محمد مهدی علوی، پیش کسوت صنعت بیمه از رضایت می گوید؛

چه اشکالی دارد یک شرکت بیمه‌ای ورشکست شود؟

در بیمه مرکزی ایران حداقل در چند سال‌ اخیر اعتقادی به اجرای قانون به طور کامل وجود نداشته. حمایت از بیمه‌گذار به معنای واقعی آنطور که باید و شايد اجرا نشده، چرا بيمه توسعه به این وضعیت افتاد چون بیمه مرکزی ایران اعتقاد راسخ به‌بخش خصوصی نداشت. اگر اعتقاد داشته باشد باید به همه آنچه در‌بخش خصوصی در دنیا اتفاق می‌افتد اعتقاد داشته باشد. چه اشکالی دارد یک شرکت بیمه‌ای ورشکست شود؟ // در قانون بیمه مرکزی ایران فقط چهار جا از کلمه «نظارت» استفاده شده است. اما متاسفانه نگفته‌اند حدود نظارت چیست که این خوب نیست. بر «راهنمایی، ارشاد و نظارت» هم تاکید شده. راهنمایی و ارشاد دستوری نیست.

به گزارش ریسک نیوز، گفت‌وگو درباره رضایت آن هم در دو بستر تاریخ پیش و پس از انقلاب که دارای ابعاد متفاوتی از منظر زیست‌بوم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بوده، اصلا کار ساده‌ای نیست. حال اگر بخواهیم، رضایت را در صنعتی به نام بیمه جستجو کنیم که در حقیقت یک تعهد درباره یک احتمال موضوع معامله بین بیمه‌گر و بیمه‌گذار است، کار سخت‌تر می‌شود. اما وقتی روبروی سیدمحمدمهدی علوی می‌نشینیم، کار آسان می‌شود. این پیشکسوت بیمه‌ای به واسطه بینش، دانش و تجربه‌ای که طی این سال‌ها در عرصه‌های مختلف حاکمیتی و اقتصادی کسب کرده، قادر است زیر و بم رضایت بیمه‌گذار و بیمه شده را هم از حیث تاریخی و هم تحلیلی بیان کند. علوی در کارنامه کاری خود مسئولیت معاون نظارت در بیمه مرکزی را داشته است. او اما در میانه راه و در حالی که تنها 4 سال به دوران بازنشستگی‌اش باقی مانده از همتی اجازه می‌خواهد که خود را بازخرید کند و البته رئیس کل وقت با وجود اصرار به ماندن، موافقت می کند. وقتی همتی می گوید که با توجه به سوابق طولانی کار در بخش دولتی در همین بخش فعالیت کنید، علوی یک جمله جالب می‌گوید: در بازار افراد بسیاری هستند که دانش و سواد محدودی دارند؛ اما قادرند درآمد ایجاد کنند من که دانش دارم چرا نتوانم و اینگونه راهی بخش اقتصادی بیمه می‌شود و با تاسیس شرکت مدیریت خطر با همکاری دوستانش، به نقطه‌ای می‌رسد که بیش از 45 نفر کارشناس و تحلیل‌گر، به واکاوی ریسک‌های روز اقتصاد داخلی و خارجی مشغول بوده‌اند. اگر چه تحریم‌ها عملا موجب نزول شدید فعالیت‌های شرکت مدیریت خطر شد اما این شرکت نماد کامل از یک شرکت مشاور مبتنی بر تحلیل و راهکارهای مبتنی بر تحقیق‌های روز دنیا بوده است. خوب است این را هم بدانید که علوی نشریه « بازار بیمه » را هم تاسیس و سال‌ها آن‌را سردبیری کرد. این نشریه که به زبان انگلیسی هم منتشر می شده مورد استقبال شدید شرکت‌های بین‌الملی فعال در ایران هم قرار داشته است. شاید به همین دلیل است که وقتی صحبت از رضایت می کنیم این پیشکسوت بیمه‌ای نقطه نظراتی را مطرح می کند که حاصل تحقیق و تجربه است.

