بررسی یک شاخص تلفیقی از شکایات بیمهای نشان میدهد برای ارزیابی کیفیت عملکرد شرکتها، شمار خام شکایت کافی نیست و باید شدت ریسک را با توجه به مقیاس فعالیت، نرخ وارد بودن و فشار فنی هر رشته سنجید./در این گزارش تلاش شده به جای فهرستسازی خام از «بیشترین شکایتها»، یک نقشه ریسک کیفیت از شرکتهای بیمه ترسیم شود؛ نقشهای که در آن، کل ۲۷ شرکت حاضر در جامعه آماری در یک جدول یکپارچه دیده میشوند و برای هر شرکت، علاوه بر رتبه و امتیاز تلفیقی، وضعیت آن در دو رشته مهم ثالث و درمان نیز منعکس شده است. نتیجه این رویکرد آن است که ارزیابی شرکتها از سطح شمارش ساده شکایات فراتر میرود و به سطح تحلیل الگوهای ریسک نزدیک میشود.
به گزارش ریسک نیوز،در فضای عمومی بازار بیمه، هرگاه آمار شکایات شرکتها منتشر میشود، نخستین قضاوت معمولاً بر پایه تعداد خام پروندهها شکل میگیرد؛ شرکتی که شکایت بیشتری دارد، در نگاه اول ضعیفتر تلقی میشود و شرکتی که شکایت کمتری ثبت کرده، کممسئلهتر به نظر میرسد. اما این نوع قضاوت، اگر بدون توجه به اندازه پرتفو، نوع رشته فعالیت و کیفیت رسیدگی انجام شود، میتواند هم گمراهکننده باشد و هم درک نادرستی از ریسک واقعی کیفیت خدمات در صنعت بیمه ایجاد کند.
مسئله اینجاست که همه شکایتها ارزش تحلیلی یکسان ندارند. تعداد بالای شکایت در یک شرکت بزرگ، لزوماً به معنای عملکرد بدتر از یک شرکت کوچک نیست؛ همانطور که پایین بودن عدد شکایت نیز الزاماً نشانه کیفیت بالاتر نیست. برای رسیدن به تصویری منصفانهتر، باید شکایات را در نسبت با مقیاس فعالیت شرکتها سنجید و همزمان دید چه سهمی از این شکایات وارد تشخیص داده شده و چه میزان فشار عملیاتی و فنی در هر رشته وجود داشته است.
بر همین اساس، در این گزارش تلاش شده به جای فهرستسازی خام از «بیشترین شکایتها»، یک نقشه ریسک کیفیت از شرکتهای بیمه ترسیم شود؛ نقشهای که در آن، کل ۲۷ شرکت حاضر در جامعه آماری در یک جدول یکپارچه دیده میشوند و برای هر شرکت، علاوه بر رتبه و امتیاز تلفیقی، وضعیت آن در دو رشته مهم ثالث و درمان نیز منعکس شده است. نتیجه این رویکرد آن است که ارزیابی شرکتها از سطح شمارش ساده شکایات فراتر میرود و به سطح تحلیل الگوهای ریسک نزدیک میشود.
روششناسی: از شمارش شکایت تا سنجش ریسک کیفیت
برای ساخت این نقشه، دادههای رسمی شکایات در دو رشته ثالث و درمان مبنای تحلیل قرار گرفتهاند. اما از آنجا که ماهیت این دو رشته یکسان نیست، نرمالسازی آنها نیز با یک معیار واحد انجام نشده است.
در رشته ثالث، مبنای نرمالسازی، تعداد بیمهنامه صادره در نظر گرفته شده است؛ زیرا در این رشته، نسبت بین بیمهگذار، بیمهنامه و احتمال بروز شکایت، بهطور نسبی قابلاتکاتر است. اما در رشته درمان، به دلیل ماهیت گروهی این بیمهنامهها و فاصله میان تعداد بیمهگذاران و شمار واقعی افراد تحت پوشش، اتکا به تعداد بیمهنامه میتوانست تصویر نادرستی از ریسک ارائه دهد. بنابراین، در این رشته، حقبیمه تولیدی بهعنوان مبنای نرمالسازی انتخاب شده تا فشار شکایات در نسبت با مقیاس واقعی فعالیت درمانی هر شرکت سنجیده شود.
