حاشیه ای بر نوشتار محمد جواد میرطاهر؛

شش دلیل دستباز برای عدم موفقیت بیمه زندگی متصل به سهام در ایران

در نوشتار قبلی یاد اور شدم این دو طرح بیمه ای وصل به بازار‌سرمایه ( Unit -Link & Equity Link )حداقل سه دهه است که در بازار های پیشرفته جهان به فروش می‌رسد .آیا تصور می شود که در صنعت بیمه کشور آن هم با داشتن کارشناسان و مدیران فرهیخته با کوله باری از سالها تجربه کسی به یاد این دو بیمه نامه نبوده است ؟ کارشناسان راه های بسیاری را برای رشد و توسعه بیمه عمر‌بررسی کردند ، تاکید می کنم رشد و توسعه بیمه عمر ( نه رشد و توسعه بورس و جذب نقدینگی مردم برای عمق بخشیدن به بازار سرمایه )

شش دلیل دستباز برای عدم موفقیت بیمه زندگی متصل به سهام در ایران

به گزارش ریسک نیوز یاداشتی به قلم محمد جواد میرطاهر با عنوان بیمه زندگی متصل به سهام؛ بهترین ابزار برای عمق بخشیدن به بازار سرمایه  منتشرشد که هادی دستباز در یادداشتی با عنوان به فکر عمق بخشیدن به بازار سرمایه اید یا گسترش بیمه عمر پاسخی ارایه داد .

در ادامه این واکنش میرطاهر نیز در یادداشتی دیگر با سرتیتر پاسخ به انتقادات هادی دستباز، پیشکسوت صنعت بیمه نقطه نظرات خود را نسبت مزایای پیاده سازی این ابزار اعلام کرد.

در همین زمینه هادی دستباز پاسخ دیگری به نقطه نظرات محمد جواد میرطاهر داشته  که در ذیل می آید.

گفتنی است ریسک نیوز به عنوان رسانه تخصصی صنعت بیمه معتقد به تبادل نظر و تضارب آراء در خصوص مباحث صنعت بیمه است و بر این باور است که انعکاس نظرات مختلف هر چند که در ظاهر در تضاد با یکدیگر باشد؛ اما در نهایت منجر به تضارب آراء خواهد شد و می تواند بازیگران صنعت را در پیاده سازی طرح های نوین با هزینه کمتر رهنمون سازد.

هادی دستباز می گوید:
قبل از این که وارد موضوع اصلی شوم لازم است تا به نوشتار  جناب آقای پیمان مولوی اقتصاددان و سرمایه گذار که در لینکدین آمده است اشاره کنم  :
 «سث کلارمن  می گوید: سرمایه گذاران همیشه باید در ذهن داشته باشند که مهم‌ترین معیار این نیست که چه قدر باز دهی به دست آورده اند بلکه اینکه چه باز دهی را در مقابل ریسک متحمل شده اند مهم است . در نهایت هیچ چیز برای سرمایه گذار نباید مهم‌ترین از توانایی خوابیدن آسوده در شب باشد ."وی می گوید:روز اول که بازار  منفی شد بسیاری گفتند فردا بهتر خواهد شد ، روز دوم هم بازار قرمز پوش بودو این روند تا سقوط ۱۷۰ هزار واحدی ادامه داشت."
از نقل همه نوشتار به دلیل طولانی شدن مبحث خود داری می کنم .

اما این  سوال که " به راستی بازار سرمایه ایران به کجا می‌رود ؟ "در ذهن بسیاری از متخصصان و اقتصاد دانان ، نه بازار گردانان بورس،  شکل گرفته و باعث شده که ۲۵ نفر از اقتصاد دانان کشور و پژوهش گران مالی و اقتصادی به دولت در باره خطرات کنونی بازار سرمایه از طریق وزیر دارایی هشدار دهند .

این نامه سر گشاده به دولت و بانک مرکزی ایران ارسال و در خواست ۵ اقدام فوری را برای کنترل بازار نموده اند که بنده فراز های از این نوشتار هشدار دهنده را نقل و به عموم خریداران بورس توصیه می کنم که آن را بخوانند.

اقتصاد دانان و پژوهشگران در فرازی از نوشتار خود تحت عنوان راهکار پیشنهادی شماره ۴ ذکر می کنند :
«۴-توقف هر نوع پیام دهی و سیاست گذاری در معنای بیمه گری کلان بورس : اشاره شد که شکل گیری یک تصور جمعی از عدم سقوط و ریزش بورس با حمایت دولت تا چه حد می تواند خسارت بار باشد . هر چه دیر تر این شیوه اطلاع رسانی اصلاح شود، هزینه های تداوم روند فعلی بورس بزرگ تر خواهد شد » .
به تحلیل های کارشناسان بورس از قبیل آقایان حمید معیر معینی ، نوید خاوندزی ، علیرضا حیدری اشاره نمی کنم که هریک دلیلی توجیهی برای سقوط نماد بورس‌ در هفته های گذشته داشتند .