بخش اول را خواندیم بخش دوم و پایانی از پی می آید:

* برسیم به دوره‌ای که حضورتان در صنعت بیمه کمرنگ شد اما دورادور در ارتباط بودید و اتفاقات جدید رخ داد. خصوصی‌سازی در صنعت بیمه شکل گرفت، توقع داشتیم بحث حمایت از بیمه‌گذار که در ماده 1 قانون بیمه هم اشاره شده محقق شود اما عملا حاصل نشد و به جایی رسیده‌ایم که مشتری رضایت نسبی از بیمه ندارد. به نظرتان چرا وضعیت صنعت بیمه به اینجا رسید. طبق فرمایش شما و بقیه استنادات، در دوره جنگ که دوره التهاب صنعت بیمه و کشور هست، وضعیت مطلوبی از نظر رضایت مشتری و پرداخت خسارت داشتیم. برداشت من از صحبت‌های شما این است که صنعت بیمه اعتمادی را که در شاکله خود و بین‌المللی کسب کرده بود، استفاده کرد که بیمه‌گذار راضی خلق کند ولی چرا بعد از خصوصی‌سازی عملا این اتفاق نیفتاد. بعد از گذشت این سال‌ها در همایش جدید بیمه و توسعه که قرار است 13 آذر برگزار شود صنعت بیمه تصمیم گرفته موضوع را «رضایت مشتری» بگذارد چون می‌داند که مشتری راضی در بازار فعلی ندارد. از دیدگاه شما وضعیت فعلی چه شرایطی دارد.

تا سال‌های 1371 و شايد 1372 بیمه مرکزی ایران رئیس کل و قائم‌مقامی داشت که از جامعه بيمه گران بودند. (آقای گرانمایه و آقاي غلامی) بیشتر تمرکز این آقايان حفظ جایگاه و شخصیت بیمه مرکزی و بازار بیمه ایران و در خارج از کشور بود. در آن زمان ما لطمه‌ای از این بابت نخورديم. اما چون اين بزرگواران پشتوانه سياسي نداشتند بنابراين وضعيت مطلوبي چنانكه بايد و شايد در دولت نداشتند و كارهاي اساسي و محوري را نمي‌توانستند انجام دهند. آقاي جواد منصوری از خانواده منصور بود، برادرش حسنعلی منصور و پدرش منصورالملک بود و به خاطر جایگاهشان همه چیز در اختیارشان بود. بعد از انقلاب تا زمانی که آقای دانشپور که فردی سیاسی و طرفدار دكتر مصدق بود، شرایط دیگری داشت، آقای اعرابي و باقری جوان بودند و علاقه‌مند به اقدامات خاص خودشان و تعيين تكليف كردن شرايط شركت‌هاي ملي شده اما آقای گرانمایه و آقاي غلامی که آمدند بیشتر تمرکزشان روی مسائل حرفه‌اي در داخل و خارج از کشور بود. شرايط داخل کشور هم خوب بود و حرفه‌اي عمل مي‌شد. تا زمانی که جناب آقای همتی آمد. با توجه به جایگاه سیاسی و شرایط و اعتباری که ایشان در نظام داشت، توانست بازار بیمه مملکت را از نظر روابط با دولت و پرتفویی متحول کند. اما درباره سوال شما این را بگویم که شرايط بیمه نمی‌تواند از جامعه دور باشد. آیا واقعا اخلاق و فساد جامعه در زمان جنگ با الان، یکی است؟ حتی زمان آقای موسوی را اگر بررسی کنید آیا فساد با الان یکی بود؟ شرایط دولت آقای خاتمی را بررسی کنید و ببینید الان چطور است. منظورم افراد نیست. در جامعه‌ای که آن زمان زندگی می‌کردیم از نظر شاخص‌های اخلاقی، اجتماعی و سیاسی با امروز متفاوت است. نمی‌توانیم به خودمان دروغ بگوییم. بیمه و بيمه گري هم جزئی از جامعه است. الان در کشور دروغگویی باب شده و بدون هیچ نفعی دلمان می‌‌خواهد دروغ بگوییم.  بنابراین باید بگویم شاخص‌های اخلاقی الان با زمان جنگ فرق کرده و صنعت بیمه در آن زمان به اعتبار اخلاق، رفتار حرفه‌اي و دوري از فساد و دروغ عملکردش خوب بود. از طرف دیگر عدم وجود عدالت اجتماعی در جامعه هم شاخص مهمی است. آنچه امروز نسبت به زمان جنگ اتفاق افتاده شوخی نیست. چه آدم‌های فداکاری در دوران جنگ داشتیم. این فسادها و مشکلات در دوران جنگ نبود. بیمه هم از این جریانات متاثر شده و نمی‌توانیم بگوییم همه تقصیرها از بیمه و بيمه گري است. آیا واقعا در 20 سال گذشته کارشناس قابل ذكر و درجه يك در رشته‌هاي مختلف بيمه تربیت کرده‌ايم و کار اساسی انجام داده‌ایم؟ آیا مدیرانی که انتخاب کردیم بهترین بوده‌اند. چند روز قبل دوستان به من اعتراض کردند که ما شركت خصوصي خصوصی هستیم توچرا می‌گویی‌بخش خصوصی بيمه در مملکت وجود ندارد. گفتم خصوصی معنا دارد، شما به عنوان  عضو هیات مدیره در انتخاب مدیرعامل شرکت چقدر موثر هستید؟ وزیر، اعضاء هيات مديره و مدیرعامل چند شركت را انتخاب می‌کند. به باور من، شما عضو هیات مدیره هستید اما عضو هیات مدیره‌بخش خصوصی نیستید. به هر حال از شرکت‌های بیمه نبايد  انتظار بيشتر داشته  باشیم و بخواهيم شركت هاي بيمه استثنا باشند. همین که هستند هم خوب است. تاکید می‌کنم هرچه صنعت بیمه از نظر اقتصادی مشکل داشته باشد قابل قیاس با سایر‌بخش های کشور نیست و با امکانات و شرایطی که دارد از همه‌بخش های اقتصادی کشور سالم‌تر است.

