با قلم وحید نوبهار و محسن امیری؛

نقش موسسات مالی غیربانکی در توسعه الگوی بانک-بیمه (Bancassurance)

بسیاری از موسسات غیربانکی کشور دارای سابقه طولانی در فعالیت‌های اعتباردهی، مدیریت ریسک و تسویه تراکنش‌های مالی هستند. این تجربه به آن‌ها این امکان را می‌دهد تا مفاهیم بیمه‌ای را درک کنند و فرآیندهای تطبیق‌پذیری با شرایط بیمه‌ای را طراحی کنند. به‌عنوان‌ نمونه موسساتی که در گذشته به اعطای وام‌های کوچک فعالیت می‌کردند، می‌توانند از الگوهای ارزیابی ریسک اعتباری خود برای طراحی بیمه‌های اعتباری (Credit Insurance) استفاده کنند. این توانایی در انتقال دانش موجود به حوزه بیمه، فرآیند یادگیری و اجرای الگوی بانک-بیمه را تسهیل می‌کند.

در سال‌های اخیر،  الگوی همکاری بانک و بیمه (Bancassurance) به‌عنوان یکی از راهبرد‌های مؤثر در توسعه فروش محصولات بیمه‌ای و گسترش خدمات بانکی مطرح شده است. وجود موسسات مالی غیربانکی، اعم از شرکت‌های سرمایه‌گذاری، صندوق‌های قرض‌الحسنه، شرکت‌های مالی و اعتباری غیردولتی و موسسات خصوصی در کشور امکان ایجاد یک الگوی متنوع‌تر و انعطاف‌پذیرتر از بانک-بیمه را فراهم آورده است. با توجه به محدودیت‌های عملکردی و نظارتی بانک‌های دولتی، موسسات مالی غیربانکی می‌توانند به‌عنوان کانال‌های جایگزین و مکمل در تسهیل انتقال خدمات بیمه‌ای به مشتریان بالقوه عمل کنند. در این راستا، عوامل موثری چون توانایی در دسترسی به بازارهای محلی، انعطاف در طراحی محصولات، شبکه گسترده فروش و تجربه‌های قبلی در حوزه مالی می‌توانند به افزایش کارایی این الگو منجر شوند.

تحولات اخیر در بازارهای مالی و بیمه، منجر به ظهور الگو‌های نوآورانه در ارائه خدمات مالی یکپارچه شده است. یکی از مهم‌ترین این الگو‌ها، “Bancassurance” است که به همکاری بین بانک‌ها و شرکت‌های بیمه برای عرضه توأم خدمات بانکی و بیمه‌ای اشاره دارد. در ایران، این الگو با توجه به محدودیت‌های موجود در عملکرد بانک‌های عمده اعم از ساختارهای سازمانی و اداری پیچیده، عدم انعطاف در تصمیم‌گیری‌ها و محدودیت‌های فرهنگی  ضرورت استفاده از کانال‌های جایگزین برای توسعه این الگو برجسته می‌شود. موسسه‌های مالی غیربانکی، با توجه به انعطاف عملیاتی، تمرکز بر بازارهای محلی و توانایی در ایجاد ارتباط مستقیم با مشتریان، می‌توانند به‌عنوان یک لایه میانی کارآمد در گسترش خدمات بیمه‌ای از طریق شبکه‌های بانکی عمل کنند.

بانکداری بیمه ای  ابتکاری در حوزه خدمات مالی است که در آن بانک‌ها به‌عنوان مجاری توزیع محصولات بیمه‌ای عمل می‌کنند. این الگو در دو قالب اصلی وجود دارد:

همکاری تجاری: در این الگو، بانک و شرکت بیمه به‌صورت مجزا عمل کرده و تنها در زمینه توزیع محصولات همکاری دارند.

اتحاد سازمانی: در این حالت، بانک و شرکت بیمه تحت یک ساختار واحد اداره می‌شوند و اهداف بلندمدت مشترکی دارند.

