نه شرکتهای بیمه آنگونه که باید و شاید از ظرفیتهای فناوری کشور استفاده میکنند، و نه شرکتهای دانشبنیان ما که در حوزههایی مانند هوش مصنوعی، کلانداده، یادگیری ماشین و بلاکچین فعالیت دارند و پتانسیل آن را دارا هستند توانستهاند وارد این فضا شوند. / آییننامه به گونهای نوشته شده که تعاریف در آن برای فعالان اکوسیستم به اندازه کافی دقیق نیست؛ به عنوان مثال، آنگونه که در آییننامه شرکتهای دانشبنیان یا قانون جهش تولید دانشبنیان وجود دارد، تعریف شرکت فناور، شرکت خلاق و شرکت دانشبنیان از یکدیگر تفکیک نشده است. همچنین تعریفی از صندوقهای پژوهش و فناوری ارائه نداده و ظرفیت سرمایهگذاری شرکتهای بیمه در این صندوقها را مشخص نکرده است. با رفع این موارد، امکان سرمایهگذاری و رویکرد جدیدی برای شرکتهای بیمه در حوزه دانشبنیان فراهم میشود که میتواند به تقاضا برای هوش مصنوعی کمک کند.
به گزارش ریسک نیوز مجید نیلی احمدآبادی در ششمین پنل همایش اکو بیمه گفت:سوال اصلی که پیش میآید این است که ورود هوش مصنوعی، یک شمشیر دولبه است؛ میتواند به ابزاری برای عدالت و شفافیت تبدیل شود و از طرف دیگر، اساساً شکل بیمه را تغییر خواهد داد و تبعات اجتماعی-اقتصادی به دنبال خواهد داشت.
وی در ادامه دو محور اصلی سوال خود را مطرح کرد: اکنون برای اینکه هم بتوانیم از این فرصت استفاده کنیم و هم بتوانیم پیشدستانه درباره آن پیچیدگیها و مشکلاتی که میتواند ایجاد کند بیندیشیم، چه کاری باید انجام داد؟
مدیر پنل با اشاره به نکته مهم دیگری که در بحثها مطرح شده بود افزود: نکته بسیار مهم دیگری که در بحث تاکنون وجود داشت، این بود که چگونه میتوان مسیر را به گونهای ترسیم کرد که صنعت بیمه خود نیز وارد حوزه مدیریت ریسک جامعه و مردم شود؟ بهگونهای که هم از آن منفعت ببرد و هم شریک حاکمیت در کاهش ریسک جامعه و به طور کلی کاهش هزینههای کشور گردد.
روحالله ابوجعفری، عضو هیأت علمی پژوهشکده مطالعات فناوری ریاست جمهوری و نایب رئیس هیئت مدیره فرابورس ایران،گفت: من در ابتدا میخواهم از منظر لنز سیاستگذاری علم و فناوری به این موضوع بپردازم و سپس تجربیاتی را با دوستان به اشتراک بگذارم که ما در توسعه فناوری داریم. این موضوع که چگونه میتوان از این فناوری استفاده کرد؟ اساساً فناوری چگونه وارد میشود و در خدمت جامعه قرار میگیرد؟
رویکرد خطی به توسعه فناوری
وی در معرفی رویکرد «فشار فناوری»(Technology Push) اظهار داشت: یک رویکردی وجود دارد که به آن «تکنولوژی پوش» میگوییم. یعنی فناوری به واسطه اختراع، توسعه تحقیق و پژوهش و اتفاقاتی که ممکن است رخ دهد، تبدیل به یک سری راهکارهای فناورانه میشود. و این راهکارها خود را به جامعه عرضه میکنند. هنگامی که با یک سری نیازهای جامعه در تقابل یا تعامل قرار میگیرند، به تدریج در جامعه تبدیل به فناوری، محصول، بازار شکلگرفته، کسبوکار و در نهایت صنعت میشوند.