* چند سال قبل اتفاق بیمه توسعه در صنعت بیمه رخ داد که نقش خیلی زیادی در خدشه‌ وارد کردن به اعتماد عمومی و رضایت بیمه‌گذار داشت. آیا شما تایید فکر می‌کنید که باعث شد بیمه‌گذار در ایران واهمه داشته باشد از اینکه پولی که به شرکت بیمه می‌دهد به پرداخت خسارت منتهی می‌شود؟

بخش عمده این جریان به مشکل بیمه مرکزی برمی‌گردد. در بیمه مرکزی ایران حداقل در چند سال‌ اخیر اعتقادی به اجرای قانون به طور کامل وجود نداشته. حمایت از بیمه‌گذار به معنای واقعی آنطور که باید و شايد احرا نشده، چرا بيمه توسعه به این وضعیت افتاد چون بیمه مرکزی ایران اعتقاد راسخ به‌بخش خصوصی نداشت. اگر اعتقاد داشته باشد باید به همه آنچه در‌بخش خصوصی در دنیا اتفاق می‌افتد اعتقاد داشته باشد. چه اشکالی دارد یک شرکت بیمه‌ای ورشکست شود؟ اگر بیمه مرکزی ایران به‌بخش خصوصی اعتقاد راسخ داشته باشد نمی‌ترسد از اینکه آبروی صنعت بیمه می‌رود اگر یک شرکت ورشکست شود.

* بازار آزاد حکم می‌کند که شرکت‌ها بیایند و بروند.

این همه شرکت در دنیا ورشکست می‌شوند آیا بازارها آسیب می‌بینند؟ خیر. اما برای اینکه اعتماد جامعه از بين نرود و بيمه‌گري آسیب نبینند ماده‌ای در قانون بیمه مرکزی ایران مثل همه دنیا گذاشته شده. اگر شرایط مالی یک شرکت بد بود بیمه مرکزی ایران می‌تواند آن شرکت را منحل و پرتفویش را منتقل کند. اگر این کار انجام شود مردم اعتماد بيشتري به شركت‌هاي بيمه پيدا مي كنند. الان هم مدام می‌گویند در چندین شرکت بیمه ناترازی وجود دارد. خب ناترازی را برطرف کنید. اگر واقعا ناترازی نیست چرا بیمه مرکزی ایران اجازه می‌دهد اینطور بگویند و اگر هست چرا برطرف نمی‌کند.

