با قلم نسرین حضار مقدم و وحید نوبهار بررسی شد؛

مدل‌های بومی‌سازی‌شده بیمه مراقبت بلندمدت (LTCI)

کاهش هزینه‌ها و افزایش بهره‌وری: یکی از مهم‌ترین کارکردهای فناوری در حوزه بیمه مراقبت بلندمدت، کاهش هزینه‌های عملیاتی و مراقبتی از طریق اتوماسیون و بهینه‌سازی منابع انسانی است. به‌عنوان نمونه ربات‌های مراقبتی (Care Robots) می‌توانند در وظایف تکراری مانند کمک به جابجایی، تغذیه، یادآوری دارو، یا حتی همراهی روانی به سالمندان ایفای نقش کرده و نیاز به مراقبان انسانی تمام‌وقت را کاهش دهند. همچنین سامانه‌های پیش‌بینی‌کننده مبتنی بر AI می‌توانند با تحلیل داده‌های سلامت بیمه‌شدگان، احتمال بروز ناتوانی جسمی یا شناختی را پیش‌بینی کرده و از طریق مداخلات پیشگیرانه، از هزینه‌های سنگین آینده جلوگیری کنند.

به گزارش ریسک نیوز دکتر نسرین حضار مقدم، عضو هیات علمی دانشگاه و دکتر وحید نوبهار، عضو رسمی انجمن بین المللی تحول، پزشکی و سلامت همگانی ISEMPH در مقاله ای دو قسمتی به بحران سالمندی در ایران و بیمه های مراقبت بلند مدت، مزایا و چالش ها و الگوهای مختلف آن اشاره کردند. در بخش بعدی این مقاله به ساختار نظام‌های بیمه مراقبت بلندمدت در سطح جهانی پرداخته شده و الگوهای موفق جهانی مورد بررسی قرار گرفته است.

 

بخش اول را خواندیم، بخش دوم از پی می آید:

طراحی و اجرای نظام‌های بیمه مراقبت بلندمدت در سطح جهانی تابعی از ویژگی‌های جمعیتی، فرهنگی، نهادی و اقتصادی هر کشور بوده است. در این میان،چهار الگوی شاخص و قابل‌تأمل در کشورهای ژاپن، آلمان، ایالات متحده آمریکا و کره جنوبی شکل گرفته‌اند که هر یک نمایانگر رویکردی متفاوت نسبت به تأمین مالی، دسترسی، و سازماندهی خدمات مراقبتی در دوران سالمندی و ناتوانی هستند. بررسی تطبیقی این ساختارها می‌تواند راهگشای طراحی مدل‌های بومی‌سازی‌شده و پایدار در سایر کشورها باشد.

 ژاپن: الگویی از همگرایی بیمه‌ای و عدالت اجتماعی

ژاپن به عنوان یکی از کشورهایی که سریع‌ترین نرخ سالمندی در جهان را تجربه می‌کند، از سال ۲۰۰۰ اقدام به استقرار نظام ملی بیمه مراقبتی بلندمدت (Kaigo Hoken)  نمود. این نظام، به‌صورت اجباری برای تمامی افراد بالای ۴۰ سال طراحی شده است و تأمین مالی آن به‌صورت ترکیبی از منابع عمومی (مالیات‌های ملی و محلی) و خصوصی (پرداخت حق بیمه توسط شهروندان) انجام می‌گیرد. ساختار سازمانی این سیستم بر مبنای مشارکت گسترده شهرداری‌ها به عنوان مجریان اصلی خدمات استوار است، در حالی‌که دولت مرکزی وظیفه نظارت راهبردی و تعیین استانداردهای ملی را بر عهده دارد. ارزیابی نیاز افراد متقاضی، بر اساس یک نظام طبقه‌بندی ۷ سطحی (از مستقل تا وابستگی کامل) صورت می‌پذیرد و خدمات ارائه‌شده اغلب به‌صورت غیرنقدی  و از طریق نهادهای مراقبتی دارای مجوز ارائه می‌شود.