ابوجعفری این روند را اینگونه نامید و تاریخچهای از آن ارائه کرد: ما به این رویکرد، «رویکرد خطی به توسعه فناوری» میگوییم. سیاستگذاری فناوری نیز تا دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی عمدتاً بر این مبنا بود. مثلاً در بنیاد ملی علوم (NSF) آمریکا، رویکرد این بود که دولت سرمایهگذاری و تأمین مالی تحقیق و پژوهش را انجام دهد و این در نهایت به محصول تبدیل شود.
وی سپس به ظهور رویکردی دیگر در وزارت دفاع آمریکا اشاره کرد: اما در وزارت دفاع آمریکا رویکرد دیگری شکل گرفت. گفتند اینگونه نیست که همه فرآیندها و موضوعات لزوماً از تحقیق و پژوهش شروع شود؛ بسیاری از آنها از «نیاز» آغاز میشود.
وی با توضیح دلیل این تغییر و ذکر یک مثال ادامه داد: چون آنها در خط مقدم بودند و با مسائل واقعی (در حوزه سلاحهای نظامی، اطلاعاتی-امنیتی) درگیر بودند، گفتند بسیاری اوقات ما نیازهایی را مطرح میکنیم و مسائلی را مشخص میکنیم، سپس دانشمندان بر روی آن کار میکنند. مثال بارز آن «جان نش» برنده نوبل اقتصاد ۱۹۹۴ است – اگر فیلم «ذهن زیبا» را دیده باشید – که مسئله اصلی او در آنجا، رمزنگاری برای ارتش آمریکا بود.
روحالله ابوجعفری با تطبیق چارچوب نظری بر موضوع پنل گفت: لذا داستان ما در این پنل نیز همین است؛ هوش مصنوعی هم از این فرآیند جدا نیست دوستان. ما باید از هر دو منظر به این موضوع نگاه کنیم. شرکتهای بیمهای که اکنون به مردم خدمات میدهند، باید از زاویه «نیاز» (در فضای رقابتی) به سمت استفاده از فناوری حرکت کنند.
نقطه تلاقی تعامل شرکتهای بیمه و شرکتهای دانشبنیان
وی با اشاره به شکلگیری اکوسیستم نوآوری در ایران از دهه ۸۰ خورشیدی افزود: نکته دوم این است که ما تقریباً از دهه ۸۰ به بعد در کشور، با شکلگیری معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، صندوق نوآوری و شکوفایی و همچنین سرمایهگذاریهایی که در بخش خصوصی صورت گرفت، شاهد ظهور سرمایهگذاران خطرپذیر (VC) بودهایم. مجمع انجمن سرمایهگذاران خطرپذیر برگزار شد؛ اکنون حدود ۱۶۷ عضو شامل صندوقهای پژوهش و فناوری و VCها در کشور داریم که به اکوسیستم شرکتهای دانشبنیان و استارتاپی متصل هستند.
ابوجعفری با تأکید بر رسیدن این شرکتها به «توده بحرانی» (Critical Mass) اظهار داشت: پیرو نکته اولی که عرض کردم، این شرکتها هم اکنون به یک «توده بحرانی» رسیدهاند و میتوانند مسئله حلکن باشند. آنها از همین ابزارهای فناورانه استفاده میکنند و میتوانند خدمات ارائه دهند. اینجاست که فرآیند تعامل شرکتهای بیمه و شرکتهای دانشبنیان به نقطه تلاقی میرسد. در حوزه صنعت بیمه، این تلاقی باید در «بیمه مرکزی» رخ دهد و بیمه مرکزی نقش فعالانهای در این زمینه ایفا کند.
