نوزده سال ناپایداری در بیمه مرکزی ایران/ محمود فراهانی

اگر  دوره 4 ساله یک دولت را به عنوان یک شاخص استاندارد مدیریتی در نظر بگیریم هم چنین ماده ۲۰ قانون تاسیس بیمه مرکزی را هم معیار قرار دهیم که می گوید: رئيس كل و قائم مقام رئيس كل بيمه مركزي ايران براي مدت چهار سال منصوب مي شوند و انتصاب مجدد آنان بلامانع استف بر اساس این دو شاخص کلیدی،همه مدیران 19 سال اخیر به طور متوسط نصف دوره شاخص مد نظر ما مدیریت کرده اند.

ریسک نیوز/ محمود فراهانی: طی روزها و هفته های اخیر، برخی رسانه های بیمه نقدهای زیادی بر عملکرد رئیس کل بیمه داشته اند.

این نوشتار قصد دفاع از عملکر پرویز خسروشاهی را ندارد چرا که وی امکانات لازم رسانه ای برای دفاع از خود را دارد و طبیعتا از اطلاعات آماری و غیر آماری کافی برخوردار هست که بتواند پاسخ مناسب را بدهد.

آنچه بیش از همه عوامل باعث شد تا نگارنده به نوشتن این مقاله اهتمام ورزد، عامل ثبات در مدیریت به عنوان مهمترین رکن در توسعه و تحول است.

1- از خرداد سال 85 تا مرداد سال 1404 طی حدود 19 سال، بیمه مرکزی 9 رئیس کل را به خود دیده است. طبق جدولی که در ادامه می بینید متوسط عمر ریاست هر رئیس کل در این نهاد نظارتی، حدود دوسال و دو ماه بوده است و در میان افراد مذکور در جدول تنها دو نفر توانسته اند بیش از سه سال در بیمه مرکزی دوام بیاورند: یکی فرشباف ماهریان و دیگری سلیمانی امیری ، این به معنای ان است که 7 رئیس کل در بیمه مرکزی عمر ریاستشان کمتر از 21 ماه بوده است.

از این 9 نفر تنها سه رئیس کل به دلیل تغییر دولت ، صندلی ریاست را به دیگری سپرده اند و 6 فرد دیگر به دلیل فشارهای پیرامونی ، مجبور به کناره گیری شده اند.

اگر  دوره 4 ساله یک دولت را به عنوان یک شاخص استاندارد مدیریتی در نظر بگیریم هم چنین ماده ۲۰ قانون تاسیس بیمه مرکزی را هم معیار قرار دهیم که می گوید: رئيس كل و قائم مقام رئيس كل بيمه مركزي ايران براي مدت چهار سال منصوب مي شوند و انتصاب مجدد آنان بلامانع استف بر اساس این دو شاخص کلیدی،همه مدیران 19 سال اخیر به طور متوسط نصف دوره شاخص مد نظر ما مدیریت کرده اند.

این در حالی است که طی حدود 20 سال اخیر، کشور ما 4 رئیس جمهور را به خود دیده است.

2- صنعت بیمه باید به این اصل مهم باور داشته باشد که منهای ثبات مدیریت، مقوله تحول در هر مدل و شکلی غیر ممکن است. افراد حاضر در کشتی که همه در آن نشسته اند  باید باور کنند که زیانهایی که از محل بی ثباتی مدیریتی طی 19 سال گذشته به این صنعت وارد شده کم نیست.ضمن اینکه این بی ثباتی به سایر لایه های نظام بیمه و از جمله شرکتهای بیمه هم تسری یافته است.

زعمای صنعت بیمه از جمله معصوم ضمیری که جز السابقون صننعت بیمه است بارها تکرار کرده که برای شناخت و ایجاد تحول در یک نهاد بیمه ای دست کم 5 سال حضور مستمر در آن  نهاد و پست مدیریتی ضروری است.

اگر عدد مورد نظر آقای ضمیری را به عنوان یک شاخص دیگر در نظر بگیریم طی 19 سال اخیر حتی یک رئیس کل نتوانسته به این شاخص نزدیک شود.

3- اغلب فراموش می کنیم که پست های مدیریتی امتیاز نیست مسئولیت است و اتفاقا کسانی که در شرایط کنونی مسئولیت های خطیری چون ریاست بیمه مرکزی ، بیمه ایران یا سندیکای بیمه گران و دیگر سمت های ارشد بیمه ای در دیگر شرکت ها  را می پذیرند مسئولیت های سنگینی را بر عهده می گیرند که بعضا نیازمند فداکاری فراوان است. فراموش نکنیم که در صنعت بیمه ، هر گامی گه برداشته می شود باید به بیمه گذار خردی که با و جود سختی های فراوان، اما حق بیمه خود را در راستای ایجاد امنیت پرداخت کرده فکر کنند. به بیمه گذرانی که در شهر و روستا های دور افتاده حضور دارند. مسئولیت صیانت از حقوق این افراد بر عهده تمانی اهالی بخش صف و ستاد  صنعت بیمه است و بیمه مرکزی این صیانت را راهبری کرده و نظم می بحشد.

5- نهایت اینکه سیاست حذف هیچگاه در هیچ صنعتی پاسخ نداده است. اگر چه ممکن است در مواقعی برخی سیاست ها به نفع ما حرکت نکند اما اگر بر منافع صنعت استوار است باید تحمل پیشه کنیم و اگر آن سیاست یا تصمیم به نفع صنعت نبست آن سیاست را نقد کنیم تردید نکنیم که رفتن و آمدن افراد فقط به نفع هیج کس نیست و فقط وقت و انرژی صنعت بیمه هدر خواهد رفت.

نظر شما چیست؟