نقاط قوت این مدل عبارت‌اند از ایجاد عدالت در دسترسی، کاهش بار مراقبتی خانواده‌ها، تقویت صنعت مراقبتی و افزایش کیفیت زندگی سالمندان. با این حال چالش‌هایی همچون افزایش هزینه‌های عمومی، کمبود نیروی انسانی مراقبتی و فشار بر نظام مالیاتی، پایداری بلندمدت این ساختار را با ابهامات مواجه کرده‌اند. ژاپن در سال‌های اخیر با بهره‌گیری از فناوری‌های هوشمند، رباتیک و مراقبت از راه دور (telecare) تلاش کرده است کارآمدی و پایداری این نظام را تقویت کند.

 آلمان: پیوند نظام‌مند میان بیمه سلامت و مراقبت بلندمدت

آلمان از سال ۱۹۹۵ بیمه مراقبت بلندمدت (Pflegeversicherung) را به‌عنوان “ستون پنجم” نظام تأمین اجتماعی خود بنیان نهاد و آن را به صورت الزامی برای تمامی شهروندان اجرایی کرد. ساختار این نظام، بر مدل «بیمه اجتماعی» مبتنی است و منابع مالی آن از طریق کسر درصدی از حقوق بیمه‌شدگان و کارفرمایان، مشابه بیمه پایه، تأمین می‌گردد. شهروندان می‌توانند بسته به سطح درآمد و ترجیحات خود، تحت پوشش صندوق‌های بیمه عمومی یا خصوصی قرار گیرند.

برخلاف ژاپن، در آلمان افراد دریافت‌کننده خدمات می‌توانند از ترکیبی از کمک‌هزینه نقدی، خدمات در منزل، یا خدمات در مراکز مراقبتی بهره‌مند شوند. میزان حمایت مالی، وابسته به سطوح پنج‌گانه نیازمندی (Pflegegrade) است که بر اساس سنجش توانایی انجام امور روزانه تعیین می‌شود. نقاط قوت این مدل شامل انعطاف‌پذیری در انتخاب نوع خدمات، پوشش همگانی و هماهنگی با دیگر اجزای نظام سلامت است. اما مشکلاتی نظیر نابرابری منطقه‌ای در دسترسی به خدمات، کمبود مراقبان حرفه‌ای و رشد سریع هزینه‌های سیستم در دهه اخیر از چالش‌های فزاینده آن به شمار می‌رود. همچنین به‌رغم تلاش برای پاسخ‌گویی به نیازهای مهاجران و اقلیت‌ها، بعد فرهنگی مراقبت در این سیستم کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

 ایالات متحده: سلطه بازار خصوصی و غیبت ساختار عمومی

ایالات متحده فاقد یک نظام ملی یا عمومی مراقبت‌های بلندمدت است و عمده بار مالی این خدمات بر دوش خانواده‌ها و بازار خصوصی قرار دارد. شرکت‌های بیمه بازرگانی از دهه ۱۹۸۰ به بعد اقدام به عرضه بیمه‌نامه‌های LTCI به‌صورت انفرادی یا گروهی نمودند، اما ضریب نفوذ پایین، افزایش مداوم حق بیمه‌ها و پیچیدگی ساختار قراردادها سبب شد که بازار خصوصی LTCI در آمریکا با مشکلات جدی مواجه شود و بسیاری از شرکت‌ها حتی از این بازار خارج شوند. تلاش دولت آمریکا برای استقرار یک نظام عمومی از طریق قانون «CLASS Act» در سال ۲۰۱۰ ذیل قانون ACA، به‌دلیل عدم پایداری مالی و مخالفت‌های سیاسی، شکست خورد. در حال حاضر، تنها Medicaid  (برنامه کمک‌هزینه‌ای برای افراد کم‌درآمد) بخش محدودی از خدمات مراقبتی بلندمدت را تحت شرایط خاص پوشش می‌دهد. اما این پوشش نیز مستلزم کاهش منابع مالی شخصی افراد به زیر سطح فقر است که خود به فقر سالمندی و وابستگی منتهی می‌شود. این وضعیت منجر به بروز نابرابری شدید در دسترسی به خدمات مراقبتی شده است و هزینه‌های خویش فرما سهم بزرگی از مخارج LTC را تشکیل می‌دهند. با این وجود آمریکا از منظر نوآوری‌های فناورانه، توسعه فناوری‌های مراقبت از راه دور، و مشارکت بخش خصوصی در طراحی مدل‌های جدید بیمه‌های هیبریدی پیشرو است.