کارآمدی بانکداری بیمه ای در در جهان

کشورهایی همچون فرانسه، اسپانیا و هند با استفاده از الگوی بیمه های بانکی، موفق به افزایش چشمگیری در سهم بیمه در GDP کشورهای خود شده‌اند. در فرانسه، بیش از ۵۰٪ از محصولات بیمه‌ای از طریق بانک‌ها فروخته می‌شود، که نشان‌دهنده کارایی بالای این الگو است.

 وضعیت موسسات مالی غیربانکی در ایران

در نظام اقتصادی ایران، مؤسسات مالی غیربانکی به عنوان بازیگران کلیدی در فضای واسطه‌گری مالی، شامل گروه‌های متنوعی از نهادهای غیردولتی هستند که عمدتاً تحت پوشش قوانین و مقررات بانک مرکزی نمی‌باشند. این دسته از مؤسسات، با توجه به ماهیت ساختاری و قانونی خود، نقشی متمایز در تأمین مالی و تسهیل جریان سرمایه در بخش‌های مختلف اقتصادی ایفا می‌کنند. مهم‌ترین اجزای تشکیل‌دهنده این بخش، شرکت‌های سرمایه‌گذاری، مؤسسات مالی و اعتباری غیربانکی، صندوق‌های قرض‌الحسنه و دیگر نهادهای مالی مستقل هستند که هر یک با توجه به اهداف و مأموریت‌های خاص خود، ابزارهای متنوعی برای جذب منابع مالی و تخصیص آن‌ها در بازار ارائه می‌دهند.

یکی از ویژگی‌های برجسته این مؤسسات، انعطاف‌پذیری نسبی آن‌ها در طراحی محصولات مالی و اعتباری است. برخلاف بانک‌ها که تحت  نهادهای ناظر و بطور سخت و دقیق قرار دارند، مؤسسات غیربانکی با محدودیت‌های قانونی کمتری در زمینه تنظیم شرایط تسهیلات، تعیین نرخ‌های بازدهی و ایجاد انواع ابزارهای سرمایه‌گذاری مواجه هستند. این امر امکان تطبیق بیشتر خدمات با نیازهای متغیر مشتریان را فراهم می‌کند. به‌عنوان‌مثال، شرکت‌های سرمایه‌گذاری می‌توانند با استفاده از ابزارهای متنوعی مانند صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک یا اوراق بهادار مشتقه، فرصت‌های سرمایه‌گذاری متنوعی را برای افراد حقیقی و حقوقی فراهم کنند. همچنین، صندوق‌های قرض‌الحسنه با تکیه بر اصول غیرسودی و همکاری‌های جمعی، خدمات مالی را در مناطق محروم یا با درآمد پایین با شرایطی انسانی و با کارمزد پایین ارائه می‌دهند.

از سوی دیگر، دسترسی این مؤسسات به شبکه گسترده‌ای از نقاط خدمات‌دهی به‌ویژه در مناطق شهری و روستایی، امکان ایجاد تعامل مستقیم و شخصی با مشتریان را فراهم کرده است. این قابلیت، در مقایسه با ساختارهای متمرکز بانکی، به آن‌ها کمک می‌کند تا درک عمیق‌تری از نیازهای محلی داشته باشند و با انطباق بیشتر خدمات با شرایط اجتماعی و اقتصادی جوامع محلی، اعتماد مشتریان را جلب کنند. این ویژگی در شمول مالی شامل (Financial Inclusion) اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا امکان دسترسی به خدمات مالی را برای قشرهایی که از سیستم بانکی سنتی محروم بوده‌اند، تسهیل می‌کند.

با این حال، فعالیت این مؤسسات در چارچوب قوانینی قرار دارد که گاهی می‌تواند محدودیت‌هایی ایجاد کند. به‌عنوان‌مثال، مقررات اسلامی مالی که بر کلیه نهادهای مالی کشور اعمال می‌شود، الزامات خاصی را در زمینه حذف ربا و تطبیق فعالیت‌ها با اصول فقهی در نظر می‌گیرد. همچنین، نبود یک چارچوب نظارتی یکپارچه برای تمامی مؤسسات غیربانکی گاهی منجر به ناهمگونی در استانداردهای عملکرد و افزایش ریسک‌های سیستمی می‌شود. به‌علاوه، وابستگی این مؤسسات به منابع مالی محلی و عدم دسترسی آسان به منابع بین‌المللی، می‌تواند ظرفیت گسترش فعالیت‌های آن‌ها را محدود کند.

