از سوی دیگر، بانکها با ریسکهای مختلفی مواجهاند و تحلیل صورتهای مالی به شناسایی و ارزیابی این ریسکها کمک میکند. بررسی عناصر صورتهای مالی، کیفیت داراییها، عوامل ریسکهای بااهمیت و سرمایهگذاریها میتواند بینشی درباره میزان ریسکهای مورد مواجهه بانک فراهم سازد. تحلیل صورتهای مالی به مقایسه عملکرد بانک با رقبا و میانگین صنعت کمک میکند. این مقایسهها میتواند نقاط قوت و ضعف بانک را نسبت به دیگر بانکها نشان دهد و به شناسایی فرصتها و تهدیدها کمک کند.
اما سوال اینجاست که آیا با تحلیل صورتهای مالی به طرق متداول میتوان دیدگاه همهجانبهای نسبت به بانک پیدا کرد یا خیر؟ در پاسخ باید گفت، درست است که تجزیهوتحلیل صورتهای مالی بسیار حائز اهمیت است و میتواند نقش اساسی در تصمیمگیریهای اقتصادی ایفا کند، لیکن برخی موضوعات کلیدی، یا مستقیما از طریق صورتهای مالی قابلتشخیص نیست یا اطلاعات بهنحوی در صورتهای مالی تهیه و ارائه شده است که با واقعیت فاصله دارد یا تشخیص آن نیازمند دانش پیشرفته، تخصص و اشراف کامل بر قوانین، مقررات و استانداردهای ذیربط است. در نتیجه مواردی را که در اثر فقدان ویژگیهای یادشده از چشم استفادهکنندگان صورتهای مالی پنهان میماند، میتوان بهعنوان نقاط کور صورتهای مالی بانکها تلقی کرد. در همین ارتباط برخی از نکات بااهمیت و مستتر در صورتهای مالی بانکها جهت ارتقای درک ذینفعان از گزارشگری مالی بانکها تشریح میشود.
شناسایی درآمد موهوم از محل مطالبات مشکوکالوصول: نکته حائز اهمیت دیگر در رابطه با مطالبات غیرجاری، شناسایی درآمد از محل مطالبات مشکوکالوصول است. وفق دستورالعمل ابلاغی بانک مرکزی در خصوص شناسایی درآمد موسسات اعتباری، بانک مکلف است شناسایی درآمد مطالباتی را که بر اساس ضوابط مزبور در خصوص طبقهبندی داراییهای موسسات اعتباری به طبقه مشکوکالوصول منتقل میشوند، صرفنظر از نوع وثایق و تضامین آنها متوقف کند و همچنین در صورتی که برای یک/چندین فقره تسهیلات یا تعهدات، ترکیب انواع وثایق و تضامین بهگونهای باشد که وثایق و تضامین نقد و شبهنقد حداقل ۱۰۰درصد مانده بدهی مشتری را پوشش دهد، درآمد مطالبات مزبور، حداکثر تا زمان انتقال به طبقه مشکوکالوصول قابلشناسایی است. همانگونه که ملاحظه شد طبقهبندی تسهیلات اعطایی علاوه بر نقاط کور مبتنی بر آثار هزینهای ناشی از نحوه شناسایی هزینه مطالبات مشکوکالوصول، میتواند دارای آثار درآمدی از طریق شناسایی درآمد موهوم از محل مطالبات مشکوکالوصول نیز باشد. در این رابطه مراجعه به گزارش حسابرس مستقل و مطالعه دقیق آن نیز در صورت وجود ابهام میتواند حائز اهمیت باشد.
