در پی بازخورد گسترده تجربه برگزاری اکو بیمه، تصمیم بر آن است که دومین دوره، اکوبیمه ۲، در مردادماه سال آینده همزمان با پایان مجامع شرکتهای بیمه برگزار شود؛ رویدادی که قرار است «گام دوم گفتوگوی ملی بیمه و جامعه» باشد و پلی میان ساختارهای سنتی صنعت و نسل نوآور اقتصاد ایران بسازد. اما پیش از هر چیز برای رفع کاستی ها و ارتقا نقاط قوت، میزگردی با حضور اعضا شورای سیاست گذاری در نقد اولین همایش اکو بیمه برگزار شد؛ چرا که اعضا شورای سیاست گذاری اکو بیمه معتقدند برای ارتقا اکو بیمه باید سیلی نقد را بر خود بنوازیم تا راهکار توسعه را از پس آن بجوییم.
به گزارش ریسک نیوز به نقل از نشریه بیمه داری نوین نخستین همایش اکوبیمه در روزهای ۲۷ و ۲۸ مهرماه 1404 در مرکز همایشهای برج میلاد تهران به همت رسانه بیمهداری نوین برگزار شد؛ رویدادی که با حمایت معنوی دانشگاه صنعتی شریف، بیمه مرکزی، پژوهشکده بیمه و سندیکای بیمهگران ایران و پشتیبانی راهبردی بیمه سامان شکل گرفت.
شرکتهای بیمه پاسارگاد، البرز، ایران، نوین، ما، پارسیان، سرمد، کارگزاری تأمین آینده، بیمههای اتکایی آوای پارس، سامان، امین، ایرانیان و ایران معین نیز از حامیان اصلی بودند.
اکوبیمه در دو روز پیاپی، نقطه تلاقی صنعت بیمه با جامعه علمی و مدنی بود؛ جایی که اقتصاددانان، مدیران ارشد و نخبگان جوان درباره «نوآوری، رقابت و گذار صنعت بیمه به اقتصاد نو» گفتوگو کردند. برگزاری جشنوارههای بیماستارز، ناب، فن و بازارچه دانش نیز شور خلاقیت را به این رویداد بخشید و چهرهای تازه از آینده بیمه ایران ترسیم کرد. اکنون و در پی بازخورد گسترده این تجربه، تصمیم بر آن است که دومین دوره، اکوبیمه ۲، در مردادماه سال آینده همزمان با پایان مجامع شرکتهای بیمه برگزار شود؛ رویدادی که قرار است «گام دوم گفتوگوی ملی بیمه و جامعه» باشد و پلی میان ساختارهای سنتی صنعت و نسل نوآور اقتصاد ایران بسازد.
فاطمی: پیش از هرچیز، از تمام دوستانیکه ما را در این مسیر همراهی کردند، صمیمانه سپاسگزارم. این نخستین جلسه پس از برگزاری همایش است. در طول دو روز برگزاری همایش، مجموعاً ۲۴۰۰ نفر در سالن حضور یافتند. با درنظرگرفتن هشت نشست برگزارشده، به طور میانگین در هر نشست حدود ۳۰۰ نفر شرکت داشتند. میزان استقبال به عوامل متعددی بازمی گردد؛ ازجمله نوپا بودن ساختار همایش، ضعف احتمالی در حوزه تبلیغات و نیز ماهیت مخاطبان که عمدتاً از کارکنان ستاد، شعب و شبکه فروش شرکتهای بیمه هستند. این افراد برای حضور در همایش ناگزیر از صرف بخشی از درآمد خود هستند و معمولاً هزینه حضورشان نیز از سوی شرکت بیمه تأمین نمیشود.
درصورت تداوم برگزاری این همایش، لازم است درخصوص استراتژی دعوت، تبلیغات تخصصی و نحوه حضور مخاطبان، بازنگری جدی صورت گیرد. درمجموع طی دو روز، 10 نشست برگزار شد که بهدلیل ادغام نشستهای آغازین هرروز با پنلهای مربوطه، عملاً تعداد نشستها به هشتمورد کاهش یافت. در این نشستها، ۵۱ نفر به عنوان سخنران یا عضو پنل حضور داشتند که به زعم من، فرصت مناسبی برای ارائه دیدگاهها فراهم شد.
بهطور متوسط هربار ۳۰۰ نفر شرکت کردند و احتمالاً در صبح روز اول، طبق تخمین، تعداد شرکتکنندگان به ۴۵۰ نفر رسید. جلسه اول صبح روز اول، برخی از نشست های بعدازظهر همان روز، به ویژه آخرین نشست، حدود ۱۵۰ نفر شرکت کننده داشت.
تعداد ثبت نامی ها بهنسبت حدود ۷ هزار کارت دعوت ارسالی، کم بود اما ثبت نام هایی که برای همایش هزینه پرداخت کرده باشند، بیشتر از حوزه بانکی بودند. این نکته ای دارد که ما مخاطب خود را به درستی نشناخته ایم؛ به هرحال بانکها می توانند کارمند شعبه را اعزام کنند، اما در صنعت بیمه، اکثر افراد نمایندهفروش هستند، یعنی آنها با هزینه بانک می آیند و بیمه ای ها باید از جیب خود هزینه کنند. البته این نخستین همایش بود و نباید آن را با همایش بانکداری الکترونیک مقایسه کنیم، چون آن همایش اکنون ۱۳ تا ۱۴ سال است که به صورت منظم برگزار میشود.
خسروشاهی: صنعت بیمه ۳۰۰ هزارنفر فعال دارد و بانک نیز همینطور، اما در بانک همه ۳۰۰ هزار نفر کارمند هستند، درحالیکه در بیمه فقط ۲۵ هزارنفر کارمند رسمی اند، بقیه به صورت آزاد فعالیت می کنند و تصمیم گیری با خودشان است.
فراهانی: نکته این است که در صنعت بانک، مدیرعامل ها ابلاغ می کنند که از شعب نیز در همایش ها حضور یابند، اما در صنعت بیمه چنین انعکاسی شکل نگرفته بود که از شبکه فروش و ستادها نیز حضور یابند. آنطور که ما برداشت کردیم، باید جایگاه خود را تثبیت کنیم.
