دولت(بخوانید بیمه مرکزی) به تنهایی نمیتواند با فساد سیستمی مبارزه کند؛ جامعه(جامعه بیمه ای) ( از طریق تشکل های صنفی، رسانه ها و نخبگان صنعت ) باید به یک “دیدهبان” فعال تبدیل شوند./ با نگاه به کوسیستم بیمه، این صنعت نیازمند توجه ویژه به مفهوم “مدیریت تعارض منافع” است. فساد در این صنعت اغلب در نقاط اتصال بخش عمومی و خصوصی (دربهای گردان) و در لایههای پنهان تبانیهای فنی رخ میدهد. بنابراین، استقرار نظامهای حاکمیت شرکتی در شرکتهای بیمه، استفاده از الگوریتمهای کشف تقلب مبتنی بر کلاندادهها (Big Data) و اصلاح ساختار کارمزدها و مشوقهای مالی به گونهای که سلامت اداری را سودآور و فساد را پرهزینه کند، حلقههای مفقودهای هستند که زنجیره مبارزه با فساد را تکمیل میکنند.
به گزارش ریسک نیوز محمود فراهانی مدیر مسئول بیمه داری نوین در شماره 53 نشریه نوشت:
مبارزه با فساد سیستمی یکی از پیچیدهترین چالشهای حکمرانی است، زیرا فساد در این حالت یک استثنا نیست، بلکه به بخشی از قواعد نانوشتهی سیستم تبدیل شده است. تجربههای موفق و ناموفق جهانی نشان میدهد که راهحل، یک بسته جامع و چندوجهی است، نه یک اقدام مقطعی.
اراده سیاسی در بالاترین سطح: بدون عزم جدی رهبران یک جامعه (در اینجا جامعه بیمه ای)، تمام قوانین و نهادها بیاثر خواهند بود.
رویکرد جامع : مبارزه با فساد باید همزمان در تمام جبههها (قضایی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی) انجام شود.
صبر و استمرار: ریشهکن کردن فساد سیستمی یک پروژه بلندمدت است و نیازمند استقامت و پایداری در اجرای اصلاحات است.
نکته مهم: دولت(بخوانید بیمه مرکزی) به تنهایی نمیتواند با فساد سیستمی مبارزه کند؛ جامعه(جامعه بیمه ای) ( از طریق تشکل های صنفی، رسانه ها و نخبگان صنعت ) باید به یک “دیدهبان” فعال تبدیل شوند.
در ادامه، مهمترین استراتژیها و تجربههای جهانی برای مقابله با فساد سیستمی در چند محور کلیدی ارائه میشود:
محور اول: اصلاحات نهادی و قانونی (Institutional Reforms)
این محور، سنگ بنای مبارزه با فساد است و هدف آن تغییر “قواعد بازی” به نفع شفافیت و پاسخگویی است.
- ایجاد یک نهاد مستقل و قدرتمند ضدفساد:
- توضیح: این نهاد باید استقلال کامل از قوای سهگانه (بهویژه قوه مجریه) داشته باشد، بودجه کافی در اختیارش باشد و از اختیارات گستردهای برای تحقیق، بازجویی، دسترسی به اطلاعات بانکی و نهایتاً پیگرد قضایی برخوردار باشد.
- تجربه موفق جهانی: سنگاپور و هنگکنگ. نهاد ضدفساد سنگاپور (CPIB) مستقیماً به دفتر نخستوزیر گزارش میدهد و قدرت بازداشت هر مقامی را دارد. در هنگکنگ نیز کمیسیون مستقل ضدفساد (ICAC) با شعار “تعقیب ببرها (مقامات ارشد) و مگسها (کارمندان ردهپایین)” توانست فساد گسترده پلیس و ادارات دولتی را ریشهکن کند.
- اصلاح نظام قضایی و حاکمیت قانون:
- توضیح: بدون وجود یک قوه قضائیه مستقل، بیطرف و کارآمد، هیچ مبارزهای با فساد به سرانجام نمیرسد. قضات باید امنیت شغلی داشته باشند و فرآیندهای دادرسی باید شفاف و عادلانه باشند تا هیچکس “فراتر از قانون” نباشد.
- تجربه موفق جهانی: گرجستان پس از انقلاب گل رز (۲۰۰۴). دولت میخیل ساکاشویلی تقریباً کل نیروی پلیس و بخش بزرگی از قضات فاسد را اخراج کرد و سیستم را از نو با افراد جدید و آموزشدیده ساخت. این اقدام شوکآور، شبکههای فساد ریشهدار را در هم شکست.
- سادهسازی و شفافسازی قوانین و مقررات اداری:
- توضیح: بوروکراسی پیچیده، قوانین مبهم و اختیارات بیش از حد مدیران دولتی، “زمین حاصلخیز” فساد هستند. با کاهش مراحل اداری، حذف امضاهای طلایی و الکترونیکی کردن خدمات، فرصتهای رشوهگیری به شدت کاهش مییابد.
- تجربه موفق جهانی: رواندا. این کشور با ایجاد “مراکز خدمات یکپارچه” (One-Stop Centers) و دیجیتالی کردن فرآیندهای ثبت شرکت، پرداخت مالیات و دریافت مجوز، توانست رتبه خود را در شاخص سهولت کسبوکار به شدت بهبود بخشد و فساد اداری را مهار کند.
محور دوم: شفافیت و دسترسی آزاد به اطلاعات (Transparency)
فساد در تاریکی رشد میکند. شفافیت مانند نورافکنی است که فضا را برای مفسدان ناامن میکند.