مؤسسات مالی غیربانکی کشور با وجود محدودیت‌های قانونی و نهادی، به‌عنوان مکملی برای سیستم بانکی، نقشی ضروری در گسترش خدمات مالی، تأمین مالی بخش خصوصی و افزایش کارایی تخصیص منابع ایفا می‌کنند. این بخش از نظام مالی کشور نیازمند اصلاحات بیشتر در حوزه‌های نظارتی، تطبیق قوانین با تحولات بین‌المللی و تقویت زیرساخت‌های فناوری است تا بتواند به‌طور موثرتری در رشد اقتصادی و توسعه پایدار مشارکت کند.

موسسات مالی غیربانکی و توسعه الگوی بانک-بیمه

نقش نهادهای مالی غیربانکی از منظر تقویت دسترسی به بازارهای محلی، افزایش کارایی توزیع محصولات بیمه‌ای و تسهیل فرآیندهای مدیریت ریسک، دارای اهمیت راهبردی است. این موسسات با ساختار سبک‌تر نسبت به بانک‌ها و وجود شبکه گسترده در سطح شهرستان‌ها و مناطق محروم، ظرفیت منحصربه‌فردی برای افزایش پوشش بیمه‌ای در مناطقی که بانک‌های بزرگ به‌دلیل محدودیت‌های عملیاتی و هزینه‌های بالا قادر به فعالیت نیستند، فراهم کرده‌اند.

دسترسی به بازارهای محلی و توسعه پوشش بیمه‌ای 

حضور جغرافیایی گسترده موسسات مالی غیربانکی در مناطق شهری و روستایی و استقرار واحدهای خدمات‌دهی در نقاط محروم، این موسسات را به کانالی مؤثر برای گسترش محصولات بیمه‌ای تبدیل کرده است. این دسترسی نه‌تنها به کاهش شکاف موجود در پوشش بیمه‌ای کمک می‌کند، بلکه امکان طراحی محصولات متناسب با شرایط اقتصادی و اجتماعی محلی را فراهم می‌کند. به‌عنوان‌مثال، موسساتی مانند صندوق‌های قرض‌الحسنه با اتکا به روابط اجتماعی و اعتماد عمومی در جوامع محلی، می‌توانند بیمه‌های خرد (Microinsurance) را به اقشار کم‌درآمد ارائه دهند، در حالی که بانک‌ها به‌دلیل الزامات نظارتی و هزینه‌های عملیاتی این امکان را ندارند. این ویژگی در شمول مالی (Financial Inclusion) نقش تعیین‌کننده‌ای دارد، زیرا افرادی که از خدمات سیستم بانکی سنتی محروم هستند، می‌توانند از طریق این موسسات به محصولات بیمه‌ای دسترسی پیدا کنند.

انعطاف در طراحی محصولات و خدمات بیمه‌ای 

محدودیت‌های قانونی کمتر نسبت به بانک‌ها و ماهیت خصوصی-کوچک‌مقیاس این موسسات، امکان طراحی محصولات بیمه‌ای نوآورانه و منطبق با نیازهای خاص مشتریان را فراهم کرده است. برخلاف مدل‌های استاندارد بانکی، این موسسات قادرند به‌صورت تخصصی بیمه‌های مرتبط با ریسک‌های محلی (مانند بیمه محصولات کشاورزی در مناطق خشک‌سالی‌زده یا بیمه درآمد کارگران فصلی) را توسعه دهند. این انعطاف در طول فرآیند بیمه‌دهی، از جمله تعیین شرایط پوشش، مبالغ بیمه و فرآیندهای خسارت، می‌تواند منجر به افزایش رضایت مشتری و حفظ وفاداری آن‌ها شود. علاوه‌براین، استفاده از مدل‌های غیرانتفاعی در برخی از این موسسات (مانند صندوق‌های قرض‌الحسنه) امکان ارائه بیمه‌های بدون درآمدزایی مستقیم را برای اقشار آسیب‌پذیر فراهم کند، که در چارچوب بانک‌های سنتی دشوار است.