فاطمی: ممکن است در آینده به دانشکده های بیمه و دانشکده های اقتصادی نیز فکر کنیم. واقعیت این است که سالن های دیگر فضای نمایشگاهی مشابه را در اختیار ما قرار نمی دهند؛ حتی سالن صداوسیما که احتمالاً ظرفیت ۳۰۰ نفر دارد، از نظر بصری بسیار مناسب است، اما همچنان فضای کافی برای نمایشگاه ندارد. اگر بخواهیم در آینده این همایش را برگزار کنیم، تیم اجرایی سال آینده باید به این نکات توجه داشته باشند.
ربیعی: می تونیم محتوا را تغییر دهیم یا آن را به گونه ای هدف گذاری کنیم که برای شبکه فروش هم جذاب باشد.
فرحی: همواره گفته می شود که صنعت بیمه، صنعتی درونگراست. من فکر میکنم ممکن است بخشی از این موضوع به مسائل اجرایی مانند دعوتنامه ها یا افرادی که دعوت شده بودند بازگردد، اما بخشی از آن نیز به درونگرایی ذاتی صنعت بیمه مربوط است. شما ابزارها را فراهم کرده بودید: حضور آقای مسعود نیلی، آقای عبدی تبریزی، ناهار مناسب، کنسرت، سالن نمایشگاه و آقای فاضلی؛ اینها همگی جذابیت هایی دارند. منتها بهنظر می رسد وقتی در صنعت بیمه مباحثی چون دیجیتال، اقتصاد دیجیتال و هوش مصنوعی مطرح میشود، اینگونه برداشت میشود که اینها مفاهیمی وارداتی به صنعت هستند و باید رها شوند.
محسنی: این مشکل، مشکلی ریشه ای است. در همایش بیمه و توسعه نیز تا ظهر سالن پر است، اما از حدود ساعت ۱۰ یا ۱۰:۳۰ صبح، زمانیکه سخنرانی اصلی تمام میشود و رئیس جمهور و وزیر می روند، سالن خالی میشود؛ حتی با وجود سخنران خارجی.
فاطمی: آقای دکتر خسروشاهی، مدیران عامل و تعداد زیادی از اعضای هیئت مدیره شرکتهای بیمه حضور داشتند. اینها همان افرادی هستند که می خواهند صنعت بیمه را متحول کنند. دوستان محبت کردند و همراه ما بودند. فکر میکنم این برای ما که محتوا تهیه کردیم، دستاورد اصلی است. حال برای رساندن این محتوا به بدنه جامعه، دوستان قاعدتاً برنامه هایی دارند که اجرا خواهند کرد. اما اگر ما همایش برگزار می کنیم، یکی از ارکان آن، شرکت کننده است. نمیشود مسابقه فوتبال برگزار کرد و تماشاگر نداشت؛ درنهایت همین است که انسان را به وجد می آورد.
تعداد نشستها ۱۰ مورد بود که البته ۸ نشست برگزار شد . فکر می کنم کیفیت سخنرانی ها و در اصل پنل ها، نسبتاً خوب بود. حال باید جلوتر برویم و ببینیم ارزیابی ها چگونه است. درمجموع ۵۱ نفر در طول دو روز و در قالب ۱۰ نشست صحبت کردند. این عدد نشان میدهد که خیلی محدود عمل کردیم. دقت کنیم که این افراد تقریباً همگی در حوزه خود از افراد سرآمد بودند. من فکر نمیکنم فرد نامرتبطی میکروفن بهدست گرفته باشد. ممکن است یکی، دو مورد از دستمان در رفته باشد، اما درمجموع فکر میکنم این ۵۱ نفر، همگی افراد مرتبطی بودند.
ربیعی: یک نشست در اینجا لغو شد که مربوط به مدیران صنعت بیمه بود .
محسنی: اینکه از میان پنل ها فقط یک مورد مختص به مدیران صنعت بیمه بود که حضور پیدا نکردند و در لحظه های آخر لغو کردند هم قابل بحث است.
فاطمی: واقعیت این است که بازخوردیکه از حامیان اصلی دریافت کردیم ـ حداقل آنچه به بنده رسید ـ بسیار مثبت بود؛ یعنی دوستان از اینکه وقت گذاشته بودند یا هزینه کرده بودند، پشیمان نبودند.
برای ما بسیار مهم است که ببینیم آیا از طرف مقابل رضایت وجود دارد یا خیر. ثبتنام تعداد شرکت کنندگان دیر انجام شد، اما خوب بود. البته یکی از جشنواره ها را مجبور شدیم داوری نکنیم که بابت آن نتوانستیم کاری انجام دهیم، ولی خیلی مهم نبود. جشنواره اصلی ما که مربوط به محصولات بیمه ای بود، به نظرم خوب برگزار شد.
در نظرسنجی ای که انجام دادیم، ۱۷۳ نفر از آن چندنفر، ضرب در عدد ۲۴۰۰ شرکت کننده آمدند؛ از ۸۰۰ نفر، ۱۷۳ نفر مشارکت کردند. ترتیب نتایج بهاینصورت بود: کیفیت محتوایی ۷۱، میزان تناسب موضوعات ۶۴، تنوع و جامعیت موضوعات ۷۰، میزان نوآوری در مباحث ۶۸، ارزش علمی همایش ۶۸ درصد، مجموع ارزش کاربردی همایش ۶۵ درصد و نظم برنامه و مدیریت زمان ۵۰.
ما معمولاً در بسیاری از موارد، به ویژه در نشستهای دوم صبحها، زمان را رعایت نکردیم و هر روز ناهار را دیرتر ارائه دادیم. البته دوستان از ابتدا یکساعتونیم زمان ناهار پیش بینی کرده بودند که با همین عدد، ۴۵ دقیقه تخطی داشتیم و ۴۵ دقیقه باقی ماند. میانگین ۱۷۳ نفره بود.
درخصوص فضای فیزیکی و امکانات برج میلاد باید اشاره کرد که استانداردهای مشخصی دارد؛ ۸۳ درصد، همچنین کیفیت پذیرایی ۵۸درصد و تجربه کلی ۶۰ درصد بود.
