توجه به «ریسک تغییر» در جابجایی رئیس کل

محمود فراهانی

یکی از چالش هایی که نزد اهالی بیمه -و کلا در ایران- کمتر بدان توجه می شود مقوله« ریسک تغییر» است؛ بدین معنی که ما یک لیست کوتاه تک شاخصی یا بلند چندین شاخصی از ایده آل هایمان جلویمان می گذاریم و سپس بر اساس آن مدیر مورد نظرمان را قضاوت می کنیم. طبعا این لیست می تواند با روایتی که ما از عملکرد مدیر داریم بسیار فاصله داشته باشد در نتیجه راهی نمی ماند جز اینکه رای ما بر تغییر وی قرار گیرد.

اما روی دیگر سکه آن است که چه کسی جایگزین خواهد شد. چقدر ما مشکل را تبدیل به مسئله کرده ایم و در نهایت راه حل تغییر مدیر بوده است. آیا ظرفیت های اکوسیستم بیمه ای به قدری هست که مدیران متفاوتی انتخاب شوند که ایده آل های ما را محقق کنند و… در ادامه این دو سوال بررسی می شود.

تبدیل مشکل به مسئله

با توجه به شرایط سیاسی و اقتصادی کشور ما وجود مشکلات در بخش های مختلف از جمله صنعت بیمه امری طبیعی است. اما وقتی از مشکل صحبت می کنیم بیشتر ریشه احساس دارد. چون معمولا مشکلات احساس می شوند. برای حل این مشکلات ناچاریم آنها را تبدیل به مسئله کنیم تا بتوانیم برایشان راه حل پیدا کنیم.

وقتی از مشکل به مسئله گذار می کنیم یعنی به آنچه احساس می کنیم موقعیتی منطقی مبتنی بر مطالعه و واقعیت می بخشیم و بر اساس گذاره های منطقی برآمده از آمار و عملکرد و داده های علمی مسئله مان را تعریف می کنیم و وقتی مسئله به درستی طرح شده باشد یافتن راه حل چندان سخت نیست. اما مرحله چهارمی هم وجود دارد. (مرحله اول: احساس مشکل، مرحله دوم تبدیل مشکل به مسئله، مرحله سوم: یافتن راه حل). اینکه آیا جابجایی مدیر، بخشی از راه حل ما می تواند باشد یا می تواند مسئله ما را پیچیده تر کند.

لذا در حال حاضر ابتدا باید ببنیم در کدام بخش از صنعت بیمه مشکل وجود دارد. دو شکل مشکل می تواند وجود داشته باشد برخی مشکلات ریشه در خارج صنعت بیمه دارد و به اصطلاح برونزا هستند که طبعا حل آنها نیز نیازمند یک همت فرابخشی است. بخش دیگری از مشکلات ریشه در درون صنعت بیمه دارد و به اصطلاح درون زا هستند. این دست مشکلات نیاز دارند که از سوی اهالی، صاحب نظران، کارشناسان و فعالان صنعت بیمه تبدیل به مسئله شوند تا راه آن پیدا شود.
در یک مرور کلی برای یافتن مشکلات و مسایل صنعت بیمه چند سوال را می توان مطرح کرد:

الف: در سطح کلان:

1-کیفت نظارت گری نهاد ناظر و نظارت پذیری شرکت های بیمه آیا روند صعودی داشته است؟ چگونه، چقدر و چرا.

2-پرتفوی صنعت بیمه روبه رشد بوده است: چقدر، چرا و چگونه و آیا با توجه به موانع متناسب با انتظارات بوده است.

3-شفافیت مالی توسعه پیدا کرده است چگونه، چقدر و نتایج چه می گوید.

4-اصلاح مقررات و تسهیل گری در کسب و کار بیمه ای در قالب چه مقررات و شاخص هایی قابل اندازه گیری است و نتیاج چه می گویند.

5-توسعه رقابت سالم در بازار، تعریف شاخص ها و سپس اندازه گیری و تحلیل نقش نهاد ناظر در این مسئله.

6- توسعه منابع انسانی در سطح نهاد نظارتی، چقدر به کارایی و اثربخشی نهاد ناظر افروده شده است؟

ب: در سطح ستاد:

7- کیفیت حاکمیت شرکتی و استقلال هیات مدیره و کیفیت عمل مدیران عامل روند صعودی یا نزولی یا سکون داشته است؟ عوامل و چرایی.

8- معدل عزل و نصب مدیران ارشد شرکت ها مطلوب یا نامطلوب: چقدر ناشی از عملکرد بیمه ای آنها بوده و چقدر تحت تاثیر عوامل بیرونی و غیر بیمه ای.

ج: شعب و شبکه فروش

9-کیفیت عمل شعب و شبکه فروش آیا جز وظایف بیمه مرکزی است یا شرکت ها یا مشارکت هر دو.

