیئت‌مدیره بیمه ملت و علی سوری، استاد دانشگاه تهران چالش های پژوهش در صنعت بیمه ایران را مرور می کنیم.

قسمت اول 

قسمت دوم میزگرد را با هم می خوانیم:

 

*اقای رضائی تحلیل داده‌ها چه نقشی در کاهش چالش‌های صنعت بیمه دارد ؟ و اینکه چالش‌های پژوهشی در ایران چیست که در نهایت منجر به استفاده از داده‌ها و فناوری نشده است؟

ضایی: بحث تحلیل داده‌ها بسیار دارای اهمیت است چون ما اعتقاد داریم درک رفتار کاربران مهمترین دلیل موفقیت محصولات و خدمات آنلاین است. اگر داده درست باشد می‌توانند برای آینده تصمیم گیری کنند.

اگر دقت کنید میزان حق بیمه‌های عمر در جهان پایین آمده در واقع میزان آن تغییری نکرده بلکه حق بیمه‌ها پایین امده و این به دلیل استفاده از  فناوری است. شخصی ساعتی می‌بندد و تمام عملکرد بدنی اش به او اطلاع داده می‌شود ،یا نصب سنسورهای خاصی برای ماشین‌ها و وسایل حمل و نقل که باعث شده سرعت و فاصله را کنترل و تصادف‌ها را کاهش دهد، یا پهبادها که در برابر خیلی از خسارت‌های بزرگ مورد استفاده قرار می‌گیرد یا رک تگ‌ها که  فضای تکنولوژی را تغییر داده‌اند تا بتوانند مقررات گذاری و ضابطه بندی ایجاد کنند.

 موضوع بعدی که بیشتر بر ان تاکید دارم ، مقوله تولید و توزیع و مهارت است که پیشتر نیز اشاره کردم. شاید بتوان گفت چالش‌های مدیریت دانش همین سه مقوله است. در بخش تولید ، متمرکز بودن یا نوسانات در تعداد و یا مبتنی بر شرکت‌ها و بزرگ بودن آنها چالش ایجاد کرده است در بحث توزیع هم نبودن مبادی رسمی یا زیرساخت‌های غیر بالغ و در بخش پذیرش هم وجود سهم بالای برند در بحث جذب مشتری و همچنین کوچک بودن بازار .

کردبچه: در بحث پژوهش و آموزش و مهارت و چالش‌ها تقریبا در مجموع مباحث، مطالب خوبی مطرح مطرح شد ولی اگر بخواهم خیلی کوتاه و دسته بندی شده بگویم یک چالش ما همان بحث فقدان جدی تقاضا است. واقعا تقاضای جدی برای پژوهش نیست که ریشه آن بر می‌گردد به اینکه در صنعت بیمه کشور رقابت جایگاه جدی نداشته است. البته امروز به سبب حذف نظارت تعرفه ای زمینه شکل گیری این رقابت ایجاد شده که حتما در نهایت مسیر خود را پیدا می‌کند و اثرات ارزشمندی بر صنعت خواهد داشت. چالش جدی دیگر کاربردی نبودن پژوهش هاست. قبلا گفته می‌شد  پژوهش‌های پژوهشکده  بیشتر رویکرد آکادمیک و دانشگاهی دارد. خوشبختانه اخیرا با حضور جدی تر صنعت  در پژوهشکده این آسیب تا حد زیادی برطرف شده و سعی کرده‌ایم  پژوهش‌ها مسئله محور باشند.

یکی دیگر  از آسیب‌های پژوهشی ، فقدان تعاریف و سازماندهی‌های مشخص برای امور پژوهشی، فقدان هم افزایی، وجود دوباره کاری و زنجیره‌ای نبودن فعالیت‌های پژوهشی است. البته سعی کرده‌ایم  به این مشکل نیز بپردازیم  .

یکی از بحث‌های جدی دیگر در صنعت بیمه نیز مقوله آموزش است. در این حوزه هم مشکلات جدی وجود دارد. خوشبختانه اخیرا یک شورای سیاستگذاری آموزشی در بیمه مرکزی برای ساماندهی به ساختار و  امور آموزشی صنعت  ایجاد شده است.  در بحث مهارت هم خوشبختانه به نظر می‌رسد در این زمینه کمتر در صنعت بیمه مشکل داریم  اگرچه فقدان آموزشهای مناسب مهارت افزایی، ضمن خدمت، پودمانی باعث عدم ارتقا سریع این توان فنی شده. است در زمینه  پیوند توان مهارتی و کارشناسی  و پژوهش نیز ضعیف هستیم یعنی این توان در طراحی، هدایت و اجرای فعالیت‌های پژوهشی کمتر مورد توجه بوده است.