فرحی: یک نکته برجسته و جالب وجود دارد؛ ۸۳ درصد مربوط به محل برگزاری که برج میلاد است، اما بقیه را که نگاه می کنیم، بالاترین نمره مربوط به کیفیت محتوای علمی با ۷۱ درصد است. برایم جالب بود؛ حرفهای جدید، خوب و جذابی شنیدم.
فاطمی: درحالیکه ما تلاش کردیم حتی المقدور از استفادهکردن از پاورپوینت پرهیز کنیم، این موضوع نشان می دهد که آن فرمت سنتیای که در آن، تعداد زیادی ارائه با پاورپوینت انجام می شود ـ که هم موجب خستگی مخاطبان می شود، هم آنها را از مباحث استدلالی و گفتوگو دور می کند ـ مطلوب ما نبود. آقای دکتر مسعود نیلی نیز چندسالی است تلاش می کنند از پاورپوینت استفاده نکنند و امروز هم که متن ارائه میکردند، اگر دقت کرده باشید، متن را کنار گذاشتند. چندنفر از افراد دانشگاهی که رشته اقتصاد نخوانده بودند، اظهار داشتند که از صحبتهای آقای دکتر نیلی، مطالب زیادی آموختند.
نقاطضعف عمدتاً مربوط به چالشهای مالی بود. ما در زمینه تبلیغات و اطلاع رسانی نیز تا حدی ضعیف عمل کردیم و بخشی از این ضعف نیز به شرایط دوران جنگ بازمی گردد. راه اندازی مجدد قطاری که متوقفشده، بسیار دشوار است. بااینحال دراینزمینه ضعف داشتیم و اینکار به خوبی انجام نشد.
محسنی: خوب است بازخوردهایی را که شخصاً از توییتر و لینکدین دریافت کرده ام، با شما در میان بگذارم. از میان افرادی که در همایش شرکت کرده بودند، گروهی از بخش درمان بودند. آقایی گفته بود، همایش جالبی بود و برای اولینبار بود که در یک همایش بیمه ای شرکت میکرد، اما چیزیکه برایش عجیب بود، تفاوت آن با سایر همایشها بود؛ چون سطح سخنرانیها بسیار خوب بود، اما شرکت کنندگان اغلب خود بیمه ای ها بودند و گویا بیشتر برای دیدوبازدید و گفت وگو و دیدن یکدیگر آمده بودند.
آرا: من سهسال در همایش دیجیتال اینشورنس شرکت کردم، آنجا هم همینطور است؛ بیشتر افراد برای ایجاد ارتباط می آیند. یعنی زمانیکه سخنرانی ها آغاز می شود، همه بیرون می آیند و با یکدیگر صحبت می کنند. فقط ایرانی ها نیستند؛ از کشورهای مختلف می آیند و هیچکدام نمی نشینند تا همه پنلها را گوش دهند. بیشتر به بخش ارتباطات، نمایشگاه و جلسات کاری خود می پردازند.
کشاورز: این همایش را اصلاً با همایشهای دیگر مقایسه نکنید؛ با همایش های صنعت بیمه مقایسه کنید؛ چون در غیر اینصورت به بیراهه می رویم. فضای همایش و افراد حاضر در آن را نمی دانم، اما اگر بخواهیم مشابه سازی کنیم، مثلاً بیمه کوثر همایش دارد، یا همایش بیمه و توسعه هم داریم، حتی میتوان با همین اجلاس «فیر» مقایسه کرد. وقتی مقایسه ای در همایشها انجام می دهیم، مقایسه دقیق تر آن است که با ساختار داخلی صنعت انجام شود.
فاطمی: به نظر من، چه تیم علمی و چه تیم اجرایی باید بیشتر به عوامل درونی نگاه کنیم. گاهی لازم است بدانیم چهنوع مشارکتی باید داشته باشیم. برخی افراد کلیدی هستند که علاقه مند به همراه یاند. همچنین ما نباید از اشکالات احتمالی خود غافل شویم.
فراهانی: زمانیکه با مدیرعامل شرکت ها برای مشارکت گفت وگو می کردیم، هیچگاه نگفتیم که شما در مدل مشارکتی تان، بدنه کارشناسی و شبکهفروش را درگیر کنید؛ ما در نظر داریم سال بعد بیشتر روی مشارکت مخاطبان بیمه ای تمرکز کنیم. در قالب یک مطالعه جدی، برنامه داریم که روی جذب مخاطب با استراتژی پیش برویم. نکته مهم آن است که اگر در صنعت بیمه دنبال مخاطب واقعی هستیم که بیاید در سالن بنشیند، گوش کند و یاد بگیرد. باید روی این مسئله بهصورت جدی فکر کنیم.
فاطمی: درخصوص مسئله مشارکت، نکته این است که مدیرانارشد بیمه باید درک کنند حضور در این همایش سرمایه گذاری است، نه هزینه. شناختهشدن فرصتها، ایجاد موقعیتهای مناسب، دعوت از افراد بین المللی ـ همه اینها شرایطی را فراهم می کند که نشان می دهد این یک سرمایه گذاری است ـ نه هزینه. درواقع این سرمایه گذاری در بهره برداری از فرصتها، ارتقای برند، افزایش سرعت یادگیری و نوآوری مؤثر است و باید عدممشارکت را ازمیانبرداشت و به سمت پیشرفت حرکت کرد.
حال نقاطقوت ما چه بود؟ ما فکر می کنیم یک نقطهقوت داشتیم که باید در کنار نقاطضعفمان، آن را پذیرفته و حفظ کنیم. یکی از آنها، پشتوانه نهادی قوی بود؛ یعنی جنابعالی (آقای دکتر خسروشاهی) و چندنفر از مدیرانعامل به صورت تمام وقت در همایش حضور داشتید و این برای برگزاری همایش، اعتبار زیادی بههمراه داشت؛ نهفقط پیش از همایش، بلکه در روز برگزاری. زیرمجموعه های شما ازجمله پژوهشکده بیمه، بیمه سامان، بیمه پاسارگاد و سایر همکاران نشان دادند، موضوعی وجود دارد که افراد به دنبال آن هستند. میخواهم بگویم از سطوح بالای صنعت بیمه، پشتیبانی خوبی دریافت کردیم و باید تلاش کنیم این حمایت را حفظ کنیم. مثلاً افرادی مانند آقای بختیاری، جهانگرد و آقای جراحی در هیچ جا حضور نداشتند، اما در برخی نشستها شرکت کردند. به نظر من، این نشان میدهد که ما این پشتیبانی را داشتیم. وجود یک مشارکت کننده اصلی مانند بیمه سامان، برای ما بسیار ارزشمند بود. هرچند با کمال تشکر از دوستان، باید تلاش کنیم که این بار را تقسیم کنیم تا بتوانیم این مسیر را ادامه دهیم.
