وقتی کسی که «موضوعشناس» نیست را ماموریت میدهیم تا در یک جمع تخصصی به سخنرانی بپردازد، طبیعتا باید منتظر باشید تا وی نگرشهای غیر تخصصی و «عامیانه» خود را بر زبان جاری کند و چون عامیانه سخن گفته طبعا بازخورد عمومی بالایی را دریافت خواهد کرد. همان اتفاقی که روز 13 آذر از سوی رئیسجمهور محترم در جمع بیمهگران بازرگانی بر زبان وی جاری شد.
وقتی کسی که «موضوعشناس» نیست را ماموریت میدهیم تا در یک جمع تخصصی به سخنرانی بپردازد، طبیعتا باید منتظر باشید تا وی نگرشهای غیر تخصصی و «عامیانه» خود را بر زبان جاری کند و چون عامیانه سخن گفته طبعا بازخورد عمومی بالایی را دریافت خواهد کرد. همان اتفاقی که روز 13 آذر از سوی رئیسجمهور محترم در جمع بیمهگران بازرگانی بر زبان وی جاری شد.
اما آیا ایراد از آقای پزشکیان است؟ به نظر نگارنده خیر، چون ایشان شاید متخصص رشته تحصیلیشان باشند اما ادعایی درباره دانش و تخصص بیمهگری – که اتفاقا علم پیچیدهاي است- ندارند.
آیا ایراد از دعوتکنندگان است؟ این را هم نمیتوان به راحتی پذیرفت چرا که وقتی در روز بیمه، شخصیت کشوری در سطح رئیسجمهور در جمع بیمهگران حاضر و به ایراد سخن میپردازد نشانگر اهمیت موضوع از یک طرف و بازتاب گسترده صحبتهای وی در رسانههای مختلف است. پس ارزش سرمایهگذاری و وقت برای دعوت و بهرهمندی از حضور ایشان را دارد.
بیایید ببینیم کجای کار را اشتباه رفتهایم. در چنین مواقعی که یک فرد دارای مقام عالی چون رئیسجمهوری، موضوعشناس نیست اما بنا بر موقعیت سیاسی یا اقتصادی، به انتخاب یا ناگزیر به حضور و سخنرانی در جمعی میشود باید چه مسیری طی شود که اهداف پیشبینی شده محقق شود.
چند سوال:
الف: آیا قبل از سخنرانی هیچ شخصی با رئیسجمهور صحبت نکرده بود که بفهمد نظر ایشان درباره بیمه بازرگانی اساسا چیست؟ چقدر درباره آن میداند و تفاوت بین بیمههای پایه و بازرگانی در چیست؟ همچنین مدلهای ارائه بیمه خدمات درمانی در دنیا چگونه است و وجوه اشتراک این مدلها با ایران در چیست و نتیجه تلفیق این مدلها شرایط بازار درمان را به چه سمت سوق داده است؟
ب: معمولا وقتی شخصی با منصب سیاسی در سطح رئیسجمهور، موضوعشناس نیست معمولا از مشاوران متخصص خود کمک میگیرد تا هم با وی صحبت کرده، ایشان را روشن کنند و هم متن سخنرانی وی را تهیه نمایند.
سوال: اکنون در دایره مشاوران رئیسجمهور اساسا یک تیم یا فرد مشاور بیمهای وجود دارند؟ اگر ندارند یا این تیم خود ضعف کارشناسی دارد مسئول کیست؟ یک علامت سوال به سمت وزیر اقتصاد قرار میگیرد به واسطه اینکه بازوی اقتصادی کابینه نزدیکترین فردی است که باید در این خصوص بداند و آگاه باشد که وضعیت چیست و اگر مطلوب نیست آن را بهبود بخشد.
ج: اگر از منظر ریسک و مدیریت آن به موضوع نگاه کنیم آوردن رئیسجمهور بهعنوان یک فرصت، در عین حال ریسکهای خودش را دارد. همانگونه که ما در بیمه برگه احتمالات خطر را میفروشیم و در هنگام وقوع حادثه، زیان را جبران میکنیم. در بیمه مسئولیت، اگر بخواهیم برای صحبتهای رئیسجمهور بیمه مسئولیت صادر کنیم مبلغ بیمه نامه چقدر است و الان با وقوع حادثه، پاسخ به 6سوال اهمیت دارد:
1- هزینه خسارت چقدر است؟ (برآورد خسارت)
2- چه کسانی باید برآورد خسارت کنند؟
3- چگونه و در قالب چه مدلهایی خسارت را جبران کنیم؟
4- آیا یک شرکت باید خسارت را جبران کند یا اینکه کنسرسیومی از شرکتها و نهادها شکل گیرد؟
5- جبران خسارت به حساب چه گروه یا کسانی باید واریز شود؟
6- جبران در چه بازهای صورت گیرد؟
جمعبندی
به نظرم پاسخ دادن به شش سوال بالا چون با نگاه بیمهای طراحی شده میتواند سریعتر و بهتر خسارتها را جبران کند. البته این راهکار هم هست که اساسا جبران خسارتی صورت نگیرد و به زمان و اتفاقات واگذار کنیم. همانگونه که خیلی اوقات از بیمه ابوالفضل و اهل بیت و ائمه(علیه السلام) استفاده میکنیم اینجا هم همین کار را انجام دهیم.
به نظرم این گفته اخیر رئیسجمهور ارزش انجام یک پایاننامه در سطح فوق لیسانس یا رساله دکتری را دارد. عنوان کلی رساله هم این باشد: «ریسکهای مرتبط با سخنان مقامات عالی و مدلهای پوشش آنها با نگاه به شش سوال مورد اشاره».
طبعا وقتی بیمهای صورت میگیرد یکی از ارکان مهم، نظارت بر ریسکهای بیمه شده است. فکر میکنم یکی از انتقادها، آن باشد که نظارت بر ریسک صورت نگرفته یعنی وقتی ریسکی را میپذیریم برای پیشگیری از حادثه باید بر ریسک نظارت کنیم به نظر میرسد نظارت لازم در فرآیند دعوت به سخنرانی آقای رئیسجمهور صورت نگرفته است.
نظر شما چیست؟