از لکنتِ سکوت تا قدرتِ روایت؛

چرا میکروفونِ مدیرعامل، ابزارِ پنهانِ مدیریتِ ترازنامه است؟

ترازنامه روانی، مقدمه ترازنامه مالی در طوفان‌های اقتصادی سال ۱۴۰۵، لکنت رسانه‌ای و پناه گرفتن در پناهگاهِ عافیت و سکوت، بزرگ‌ترین اتهام برای مدیریت ارشد است. ترازنامه مالی هر شرکت، بر روی فونداسیونی به نام «ترازنامه روانی و اعتماد عمومی» بنا شده است. اگر این ترازنامه روانی آسیب ببیند، بهترین نسبت‌های توانگری مالی نیز در برابر هجوم هیجانی بازار دوام نخواهند آورد.میکروفون مدیرعامل، ابزار نوین مدیریت ریسک است. صنعت بیمه فردا متعلق به مدیرانی است که بدانند چگونه با تکیه بر سواد رسانه‌ای، واقعیتِ پیچیده اعداد و ارقام فنی را به یک روایتِ معتبر، صادقانه و امیدبخش برای بازار تبدیل کنند. وقت سخن گفتن در روشنایی فرا رسیده است.

به گزارش ریسک نیوز فرهاد محرمی، پژوهشگر و تحلیلگر صنعت بیمه در خصوص ضرورت اطلاع رسانی به هنگام توسط شرکت بیمه در خصوص ترازنامه و عملکرد مالی شرکت بیمه به ریسک نیوز نوشت:
در دنیای سنتی مدیریت، همواره مرزبندی‌ها کاملاً مشخص و صلب بود؛ مدیرعامل به عنوان مسئول ترازنامه، حاشیه سود، نسبت‌های توانگری و مدیریت سرمایه شناخته می‌شد و روابط عمومی وظیفه داشت با نصب بنرهای مناسبتی، ارسال پیام‌های تبریک و تسلیت و در نهایت، تکذیب‌های شتاب‌زده، تصویری عمومی از سازمان ارائه دهد.
اما در عصر بی‌قطعیتی و طوفان‌های ژئوپلیتیک و اقتصادی، این مرزبندی به طور کامل فروپاشیده است.در خرداد ۱۴۰۵، در حالی که گزارش‌های رسمی حاکی از ثبت نرخ تورم ۱۲ ماهه ۵۳.۹ درصدی در اردیبهشت‌ماه و تورم نقطه به نقطه ۷۷.۲ درصدی است، و هم‌زمان با تایید ریاست کل جدید بیمه مرکزی در هیئت دولت، سکوت رسانه‌ای دیگر یک حاشیه امن برای مدیرعامل نیست.
در این روزهای پرابهام، میکروفونِ مدیرعامل نه یک ابزار تشریفاتی، بلکه به اندازه پرتفوی سرمایه‌گذاری شرکت اهمیت استراتژیک دارد.