تمایز محتوایی بین رشته ای، به نظر من بسیار زیاد بود. توجه فرمایید که مدیرعاملهای سه پلتفرم اصلی ما، همگی حضور داشتند.
دو سوی صنعت بیمه ـ شرکتهای بیمه و پلتفرم ها ـ بهاینترتیب حضور داشتند. درنهایت همایش ما از یکروز به دو روز تبدیل شد. رویدادهای جانبی مان به نظرمان نسبتاً موفق بود. البته واقعیت این است که نمایشگاهمان به دلیل حضور کم افراد، بازدیدکننده اش کمی کمتر بود. «جشنواره فن» را به طور خاص برای جذب نمایندگان فروش برگزار کردیم و آن نیز برگزار و نماینده ها انتخاب شد. دو جشنواره دیگر نیز برگزار شد که فکر می کنیم خروجی های خوبی داشتند.
فراهانی: یک حرکت دیگر نیز انجام دادیم؛ بازارچه دانش. 30 ایده را رشد دادیم که سه، چهارتای آنها کاملاً قابلیت اجرایی داشتند. ارزش آن سهتای اول، بهن ظر من بسیار بالاست. حالا ممکن است دست کم گرفته شوند، ولی آن سه مورد قابلیت رشد و کار جدی دارند که انشاءالله برای آنها برنامه ریزی خواهد شد.
فرحی: من نیز از بیمه استارز بازخوردهای خوبی دریافت کردم و فکر می کنم برای اینکه سال آینده این بخش پررنگ تر شود، باید جوایز بهتری در نظر گرفته شود. این موضوع اثر گله ای دارد؛ یعنی جوانها جذب می شوند و آنهایی که دلباخته صنعت هستند، موجب رونق و حضور بیشتر خواهند شد.
فاطمی: برای اینکه خودم بازخورد بگیرم، از دکتر مجید نیلی خواهش کردم به عنوان متخصص در جلسه حضور یابند. ایشان به عنوان داور ننشست، بلکه در ردیف پایین نشست. جایگاه مان در برج میلاد مناسب بود و فکر میکنیم بستری نو برای ارتقا ایجاد شده است. ممکن است اگر نظر دوستان باشد، بتوان بر مبنای آن چیزی ساخت و ادامه داد. اگر قرار باشد انجام شود و دوستان هم چنین نظری داشته باشند، باید برای سال آینده برنامه ریزی کنیم.
فراهانی: من تجربه جهانی را مطالعه کردم. در سال اول، گفته میشود تمرکز بر شخصیت و زبان مفهوم است. درواقع تمرکز بر شخصیت و زبان مفهوم بود که نتایج خوبی بههمراه داشت. نتایج جهانی نشان میدهد که در سال اول، مشارکت کلاً زیاد است. درعینحال باید استراتژی جذب مخاطب خود را بازنگری کنیم.
آقای فاطمی: زمانیکه ما نامه ای به مدیرعامل بانک ارسال می کردیم، بانک موظف میشد ۳۰ نفر از واحدهای خود را در همایش شرکت دهد.
آرا: ما اگر برای ۱۰۰ نفر نامه ارسال کردیم، ۵۰ نفر را از شبکهفروش در نظر گرفتیم و استقبال خوبی هم صورت گرفت. اگر اطلاع رسانی به شبکهفروش انجام می شد، آنها نیز علاقه مند به شرکت بودند.
رجبی: در اطلاع رسانی ضعف داشتیم، اما اصلی ترین مسئله، فرآیند تأمین منابع مالی بود که به صورت تکه تکه انجام میشد و نمیتوانستیم به صورت گسترده عمل کنیم. همه اینها به یک اصل کلی بازمی گردد؛ منابع مالی باید به موقع تأمین شود تا بتوان از فرصت کوتاه موجود بهره برداری کرد.
کشاورز: یکی از همایشهای خوبی بود که واقعاً در این چندسال در آن شرکت کردم. همانطور که اشاره شد، حمایتهای نهادی قوی، به ویژه حضور خود آقای دکتر، انصافاً پیام مهمی داشت. کشور ما بسیار درگیر «همه چیزدانی» است؛ گمان میکنیم همهچیز را خودمان میدانیم. اما وقتی آقای دکتر شخصاً حضور پیدا می کنند، این حضور پیام مهمی برای صنعت دارد. من به نوبه خودم واقعاً از ایشان سپاسگزارم. ایشان با دقت پیگیر بودند، نوع اجرا بسیار خوب بود و تازگی داشت. حتی چیدمان صندلیها نیز مناسب بود؛ یعنی مشخص بود که قرار است پیام جدیدی منتقل شود و همایش به صورت تیپیکال برگزار نشود؛ برخلاف بسیاری از همایشهاییکه تاکنون برگزار شده اند. این تغییرات واقعاً محسوس بود. اجرای خود آقای دکتر نیز بسیار دلپذیر بود؛ ایشان به گونه ای صحبت میکردند که مخاطب مشتاق شنیدن بیشتر میشد. واقعاً این هم تأثیرگذار بود.
چند نکته مثبت نیز وجود دارد. همانطور که عرض کردم، این همایش را نباید صرفاً برای یافتن نقاطقوت سایر همایشها مقایسه کرد؛ اگرچه مقایسه برای شناخت نقاطقوت مفید است، اما در مقام ارزیابی نباید چنین کرد. باید با همایشهای صنعت بیمه مقایسه شود، چراکه مخاطبان صنعت بیمه، همانطور که گفته شد، حدود ۲۵ هزار کارمند رسمی دارند و مابقی در شبکهفروش فعالیت میکنند.