پس از نرمالسازی، برای هر شرکت در هر رشته سه مؤلفه محاسبه شده است:
- شدت شکایت
- نرخ وارد بودن شکایات
- فشار فنی و عملیاتی
سپس این سه مؤلفه با وزنهای زیر در یک امتیاز نهایی ترکیب شدهاند:
امتیاز نهایی= 0.45×شدت شکایت+ 0.35×نرخ وارد بودن +0.20×فشار فنی
در نهایت، امتیازهای رشتهای ثالث و درمان در یک شاخص تلفیقی گردآوری شده تا رتبه کلی هر شرکت از منظر ریسک کیفیت به دست آید. تأکید بر این نکته ضروری است که این امتیازها، نشانگر سطح ریسک هستند، نه حکم قطعی درباره خوب یا بد بودن یک شرکت.
یکی از نقاط قوت این گزارش آن است که جدول نهایی، تنها به چند شرکت دارای امتیاز بالا محدود نشده و هر ۲۷ شرکت موجود در دادههای مرجع را پوشش میدهد. این تصمیم از دو جهت اهمیت دارد: نخست آنکه مانع حذف شرکتهای میانی از میدان دید تحلیل میشود؛ دوم آنکه نشان میدهد ریسک کیفیت در صنعت بیمه، یک پدیده دو قطبی و ساده نیست، بلکه در قالب یک پیوستار از وضعیتها توزیع شده است.
بهویژه در رتبههای میانی جدول، فاصله امتیازها در برخی موارد آنقدر محدود است که حذف بخشی از شرکتها از قاب اصلی تحلیل، میتوانست تصویری ناقص و غیرمنصفانه از ساختار ریسک بازار ایجاد کند. از این رو، جدول کامل نه برای بزرگنمایی مسئله، بلکه برای بازنمایی دقیقتر طیف واقعی ریسک کیفیت در صنعت بیمه تنظیم شده است.
چهار شرکت در سطح بحرانی؛ اما نه با یک مسئله مشترک
بر پایه امتیاز تلفیقی، چهار شرکت آرمان، رازی، دانا و سینا در سطح بحرانی قرار گرفتهاند. قرار گرفتن این شرکتها در صدر جدول به این معنا نیست که همه آنها با یک منشأ مسئله روبهرو هستند. اتفاقاً دادههای تفکیکی ثالث و درمان نشان میدهد هر یک از این شرکتها از مسیر متفاوتی به این سطح از ریسک رسیدهاند.
در برخی موارد، شدت فشار در رشته درمان نقش اصلی را در افزایش امتیاز نهایی ایفا کرده و در برخی دیگر، شاخصهای ثالث عامل غالب بودهاند. به بیان دیگر، صدرنشینی در جدول لزوماً محصول یک ضعف واحد نیست، بلکه میتواند حاصل ترکیبهای متفاوتی از شدت شکایت، نرخ وارد بودن و فشار رشتهای باشد. همین تفاوت، از منظر سیاستگذاری و مدیریت داخلی اهمیت دارد؛ زیرا راهحل اصلاحی برای همه این شرکتها یکسان نخواهد بود.
سطح بالا؛ نزدیک به منطقه هشدار جدی
پس از گروه بحرانی، شرکتهای میهن، حکمت صبا، تعاون و سامان در سطح بالا قرار دارند. این سطح را باید منطقهای دانست که اگرچه هنوز به مرحله بحرانی نرسیده، اما از منظر ریسک کیفیت، فاصله ایمن و مطمئنی با آن ندارد.
در این گروه، امتیازها به گونهای است که تداوم روند فعلی یا بروز فشار بیشتر در یکی از دو رشته اصلی میتواند بهسرعت موقعیت شرکت را به سطوح نگرانکنندهتر منتقل کند. از این رو، سطح بالا را باید نه یک ناحیه خنثی، بلکه منطقه مداخله مدیریتی فوری دانست؛ جایی که اصلاح فرایندها هنوز میتواند از تشدید بحران جلوگیری کند.
