فراتر از مرزهای بیمه / سارا حقیقی وند

اعتماد به نهاد مقررات‌گذاری بیمه می تواند نوع مشخصی از اعتماد عمومی باشد. هر چند تعامل مابین اعتماد عمومی و افقی نیز همواره وجود دارد. در یک صنعت بیمه پویا علاوه بر اعتماد ذینفعان به نهاد ناظر بیمه ای اعتماد افقی بین عامه مردم و ذینفعان مختلف نظیر شرکت‌های بیمه، نمایندگان و کارگزاران و… به پویایی بازار و نظم آن کمک می کند. اعتماد متضمن ورود سرمایه در اشکال مختلف آن به صنعت بیمه بوده و حتی بر جریان‌های ورودی تکنولوژی و نوآوری تاثیرگذار است.

اعتماد چیست؟ آیا به اعتماد به نهادهای حکمرانی نیاز داریم؟ تاثیر آن بر رشد اقتصادی، بسط نوآوری و سرمایه‌گذاری چیست و چگونه صنعت بیمه از آن تاثیر می پذیرد. اگر چه این مقوله می‌تواند موضوع مباحثات علمی و حرفه‌ای گسترده‌ای باشد، اما در یادداشت پیش‌رو سعی برآن است، که به قدر وسع و هر چند کوتاه به این موضوع مهم پرداخته شود.

همچنانکه در تئوری های سیاسی و در تجربه ی توسعه اثبات شده است، اعتماد جزء لاینفک قرارداد اجتماعی است. بنابراین بسیار حایز اهمیت است که هر اقدامی در حیطه حکمرانی با درک کافی  از ماهیت «اعتماد» و دانش عمیق از پیشرانه ها و پیامدهای آن صورت گیرد. در ادبیات این موضوع، تمایزی ماهوی بین اعتماد افقی1 (اعتمادی که افراد جامعه به یکدیگر دارند) و اعتماد عمودی2 (اعتمادی که اعضای جامعه به نهادهای حکمرانی دارند.) وجود دارد. اعتماد به نهاد مقررات‌گذاری بیمه می تواند نوع مشخصی از اعتماد عمودی باشد. هر چند تعامل مابین اعتماد عمومی و افقی نیز همواره وجود دارد.

مجموعه گسترده ای از ادبیات نشانگر این موضوع است که اعتماد به نهادهای حکمرانی یک شرط لازم برای سرمایه‌گذاری، نوآوری و مبادلاتی است که موجب رشد اقتصادی می شود. اما اعتماد به نهادهای حکمرانی نه تنها در حوزه اقتصادی اهمیت دارد، بلکه ارتباط جدایی‌ناپذیری با مشروعیت حاکمیت داشته و برای کارکرد فرآیندهای مختلف حکمرانی ضروری است. اعتماد می تواند طیف انتخاب های ممکن قابل اجرا برای سیاستگذاری را افزایش داده و بازه ی زمانی مورد انتظار برای حصول نتیجه را بهبود بخشد. همچنین در اجرای سیاستهایی که نیازمند همکاری و هم راستایی شهروندان با مقررات است، ضروری است.

اعتماد به ویژه برای استفاده از خدمات ضروری است به ویژه در زمان هایی که انتخاب‌های دیگری موجود است و به ویژه در شرایط سخت نیازمند تاب‌آوری به ثبات حاکمیت و کارایی نهادهای حکمرانی کمک می کند. یکی از نمونه های این امر در صنعت بیمه، خدمت بیمه ای در قالب «بیمه های عمر و سرمایه گذاری» است، که در بعد سرمایه‌گذاری خود، رقبای متعددی دارد.

اعتماد به شیوه‌های مختلفی تعریف شده است:

در حیطه عمومی:

اعتماد به پایداری شخصیت، توانایی، قدرت و صداقت شخص یا چیزی.

در حیطه حکمرانی:

احتمالی که یک بازیگر در خصوص ایفای تعهدات سایر بازیگران بر اساس رفتار گذشته شان متصور است3.

باور فردی که فرد یا نهادی بر اساس انتظارات رفتاری مثبت، به صورت پایدار و یکپارچه عمل خواهد کرد4.

حمایتی که شهروندان از اقدامات نهادهای سیاستگذاری در زمان عدم قطعیت و یا عدم ثبات، به عمل می آورند.5

در جمع‌بندی تعاریف و در چارچوب این یادداشت، تعریف اعتماد به این شرح است: «اعتماد باوری است در خصوص اینکه رفتار شخص/سازمان در زمان عدم قطعیت، با مجموعهای از انتظارات مثبت انطباق داشته باشد».