اکنون نگاهی وجود دارد که هجمه ای ایجاد کرده اند مبنی بر اینکه قرار است درباره تحول دیجیتال صحبت شود. به هرحال همه افرادی که در شبکهفروش متعارف ما حضور دارند، با چنین نگاهی مواجه شده اند. جبهه ای شکل گرفته و گفت وگوهایی در حال انجام است که به افراد، داده هایی منتقل می شود که بعضاً نادرست هستند. بنابراین حتی اگر فرض کنیم که قرار است حوزه هایی مانند کارگزاریهای آنلاین یا خدمات برخط مطرح شوند، چه اشکالی دارد؟ اتفاقاً ما اکنون درگیر موضوعاتی هستیم که اگر با همان افراد گفت وگو شود، گویی برخی فقط از موضوعی پیروی میکنند که خودشان از کم وکیف آن اطلاعی ندارند و تصور میکنند که باید در این مسیر حرکت کنند، بدون آنکه به صورت عمیق به موضوع بپردازند.
از نظر فرهنگی نیز، وقتی مهمانیای برگزار می کنیم، تا زمانیکه کسی را دعوت نکرده ایم، هیچ توقعی وجود ندارد، اما وقتی افراد دعوت میشوند، برایشان توقع ایجاد میشود. من همیشه به همکارانم میگویم: افراد زیادی در خیابان پاسارگاد هستند، اما وقتی کسی وارد بیمه پاسارگاد میشود، تفاوت زیادی دارد؛ یعنی آن فرد وارد سازمان ما شده و قدم در فضای ما گذاشته است. نوع برخورد، نوع تعامل و نوع پذیراییای که با ایشان صورت می گیرد، تصویری از ما در ذهن او ایجاد می کند. وقتی در همایش افراد را دعوت می کنیم، مراسم باید باشکوه تر برگزار شود. یعنی چه؟ یعنی باید تیم اجرایی ما از نظر تعداد افراد بیشتر باشند تا بتوانند راهنمایی کنند فردی را که در این مسیر آمده؛ اکنون باید چه کند و به کجا برود. در این موضوعات، توجه به افراد از ابتدا اهمیت دارد .
نکته بعدی این است که شاید در همایشهای آینده، هدف اصلیمان را مشخص کنیم؛ اینکه از این همایش چهچیزی بهدست آوریم. بهعنوان یک پیشنهاد، میتوان گفت که مثلاً هدفی داشته باشیم با پنلهای مختلف اما با موضوع واحد، تا افراد بتوانند انتخاب کنند. نه اینکه پنلها موضوعات مختلفی داشته باشند؛ مثلاً فردی بخواهد سخنرانی فلان شخص را در آن پنل گوش دهد، درحالیکه موضوع یکی باشد. این پیشنهاد را مطرح میکنم تا به آن فکر شود. مثلاً اگر قرار است 10 پنل برگزار شود، این احترام به مخاطب است که خودش انتخاب کند صحبتهای کدام فرد را گوش دهد. سپس این فرد متوجه میشود که استقبال از آن مقاله، آن ارائه، یا آن سخنران بیشتر بوده است.
فکر می کنم در همایش فعلی، گستردگی و تنوع زیاد محورها باعث شد که پیام مشخصی شکل نگیرد. درحالیکه همه ارائه ها واقعاً جالب بودند، اما پیام های مختلفی مطرح شد و هرکدام تلنگرها و جرقه هایی در ذهن ما ایجاد کردند. واقعیت این است که همین اتفاق نیز در ذهن سایر مخاطبان افتاده است.
نکته آخر اینکه به نظر من در همایش های آینده، ابتدا باید مخاطبان را انتخاب کنیم، سپس همایش را برای آنان برگزار کنیم. یعنی چه؟ یعنی اینکه باید مشخص کنیم این همایش برای چهکسانی برگزار میشود؛ برای مدیرعامل ها، برای شبکهفروش، برای دانشجویان یا حتی برای مخاطبانی خارج از صنعت. مثلاً زمانی هست که می خواهیم گروهی از دانشجویان را دعوت کنیم و همایش را برای آنان برگزار کنیم. این همایش اگر تماماً دانشجویی باشد، مدیرانعامل صنعت و شبکهفروش نیز میتوانند به عنوان مخاطب حضور یابند و ببینند این افراد چه پیشنهادهایی برای ما دارند و چه تغییراتی را مطرح می کنند. چون اگر ما صرفاً از تجربه زیسته خود صحبت کنیم، بخشی از آن تکراری است. واقعیت این است که ما همان تجربه های زیست همان را بازگو می کنیم و شاید نسبت به آنها سوگیری هم داشته باشیم. این تغییر، به راحتی اتفاق نمیافتد.
در یکی از پنلهای فرعی گفتم که نسل جدید بسیار بر استعدادها (تلنتها) تأکید دارند و معتقدم که این افراد ساختارشکن هستند. در گذشته نیز در حوزه های علمی چنین بود؛ استاد از اینکه طلبهای با او بحث کند و او را به چالش بکشد، استقبال می کرد. گفته اند که شیخ مرتضی انصاری یک موضوع را ۹۰ بار مطرح کرد و همه تأیید کردند، اما خودش روز بعد دوباره آن را نقد کرد، چون کسی نبود که او را به چالش بکشد.
میخواهم بگویم که گاهی اگر پنلها به صورت چالشی برگزار شوند، از حالت یکسویه خارج می شوند. گاهی ما چیزی را مطرح میکنیم و به زعم خودمان بسیار خوب است، اما اشکالی ندارد که فرصتی فراهم شود تا افرادی ما را به چالش بکشند. یکی از محورهای مهم همایش می تواند همین چالش پذیری باشد که به ایجاد تغییر کمک میکند.