همكاران عزيز من صداي مرا بعدا مي شنويد امید ملت ایران که در سن و سال من هستند به شما جوانان است. انشالله شما جوان‌ها شرایط را تغییر دهید و خواسته‌هایتان را مطرح و بگویید. جوانان خوبی در صنعت بیمه داریم که توانمند و علاقه‌مند هستند اما پنجره‌ها برایشان بسته است. به هیات مدیره‌ها می‌گویم، ‌ شما باید برای این بچه‌ها مدیر خوب انتخاب می‌کردید، دانش آن‌ها را توسعه می‌دادید. قبلا هم گفتم از بنگلادش و پاکستان مدیر بیاورید. ما از دانش روز دنیا عقب هستیم. موبایل ده سال قبل چه اطلاعاتي به شما می‌داد و حالا چطور است. دوره‌ای شده که یک چیپ کمتر از یک گرم را در مغز کار می‌گذارند که فرد فلج بتواند راه برود. چشم کور را بینا می‌کنند. در دنیا به این مرحله رسیده‌ایم. این حرف‌ها شوخی نیست.

* الان ایلان ماسک به‌عنوان مرد تکنولوژی دنیا دست راست رئیس‌جمهور آمریکا شده است.

بله. اینکه می‌گوید من آدم‌ها را به کرات دیگر می‌فرستم الان براي خيلي ها مثل من باورکردنی نيست. زماني هم بود فیلم‌های جیمز باند می‌دیدیم و می‌گفتیم دروغ است. بنابراین ما هنوز هم از دانش دنیا عقب هستیم. مارا خودشيفته كرده‌اند. چه شرایطی برای بچه‌ها و جوانان ما در دنیای آینده به وجود می‌آید. امیدوارم شرایطی پیش بیاید که درها باز شود و همه به اندازه ظرفيت و دانشی که دارند بتوانند از ظرفیت دنیا استفاده کنند قبلا هم گفتم یک بیمه‌گر اتکایی باید دنیا را بشناسد و پیشرفت‌های دنیا را تعقیب کند. حتی محاوره و ارتباطات خوب بلد باشد.

* با توجه به اینکه آقای خسروشاهی استراتژی‌شان را بر رضایت بیمه‌گذار گذاشته‌‌اند، به عنوان سوال آخر چه پیشنهاداتی به ایشان دارید که بتوانند راهبردشان را محقق کنند.