بر اساس تعریف عملیاتی فوق در این مقاله، اعتماد را تعاملی از 3 جزء در نظر می‌گیریم:

نهادی که به آن اعتماد می شود/ اعتماد شونده6

افرادی که اعتماد می کنند/ اعتماد کننده7

انتظارات

نهادی که به آن اعتماد می شود/ اعتماد شونده8

آیا به اعتماد به دولت نیاز داریم؟

در مقاله ی «آیا به اعتماد به دولت نیاز داریم؟9″(هاردین، 1999) به مناسب ترین شیوه تعامل شهروندان و نهادهای دولتی می‌پردازد:» موضع شهروندان در قابل دولت، می تواند مبتنی بر اعتماد، بی‌اعتمادی و یا هیچ یک از این دو باشد. من مایل به دانستن اینکه کدام وضع قابل قبول است بودم، چه به صورت عملی و چه به صورت منطقی، معمولا یکی از دو حالت اعتماد و بی‌اعتمادی است زیرا معمولا ما دانش اندکی برای فراتر رفتن داریم. همچنین عمدتا شرایط برای بیاعتمادی زودتر از اعتماد مهیا می شود. پاسخ ساده به نام این مقاله (آیا به اعتماد به دولت نیاز داریم؟) این است که از آنجا که اعتماد به جز با اشتباه ممکن نیست، پس به آن نیازی نداریم.

با در نظرگرفتن مجموعه بازیگرانی که مسئول اعمال جنبه‌های مختلف قدرت دولت هستند، می توان انتظار داشت برخی قابل اعتماد و برخی غیر قابل اعتماد هستند. اگر چه در بیشتر مواقع شهروندان اطلاعات کافی برای تصمیم گیری که کدام قابل اعتماد و یا بالعکس هستند، ندارند. اگرضرب المثل«قدرت فاسد می کند» را باور کنیم، در شرایط مساوی بی‌اعتمادی رایج تر از اعتماد است. با توجه به این واقعیت اعتماد به بازیگران حاکمیت الزاما منطقی نیست. از سوی دیگر، برای شهروندان میسر است که به جمع بندی آگاهانه از قابل اتکا بودن سیستم حکمرانی( که به صورت جامه نه تنها نهادهای دولت بلکه جامعه مدنی و رسانه ها را نیز شامل می شود.) برسند. به بیان دیگر، شهروندان می‌توانند نظری مبتنی بر شواهد، در خصوص توانایی سیستم حکمرانی برای ترویج رفتار قابل اعتماد، داشته باشند. نتیجه مهم این مقوله این است که اعتماد به تک‌تک بازیگران حاکمیت ضروری نیست، در جایی که شهروندان به واسطه برخی مشوق ها و حمایت های احتیاطی رسمی یا غیررسمی، به کلیت سیستم حکمرانی اعتماد دارند. از این مکانیزم به عنوان « اعتماد ساختاری10»، «ضمانت نهادی11» و «محدویتهای نهادی12» یاد شده است.

پیشرانه های اعتماد به سیستم حکمرانی

زمانی که به تحلیل سیستم حکمرانی می پردازیم، حداقل دوسطح قابل تشخیص است:

پیشرانه های طراحی13

زمانیکه اعتماد از یک ارزیابی قبلی در خصوص شیوهی طراحی سیستم حکمرانی، نشات می گیرد.

پیشرانه های طراحی اعتماد به سیستم حکمرانی

پیشرانه های عملکرد18

زمانیکه اعتماد از ارزیابی بعد از اجرا، نسبت به عملکرد سیستم حکمرانی، حاصل می شود.

پیشرانه های عملکردی اعتماد به سیستم حکمرانی

جمع بندی

همچنان که پیشتر عنوان شد، اعتماد به نهاد مقررات‌گذاری بیمه می تواند نوع مشخصی از اعتماد عمومی باشد. هر چند تعامل مابین اعتماد عمومی و افقی نیز همواره وجود دارد. در یک صنعت بیمه پویا علاوه بر اعتماد ذینفعان به نهاد ناظر بیمه ای اعتماد افقی بین عامه مردم و ذینفعان مختلف نظیر شرکت‌های بیمه، نمایندگان و کارگزاران و… به پویایی بازار و نظم آن کمک می کند. اعتماد متضمن ورود سرمایه در اشکال مختلف آن به صنعت بیمه بوده و حتی بر جریان‌های ورودی تکنولوژی و نوآوری تاثیرگذار است.

پیشنهاد می شود بیمه مرکزی ج.ا.ا به عنوان نهاد ناظر و مقررات‌گذار صنعت بیمه، درهرگونه سیاستگذاری و یا جاری و ساری کردن مقررات در صنعت بیمه، با توجه به اهمیت مقوله ی اعتماد در موفقیت سیاستها و تبعیت از قوانین مقررات، به پیشرانه های طراحی و عملکرد متضمن اعتماد معرفی شده در این یادداشت، توجه ویژه مبذول دارد.

سارا حقیقی وند؛ کارشناس صنعت بیمه ، مدیر بین الملل شرکت بیمه سامان

منبع: بیمه داری نوین

پی‌نوشت‌ها:

1.Horizontal Trust

2- Vertical Trust

3- 2017 World Development Report “Governance and the law”

4- “Trust” in Praia Handbook on Governance Statistics, based on OECD (2017) “How’s Life: Measuring WellBeing”

5- Tom van der Meer in Political Trust and the “Crisis of Democracy”

6- Trusted Object

7- Trusting Object

8- Trusted Object

9- Hardin, R. (1999). Do we want trust in government? Democracy and Trust, pp. 22-41.

10- structural assurances

11- institutional constraints

12- institutional constraints

13- Design Drivers

14- Majority rule

15- Minority rule

16- Rule of Law

17- Checks & Balances

18- Performance drivers

نظر شما چیست؟