 کره جنوبی: همگرایی بیمه سلامت و مراقبت بلندمدت

کره جنوبی با الهام از مدل ژاپنی، در سال ۲۰۰۸ نظام ملی بیمه مراقبتی بلندمدت را طراحی و اجرا کرد. این نظام در دل ساختار بیمه سلامت ملی ادغام شده و توسط “سازمان بیمه سلامت ملی کره” (NHIS) مدیریت می‌شود. مشارکت مالی از طریق کسر حق بیمه از حقوق شهروندان صورت می‌گیرد و تأمین خدمات از سوی ارائه‌دهندگان بخش خصوصی و عمومی انجام می‌شود. ارزیابی نیاز بر اساس یک سیستم ۵ سطحی انجام می‌پذیرد و خدمات به‌صورت غیرنقدی، اغلب در قالب مراقبت در منزل، مراقبت در مراکز روزانه و خدمات توانبخشی ارائه می‌شوند. یکی از نوآوری‌های کره، تأکید ویژه بر ارتقای کیفیت خدمات، آموزش مداوم مراقبین، و استفاده از فناوری‌های هوشمند در پایش وضعیت مددجویان است. با وجود پوشش مناسب و نظام اجرایی کارآمد، کره جنوبی نیز با چالش‌هایی همچون پیری سریع جمعیت، بار مالی فزاینده، و وابستگی بیش از حد به مراقبین زن (اغلب مهاجر و غیررسمی) مواجه است که نیازمند اصلاحات سیاستی در سال‌های پیش‌روست.

نقش فناوری و هوشمندسازی در آینده بیمه مراقبت بلندمدت

با پیشرفت روزافزون فناوری‌های نوین و نفوذ گسترده آن‌ها در حوزه سلامت، مراقبت و بیمه، بیمه مراقبت بلندمدت نیز در آستانه تحولی ساختاری و کارکردی قرار گرفته است. هوشمندسازی و اتوماسیون فرآیندهای مراقبتی و بیمه‌گری، می‌تواند به عنوان یک راهبرد مکمل و توان‌افزا، در پاسخ‌گویی به چالش‌های ناشی از سالمندی جمعیت، کمبود منابع انسانی، نابرابری در دسترسی و ناکارآمدی سنتی سیستم‌های مراقبتی ایفای نقش کند.

در این راستا، فناوری‌هایی نظیر هوش مصنوعی، اینترنت اشیاء ، سامانه‌های سلامت الکترونیک، داده‌کاوی، یادگیری ماشین، واقعیت مجازی ، سیستم‌های نظارت از راه دور،  رباتیک مراقبتی و ابزارهای پوشیدنی سلامت به‌عنوان پیشران‌های کلیدی تحول در بیمه مراقبت بلندمدت شناخته می‌شوند.