اما سوال اینجاست که از دید کارشناسی  ( چون بنده در زمینه ای که تخصص ندارم هرگز اظهار نظر نمی کنم ) علت افت شاخص در روز یکشنبه ۲۶ مرداد ماه با ریزش سنگین بیش از ۸۹۰۰۰ واحد چیست ؟ که این ریزش هنوز هم ادامه دارد .
این بحث را با گفته آقای سید ناصر موسوی لارگانی عضو هیات رییس مجلس خاتمه می دهم که اظهار داشت .
«اتفاقاتی که در بورس در حال رقم خوردن است ، عادی نیست. دولت باید جواب منطقی برای این وضعیت داشته باشد . نمی توان سهامداران خرد را که عمدتا اقشار عادی مردمی هستنند به بورس کشاند و تا ۳۰ در صد سرمایه آنان را پودر کرد . در مجلس و کمیسیون اقتصاد پیگیر موضوع خواهم بود .»
بیایید بپذیریم که بورس ایران در ید اختیار دولت است و عده ای هم به مصداق این شعر خواجه شیراز :
در پس آیینه طوطی صفتم داشته اند
آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم

اندر حکایت بیمه های عمر

اما اگر آشنایی کافی با بیمه های عمر ، اهداف و پوشش های آن داشته باشیم باید بگویم.
در نوشتار قبلی یاد اور شدم این دو طرح بیمه ای وصل به بازار‌سرمایه ( Unit -Link & Equity Link )حداقل سه دهه است که در بازار های پیشرفته جهان به فروش می‌رسد .
آیا شما تصور می شود که در صنعت بیمه کشور آن هم با داشتن کارشناسان و مدیران فرهیخته با کوله باری از سالها تجربه کسی به یاد این دو بیمه نامه نبوده است ؟ کارشناسان راه های بسیاری را برای رشد و توسعه بیمه عمر‌بررسی کردند ، تاکید می کنم رشد و توسعه بیمه عمر ( نه رشد و توسعه بورس و جذب نقدینگی مردم برای عمق بخشیدن به بازار سرمایه ).
در بیمه عمر ، مستمری و بازنشستگی با اهداف تامین سرمایه چه در زمان فوت نان اور خانواده به کمک بازماندکان می اید و در صورت حیات و رسیدن به سن باز نشستگی به عنوان یک سرمایه در اختیار فرد قرار می گیرد .
طرح  مورد اشاره  با عنوان بیمه عمر متصل به سهام کدام یک را جبران می کند . حق بیمه را  در بازار سرمایه و به جهت حمایت دولت و عمق بخشیدن به آن سرمایه می گذاری کنید و ظرف مدت یک هفته سقوط مرتب بورس ۳۰ تا ۴۰ در صد ارزش سرمایه از دست می‌رود و در واقع بیمه گذار پس اندازی را که می توانسته برای دوران بازنشستگی خود اندوخته کند از دست داده و یا در جیب دولت رفته و یا بازار گردانان بورس .

جناب میر طاهر در یادداشت خویش  نموداری مقایسه ای بین بازار سرمایه و مسکن انجام داده اید .  در این مقایسه ریزش های ۱۲ ساله عملکرد بورس و ضرر و زیان آن دسته از خریدارانی که هستی خود را از دست داده اند کجا حساب شده است ؟ در فاصله این ۱۲ سال چه بسا انسان‌هایی که هستی اندک خود را از دست داده اند و در عوض بازار گردانان بورس فربه تر شده اند .
«

طبق آماری که در مورد بورس های جهان در نشریه اسوشیتدپرس به تاریخ ۱۶ مرداد ماه سال جاری منتشر شده ، در حال حاظر حدود ۱۲ میلیون ایرانی کد بورسی دارند که حدود نیم میلیون نفر به طور فعال در حال معامله سهام هستنند .


اکنون برخی از کار شناسان نگران اند که رشد بیش از حد شاخص بورس باعث ریزش های ناگهانی شدیدی در آینده شود هر چند که برخی معامله گران معتقدند چنین هشدار هایی بیش از حد بد بینانه هستنند و آن ها را اذیت نمی کند .»