شبکه فروش گسترده و ارتباط شخصی با مشتریان 

شبکه فروش این موسسات، که اغلب شامل کارکنان محلی با آشنایی عمیق به شرایط اجتماعی-اقتصادی جامعه هدف است، مزیت رقابتی قابل‌توجهی در افزایش اعتماد مشتریان به محصولات بیمه‌ای به‌شمار می‌رود. ارتباطات شخصی و مداوم با مشتریان، امکان آموزش و آگاهی‌بخشی درباره مفاهیم بیمه‌ای را فراهم کرده و موانع فرهنگی ناشی از ناآشنایی با این محصولات را کاهش می‌دهد. این رویکرد در مقایسه با فرآیندهای غیرمستقیم بانک‌ها (مانند فروش برخط) می‌تواند مؤثرتر باشد، زیرا مشتریان تمایل بیشتری به خرید محصولاتی دارند که از طریق افراد معتبر محلی توصیه می‌شوند.

تجارب پیشین در مدیریت ریسک و خدمات مالی 

بسیاری از موسسات غیربانکی کشور دارای سابقه طولانی در فعالیت‌های اعتباردهی، مدیریت ریسک و تسویه تراکنش‌های مالی هستند. این تجربه به آن‌ها این امکان را می‌دهد تا مفاهیم بیمه‌ای را درک کنند و فرآیندهای تطبیق‌پذیری با شرایط بیمه‌ای را طراحی کنند. به‌عنوان‌ نمونه موسساتی که در گذشته به اعطای وام‌های کوچک فعالیت می‌کردند، می‌توانند از الگوهای ارزیابی ریسک اعتباری خود برای طراحی بیمه‌های اعتباری (Credit Insurance) استفاده کنند. این توانایی در انتقال دانش موجود به حوزه بیمه، فرآیند یادگیری و اجرای الگوی بانک-بیمه را تسهیل می‌کند.

فرآیندهای اداری تسریع یافته و تصمیم‌گیری چابک 

مقیاس کوچک‌تر این موسسات و ساختار اداری غیرمرکزی، امکان پیاده‌سازی سریع سیاست‌ها و آیین‌نامه‌های مرتبط با الگوی بانک-بیمه را فراهم می‌کند. برخلاف بانک‌های بزرگ با فرآیندهای تصمیم‌گیری پیچیده، این موسسات قادرند به‌سرعت به تغییرات بازار واکنش نشان دهند و محصولات بیمه‌ای جدید را به‌روز کنند. این چابکی در محیطی که نیاز به انطباق سریع با مقررات اسلامی مالی و الزامات نظارتی وجود دارد، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

چالش‌ها و موانع اجرایی 

محدودیت‌های قانونی و نظارتی: هماهنگی ناکافی بین قوانین بانک مرکزی و بیمه مرکزی در زمینه اجازه فعالیت مشترک بین موسسات مالی غیربانکی و شرکت‌های بیمه گر یکی از بزرگ‌ترین موانع است. به‌عنوان‌ نمونه الزامات مربوط به ثبت و نظارت بر محصولات بیمه‌ای ممکن است برای موسسات غیربانکی دوچندان شود، زیرا باید تحت نظارت هر دو نهاد قرار گیرند.

فقدان زیرساخت‌های فناوری اطلاعات: عدم وجود سیستم‌های اطلاعاتی یکپارچه بین موسسات مالی غیربانکی و شرکت‌های بیمه، فرآیندهای فروش، پردازش خسارت و مدیریت داده‌ها را کند و پرخطر می‌کند. این مسئله به‌ویژه در مناطقی با دسترسی محدود به اینترنت برجسته‌تر است.