10-معدل تلاش ها چقدر به بهبود عملکرد و درآمدی آنها منجر شده است.

11- ایجاد توازن بین بازاریابی سنتی و نوین، درک وضعیت موجود در عین آینده نگری و توجه به روند فناوری.

د: توجه به فناوری اطلاعات و توسعه

12-شاخص های استفاده از فناوری اطلاعات در شرکت های بیمه اساسا تعریف شده است؟ شاخص ها چه می گویند.

13- نهادسازی های حوزه فناوری اطلاعات چقدر به ارتقاء کیفی و کمی استفاده از فناوری منجر شده است، هدف گذاری ها چقدر متناسب با نیاز صنعت بیمه بوده است.

14- بستر سازی برای توسعه بازار رقابتی فناوری اطلاعات هم در سطح نرم افزای و هم سخت افزار.

15-توسعه بازار نوآوری برای حضور اینشورتک ها و محصولات نوآورانه مبتنی بر فناوری.

ه: فرهنگ سازی

16-آیا نهاد ناظر تعریف درستی از مفهوم فرهنگ بیمه و سپس ساختن و توسعه آن دارد؟

17- در باره فعالیت های انجام شده آیا ارزیابی و مطالعه انجام شده است. این ارزیابی توسط مجری انجام شده یا نهاد سومی این کار را انجام داده است. برای ارزیابی و تدوین شاخص های ارزیابی دقیقتر چقدر هزینه شده و نتایج عملکرد منجر به توسعه فروش یا کاهش ریسک شده است؟

18-قبل و حین سرمایه گذاری در مواردی پروژه های بزرگ فرهنگ سازی چون پلاک 13 آیا مطالعه جدی توسط یک نهاد سوم و معتبر انجام شده است؟

و: تشکل های صنفی

19-نهاد ناظر چقدر در قوام بخشی و تشکیل نهادهای صنفی بیمه ای اعتقاد داشته و همت گماشته است.

20 – چقدر از وظایف خود را به نهادهای صنفی تنفویض کرده تا مسئولیت ها در انتظام بخشی صنعت بیمه توزیع شود.

این 20 مسئله شاید تعدادی از مواردی باشد که تدوین صورت مسئله دقیق و واقعی و سپس یافتن راه حل منطقی در نهایت مشحص خواهد کرد که تغییر رئیس کل به حل مشکلات کمک می کند یا بر دامنه آنها می افزاید.

توجه به اکوسیستم اقتصادی و سیاسی

اما روی دیگری از قضیه تغییر رئیس کل پاسخ به این سوال است که آیا ظرفیت های اکوسیستم بیمه ای به قدری هست که مدیران متفاوتی انتخاب شوند که ایده آل های ما را محقق کنند. در اینجا دقیقا مقوله « ریسک تغییر» مطرح می شود.

آیا گزینه ها احتمالا خواهند توانست ایده آل های ذهنی ما را محقق کنند یا باز هم شاهد یک سیکل معیوب ناخوشنودی خواهیم بود؟ وجود هر مدیر یعنی چند سال سرمایه گذاری بیمه در بالاترین سطح بدین معنی که وقتی برای مثال آقای دکتر سلیمانی 4 سال بر بیمه مرکزی ریاست کرده اند یعنی صنعت بیمه 4 سال روی ایشان در بالاترین سطح سرمایه گذاری کرده تا ایشان هم تجربه و هم شناختشان در صنعت بیمه افزایش یابد حالا باید بسنجد که اگر قید این سرمایه گذاری را بزند به نفع صنعت بیمه است یا به ضرر صنعت بیمه، آیا فرد دیگری که خواهد آمد از آقای سلیمانی بهتر عمل می کند یا خیر.

مسئله شهر است یا شهردار

یک نکته اساسی در هر جابجایی اهمیت دارد: اینکه ما نیت مان بهبود شهر است یا از شهردار خوشمان نمی آید. اساسا برای اهالی شهر نباید مهم باشد چه کسی شهردار است؛ مهم اداره درست شهر است. از یاد نبریم که ثبات مدیریت یکی از ارکان اداره درست شهر است. صنعت بیمه طی ده سال گذشته 4 رئیس کل را تجربه کرده است یعنی هر دو و نیم سال یک رئیس کل، طبیعی است در این فاصله کوتاه امکان برنامه ریزی بلند مدت وجود ندارد. لذا صنعت بیمه اگر قصد تغییر در سطح ریاست را دارد باید مسائل را به درستی تعریف کرده، راه حل پیدا کند و اگر یکی از راه حل ها تغییر ریاست کل بود سپس به این کار مبادرت کند.

لینک کوتاهلینک کپی شد!
اخبار مرتبط
ارسال نظر

  −  1  =  1