سطح قابلتوجه؛ پهنهای که نباید نادیده گرفته شود
بزرگترین بخش جدول نهایی را شرکتهای واقع در سطح قابلتوجه تشکیل میدهند: معلم، سرمد، نوین، ملت، حافظ، تجارت نو، پارسیان، ما، کوثر، هوشمند فردا و دی.
اهمیت این گروه در آن است که بهسادگی میتوان آن را در تحلیلهای سطحی نادیده گرفت؛ زیرا نه در قله بحران ایستاده و نه در پایینترین سطوح ریسک قرار دارد. اما از منظر حرفهای، دقیقاً همین لایه میانی است که برای نهاد ناظر و مدیران شرکتها اهمیت ویژه دارد. این شرکتها هنوز به مرحله بحرانی نرسیدهاند، اما نشانههای روشن فشار کیفی، نارضایتی عملیاتی یا اختلالهای رشتهای در آنها دیده میشود.
در واقع، اگر سطح بحرانی نماد مسئله آشکار باشد، سطح قابلتوجه را باید میدان اصلی پیشگیری دانست. بیتوجهی به این بخش از بازار میتواند در دورههای بعد، شرکتهای بیشتری را به منطقه هشدار بالا منتقل کند.
سطح کنترلشده؛ بهتر، اما نه مصون
در بخش پایین جدول، شرکتهای پاسارگاد، البرز، آسیا، پردیس، کارآفرین، امید، ایران و آسماری در سطح کنترلشده قرار گرفتهاند. این جایگاه به آن معنا نیست که این شرکتها فاقد مسئلهاند یا از منظر کیفیت خدمات در وضعیت ایدهآل قرار دارند؛ بلکه فقط نشان میدهد شدت ریسک در آنها، نسبت به دیگر شرکتهای حاضر در جدول، در سطح پایینتری قرار گرفته است.
این تمایز از آن جهت مهم است که در فضای رسانهای یا حتی مدیریتی، گاهی رتبه پایینتر با نوعی «مصونیت» اشتباه گرفته میشود. حال آنکه دادههای رشتهای نشان میدهد حتی در میان شرکتهای کنترلشده نیز میتوان نشانههایی از فشار موضعی در یکی از رشتهها را مشاهده کرد. بنابراین، «کنترلشده» بودن، بیش از آنکه نشانه پایان مسئله باشد، بیانگر قابلیت مدیریت بهتر ریسک در مقطع مورد بررسی است.
ثالث و درمان، دو روایت متفاوت از کیفیت خدمات
یکی از مهمترین یافتههای جدول کامل این است که جایگاه تلفیقی شرکتها، لزوماً بازتابی یکسان از عملکرد آنها در هر دو رشته نیست. برخی شرکتها در ثالث وضعیت بدتری دارند، اما در درمان متعادلتر ظاهر شدهاند؛ برخی دیگر برعکس، در درمان زیر فشار بیشتری قرار گرفتهاند و عملکردشان در ثالث، مسئلهدارتر از میانگین بازار نیست.
این تفاوت، یک پیام تحلیلی مهم دارد: کیفیت خدمات در صنعت بیمه، مسئلهای کاملاً رشتهمحور و فرایندمحور است. از این رو، هرگونه نسخه اصلاحی باید بر مبنای منشأ واقعی ریسک طراحی شود. شرکتی که در ثالث دچار فشار است، الزاماً با همان نوع مداخلهای اصلاح نمیشود که برای شرکتی با مسئله در درمان لازم است.
در ثالث، بخشی از مسئله میتواند به شبکه پرداخت خسارت، سرعت رسیدگی، کیفیت تعامل با زیاندیدگان و نظم اجرایی فرایندها بازگردد. در درمان، مسئله ممکن است بیشتر به الگوی قراردادهای گروهی، نحوه رسیدگی به اسناد، تأخیر در پرداخت، یا فشار ناشی از عملیات درمانی مربوط باشد. بنابراین، هر تلاشی برای اصلاح کیفیت در صنعت بیمه، اگر این تفاوتهای رشتهای را نادیده بگیرد، به احتمال زیاد به نسخههایی کلی، پرهزینه و کماثر منتهی خواهد شد.