بخش اول: سواد رسانه‌ای؛ پدافند غیرعامل در برابر ریسک نقدینگیریسک نقدینگی (Liquidity Risk) و عدم تطابق دارایی-بدهی (ALM Mismatch) معمولاً در قالب فرمول‌های پیچیده اکچوئری در لایه‌های فنی شرکت‌ها محاسبه می‌شوند. اما واقعیت این است که ترازنامه شرکت‌های بیمه، پیش از آنکه تابع فرمول‌ها باشد، تحت تأثیر رفتار و روان‌شناسی بیمه‌گذار است.
در زمان تلاطم‌های اقتصادی، بیمه‌گذاران دچار پدیده زیان‌گریزی شدید (Loss Aversion) می‌شوند. در چنین فضایی، اگر مدیرعامل سکوت کند، عدم تقارن اطلاعاتی در بازار به اوج می‌رسد. در غیاب روایتِ اول و معتبر از سوی سکاندار اصلی شرکت، شایعات فضای خالی را پر می‌کنند و مشتری هراسان، اولین راه فرار خود را در بازخرید بیمه‌نامه‌های زندگی یا عدم تمدید قراردادهای اموال جستجو می‌کند.اینجاست که سواد رسانه‌ای (Media Literacy) مدیرعامل ارزش خود را نشان می‌دهد.
سواد رسانه‌ای برای یک مدیر ارشد، به معنای تریبون‌شیفتگی یا تبلیغات سطحی نیست؛ بلکه به معنای درک تکنیک‌های مدیریت ادراک و سوار شدن بر جریان روایت‌هاست. مدیر هوشمند می‌داند که چگونه با کلام خود، ترازنامه روانی بازار را مدیریت کرده، به شبکه فروش آرامش تزریق کند و مانع از هجوم هیجانی مشتریان برای ابطال قراردادها شود.
بخش دوم: کالبدشکافی آمار ۱۲ ماهه؛ چرا باید در آرامش هم سخن گفت؟یکی از خطاهای رایج مدیریتی این است که تصور می‌شود تریبون و میکروفون فقط کپسول آتش‌نشانی برای روزهای طوفانی و بحران است. روابط عمومی و ارتباطات راهبردی باید در روزهای آرامش نیز جدی گرفته شوند تا ذهن مخاطب برای روزهای سخت واکسینه شود.
نگاهی به گزارش تحلیلی آمار عملکرد ۱۲ ماهه سال ۱۴۰۴ صنعت بیمه، این ضرورت را به وضوح اثبات می‌کند:حق‌بیمه تولیدی بازار با رشد ۷۷ درصدی به رقم ۷۷۸.۳ هزار میلیارد تومان (همت) رسیده است. اما در عمقِ این آمار، تعداد کل بیمه‌نامه‌های صادره با یک درصد کاهش مواجه شده و به ۸۲ میلیون فقره رسیده است. این یعنی کیک صنعت بیمه از نظر تعداد مشتریان واقعی در حال فرسایش است و این رشد ریالی، صرفاً اثر جادوی سیاه تورم بر قیمت بیمه‌نامه‌هاست.
از سوی دیگر، خسارت‌های پرداختی با جهش خیره‌کننده ۹۸.۶ درصدی از مرز ۵۱۱.۲ همت عبور کرده و نسبت خسارت بازار را به عدد خطرناک ۶۵.۷ درصد رسانده است.در این اقیانوس طوفانی، شرکت‌هایی مانند حکمت صبا (با نسبت خسارت  ۳۸.۱۹ درصد)، کارآفرین (۴۶.۴۴ درصد)، تعاون (۵۰.۹ درصد)، ما (۵۶.۹ درصد) و پاسارگاد (۵۱.۸۶ درصد) توانسته‌اند با انضباط مالی دقیق و مدیریت ریسک اصولی، نسبت خسارت خود را در سطوحی بسیار پایین‌تر از میانگین صنعت مهار کنند.
اما چرا این دستاوردهای درخشان فنی کمتر در رسانه‌ها تبیین می‌شوند؟ وقتی مدیرعامل در روزهای آرامش سکوت می‌کند و تمایز استراتژیک شرکت خود را در حوزه مدیریت ریسک و توانگری مالی فریاد نمی‌زند، مشتری نهایی در زمان وقوع بحران نمی‌تواند سره را از ناسره تشخیص دهد. قدرت کلام در آرامش، ترازنامه روانی مشتری را واکسینه می‌کند تا در روزهای طوفانی، فریب شایعات رقبای زیان‌ده را نخورد.

بخش سوم: تحول در نهاد ناظر؛ روابط عمومی به عنوان واحد ارتباطات راهبردیبا آغاز دوره جدید رگولاتوری بیمه مرکزی در خرداد ۱۴۰۵، صنعت بیمه در آستانه جراحی‌های بزرگی قرار دارد. کارنامه نهاد ناظر و به‌ویژه روابط عمومی بیمه مرکزی در طول بحران‌های اخیر نشان داد که چطور پاسخگویی سریع، شفاف و مدیریت هوشمندانه افکار عمومی می‌تواند به عنوان ضربه‌گیرِ نااطمینانی‌های بازار عمل کند.این عملکرد ثابت کرد که دوران روابط عمومی‌های بنرنویس، تشریفاتی و بله‌قربان‌گو به پایان رسیده است. روابط عمومی مدرن، مرکز تولید روایت معتبر، خط اول مدیریت بحران و مدیرِ اصلیِ اعتماد عمومی سازمان است.

مدیران عامل صنعت بیمه باید این تغییر پارادایم را بپذیرند. روابط عمومی نباید سپری برای فرار مدیرعامل از پاسخگویی باشد؛ بلکه باید بسترساز حضور مستقیم، علمی و مقتدرانه وی در رسانه‌های تخصصی و مرجع باشد. مدیری که قدرت مواجهه با رسانه‌های تحلیل‌گر را ندارد، عملاً مدیریت بخش عمده‌ای از ریسک‌های غیرمالی شرکت خود را به دست تقدیر و شایعات سپرده است.

ترازنامه روانی، مقدمه ترازنامه مالی در طوفان‌های اقتصادی سال ۱۴۰۵، لکنت رسانه‌ای و پناه گرفتن در پناهگاهِ عافیت و سکوت، بزرگ‌ترین اتهام برای مدیریت ارشد است. ترازنامه مالی هر شرکت، بر روی فونداسیونی به نام «ترازنامه روانی و اعتماد عمومی» بنا شده است. اگر این ترازنامه روانی آسیب ببیند، بهترین نسبت‌های توانگری مالی نیز در برابر هجوم هیجانی بازار دوام نخواهند آورد.میکروفون مدیرعامل، ابزار نوین مدیریت ریسک است. صنعت بیمه فردا متعلق به مدیرانی است که بدانند چگونه با تکیه بر سواد رسانه‌ای، واقعیتِ پیچیده اعداد و ارقام فنی را به یک روایتِ معتبر، صادقانه و امیدبخش برای بازار تبدیل کنند. وقت سخن گفتن در روشنایی فرا رسیده است.

نظر شما چیست؟