مدیر مجتمع خدمات بیمهای برخط بیمه البرز با تأکید بر اینکه پیام بیرحمانه عصر دیجیتال «یا دیجیتالی شو یا بمیر» است، تصریح کرد که صنعت بیمه از نهاد ناظر تا پایینترین سطح شبکه توزیع، دچار بیماری «فروشزدگی» شده و مأموریت اصلی خود یعنی «شناسایی و مشاوره ریسک برای جامعه» را به فراموشی سپرده است.
وهاب عسگری، مدیر مجتمع خدمات بیمهای برخط بیمه البرز، در نشست تخصصی الکامتاکس با موضوع «تابآوری، مدیریت ریسک و بقا در تورم»، به تحلیل چالشهای معیشتی و ساختاری نمایندگان پرداخت و اظهار داشت: شبکه فروش و نمایندگان، حلقه مظلوم صنعت بیمه هستند که امروز در تنگنایی شدید گرفتار شدهاند. این شبکه در حال حاضر با سه مانع و چالش بزرگ اقتصادی دستوپنجه نرم میکند؛ نخست، جهش شدید هزینههای اداری، جاری و نگهداری دفاتر؛ دوم، افت شدید ارزش واقعی کارمزدها در اثر تورم؛ و سوم که پیوند مستقیمی با دومی دارد، فرورفتن در گرداب و تله وصول مطالبات و معوقات اقساط.
پیام صریح الکامپ: یا دیجیتالی شو یا حذف میشوی
عسگری با تأکید بر ضرورت تغییر بنیادین در شیوه کسبوکار نمایندگان گفت: دوران دکانداری در بیمه تمام شده و ما ناگزیریم به سمت پلتفرمهای هوشمند حرکت کنیم. دنیای فناوری پیام صریح و شاید بیرحمانهای برای ما دارد؛ پیامی که در الکامپ بیش از هر جای دیگری شنیده میشود: «یا دیجیتالی شو یا محکوم به نابودی و مرگی». شبکه فروش اگر به دنبال بقاست، باید مدل کسبوکار خود را با تکیه بر فناوری بازتعریف کند.
خلأ بزرگ در صنعت: فروشنده زیاد داریم، مشاور ریسک نداریم
وی با انتقاد از حاکمیت تفکر صرفاً عددی و فروشمحور در کل زنجیره صنعت افزود: امروز در صنعت بیمه، از بیمه مرکزی به عنوان نهاد ناظر گرفته تا تمام بدنه شبکه فروش، تمام توان و تمرکز خود را صرفاً روی این گذاشتهاند که «چگونه بیشتر بفروشیم». در تمام این سالها کسی به دنبال این نبوده که یک «مشاور حرفهای ریسک» باشد. وظیفه ذاتی ما این است که ریسکهای زندگی روزمره را برای مردم عادی شناسایی کنیم و به آنها بشناسانیم، اما بحث مشاوره و آموزش ریسک به عنوان رکن اصلی بیمهگری، کاملاً مغفول مانده است.
استرس هر روزه نماینده بیمه پشت درِ بسته دفتر
مدیر مجتمع خدمات بیمهای برخط بیمه البرز با اشاره به تئوریهای استراتژیک بقا در بازار رقابتی خاطرنشان کرد: مایکل پورتر معتقد است برای برنده شدن در رقابت، یا باید رهبری هزینه داشت یا تمایز آفرید؛ اما نماینده امروز با کدام ابزار میتواند رقابت کند؟
عسگری در پایان تأکید کرد: امروز نماینده بیمه با انبوهی از اضطراب درِ دفترش را باز میکند؛ چراکه پیش از آغاز روز کاری با سه پرسش دلهرهآور روبهروست: «آیا امروز فروشی خواهم داشت؟»، «بیمهگذاری که به او بیمهنامه فروختم، آیا قسطش را پرداخت میکند یا من باید تاوان معوقاتش را پس بدهم؟» که این موضوع حتی مهمتر از خود فروش است، و در نهایت «اگر پورتفویی جذب کنم، آیا شرکت بیمه متبوع نرخ و شرایط رقابتی برای حفظ آن در اختیارم میگذارد یا خیر؟». تا زمانی که این ساختار سنتی به یک اکوسیستم هوشمند و مبتنی بر مشاوره تبدیل نشود، شبکه فروش زیر بار این استرسها فرسوده خواهد شد.
نظر شما چیست؟