وی با مرور قانون حمایت از شرکتهای دانشبنیان و پرسش از عدم تحقق حمایت بیمهای ادامه داد: ما در سال ۸۹ «قانون حمایت از شرکتهای دانشبنیان» را تصویب کردیم که در آن انواع حمایتهای مختلف (مالی، گمرکی، مالیاتی و …) پیشبینی شده است؛ یکی از آن حمایتها، «حمایتهای بیمهای» است. از آنجا که از ابتدا در این فضا حضور داشتم، همیشه برایم این سوال مطرح بود که چرا ما هیچوقت نتوانستهایم حمایتهای بیمهای را برای شرکتهای دانشبنیان فعال کنیم؟ دلیلش چیست؟
دکتر ابوجعفری با بیان تجربه شخصی خود از زمان مشاور در وزارت اقتصاد گفت: وقتی به وزارت اقتصاد رفتم، سعی کردم وقت بیشتری بگذارم و با دوستان حوزه بیمه (به خصوص بیمه مرکزی) بنشینم و گفتگو کنم. باید عرض کنم که آنجا متوجه شدم اکوسیستم دانشبنیان کشور ما (چه در سطح مقرراتگذاری و چه در سطح شرکتها) اصلاً با صنعت بیمه آشنا نیستند و ادبیات مشترکی ندارند.
وی با ذکر مثالهایی از این شکاف ارتباطی نتیجه گرفت: مثلاً آنها [طرف دانشبنیان] میگفتند “شرکتهای بیمه بیایند محصولات ما را بیمه کنند. مگر کار ما نوآورانه و ریسکی نیست؟ چرا بیمه نمیکنند؟” از طرف دیگر، به سراغ بیمهها میرفتیم، میگفتند: “ما آمادگی داریم، اما شما آمار بدهید، نظام مسئولیت ارائه دهید تا من بتوانم محاسبات اکچوئری (Actuary) انجام دهم.” میدیدیم که این ارتباط اصلاً شکل نگرفته و این تلاقی اتفاق نمیافتد.
روحالله ابوجعفری در بخش بعدی سخنان خود با نتیجهگیری از وضعیت موجود و ورود به بخش عملیاتی گفت: به نظر من، این ترجمه و تفاهم شکل نگرفته است. نه شرکتهای بیمه آنگونه که باید و شاید از ظرفیتهای فناوری کشور استفاده میکنند، و نه شرکتهای دانشبنیان ما که در حوزههایی مانند هوش مصنوعی، کلانداده، یادگیری ماشین و بلاکچین فعالیت دارند و پتانسیل آن را دارا هستند توانستهاند وارد این فضا شوند.
وی بر بخش عملیاتی و اقدام انجامشده تأکید کرد: حالا اگر بخواهم در قسمت پایانی کمی عملیاتیتر صحبت کنم با توجه به اینکه به نظر میرسد بسیاری از دوستان حاضر در اینجا از شرکتهای بیمه هستند، ما در آن فرآیند سعی کردیم اقداماتی انجام دهیم. یک پنجره فرصتی برای ما باز شد که در شورای عالی بیمه و در کمیسیون مربوطه با حضور آقای مظلومی و آقای بختیاری، به اصلاح آییننامه ۱۰۴ پرداختیم.
ابوجعفری در توضیح آییننامه ۱۰۴ و تغییر اعمال شده افزود: در آییننامه ۱۰۴، نحوه سرمایهگذاری شرکتهای بیمه مشخص شده بود. یکی از اصلاحاتی که سعی کردیم در آنجا انجام دهیم، این بود که فضا را به گونهای فراهم کنیم که شرکتهای بیمه بتوانند در حوزه دانشبنیان نیز سرمایهگذاری کنند. یعنی در تکتک طبقات دارایی که شرکتهای بیمه مجاز به سرمایهگذاری بودند – چه در حوزه درآمد ثابت، چه در حوزه سهام و چه در حوزه حقوق مالکانه (که امکان سهامداری در شرکتها را فراهم میکرد) – این امکان ایجاد شود.
وی از حاضرین خواست تا آییننامه را از این منظر ملاحظه کنند و نواقص آن را برطرف سازند: یکی از درخواستهای من این است که خواهش میکنم همه دوستان، آییننامه ۱۰۴ را از این زاویه مورد بررسی قرار دهند. این آییننامه به گونهای نوشته شده که تعاریف در آن برای فعالان اکوسیستم به اندازه کافی دقیق نیست؛ به عنوان مثال، آنگونه که در آییننامه شرکتهای دانشبنیان یا قانون جهش تولید دانشبنیان وجود دارد، تعریف شرکت فناور، شرکت خلاق و شرکت دانشبنیان از یکدیگر تفکیک نشده است. همچنین تعریفی از صندوقهای پژوهش و فناوری ارائه نداده و ظرفیت سرمایهگذاری شرکتهای بیمه در این صندوقها را مشخص نکرده است. با رفع این موارد، امکان سرمایهگذاری و رویکرد جدیدی برای شرکتهای بیمه در حوزه دانشبنیان فراهم میشود که میتواند به تقاضا برای هوش مصنوعی کمک کند.