کمبود نیروی انسانی متخصص: فقدان متخصصان آموزش‌دیده در زمینه بیمه و نیز آموزش ناکافی کارکنان موسسات غیربانکی در این حوزه، کیفیت خدمات ارائه‌شده را کاهش می‌دهد. این موضوع نیازمند برنامه‌های آموزشی هدفمند با همکاری دانشگاه‌ها و سازمان‌های مربوطه است.

مقاومت فرهنگی مشتریان: بی‌اعتمادی عمومی به فروش بیمه از طریق کانال‌های غیرمستقیم (مانند موسسات مالی غیربانکی) ناشی از ناآشنایی با مفهوم بیمه و ترس از کلاهبرداری است. راه‌حل این مسئله، اجرای کارزارهای آگاهی‌بخشی عمومی و ایجاد مکانیزم‌های شفاف نظارت بر فعالیت‌های این موسسات است.

موسسات مالی غیربانکی ایران با توجه به دسترسی گسترده به بازارهای محلی، انعطاف در طراحی محصولات و شبکه فروش شخصی، ظرفیت قابل‌توجهی برای توسعه الگوی بانک-بیمه دارند. با این حال، رفع موانع قانونی، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های فناوری اطلاعات، تقویت منابع انسانی و افزایش آگاهی عمومی ضروری است تا این موسسات بتوانند به‌طور موثرتری در گسترش پوشش بیمه‌ای و تحقق اهداف توسعه پایدار مشارکت کنند. همکاری بین نهادهای نظارتی، موسسات مالی و شرکت‌های بیمه نیز کلیدی برای ساختاردهی موفق این الگو خواهد بود.

 

فرصت‌ها و پیشنهادات 

 همکاری با شرکت‌های بیمه گر خصوصی 

شرکت‌های بیمه گر خصوصی به‌دلیل انعطاف‌پذیری بیشتر در طراحی محصولات، سرعت تصمیم‌گیری و نوآوری، امکان ایجاد شراکت‌های راهبردی موثرتری با موسسات مالی غیربانکی را فراهم می‌کنند. برخلاف شرکت‌های بیمه گر دولتی که به طور معمول تحت ساختارهای نظارتی و اداری غیرمنعطفی قرار دارند، بیمه گران خصوصی قادرند محصولات متنوع‌تری با شرایط منطبق با نیازهای محلی ارائه دهند. این همکاری می‌تواند از طریق الگوههایی مانند هم‌برندسازی (Co-branding)، توسعه بیمه‌های تخصصی (مانند بیمه کشاورزی در مناطق روستایی) یا ایجاد مجاری توزیع مشترک انجام شود. همچنین، استفاده از دانش فنی و تجربه‌های موجود در شرکت‌های بیمه گر خصوصی در زمینه مدیریت ریسک و ارزیابی خسارات می‌تواند به بهبود کیفیت خدمات ارائه‌شده از طریق موسسات غیربانکی کمک کند.

استفاده از فناوری‌های هوشمند و برخط 

ادغام فناوری‌های پیشرفته و برخط مانند سکو‌های هوشمند، هوش مصنوعی (AI)، بلاکچین و اینترنت اشیا (IoT) در فرآیندهای فروش و خدمات‌دهی، می‌تواند کارایی و دسترسی به محصولات بیمه‌ای را افزایش دهد.

– سکوهای برخط: ایجاد مجاری فروش برخط و برنامه های تلفن همراه برای تسهیل فرآیند خرید بیمه، ثبت اظهارنامه و پیگیری خسارات.

– هوش مصنوعی: استفاده از الگوریتم‌های یادگیری ماشین برای ارزیابی ریسک‌های فردی مشتریان و تعیین نرخ‌های بیمه مناسب.

– بلاکچین: ایجاد سیستم‌های شفاف و غیرقابل تغییر برای مدیریت قراردادها و کاهش کلاهبرداری.

– اینترنت اشیا: استفاده از دستگاه‌های متصل (مانند حسگرهای کشاورزی یا خودرویی) برای جمع‌آوری داده‌های واقعی‌زمان در زمینه ریسک‌های بیمه‌ای.