عدم تطابق سررسید داراییها و بدهیها: مهمترین وظیفه بانکها واسطهگری وجوه است. از این حیث مدیریت بهینه منابع و مصارف بانک بسیار مهم است. در این راستا اگر سررسید داراییهای بانک با بدهیهای آن همخوانی نداشته باشد، این عدم تطابق منتج به افزایش ریسک نقدینگی خواهد شد. البته در صورتهای مالی نمونه ابلاغی بانک مرکزی ذیل یادداشتهای مرتبط با ریسک نقدینگی و با عنوان «تحلیل سررسید داراییها و بدهیها» به این موضوع پرداخته شده است. در این یادداشت، داراییها و بدهیهای بانک بر اساس تاریخی که احتمال میرود مطالبه یا تسویه شوند، با توجه به بازههای زمانی متعدد مانند کمتر از یک ماه، یک الی سه ماه، سه الی یک سال، یک تا پنج سال و بالاتر از ۵ سال و بدون سررسید مشخص طبقهبندی میشود تا استفادهکنندگان بتوانند درک صحیحی از وضعیت ریسک نقدینگی به تفکیک سررسیدهای اقلام دارایی و بدهی بانک پیدا کنند. اما از آنجا که یادداشت مزبور در اواخر یادداشتهای صورتهای مالی است و تحلیلگران مالی معمولا بر موضوعاتی از قبیل سودآوری متمرکز هستند، بهنوعی در نقطه کور صورتهای مالی بانکها قرار دارد.
اقلام زیرخط صورتوضعیت مالی: یکی از مهمترین تفاوت صورتهای مالی بانکها با سایر شرکتها، وجود اقلام زیرخط صورتوضعیت مالی (ترازنامه) است که بهصورت بالقوه، توانایی تحمیل ریسک و تعهدات به بانک را در آینده داراست. از این موارد میتوان بهتعهدات مشتریان/بانک بابت اعتبار اسنادی، تعهدات مشتریان/بانک بابت ضمانتنامههای صادره، طرف وجوه ادارهشده و موارد مشابه و سایر تعهدات مشتریان/بانک که آثار مالی بالقوه دارند، اشاره کرد. بدیهی است اقداماتی از جمله بررسی ترکیب اقلام زیرخط و روند آن نسبت به گذشته و تحلیل تناسب آن با سایر اقلام صورتهای مالی میتواند دیدگاه مناسبی به تحلیلگران صورتهای مالی بانکها ارائه کند.
وجود درآمدهای ناپایدار: تحقیقات گذشته چهار بُعد کیفیت سود را در قالب ویژگیهایی به منظور ارزیابی مطلوبیت روشهای حسابداری معرفی کرده است. این چهار ویژگی مشتمل بر کیفیت اقلام تعهدی، پایداری سود، قابلیت پیشبینی سود و هموار بودن سود است. پایداری سود بیانکننده ثبات و دوام سود است. از دیدگاه سرمایهگذاران، سودهای بادوام و باثبات به دلیل استمرار آنها مطلوب هستند. صرفنظر از میزان و جهت تغییرات سود، پایداری سود بیانکننده آن است که تغییرات سود دوره جاری تا چه حد در سریهای زمانی سود باثبات است. ارقام سود با پایداری بالا از منظر سرمایهگذاران بهعنوان سود بادوام در نظر گرفته میشود و در تحلیلهای آنان کاملا اثرگذار است. به همین دلیل در تجزیه و تحلیل صورتهای مالی بانکها باید تکبهتک اجزا صورت سود و زیان را مورد بررسی قرار داد تا بتوان از جهات مختلف کیفیت سود بانک را ارزیابی کرد.
در خاتمه نکتهای که تلویحا طی این یادداشت مورد تاکید قرار گرفت، مبین آن است که تحلیل صورتهای مالی بانکها چیزی فراتر از محاسبه نسبتهای مالی است و با توجه به ماهیت و پیچیدگی فعالیت آنها، تحلیلگری صرفا مبتنی بر نسبتهای مالی به هیچ عنوان وافی به مقصود نخواهد بود، بلکه مواردی از قبیل آموزش و درک لازم از صنعت بانکداری و ساختار صورتهای مالی آنها و شناخت قوانین و مقررات ذیربط نقش بسیار اساسی دارد.
نظر شما چیست؟