 

*اقای سوری پژوهش چگونه می‌تواند به مهارت تبدیل شود؟

 

سوری: در نظام آموزش و پژوهش مشکلی که وجود دارد  این است که دیواری بین این دو قرار دارد به طوریکه پژوهش راه خود را می‌رود و آموزش نیز راه خود را. آموزش ما به خصوص در حوزه بیمه عمدتا مطالبی است که بیرون از ایران شکل می‌گیرد و تکامل می‌یابد و نظام آموزشی مه را تغذیه و تامین می‌کند. لذا بخش آموزش ما خیلی نیازی به محصول پژوهش ندارد و از طرفی بحثمان این بود که پژوهش اصلا محصولی ندارد که بخواهد به صنعت و یا به یخش آموزش بدهد . این یکی از مشکلات اساسی است که نظام پژوهش و آموزش ما با آن مواجه است. پژوهش اگر بخواهد تبدیل به مهارت شود باید محصول داشته باشد و این محصول برای پژوهشگر باید بازدهی داشته باشد. از طرفی مقوله پژوهش  مسئله بلند مدتی است  و نیاز به تداوم دارد و همانطور که اشاره کردم  بحث زنجیره‌ای بودن این مقوله باید رعایت شود به همین دلیل است که پژوهشگر نیاز به صبر و مداومت طولانی دارد .

اگر زنجیره پژوهش تعریف شود در نهایت می‌تواند منجر به محصول شود و برای پژوهشگر نیز می‌تواند به عنوان منبع درآمد وگذران زندگی باشد . من بسیاری از معضلات را ناشی از تورم و فضای اقتصاد کلان می‌دانم. مشخص است که  هیچ کسی حاضر نیست در چنین فضایی اقدام به یک سرمایه گذاری کند که ده سال دیگر برایش بازدهی داشته باشد. پژوهشگر هم همینطور است، پژوهشگر در حال سرمایه گذاری است تا بتواند در آینده هم خودش توانمند شود و هم محصول مناسبی را ارائه نماید. در یک فضای تورمی و این تلاطمی که در بازارها وجود دارد به گونه ای که هر کسی دنبال حفظ قدرت خرید خود است، چگونه می‌توان انتظار داشت که فردی به عنوان پژوهشگر در گوشه‌ای آرام مشغول به کار شود! عملا نمی‌شود.

 

*اقای بختیاری راهکار شما چیست ؟

 

بختیاری: پیشنهاد می‌کنم بیمه مرکزی همینطور که دوستان هم اشاره کردند به جای اینکه هر سال اصرار کند که رتبه توانگری را به عنوان شاخص رتبه بندی مورد تمرکز قرار دهد و شرکتهای بیمه نیز از ان به عنوان یک ابزار تبلیغاتی استفاده کنند،  از مدیران شرکت‌های بیمه برنامه‌های توسعه‌ای را بخواهد. بدون شک اگر بخواهیم ضریب نفوذ را افزایش دهیم  نگاه توسعه گرایانه باید در برنامه استراتژیک شرکتهای بیمه نمود پیدا کرد ، این راهکار به نوعی سبب می‌شود مدیران بیمه ای الزام بیشتری به پیاده سازی برنامه‌های توسعه و به دنبال ان پژوهش و اموزش پیدا کنند.

 فکر می‌کنم اگر در شرکت خودمان متعهد به توسعه با تعاریف موجود باشیم، برای رسیدن به آن به سراغ پژوهشگر می‌رویم و در آن لحظه نیاز ایجاد می‌شود و حتی منت پژوهشگر را می‌کشیم و از او تقاضا می‌کنیم

متاسفانه در حال حاضر این نگاه در برنامه‌های استراتژیک شرکتها کمتر وجود دارد حتما در جلسات مجامع شرکتها حضور داشته اید ، آخرین بخش مجمع تشریح برنامه‌های آتی شرکت است که بعضا بخش خسته کننده ای برای حضار است و کمتر بدان توجه نشان داده می‌شود این در حالی است که برنامه ریزی و پیش بینی آینده یک بنگاه تجاری باید بیش از هر چیزی برای سهامدار اهمیت داشته باشد همه این چالش‌ها به فقدان پژوهش مروبط می‌شود اگر شرکتی بتواند برای مشکلاتش راهکار بیاید فقط با پژوهش و تحقیق قادر است. بنابراین یک راهکار این است که بیمه مرکزی  همانقدر که فاکتورهای مانند توانگری مالی برایش مهم است از شرکت برنامه توسعه بخواهد و برای اینکار به شرکت بیمه امتیاز بدهد.