این فناوری‌ها علاوه‌بر کاهش هزینه‌های عملیاتی، می‌توانند تجربه مشتری را بهبود بخشند و اعتماد عمومی به الگوی بانک-بیمه را افزایش دهند.

ایجاد شبکه‌های همکاری منطقه‌ای 

تشکیل شبکه‌های همکاری منطقه‌ای بین موسسات مالی غیربانکی و شرکت‌های بیمه می‌تواند به اشتراک‌گذاری منابع، کاهش هزینه‌ها و تقویت ظرفیت‌های محلی منجر شود. این رویکرد شامل ایجاد مرکز اشتراک خدمات (Shared Service Center) برای مدیریت فرآیندهای مشترک (مانند آموزش کارکنان، پردازش خسارات یا بازاریابی) یا تشکیل اتحادیه‌های منطقه‌ای برای دسترسی به منابع مالی و فنی است. همچنین، شبکه‌های منطقه‌ای می‌توانند امکان طراحی محصولات بیمه‌ای تطبیق‌یافته با شرایط خاص مناطق مختلف (مانند بیمه سیلاب در مناطق سیل‌خیز یا بیمه خشکسالی در مناطق کم‌بارش) را فراهم کنند. این اقدامات نه‌تنها هزینه‌های تولید و توزیع را کاهش می‌دهند، بلکه با ایجاد تخصص‌بندی در سطح منطقه‌ای، کارایی کلی سیستم را افزایش می‌دهند.

 تدوین چارچوب‌های نظارتی جدید 

برای توسعه پایدار الگوی بانک-بیمه از طریق موسسات مالی غیربانکی، ضروری است تا نهادهای نظارتی مانند بانک مرکزی و  بیمه مرکزی، چارچوب‌های قانونی و نظارتی جامع و هماهنگی را تدوین کنند. این چارچوب‌ها باید شامل موارد زیر باشند:

– هماهنگی بین نهادهای نظارتی: ایجاد مکانیزم‌های هماهنگی بین بانک مرکزی و سازمان بیمه برای صدور مجوزهای مشترک و نظارت منسجم.

– استانداردسازی فرآیندها: تعیین استانداردهای واحد برای طراحی محصولات، مدیریت ریسک و حفاظت از حقوق مشتریان.

– تخفیف‌های مالیاتی و حمایتی: ارائه تشویقات مالیاتی یا تسهیلات بانکی به موسساتی که در توسعه بیمه‌های اجتماعی یا محرومیت‌زدایی فعالیت می‌کنند.

– قوانین حمایت از داده‌های برخط: تدوین مقرراتی برای حفاظت از حریم خصوصی مشتریان و مدیریت داده‌های فراهم‌شده از طریق سکوهای برخط.

همچنین نیاز است تا قوانین موجود در زمینه فعالیت‌های مشترک بین بیمه و موسسات غیربانکی بازبینی شوند تا موانع موجود (مانند محدودیت‌های فعالیت در حوزه بیمه) کاهش یابد.

فرصت‌های پیش‌رو برای موسسات مالی غیربانکی در توسعه الگوی بانک-بیمه، از جمله همکاری با شرکت‌های بیمه خصوصی، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین، ایجاد شبکه‌های منطقه‌ای و تدوین چارچوب‌های نظارتی مناسب، می‌توانند تحولی اساسی در دسترسی به بازارهای محلی و گسترش پوشش بیمه‌ای ایجاد کنند. با این حال، موفقیت این اقدامات نیازمند همکاری چندجانبه بین موسسات مالی، شرکت‌های بیمه گر، نهادهای نظارتی و دولت است. این رویکرد نه‌تنها به کاهش نابرابری در دسترسی به خدمات مالی و بیمه‌ای کمک می‌کند، بلکه می‌تواند نقش مهمی در تحقق اهداف توسعه پایدار و تقویت مقاومت اقتصادی جوامع محلی ایفا کند.

نظر شما چیست؟