- شفافیت در بودجه و قراردادهای دولتی (Open Government):
- توضیح: شهروندان باید بتوانند به طور دقیق بدانند که درآمدهای دولت (نفت، مالیات و…) چگونه و در کجا هزینه میشود. تمام قراردادهای دولتی، مناقصهها و مزایدهها باید به صورت عمومی و آنلاین منتشر شوند.
- تجربه موفق جهانی: کره جنوبی. سامانه “Open Fiscal Data” در این کشور به شهروندان اجازه میدهد تا مخارج تمام نهادهای دولتی را تا سطح یک فاکتور ساده رصد کنند. این امر نظارت عمومی را به شکل بیسابقهای ممکن کرده است.
- الزام به اعلام عمومی داراییها و ثروت مسئولان:
- توضیح: مقامات ارشد و نمایندگان مجلس باید در ابتدا و انتهای دوره مسئولیت خود، لیست کامل داراییهای خود و خانوادهشان را به صورت عمومی اعلام کنند. این کار امکان ردیابی “ثروتهای بادآورده” را فراهم میکند.
- تجربه موفق جهانی: کشورهای اسکاندیناوی و استونی. در این کشورها، اظهارنامه دارایی مسئولان نه تنها ثبت میشود، بلکه توسط نهادهای نظارتی و رسانهها به دقت راستیآزمایی میشود.
محور سوم: استفاده از فناوری (E-Governance)
فناوری با حذف واسطههای انسانی، یکی از مؤثرترین ابزارها برای پیشگیری از فساد است.
- دولت الکترونیک و ارائه خدمات آنلاین:
- توضیح: وقتی شهروند برای دریافت یک خدمت (مانند گواهینامه، پاسپورت یا مجوز ساخت) نیازی به مراجعه حضوری و روبرو شدن با کارمند دولت نداشته باشد، فرصت درخواست و پرداخت رشوه تقریباً به صفر میرسد.
- تجربه موفق جهانی: استونی. این کشور به عنوان “دیجیتالیترین جامعه جهان” شناخته میشود. تقریباً تمام خدمات دولتی از طریق یک پورتال آنلاین و با استفاده از کارت شناسایی الکترونیک انجام میشود و یک ردپای دیجیتال شفاف از تمام تعاملات باقی میماند.
محور چهارم: توانمندسازی جامعه مدنی و رسانهها
دولت به تنهایی نمیتواند با فساد سیستمی مبارزه کند؛ جامعه باید به یک “دیدهبان” فعال تبدیل شود.
- حمایت از روزنامهنگاری تحقیقی و افشاگران فساد (Whistleblowers):
- توضیح: رسانههای آزاد و مستقل، چشم و گوش جامعه هستند. باید قوانین سفت و سختی برای محافظت از روزنامهنگاران و همچنین کارمندان یا شهروندانی که فساد را افشا میکنند، وجود داشته باشد.
- تجربه جهانی: پرونده پاناما پیپرز (Panama Papers) نشان داد که چگونه همکاری بینالمللی روزنامهنگاران تحقیقی میتواند شبکههای عظیم پولشویی و فرار مالیاتی مقامات در سراسر جهان را افشا کند.
- تقویت سازمانهای مردمنهاد (NGOs) ناظر بر فساد:
- توضیح: نهادهایی مانند “شفافیت بینالملل” (Transparency International) با تهیه گزارشهای سالانه، رتبهبندی کشورها و آموزش شهروندان، فشار اجتماعی و بینالمللی بر دولتها را برای مبارزه با فساد افزایش میدهند.
محور پنجم: همکاریهای بینالمللی
بخش بزرگی از فسادهای کلان، فراملی هستند (پولشویی، حسابهای بانکی مخفی و…).
- پیوستن به کنوانسیونهای ضدفساد و همکاری قضایی:
- توضیح: کشورها با پیوستن به کنوانسیونهایی مانند کنوانسیون مبارزه با فساد سازمان ملل (UNCAC)، متعهد به همکاری با یکدیگر برای استرداد مجرمان و بازگرداندن داراییهای به غارت رفته میشوند.
- تجربه جهانی: تلاشهای بینالمللی برای بازگرداندن داراییهای دیکتاتورهایی مانند “فردیناند مارکوس” در فیلیپین و “سانی آباچا” در نیجریه که توسط بانکهای سوئیس و سایر کشورها مسدود و به کشورهایشان بازگردانده شد.
جمع بندی و درسهای کلیدی
- اراده سیاسی در بالاترین سطح: بدون عزم جدی رهبران کشور، تمام قوانین و نهادها بیاثر خواهند بود.
- رویکرد جامع (Holistic): مبارزه با فساد باید همزمان در تمام جبههها (قضایی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی) انجام شود.
- صبر و استمرار: ریشهکن کردن فساد سیستمی یک پروژه بلندمدت است و نیازمند استقامت و پایداری در اجرای اصلاحات است.
در کنار محورهای فوق و با نگاه به کوسیستم بیمه، این صنعت نیازمند توجه ویژه به مفهوم “مدیریت تعارض منافع” است. فساد در این صنعت اغلب در نقاط اتصال بخش عمومی و خصوصی (دربهای گردان) و در لایههای پنهان تبانیهای فنی رخ میدهد. بنابراین، استقرار نظامهای حاکمیت شرکتی در شرکتهای بیمه، استفاده از الگوریتمهای کشف تقلب مبتنی بر کلاندادهها (Big Data) و اصلاح ساختار کارمزدها و مشوقهای مالی به گونهای که سلامت اداری را سودآور و فساد را پرهزینه کند، حلقههای مفقودهای هستند که زنجیره مبارزه با فساد را تکمیل میکنند.
نظر شما چیست؟