 

*اقای مظلومی چرا در صنعت بیمه مهارت و دانش تطبیق ندارد؟

 

مظلومی: ما در مقابل مدیریت دانش - یک واژه که خود من آن را مطرح کرده ام   «خلا دانش» را  داریم. در واقع  اگر مدیریت دانش این است که دانش نهان به دانش آشکارتبدیل شود،  در مقابل خلا دانش یعنی این تبدیل عملا اتفاق نمی‌افتد. در چهل سال گذشته صنعت بیمه یا حداقل  از زمان  ملی شدن صنعت بیمه این خلا دانش را داشته‌ایم . به چند دلیل این خلا دانش ایجاد شده، اولا در گذشته صنعت بیمه افرادی را  به کشورهای توسعه یافته مانند سوئیس و آلمان اعزام می‌کرده و آنها مهارت  لازم را در آنجا  فرا می‌گرفتند. چون همانطور که گفتم دانش بیمه یادگیری اش با روش عملیاتی و عملی است درست مانند انترن‌های رشته  پزشکی که باید دانش فرا گرفته را در دوره ای مشخص به مهارت عملیاتی تبدیل کنند؛ ا ما متاسفانه در چهل سال گذشته و بخصوص سالهای اخیر به دلیل تحریم‌ها این اتفاق نیافتاده و به همین دلیل  این خلا ایجاد شده. است.

 دوما به دلیل خصوصی سازی مدیریت دانش محقق نشده  به عبارتی چهار شرکت بیمه  به ۳۰ شرکت بیمه می‌رسد. یعنی به عبارتی سی مدیر اتومبیل ، ۳۰ مدیر مهندسی ، مسئولیت ، درمان  و ... نیاز داریم. صنعت بیمه در این فاصله کوتاه نتوانسته این مهارت‌ها را ایجاد کند و این تبدیل دانش نهان به آشکار عملا صورت نگرفته است.

  نکته آخری که می‌خواهم اشاره کنم این است که بیمه یک صنعت وارداتی است. یعنی مخترع صنعت بیمه نبوده‌ایم . تولید کننده دانش بیمه نبوده‌ایم . در ۸۰ سال پیش این صنعت را با الگوبرداری از مدل‌های خارجی  ایجاد کرده‌ایم  و قانون را نوشته‌ایم  اما  الان که به گذشته نگاه می‌کنیم می‌بینیم در این ۸۰ سال خیلی پیشرفت نکرده‌ایم  ودر سال ۱۳۱۶ گیر کرده‌ایم . در این راستا لازم است که حتما ما با کشورهایی که از نظر دانش بیمه‌ای توسعه یافته هستند ارتباط برقرار کنیم و این ارتباط فقط با سرچ کردن در گوگل اتفاق نمی‌افتد  بلکه باید اعزام کاراموز به شرکت‌های بیمه معتبر دنیا داشته باشیم . برای اینکه این دانش بیمه هر روز در حال تحول است. لازم است برای اینکه مهارت با کیفیت بالا ایجاد شود این ارتباط را ایجاد کنیم.

 

*معدل مهارت و دانش مدیران بیمه‌ای ما چقدر است؟

اسدنژاد: من پژوهش میدانی نکرده ام که بدانم معدل دانش چقدر است. ولی بر اساس متونی که در مدیریت داریم یک هرم مهارت وجود دارد که هرچه سطوح مدیریت بالا می‌رود نیاز به اینکه جزئیات آن فن را بدانید کمتر می‌شود. در این راستا شاید یک آفت صنعت بیمه این است که مدیر بیمه‌ای تربیت نکرده است. کارشناسان ارشدی در رشته‌های مختلف به مرور رشد کرده‌اند و مدیر شده‌اند ولی غالبا  وظایف مدیریتی و مهارتهای آن را نمی‌دانند در عوض کارشناسان فنی خوبی هستند.

به عبارتی عمده مدیران ما افرادی هستند که در روی میزهایشان پر از پرونده است. این فرد اصلا نمی‌تواند آینده نگری داشته باشد  و برای واحد مربوطه اش برنامه استراتژیک طراحی کند.