باید بگویم  بنده با ۵۰ سال سابقه خدمت در صنعت بیمه ، مدرس دانشگاه که در اتاق بازرگانی به مدت ۲۰ سال به عنوان قائم مقام دبیر کل ، دبیرکل و نایب رییس اتاق بازرگانی بین المللی و مهمتر از همه به عنوان یک کارشناسی که تا حدودی بیمه عمر را می شناسم و کاربرد آن را در بازار های پیش رفته می دانم به دلایل زیر با پیشنهاد و کاربرد این نوع بیمه در شرایط فعلی ایران موافق نیستم ، اما تصمیم با مدیران محترم عامل شرکت های بیمه و اکچوئر های مشاور هر شرکت و مهم تر از همه تایید مقام ناظر است. دلایل بنده به شرح زیر است :
۱-وضعیت نابسامان اقتصاد کشور.
۲- تورم افسار گسیخته در کشور .
۳-فروش واحد های دولتی در بورس برای تامین نقدینگی بدون ارزیابی دقیق این واحد ها .
۴- وجود شرکت های زیان ده در بورس .
۵- دخالت و یا به عبارت دیگر حمایت دولت از بورس.
۶-افزایش شدید شاخص ها برای جمع آوری نقدینگی خرد مردم و جذب آنها به بورس و به قول شما عمق بخشیدن به بازار سرمایه .


از طرفی ذخایر ریاضی بیمه گذاران عمر‌ که نزد شرکت های بیمه است تعهدات آنها در قبال جمهور بیمه گذاران است و حق دخل و تصرف در آن را ندارند زیرا یک بهره فنی تضمینی دارند و یک سود مشارکت در منافع از محل سرمایه گذاری منابع شرکت ، از طرفی شرکت های بیمه تابع آیین نامه سرمایه گذاری مقام ناظر هستنند ، در حال حاضر نیز که این نوشتار را می نویسم نگران سرمایه گذاری ۷۵۰ یا ۵۵۰ میلیاردی صنعت بیمه در بورس هستم و امیدوارم که از این حباب هایی که پشت سرهم می ترکد در امان بماند زیرا معلوم نیست که اگر حباب ها ترکید و ضعیت این شرکت ها چگونه خواهد شد ؟ .
در ادامه متذکر می شوم جناب اقای میرطاهر در نوشتار خود اشاره به بازار هند و کاربرد این نوع بیمه نامه داشتند. گفتنی است ، این بیمه نامه در لیست ده نوع بیمه نامه پر فروش هند نیست و ظاهرا آن را نمی فروشند.
بیمه هایی که در هند به فروش می‌رود :

   بیمه عمر و پس انداز
    بیمه نامه تمام عمر
    بیمه بشرط فوت
    بیمه بازگشت پرداخت وجه
    بیمه پس انداز و سرمایه گذاری
    بیمه سرمایه فرزندان

. از طرفی دولت  هند دخالت هایی را که دولت ما در بورس می کند انجام نمی دهد 

هند دارای یک اقتصاد سالم با بنیادی مستحکم است . هند در سال بیشتر از ۲۰ میلیارد دلار محصولات نرم افزاری صادر می کند و در صد تورم آن در ۴ سال گذشته بشرح زیر بوده است :
۱-سال ۲۰۱۴. ۴.۹۴٪
۲-سال ۲۰۱۷. ۲.۹۴٪
۳-سال ۲۰۱۸. ۴.۸۶٪
۴-سال۲۰۱۹. ۷.۶۶٪
مقایسه بازار هند با ایران داستان “ میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است می باشد.
نگاهی اجمالی به بازار پاکستان نیز نشان می دهد که آنها هم این نوع بیمه نامه را در سبد بیمه نامه های خود ندارند و تورم نسبتا پایینی بشرح زیر دارند جالب است که  .
۱-سال ۲۰۱۶. ۳.۷۷٪
۲-سال ۲۰۱۷. ۴.۱۷٪
۳-سال ۲۰۱۸. ۵.۰۸٪
۴- سال ۲۰۱۹. ۱۰.۵۸٪
در این راستا با توجه به داده های آماری و اطلاعاتی ما نمی توانیم بازار پر تنش و مملو از مداخلات سیاسی ، اقتصادی و دولتی را با این دو بازار مقایسه کنیم .
.( مدارک مربوط به بازار های هند و پاکستان در اختیار است اگر لازم بود ارسال می گردد )
درادامه لازم است تاکید کنم، من کارشناس بازار مالی و سرمایه گذاری نیستم و آنچه نوشتم نقل قول از کارشناسان طراز اول بازار مالی و اساتید و خبرگان این رشته بود. توصیه می کنم دوستان نیز فلسفه اقتصادی و تامینی انواع بیمه نامه های عمر، مستمری و بازنشستگی را در زندگی انسان ها و حفظ ارزش های خانواده چه در زمان فوت و چه در زمان حیات مطالعه کرده و بعد به قضاوت بنشینید و برای توسعه بازار مالی و تامین منابع مالی برای دولت تبلیغ نکنیم .

البته اگر بیمه گذاری خودش پذیرای این ریسک بود جای نگرانی نیست چون خود کرده را تدبیر نیست . من در هراسم که داستان موسسات قرض الحسنه تکرار شود .
هادی دستباز
کار شناس  بیمه

خبر پیشنهادی

این مطلب را به اشتراک بگذارید