نکته دیگر اینکه، برخی موضوعات ما وارداتی هستند، اما نگاه بومی زیادی بر آنها حاکم شده است. اصطلاحاً میخ هایی کوبیده ایم که باید کسی بیاید و آنها را بیرون بکشد؛ یعنی موانع را بردارد. ببینید، صنعت بیمه، علمی وارداتی است که از خارج کشور گرفته و وارد شده است. بسیاری اوقات ما آن را آوردهایم، سپس با تعصب گفته ایم که این میخ ها نباید جابه جا شوند. کسی که از بیرون نگاه میکند، میپرسد چرا باید اینها باقی بمانند؟ اتفاقاً اگر برداشته شوند، کار روانتر و بهتر انجام میشود.
فراهانی: تجربه های جهانی سه ساله معمولاً برای اصلاح نگرشها مورد بررسی قرار می گیرند و به طور طبیعی ممکن است در سال بعد، شبکه فروش یا مدلهای جذب مخاطب تغییر کند.آقای دکتر فاطمی، شما تجربه هایی دراینزمینه داشته اید؛ پاسخ های آقای کشاورز را نیز در نظر بگیرید، اینکه مدل جذب مخاطب تک محور باشد یا چندمحور.
فاطمی: باید برای همایش، تم مشخصی تعیین کنیم. همانطور که عرض کردم، موضوع باید به گونه ای باشد که مقداری حاشیه هم داشته باشد تا سایر افراد نیز در آن قالب قرار بگیرند. در آن تم باید بتوانیم طیف متفاوتی از مخاطبان را حفظ کنیم. اجرای این کار، هنری است که باید داشته باشیم تا همایش را به درستی برگزار کنیم. چون بالاخره، یکی از دلایلیکه بانکها در همایشها حضور پیدا می کردند، همین جذب افراد بود؛ یعنی دانشجویان و فارغالتحصیلان به آنجا می آمدند و بانکها از میان آنها نسل بعدی کارمندان خود را استخدام میکردند. بههمینخاطر بانکی که اسپانسر می شد، از دانشگاه نیز در همان محل نمایشگاهی بهره برداری می کرد. این نکاتیکه عرض کردم، باید حتماً موردتوجه قرار گیرد تا پاسخ مشخصی برای آنها داشته باشیم.
فراهانی: برای بیمه گذاران بزرگ نیز طرحی داشتیم، منتها زمان اجرای آن بسیار محدود بود و اگر اجرا می شد، احتمالاً نتیجه مطلوبی نداشت؛ بههمیندلیل از اجرای آن صرفنظر کردیم.
فرحی: نکته ایکه به ذهنم رسید، در همایشها، یک جنجال کنترل شده همیشه مطلوب و دلپذیر است. چنین همایشی می تواند شبیه برنامه های «هارد تاک» بی بی سی یا شوهای فاکسنیوز باشد، یا حتی مانند مناظرات ریاست جمهوری که نوعی شو کنترل شده هستند.
نکته بعدی درباره مدعوین است؛ بیمه گذاران و مدیرعاملان که به نوعی در همایش حضور داشتند. اما متخصصان خارج از صنعت بیمه نیز اهمیت دارند. مثلاً درباره آقای اعتمادیان که دعوت شده بودند؛ ما پنجشنبه به دهکده سلامت محب رفتیم، جمعی حضور داشتند، خود آقای دکتر هم حضور داشتند. درواقع یک شبکه ارتباطی شکل گرفت. ما در حوزه مدیکال، امثال آقای اعتمادیان را داریم؛ حداقل هفت، هشت، 10نفر را میشناسم. همچنین در حوزه پتروشیمی، انرژی و سایر حوزهها نیز افراد متخصصی وجود دارند.
فاطمی: ما تلاش خود را کردیم؛ مانند دعوت از دکتر عبدو و آقای دکتر اعتمادیان. اما دکتر درویش نتوانست بیاید. بااینحال درست میفرمایید؛ این افراد واقعاً ارزشمندند. مثلاً آقای دکتر اعتمادیان پنل خود را بسیار خوب اداره کرد. ایشان فردی بود که از بیرون دعوت شد و روز قبل، پنل را مدیریت کرد.
فرحی: با برخی از افراد شبکه فروش، آنقدر فهم مشترک داریم که اگر پنلی برگزار شود، میتوانیم از قبل هماهنگ کنیم که در کجا با یکدیگر درگیر شویم و در کجا توافق داشته باشیم. حتی میتوان حالتی تئاترگونه ایجاد کرد و یکبار تمرین کرد تا اجرا بهتر شود.
فراهانی: جمع بندی و درواقع صحبت درباره همایش بعدی را نیز داشته باشیم. یکی از محورهایی که نوشته بودیم این بود که چه نقاطی در همایش اول میتوانست بهتر برگزار شود؛ این مورد مطرح شد و دیگر به آن نمی پردازیم. لطفاً جمع بندی را با نگاه به آینده و مشخصاً همایش اکوبیمه ۲ ارائه فرمایید.
خسروشاهی: پیش از هرچیز، لازم میدانم از همه دوستان و همکارانی که درگیر اجرای همایش بودند، تشکر کنم. به ویژه از اسپانسرهای اصلی و… به نظرم همایش به لحاظ اجرایی در روز برگزاری بسیار خوب پیش رفت. این برنامه، تجربه ای تازه بود و اگرچه بیشتر صحبتها حول تعداد مشارکتکنندگان بود، اما به نظرم این موضوع فرعی است.
تنها نکته ای که باید به آن توجه کرد، موضوع اطلاع رسانی است. شاید مشارکت پایین تا حدی تحتتأثیر همین موضوع بود. ما بیشتر در شبکه های داخلی خودمان اطلاع رسانی کردیم و در فضای بیرونی، بازتاب متفاوتی داشت. در آینده باید این اشکال را برطرف کنیم تا بهره برداری بیشتری از ظرفیت رسانه ها و فضای مجازی داشته باشیم. اما آنچه از نظر من مهمتر است و در این همایش اتفاق افتاد ـ و من در همایشهای بعدی هم از همین زاویه به موضوع نگاه می کنم ـ این است که افراد شاخص از حوزه های بیرون از صنعت بیمه، ذهنشان درگیر بیمه شد. اینکه افرادی مثل آقای فاضلی، آقای نیلی، دکتر عبدو یا دکتر مجید نیلی از حوزه های مختلف علمی و اقتصادی درگیر موضوعات بیمه ای شدند، خودش یک دستاورد مهم است. اگر حتی دو نفر از این افراد از فردا درگیر مسائل بیمه ای شوند، این یکنوع سرمایه گذاری بلندمدت است که برای من بسیار ارزشمند بود.