مرتبط با همین مقوله می‌خواهم دو بیت شعر از مولانا بگویم:

 

  • ما در این انبار گندم می‌کنیم

– گندم جمع آمده گم می‌کنیم

– می‌نیندیشیم ما آخر به هوش

– کاین خلل در گندم است از مکر موش

– اول‌ای جان دفع شر موش کن

– وانگهان در جمع گندم کوش کن

– گر نه موشی دزد در انبار ماست

– گندم اعمال چهل ساله کجاست؟

این ابیات به نوعی موید مباحث این میزگرد است. این که همه دوستان اشاره کردند ،ما بعد از ۸۰ سال هنوز نتوانسته ایم به قدر این مدت زمان تحول ایجاد کنیم  و غالبا مدیون و مرهون  زحماتی هستیم  که قدمای صنعت کشیده اند کشیده اند، منکر تحولات و  توسعه‌های صنعت نیستم ،بی انصافی نباید کرد اما واقعا تحول جدی در صنعت بیمه رخ نداده است .

به نظرم باید اجازه دهیم CIVIL SOCIETY در صنعت بیمه  رشد کند و تصدی گری را رها کنیم . اجازه دهیم  موسسات خصوصی به معنای واقعی کلمه در حوزه آموزش و پژوهش رشد کنند ،اجازه دهیم موسسات پژوهشی خصوصی وارد شوند. عرضم این است که اگرکمک کنیم جامعه مدنی پررنگ تر شود ان  زمان شاهد رشد نهادها به جز نهاد آموزشی – نهادهای حرفه ای- خواهیم بود. در حال حاضر  انجمن حرفه‌ای در صنعت بیمه فعالیت می‌کند ولی با یک گل بهار نمی‌شود. نهادهای تخصصی نیاز داریم که جوششی باشند نه کوششی. پژوهش هم در صنعت بیمه کوششی است. یعنی باید همه باهم یاری کنیم و یک پژوهش رخ دهد.

نکته دیگر که باید بدان اشاره کنم این است که در وادی مقاومت در برابر پذیرش دستاوردهای پژوهشی چند علت وجود دارد  . اول اینکه برخی مدیران ما نسبت به تغییرات کسب و کار مقاومت می‌کنند در واقع  نمی‌تواند فعالیت‌های جدید علمی را بپذیرد . دوم اینکه شبکه فروش ما – همان اکوسیستمی که عرض کردم– نیز در مقابل پذیرش مقاومت می‌کنند چرا باید در مقابل  استارت آپ‌های بیمه‌ای انقدر مقاومت شود؟ مگر چه اتفاقی افتاده؟ من می‌خواهم قیمت تمام شده محصولم را کم کنم و واسطه را حذف کنم. چرا این مقاومت‌ها می‌شود؟ چرا تهدید می‌شود و می‌گویند در خیابان شلوغ می‌کنیم. همه اینها  مانع پذیرش مهارت است . انبانی از آموزش‌ها را به نماینده یاد دهید. فردایش فراموش می‌کند چون رزق و روزی اش از ثالث است و نیازی ندارد.

 معتقدم  باید سرچشمه را درست کرد تا بتوان در حوزه پزوهش کاری کرد. از طرفی ضعف زیر ساختهای فناوری اطلاعات شرکت‌های بیمه  هم وجود دارد در حال حاضر بیش از. ۱۶ شرکت بیمه وابسته به یک نرم افزار هستند و حال می‌خواهیم چه چیزی روی  آن DEVELOPE کنید. این خود شاهد مثال است هر کار توسعه‌ای هم بخواهید روی فناوری بدهید عملا باید به صف انتظار بروید تا نوبت شما برسد

مساله آخر اینکه شاخص‌هایی هم وجود دارد که بر اساس آن نسبت هزینه‌های پژوهشی به کل هزینه‌های یک شرکت بیمه را مشخص می‌کند؟ حال باید پرسید با توجه به این شاخص‌ها در صنعت بیمه ایران نسبت هزینه‌های سرمایه‌ای IT BASE چقدر است؟چقدر در شرکت‌ها سرمایه پژوهشی صرف می‌شود من گمان  می‌کنم این نسبت زیر یک درصد است. من معتقدم اگر بخش خیلی کوچکی از هزینه‌هایی که بابت دیات پرداخت میکنیم صرف آی تی کنیم شاهد توسعه شرکت‌های بیمه خواهیم بود.

 

 

خبر پیشنهادی

این مطلب را به اشتراک بگذارید