روحالله ابوجعفری به دومین ظرفیت قانونی اشاره کرد: دومین ظرفیتی که سعی کردیم به ایجاد آن کمک کنیم، آییننامه ۱۰۵ است. نمیدانم چند نفر آییننامه ۱۰۵ را خواندهاند یا اصلاً اطلاع دارند؛ اگر ممکن است دست خود را بالا ببرید تا ببینم چند نفر این آییننامه را دیده، شنیده یا خواندهاند؟ میبینم که تعداد بسیار کمی است، کمتر از انگشتان دو دست. خواهشم این است که دوستان فعال در صنعت بیمه – ما در خدمت شما هستیم – کمی با این فضا آشنا شوند و آن را مطالعه کنند. ما در این مسیر چالشها و فراز و نشیبهای زیادی داشتیم، آقای بختیاری شاهد هستند که با دوستان جلسات متعددی برگزار کردیم و بحث کردیم.
وی در توضیح محتوای آییننامه ۱۰۵ افزود: آییننامه ۱۰۵، فعالیت شرکتهای فناوری بیمهای (InsurTech) را مشخص میکند. در این آییننامه آمده است که اگر شرکتی از اکوسیستم فناوری یا یک ایدهپرداز نوآور قصد دارد در حوزه بیمه خدمت ارائه دهد، تعریف آن چیست؟ اقتضائاتش کدام است؟ بیمه مرکزی چه خدماتی میتواند به آن ارائه دهد؟ چه حمایتها (Protections) و تکالیفی برای آن در نظر گرفته شده است.
ابوجعفری همچنین به ظرفیت مهم دیگری در قانون جهش تولید دانشبنیان اشاره کرد: نکته آخر و بسیار مهمی که میخواهم خدمتتان عرض کنم، ظرفیت بسیار مهم دیگری است که در قانون جهش تولید دانشبنیان به وجود آمده است؛ در بند «ب» ماده ۱۱ و بند «ت» ماده ۱۱ – که دیگر محدود به شرکتهای دانشبنیان نیست و شامل هر شرکتی میشود، مثلاً شرکت بیمه «الف» یا «ب» – اگر شرکت بخواهد در حوزههای فناورانه سرمایهگذاری کند:
- بند ب: مربوط به اعتبار مالیاتی تحقیق و توسعه (R&D Tax Credit) است.
- بند ت: مربوط به اعتبار مالیاتی سرمایهگذاری (Investment Tax Credit) است.
وی در توضیح این اعتبارات مالیاتی گفت: معادل هزینههای تاییدشدهای که معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری تأیید میکند، به شرکتهای شما اعتبار مالیاتی تعلق میگیرد. اعتبار مالیاتی یک گام فراتر از معافیت مالیاتی است؛ یعنی اگر شرکتی یک میلیارد تومان مالیات میدهد و دو میلیارد تومان در حوزههای تأییدشده سرمایهگذاری کرده باشد، در آن سال یک میلیارد تومان به سازمان امور مالیاتی پرداخت نمیکند و در سال بعد نیز یک میلیارد تومان از این سازمان طلبکار میشود.
ابوجعفری در جمعبندی نهایی اظهار داشت: سعی کردم به صورت عملیاتیتر این ظرفیتها و زیرساختهای ایجادشده را خدمتتان عرض کنم. به نظر میرسد که آگاهی از این ظرفیتها باید هم از سوی شرکتهای بیمه و هم از سوی شرکتهای دانشبنیان افزایش یابد .
نظر شما چیست؟