کاهش هزینه‌ها و افزایش بهره‌وری: یکی از مهم‌ترین کارکردهای فناوری در حوزه بیمه مراقبت بلندمدت، کاهش هزینه‌های عملیاتی و مراقبتی از طریق اتوماسیون و بهینه‌سازی منابع انسانی است. به‌عنوان نمونه ربات‌های مراقبتی (Care Robots) می‌توانند در وظایف تکراری مانند کمک به جابجایی، تغذیه، یادآوری دارو، یا حتی همراهی روانی به سالمندان ایفای نقش کرده و نیاز به مراقبان انسانی تمام‌وقت را کاهش دهند. همچنین سامانه‌های پیش‌بینی‌کننده مبتنی بر AI می‌توانند با تحلیل داده‌های سلامت بیمه‌شدگان، احتمال بروز ناتوانی جسمی یا شناختی را پیش‌بینی کرده و از طریق مداخلات پیشگیرانه، از هزینه‌های سنگین آینده جلوگیری کنند.

ارتقاء کیفیت خدمات و دقت مراقبت: استفاده از فناوری اطلاعات سلامت(Health Information Technology – HIT) موجب بهبود فرآیندهای تصمیم‌گیری بالینی، کاهش خطای انسانی، و استانداردسازی خدمات می‌شود. به عنوان نمونه سیستم‌های یکپارچه سلامت الکترونیک(EHR)  دسترسی به اطلاعات دقیق، به‌روز و مستمر بیمه‌شدگان را برای شرکت‌های بیمه و مراکز مراقبتی فراهم می‌آورند و یا الگوریتم‌های هوشمند می‌توانند سطح نیاز مراقبتی بیمه‌شدگان را به‌صورت دقیق، غیرسوگیرانه و مبتنی بر داده‌های چندمنبعی ارزیابی کرده و در تعیین حق بیمه یا خدمات مؤثر باشند.

گسترش مراقبت خانگی و کاهش نیاز به مراقبت در مراکز: فناوری به‌ویژه در حوزه مراقبت از راه دور (Telecare)  و نظارت مستمر خانگی (Home-Based Monitoring) نقشی کلیدی در انتقال مراقبت‌ها از مراکز درمانی به محیط خانه ایفا می‌کند. حسگرهای هوشمند و ابزارهای پوشیدنی می‌توانند پارامترهایی چون فشار خون، ضربان قلب، قند خون، فعالیت بدنی، تعریق و حتی وضعیت خواب را به‌صورت لحظه‌ای ثبت و به مراکز مراقبتی منتقل کنند. در صورت بروز وضعیت‌های اضطراری (مانند افت ناگهانی فشار خون یا سقوط)، این فناوری‌ها امکان مداخله سریع و به‌موقع را فراهم می‌کنند و بدین‌ترتیب، ایمنی فرد و اثربخشی بیمه را افزایش می‌دهند.

ارتقای ایمنی و رفاه روانی بیمه‌شدگان: استفاده از فناوری می‌تواند تجربه مراقبت را شخصی‌سازی، امن و کمتر استرس‌زا کند. برای نمونه دستیارهای مجازی و ربات‌های تعاملی می‌توانند با سالمند تعامل برقرار کرده، احساس تنهایی را کاهش دهند و در مدیریت روزانه وظایف شخصی یاری رسانند. نیز واقعیت مجازی (VR) به‌ویژه در زمینه‌های توانبخشی شناختی، سرگرمی و آموزش ذهنی سالمندان مورد استفاده قرار می‌گیرد و نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی ایفا می‌کند.

بهبود دسترسی به خدمات در مناطق محروم: فناوری‌های مراقبتی و ارتباطی نوین، شکاف جغرافیایی در دسترسی به خدمات مراقبتی و بیمه‌ای را کاهش می‌دهند. سالمندان ساکن مناطق روستایی یا فاقد مراکز مراقبتی از طریق سکوهای مراقبت مجازی  (Virtual Care Platforms)، می‌توانند از خدمات تخصصی مشاوره، روان‌شناسی، پرستاری و حتی فیزیوتراپی بهره‌مند شوند. نیز اتصال بلادرنگ داده‌ها به شبکه‌های ملی سلامت و شرکت‌های بیمه، امکان ارزیابی و ارائه خدمات دقیق را بدون نیاز به مراجعه حضوری فراهم می‌سازد.