نکته دوم اینکه، این گفت وگوها باعث می شود که سد ارتباطی شکسته شود. وقتی افراد در فضایی راحت و آزاد صحبت میکنند، اطلاعات منتقل میشود و این همانچیزی است که باعث رشد صنعت بیمه میشود. جامعه مدنی و طبقه متوسطبهبالای جامعه، حتی اگر منتقد باشند، همین تعاملات میتواند به رشد کمک کند.
نکته سوم اینکه، وقتی افراد شاخص از حوزه های علمی در همایش حضور پیدا می کنند و درباره بیمه صحبت می کنند، اگر این صحبتها منتشر شود، افراد زیادی آن را می بینند و گوش می دهند. مثلاً وقتی آقای عبدو یا آقای فاضلی درباره بیمه صحبت میکنند، این برای صنعت بیمه بسیار ارزشمند است. این هم نوعی سرمایه گذاری رسانه ای و فکری است که باید آن را تقویت کنیم. نکته ایکه برای بنده اهمیت داشت و از این همایش برداشت کردم، آن بود که این گفت وگوها به من کمک کرد تا برخی موضوعات را با نگاهی متفاوت دنبال کنم. اگرچه خود را فردی علاقه مند به جوانگرایی و نوگرایی می دانم، اما فضای موجود در صنعت بیمه چندان اجازه بروز این گرایشها را نمیدهد. بااینحال حضور جمعی از افراد خارج از این فضا، به ما کمک میکند تا این مباحث را با جسارت بیشتری پیش ببریم.
این همایش میتواند مسیری برای توسعه نوآوری، دیجیتال سازی و سایر مفاهیم نوین در صنعت بیمه بگشاید. به ویژه برای افرادیکه در این صنعت به دنبال نوآوری هستند اما در فضای سنتی و ساختارهای مسلط گرفتارند، این رویداد می تواند فرصتی برای تنفس و حرکت باشد. درواقع این همایش به تضعیف هژمونی روشهای سنتی کمک می کند و زمینه را برای شنیدهشدن صداهای متفاوت فراهم میسازد. افرادیکه در برابر تغییر مقاومت می کنند، زمانیکه می بینند چهره های شاخص نیز سخنانی متفاوت مطرح می کنند، ناگزیر از تجدیدنظر خواهند شد. این ازجمله دستاوردهای مهم این همایش بود. البته این فرآیند، زمانبر است و نیازمند استمرار. ازاین رو ادامه برگزاری چنین همایشهایی، با تقویت نقاطقوت و رفع کاستیها، قطعاً در سالهای آینده بسیار مفید است.
گودرزی: نکاتیکه دوستان مطرح کردند، کاملاً صحیح است. نقطهقوت اصلی این همایش، محتوای آن بود. اگر واقعاً این محتواهای غنی و تأثیرگذار وجود نداشت، باید صادقانه بگوییم که این رویداد نمی توانست به چنین سطحی از اهمیت دست یابد. این همایش در راستای سیاستهای رئیس کل محترم نیز بود؛ سیاستیکه بر خروج صنعت بیمه از فضای بسته و محدود فعلی و ورود آن به عرصه عمومی تأکید دارد.
برگزاری چنین رویدادهاییـ اعم از همایش و نمایشگاه ـ به تعمیق ارتباطات انسانی کمک می کند. ارتباطات چهره به چهره و گفت وگوهای شفاهی، تأثیرگذاری بسیار بیشتری نسبت به ارتباطات رسانه ای دارند، چراکه از کانال های انسانی و مستقیم عبور می کنند و عمق بیشتری دارند، فارغ از اینکه آن کانال چه باشد. معتقدم اگر هدف این است که همایش به صورت گسترده و فراگیر دیده شود، پیوست رسانه ای باید، هم پیش از همایش، هم پس از آن فعال باشد.
ربیعی: این موضوع به سیاستگذاری بازمی گردد که آیا قصد دارند به طور ویژه از بیمه داری نوین به عنوان برگزار کننده همایش حمایت کنند یا خیر. باید مشخص شود، آیا هدف این است که بیمه داری نوین به عنوان یک رسانه مستقل در صنعت بیمه، برجسته و وارد حوزه برگزاری رویدادها شود.
فراهانی: دلیل اینکه بسیاری بهسمت همایشهای دنیای اقتصاد می روند، اعتبار و سابقه آن است. در صنعت بیمه نیز، چون بیمه داری نوین برگزارکننده است، بسیاری از مدیران عامل به آن اعتماد می کنند. این رسانه به واسطه عمق علمی، تلاشهای پژوهشی و نقش حمایتی اش در صنعت بیمه، اعتماد قابلتوجهی کسب کرده است. بنابراین وقتی همایشی توسط بیمه داری نوین برگزار می شود، این اعتماد باید تقویت شود و به عنوان سرمایه ای برای آینده حفظ گردد.
خسروشاهی: بیمه مرکزی مجموعه ای از اهداف مشخص دارد و با هر فرد یا نهادی که بتواند در تحقق این اهداف نقش آفرینی کند، همکاری خواهد داشت. اما این همکاری مشروط به رعایت استانداردهایی است. صرف داشتن مجوز یا مدارک رسمی، برای ما کافی نیست. رسانه ایکه اصول حرفه ای و اخلاقی را رعایت کند، مورد پذیرش ماست؛ چه بیمه داری نوین باشد، چه رسانه ای دیگر که این استانداردها را داراست.
گودرزی: لازم است فضایی فراهم شود تا سایر رسانه ها نیز بتوانند در این مسیر وارد شوند و نقش ایفا کنند.
محسنی: با شما موفقم نقش رسانه ها دیگر هم مهم است که در سال آتی حتما به آن فکر می کنیم.