من ایشان را فرد خوب و علاقه‌مند می‌دانم. جناب آقای دکتر همتی دارای ویژگی‌های مطلوبی است و بیمه را خوب می‌شناسد و علاقه‌مند به توسعه كشور. بنابراین می‌تواند کارهابی خوبی انجام دهد. آقای خسروشاهی دریکی از صحبت‌هایش حرف‌های خوبی زد که اگر به همان‌ها عمل کند خوب است. متاسفانه کارهای محوری را کنار می‌گذاریم و کارهای جانبی که نسبت به کارهای محوری ارزش کمتری دارد، را بزرگ می‌کنیم. این همه نظارت پس چه کار می‌کند. دوباره تاکید می‌کنم، در قانون بیمه مرکزی ایران فقط چهار جا از کلمه «نظارت» استفاده شده است. اما متاسفانه نگفته‌اند حدود نظارت چیست که این خوب نیست. بر «راهنمایی، ارشاد و نظارت» هم تاکید شده. راهنمایی و ارشاد دستوری نیست. همه دلشان می‌خواهد از قانون قدرت بگیرند نه از توان شخصی، بپذيريد  محتاج هستيم که سوال کنيم و بر دانسته‌های خود بیفزایيم. بپذیریم که کسان دیگری هستند كه از ما بهتر بلد هستند. من معاون بیمه مرکزی ایران بودم بارها تلفن می‌کردم به آقای مجید فیضی یا نکویی‌مهر در مورد آتش‌سوزی و باربري سوال می‌پرسیدم. کسر شأن نمی‌دانستم بپرسم. با این کار برای خودم و آنها احترام قائل می‌شدم. اما الان همه در همه موارد اظهارنظر می‌کنند. بر می‌گردم به مساله نظارت، باید تاکید کنم، آنچه امروز مهم است بیمه مرکزی انجام دهد، نظارت مالی است. چرا شرکت‌های بیمه اینقدر از بیمه‌گذاران و نمایندگان طلب دارند؟ چرا به صورت شفاف این ارقام اعلام نمی‌شود؟ چرا می‌ترسید؟ آیین‌نامه چرا به شرکت بیمه اجازه می‌دهد که هر سال تجدید ارزیابی کند، سود واهی حاصل کند، هم مالیات بدهد، هم به سهامدار سود بدهد. این چه قانونی است؟ اگر یک روز بازار مسکن در این مملکت زمین خورد چه اتفاقی می‌افتد؟ این ساختمان را دو میلیارد خریده‌ایم و الان 20 میلیارد شده. همه خوشحال هستند و سود نشان مي‌دهند. اما قیمت‌هایی که همه‌تان می‌گویید حباب دارد، ‌ اگر اینها زمین خورد چه می‌کنید؟ديديد چه بر سر بورس آمده؟ یک نمونه ساده بگویم. افغانستان نرخ برابری پولش با دلارقبل و امروز چقدر بوده و چقدر شده است. اگر آن اتفاق در ایران بیفتد چه می‌کنید؟ شما که ارز دارید و به قیمت روز محاسبه کرده و سود نشان داده‌اید به این مسئله فکر کرده‌اید؟ بیمه مرکزی ایران چرا دنبال ذخایر شرکت‌های بیمه نمی‌روید؟ کار اساسی بیمه مرکزی ایران، نظارت مالی است. رفت و آمد نیاز ندارد، اطلاعات شفاف به دست بیاورید و کار کنید. آقای خسروشاهی به درستی در صحبت‌هایش به چند کار اساسی اشاره کرد همان‌ها را الگو قرار دهد بیمه مرکزی بايد مثل پدر یک خانواده باشد. اگر در یک خانواده پدر رفتارش درست نباشد، نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم بچه خوب پرورش یابد. ما باید سعی کنیم رضایت همه را به دست بیاوریم. به ما در بیمه مرکزی ایران گفته بودند اگر کسی خسارت دارد و به شرکت بیمه آمد، تا رضایتش حاصل نشد اجازه ندهید بیمه‌گذار خارج شود. قانعش کنید که چرا خسارت نمی‌دهید. این اتفاق الان انجام می‌شود؟ خیر. تا زمانی که در کل جامعه تغییرات اساسی از نظر اخلاقی به وجود نیاید، اوضاع بیمه هم همین است.

* امیدوارم این مطالب از جانب پیشکسوتان صنعت بیمه مسیر تازه‌ای را برای سیاست‌‌گذاران و مدیران عامل شرکت‌های بیمه ایجاد کند چون نمی‌توانیم از تجارت افرادی که برای صنعت بیمه زحمت کشیده‌اند غافل شویم و همین بحث‌ها می‌تواند چراغ راهی برای گذر راحت‌تر باشد.

دوستان، رفقا و همکاران، من واقعا صنعت بیمه و همکاران دیده و نادیده‌ام را دوست دارم و همه برای من محترم هستند. شما حرف هاي مرا بعدا مي‌شنويد از این حرف‌ها ناراحت نشوید. این حرف‌ها برای بهترشدن آینده صنعت بیمه است. خواهش می‌کنم اگر جایی می‌بینید اشتباه می‌کنم، و اطلاعاتم غلط است حتما من را اصلاح کنید. اگر متوجه شوم حرفی خارج از واقعیت زده‌ام حتما خودم را اصلاح و اطلاع‌رسانی می‌کنم. اما نگویید چرا این مطالب را عنوان می‌کنی. در آخر برای آقای خسروشاهی و مدیران عامل و اعضاء محترم شرکت‌هاي بيمه که دلسوز هستند آرزوی توفیق دارم. از شما هم كه محبت كرديد و اين گفت وگو را ترتيب داديد متشكرم. موفق باشيد.

نظر شما چیست؟