فناوری‌های نوین نه‌تنها به‌عنوان ابزارهایی کمکی، بلکه به‌مثابه مولفه‌هایی تحول‌آفرین در ساختار بیمه بلندمدت مراقبت‌ها ظاهر شده‌اند. کاربرد هدفمند، اخلاق‌محور و داده‌محور این فناوری‌ها می‌تواند منجر به توسعه سیستم‌های هوشمند، شخصی‌سازی‌شده و پایدار بیمه مراقبت بلندمدت شود. با این حال تحقق کامل ظرفیت‌های فناوری در این حوزه مستلزم سیاست‌گذاری‌های دقیق در حوزه حریم خصوصی داده‌ها، استانداردسازی فنی، سواد دیجیتال کاربران، و سرمایه‌گذاری بلندمدت در زیرساخت‌ها خواهد بود.

 پیشنهادات و سیاست‌گذاری‌های آینده

در مواجهه با روندهای دگرگون‌ساز جمعیتی، افزایش بار سالمندی، پیشرفت‌های فناورانه و محدودیت‌های منابع مالی، سیاست‌گذاری در حوزه بیمه مراقبت بلندمدت نیازمند بازنگری عمیق، بین‌رشته‌ای و آینده‌نگرانه است. ایجاد یک نظام بیمه‌ای پایدار، عادلانه، پاسخ‌گو و فراگیر، مستلزم اتخاذ سیاست‌هایی هماهنگ در ابعاد مالی، اجتماعی، فناوری، فرهنگی و نهادی است.

توسعه سیستم‌های تلفیقی دولتی–خصوصی با تمرکز بر پایداری مالی: ایجاد نظام‌های بیمه‌ای ترکیبی (Public–Private Partnership)  که در آن مسئولیت تأمین مالی، طراحی و ارائه خدمات میان دولت و بخش خصوصی تقسیم می‌شود، از مؤثرترین مدل‌های پیشنهادی در سطح جهانی است. این مدل‌ها می‌توانند از فشار مالی بر دولت‌ها بکاهند و هم‌زمان کارایی را از طریق رقابت افزایش دهند، نیز امکان گسترش خدمات متناسب با سطوح درآمدی و نیازهای متنوع جمعیت را فراهم سازند و همچنین با ایجاد منابع تأمین مالی چندگانه (مالیات، حق بیمه، سوبسیدهای هدفمند)، به پایداری اقتصادی سیستم کمک کنند.

افزایش دانش مالی و آگاهی عمومی درباره بیمه مراقبت بلندمدت: یکی از موانع مهم در توسعه پوشش بیمه‌ای مراقبت‌های بلندمدت، فقدان آگاهی عمومی درباره ماهیت، مزایا و ضرورت بیمه مراقبت بلندمدت است. لذا پیشنهاد می‌شود کارزار‌های آموزشی گسترده در رسانه‌های جمعی با همکاری نهادهای بیمه‌ای، درمانی و آموزشی راه‌اندازی شود، همچنین آموزش مفاهیم بیمه مراقبتی در برنامه‌های درسی دبیرستان‌ها و دانشگاه‌ها گنجانده شود و نیز مشاوره‌های مالی فردی درباره بیمه مراقبت بلندمدت به‌عنوان بخشی از خدمات مشاوره بازنشستگی یا سلامت سالمندان ارائه گردد.

حمایت از توسعه بازار خدمات مراقبتی و تشویق سرمایه‌گذاری خصوصی: بدون وجود زیرساخت‌های کافی خدمات مراقبتی، بیمه‌های مراقبت بلندمدت ناکارآمد خواهند بود. سیاست‌گذاران باید زمینه‌های جذاب سرمایه‌گذاری در ساخت و تجهیز مراکز مراقبتی، فناوری‌های مرتبط و تربیت نیروی انسانی را فراهم کنند، نیز با اعطای مشوق‌های مالیاتی و یارانه‌ای، بخش خصوصی را به ورود در این بازار تشویق نمایند و از نوآوری‌های فناورانه در مراقبت‌های خانگی و هوشمند حمایت مستقیم کنند.