چرا شکایت خام معیار کافی نیست؟
این گزارش در اصل بر یک نکته ساده اما مهم تأکید دارد: شکایت بیشتر، الزاماً عملکرد بدتر نیست. شرکتی که پرتفو و مقیاس فعالیت بزرگتری دارد، بهطور طبیعی در معرض مراجعات، خسارتها و نارضایتیهای بیشتری قرار میگیرد. اگر تنها بر تعداد خام شکایات تکیه شود، نتیجه میتواند به زیان شرکتهای بزرگتر و به سود شرکتهایی تمام شود که صرفاً در مقیاس کوچکتری فعالیت میکنند.
از سوی دیگر، همه شکایات نیز از نظر ماهیت یکسان نیستند. بخشی از آنها وارد تشخیص داده میشوند و بخشی دیگر نه؛ بخشی ناشی از فشار عملیاتی است و بخشی ریشه در فرایندهای فنی، ارتباطی یا اجرایی دارد. بنابراین، تحلیل شکایات زمانی معنا پیدا میکند که از سطح «شمارش» عبور کرده و به سطح «تفسیر ساختاری» برسد.
پیام سیاستی برای نهاد ناظر و مدیران صنعت
اگر این جدول را نه به چشم یک رتبهبندی صرف، بلکه بهمثابه نقشه ریسک کیفیت نگاه کنیم، آنگاه پیام آن برای صنعت روشنتر میشود. مسئله اصلی فقط چند شرکت صدر جدول نیست؛ مسئله آن است که بخش مهمی از بازار بیمه در سطوحی قرار گرفته که یا هماکنون هشدارآمیز است یا در صورت بیتوجهی، میتواند به هشدار جدی تبدیل شود.
برای نهاد ناظر، این دادهها میتواند مبنایی برای سیگنالدهی هدفمند باشد؛ به این معنا که به جای واکنش یکسان به همه شرکتها، الگوهای متفاوت ریسک در ثالث و درمان بهصورت تفکیکی رصد و مدیریت شود. برای مدیران شرکتها نیز این رتبهبندی باید نه بهعنوان یک برچسب رسانهای، بلکه بهعنوان آینهای برای بازبینی فرایندهای پاسخگویی، رسیدگی، کنترل خسارت، ارتباط با بیمهگذاران و حکمرانی کیفیت تلقی شود.
در واقع، مهمترین ارزش این تحلیل در آن است که بهجای شخصیسازی مسئله، آن را به سطح دردهای ساختاری، عملیاتی و فنی ارتقا میدهد؛ جایی که امکان اصلاح واقعی وجود دارد.
خطر اصلی کجاست؟
صنعت بیمه، از منظر ریسک کیفیت، با یک طیف پیوسته از وضعیتها روبهروست؛ از شرکتهای بحرانی تا شرکتهای کنترلشده. در این میان، خطر اصلی آن است که بازار، رسانهها یا حتی برخی ناظران تنها به تعداد خام شکایت یا چند نام ابتدای جدول توجه کنند و از لایههای میانی ریسک غفلت ورزند.
جدول کامل ۲۷ شرکت نشان میدهد که مسئله کیفیت در صنعت بیمه، نه استثنایی و محدود، بلکه طیفی، تدریجی و قابلردیابی است. این تصویر، هم منصفانهتر از رتبهبندیهای خام است و هم برای اصلاح سیاستی و مدیریتی، قابلیت استفاده بیشتری دارد.
پیام نهایی این گزارش روشن است:اگر هدف، کشف واقعیت و بهبود کیفیت خدمات بیمهای باشد، باید از شمارش شکایت عبور کرد و به تحلیل الگوی ریسک رسید. در این صورت، شکایات نه فقط یک آمار، بلکه یک سیگنال راهبردی برای اصلاح صنعت خواهند بود.

نظر شما چیست؟