اما اجازه دهید توضیح دقیق تری ارائه کنم. طی روزهای اخیر، تماسه ای متعددی از سمت رسانه ها دریافت کرده ام. رسانه های متعددی همایش ما را پوشش دادند. ازجمله خبرگزاری مهر، ایرنا، ایسنا، باشگاه خبرنگاران، زومیت، تسنیم، پیوست، دیجیاتو، راه پرداخت و بسیاری از رسانه های تخصصی بیمه ای این رویداد را پوشش دادند. در حوزه بیمه؛ باشگاه بیمه گران، راز پول و چابک آنلاین، تیم تصویری مستقر در همایش داشتند، همچنین رسانه هایی مانند؛ مراقب بیمه و نبض بیمه نیز این همایش را پوشش دادند.
توجه داشته باشید که ما این همایش را برگزار کردیم تا از کلیشه ها عبور کنیم و حصارهای ذهنی در صنعت بیمه شکسته شود. ما باید تلاش کنیم که این مسیر ادامه پیدا کند.
آرا: باتوجه به استانداردهای موجود، از آنجا که بیمهداری نوین آغازگر این حرکت بود، بیمه سامان حمایت خود را اعلام کرد. نکته بسیار مهم این است که این همایش، مبتنی بر مقاله نبود؛ فراخوان مقاله نداشت، چاپی منتشر نشد و مطالب ارائه شده نیز به گونه ای بود که قابلیت خبرسازی مستمر در طول یکسال آینده را دارد. همانطور که خودتان اشاره کردید، این مطالب در رسانه های مختلف بازنشر می شوند و هرچه این بازنشر گسترده تر باشد، به دیدهشدن بیشتر همایش کمک خواهد کرد.
نکته دیگری که باید مدنظر قرار گیرد، حمایت جناب آقای خسروشاهی است. حضور فعال ایشان میتواند نقش مؤثری ایفا کند و موجب شود که تمرکز از حواشی برداشته شود و ایشان نیز درگیر امور اجرایی و محتوایی شوند. درمجموع از نظر من، این همایش با کیفیت بسیار بالایی برگزار شد و جای تقدیر دارد.
خسروشاهی: موضوعیکه شخصاً پیگیری میکردم، این بود که یکی از نتایج این همایش آن باشد که بتوانیم اعلام کنیم: «اگر قرار است کاری اصولی و حرفهای انجام شود، ما نیز در کنار آن خواهیم بود. »
آرا: برای سال آینده، پیشنهاد میکنم تمرکز همایش به سمت شبکه فروش هم معطوف شود. اگرچه ما باید از رده های بالای مدیریتی شروع کنیم و تغییرات را در آن سطوح اعمال کنیم و اگر قرار است روندهای کلان در صنعت بیمه شکل بگیرد، باید در همایش آینده، بر این روندها تمرکز کنیم.
کشاورز: اگر هدف ما اثرگذاری بر روندهای کلان صنعت بیمه است، مخاطب اصلی باید جامعه ۲۵ هزار نفری فعالان این صنعت باشد؛ به ویژه شبکه فروش و مدیرانارشد. به نظر من، تغییر را ابتدا باید در ذهن مدیران بیمه ایجاد شود تا بتوانیم تحول واقعی را رقم بزنیم. مدیران صنعت بیمه باید به گونه ای در همایش حضور یابند که صرفاً ارائه دهنده نباشند، بلکه به عنوان بدنه تصمیم ساز ایفای نقش کنند.
فاطمی: ممکن است مشتریان بزرگ نیز در همایش حضور یابند، اما اگر موضوعاتی مانند بیمه تکمیلی درمان مطرح شود، وزارت بهداشت نیز باید در جمع مخاطبان قرار گیرد. هدف این است که بازیگران اصلی صنعت بیمه درگیر شوند. ما برای شبکه فروش ارزش افزوده ایم، اما شبکه فروش نیز باید برای خود ارزش آفرینی کند. چرا تصور میشود که روندهای کلان صرفاً به فروش محدود میشوند؟ درحالیکه بخش قابل توجهی از آنها مربوط به خدمات پس از فروش است.
کشاورز: دقیقاً. وقتی صحبت از خدمات پس از فروش می شود، یعنی باید مدیران را مخاطب قرار داد، نهصرفاً جامعه شبکه فروش. روندهای کلان، درنهایت بر مشتری اثر میگذارند. بخشی از خدمات از طریق شبکه فروش ارائه میشود، اما بخش دیگر مربوط به خدمات پس از فروش است که نارضایتی ها نیز در همان بخش بروز می کند. اگر هدف ما اثرگذاری بر روندهای کلان است، باید مدیران را دعوت کنیم تا در همایش حضور یابند، نوآوری ها را بشنوند و در شرکتهای خود تحولات لازم را رقم بزنند تا رضایت مشتری حاصل شود.
خسروشاهی: به نظر من، نباید مخاطبان را از یکدیگر تفکیک کنیم. مدیران نیز مخاطب هستند، اما این به معنای حذف شبکه فروش نیست. صنعت بیمه از ابتدا با شبکه فروش شکل گرفته و حذف آنها منطقی نیست.
کشاورز: عرض من این بود که مخاطب اصلی باید مدیران باشند. پیشنهاد من این است که شبکه فروش، ارزیابان خسارت و سایر بخشها نیز حضور داشته باشند. اما مسیر استراتژیک همایش باید مشخص شود تا برای مدیران شرکتهای بیمه معنا پیدا کند.
خسروشاهی: هدف من از انتخاب مخاطب این بود که اگر قرار است دو روز زمان صرف شود، باید از پنلها بیشترین بهره برداری صورت گیرد. پیشنهاد من این است که ساختار پنلها براساس تجربه و تخصص طراحی شود.
فراهانی: زمانیکه پنلی طراحی میشود، باید ابعاد مختلف آن در نظر گرفته شود. تجربه افراد در حوزه های مختلف بسیار مهم است. بسیاری از مدیران در پنلها حضور داشتند، اما تنها 10 دقیقه صحبت کردند و باقی زمان را در جایگاه پایین نشستند. انتقال تجربه در هر حوزه بسیار ارزشمند است. اگر فردی دانش تخصصی نیز داشته باشد، که چه بهتر.
در جمعبندی نهایی، حاضرین در نشست پیشنهاد کردند که همایش بعدی در تابستان پس از پایان مجامع، در اواخر مردادماه برگزار شود.





نظر شما چیست؟