استانداردسازی بین‌المللی خدمات و قراردادهای بیمه مراقبت بلندمدت: در نبود چارچوب‌های حقوقی یکپارچه، بیمه‌های مراقبت بلندمدت با چالش‌هایی نظیر نابرابری در کیفیت خدمات، ابهام در تعهدات، و تضادهای حقوقی مواجه خواهند شد. پیشنهاد می‌شود تدوین استانداردهای جهانی برای تعیین سطح نیاز مراقبتی (Assessment Scales)، خدمات تحت پوشش، کیفیت ارائه و فرآیندهای مطالبه‌گری، همچنین ترویج الگوهای قراردادهای شفاف و متوازن بیمه‌ای توسط نهادهای تنظیم‌گر بین‌المللی و نیز امکان انتقال‌پذیری (Portability) بیمه‌های مراقبت بلندمدت در بین کشورها بویژه برای جمعیت‌های مهاجر، بازنشستگان خارج از کشور و اتباع بین‌المللی مورد توجه و بررسی  قرارگیرد.

هماهنگی فراسازمانی بین نهادهای دولتی: بیمه مراقبت بلندمدت در تقاطع چند نظام اجتماعی  شامل سلامت، کار، رفاه اجتماعی و خانواده قرار دارد. لذا تحقق یک نظام کارآمد مستلزم هماهنگی بین بخشی است. ایجاد کمیته‌های بین‌وزارتی شامل وزارت بهداشت، کار و رفاه اجتماعی، اقتصاد، امور خانواده و نهادهای مدنی برای تدوین سیاست‌های مشترک و نیز استفاده از داده‌ها و نظام‌های اطلاعاتی یکپارچه میان بیمه‌گران، مراکز درمانی، خدمات اجتماعی و مراجع قانونی و در نهایت طراحی ساز و کار‌های هم‌افزا برای پوشش مکمل میان بیمه سلامت، بازنشستگی و بیمه مراقبت بلندمدت می‌تواند در نیل به این هدف مثمر ثمرباشد.

توسعه سیاست‌های تطبیق‌پذیر با تحولات جمعیتی و فناورانه: ماهیت پویای سالمندی جمعیت، مهاجرت، افزایش بیماری‌های مزمن و تحول سریع فناوری‌های مراقبتی ایجاب می‌کند که نظام بیمه بلندمدت مراقبت‌ها از انعطاف‌پذیری نهادی و تطبیق‌پذیری ساختاری بالا برخوردار باشد. بنابراین ایجاد ظرفیت‌های پایش و ارزیابی سیاست‌ها با بهره‌گیری از کلان داده‌های سلامت، طراحی بسته‌های بیمه‌ای منعطف بر اساس سطوح متفاوت درآمد، ریسک، یا ترجیحات فرهنگی و نیز تنظیم دستورالعمل‌هایی برای پذیرش فناوری‌های نوین در نظام مراقبت رسمی، از جمله الزامات اخلاقی، بیمه‌پذیری و تضمین کیفیت ضروری به نظر می رسد.

طراحی آینده‌نگرانه برای بیمه مراقبت بلندمدت مراقبت‌ها، مستلزم درک چندبعدی از تعاملات بین متغیرهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، فناورانه و نهادی است. تنها با اتخاذ رویکردی یکپارچه، مشارکت‌جویانه و بر پایه شواهد می‌توان به سمت توسعه یک نظام LTCI پایدار، کارآمد، پاسخ‌گو و عادلانه گام برداشت؛ نظامی که نه‌تنها به نیازهای امروز پاسخ دهد، بلکه در برابر چالش‌های آینده نیز مقاوم باشد.

 

 

نظر شما چیست؟