هر چند ممکن است در نگاه عدهای این موسسه اهداف سیاسی داشته باشد یا بخواهد با ارایۀ تصویری نادرست به برند ما آسیب رساند اما خوب که دقت می کنیم می بینیم پر بیراه هم نمی گویند…
5- استراحت ناکافی؛ افزایش شدید نرخ تورم خصوصا در سال های اوج تحریم های هسته ای بسیاری از مردم را به کار دوم و حتی سوم واداشته است. در دنیای مدرن اما این تفکیک، شادی آور است که 24 ساعت این گونه تقسیم شود: 8 ساعت کار، 8 ساعت امور شخصی و اوقات فراغت و 8 ساعت خواب و استراحت. وقتی از دومی و سومی کم می کنیم و بر کار- آن هم کار صرفا به قصد تامین اجاره بها و نیازهای خانوار – می افزاییم و از جسم وروح و ذهن خود بیش از حد کار می کشیم آستانه تحمل افراد، پایین می آید و با کوچک ترین موضوعی عصبانی می شوند.
كافي است كه دستمزدها با ميزان سود بانك ها مقايسه شود تا از تقابل ارزش نيروي كار با سرمايه احساس نارضايتي شكل گيرد. در سال های اخیر معضل دیگری هم اضافه شده و آن وضعیت موسسات مالی اعتباری است که پول مردم را گرفتند و ابتدا سودهای کلان دادند و بعد اصل و سود به مخاطره افتاد و خشم سپرده گذاران را برانگیخت.
6- نیازهای طبیعی جوانان؛جامعه ایران، جوان است. اگر آدمی را آمیزهای از غریزه، احساس و عقل بدانیم در جوانان، غریزه و احساس پررنگتر است. عصبانیت هنگامی بروز میکند که عقل کمتر به کار گرفته میشود. وقتی جوانانی گرفتار در آتش غریزه و ناکام در بیان يا اطفاي آن و ابراز احساس باشند از رفتارهای خردورزانه و عقل مدارانه نشانی نمیماند. هنر مدیریت یک جامعه این است که این واقعیت را لحاظ کند. بحران جنسی در ایران از زمینه های بروز خشم است.
7- هیجانات تخلیه نشده؛ خشم، از هیجانات تخلیه نشده نیز نشات میگیرد. تماشاگر فوتبال که خشم خود را طی تماشای یک مسابقه تخلیه کرده در کوی و محله کمتر گردنکشی میکند. حتی برخی از روانشناسان از دستگاههای انتظامی و امنیتی میخواهند در قبال آسیبهایی که به برخی وسایط نقلیه عمومی وارد میآید آسانگیر باشند چون چه بسا آن تیغهها در حالت عصبانیت بر پیکر انسانی بنشیند.
هنر این است که هیجانات در مکانهای ورزشی یا هنری تخلیه شوند تا به صورت خشم بروز نکنند. کما این که گفته میشود چند دهه پیش در ایالت هایی از آمریکا به عمد به رواج موسیقی «جَز» – در ایران مشهور به جاز- دامن زده شد تا الزام آن به تحرک، جوانان را از خمودگی و مصرف مواد مخدر دور کند.
8- ریتم تند زندگی مدرن؛ بخشی از عصبانیت ناشی از سرعت زندگی ماشینی و شهری است. ریتم زندگی را بی دلیل تند کرده ایم. اگر از سرعت زندگی کم کنیم با عصبانیت کمتر و آرمش بیشتر می توانیم زندگی کنیم. توصیه می کنم کتاب کم حجم و ارزان « از سرعت زندگی کم کن» نوشته لاینس ماندی ترجمه صدف شجیعی از مجموعه « کلیدهای بزرگ برای قفل های کوچک» را بخوانید و به توصیه های آن عمل کنید. در این کتاب 35 راهکار ساده ارایه شده که قطعا از عصبانیت ما می کاهد.
9- خشم به مثابۀ اعتراض؛ یک بار از دکتر سریعالقلم خواستم توصیهای برای موفقیت و رضایت داشته باشد. آن سفارش، این بود: خشم خود را فرو خورید. این یک توصیه فردی نیست. جامعه ایران با این خشم به جایی نمیرسد. اما آیا توصیه به فروخوردن خشم به معنی آن است که هیچگاه اعتراض نکند؟ نه، هنر این است که در عین فعال بودن و واکنش نشان دادن عصبانی نشویم.
10- تبعیض، تبعیض و باز هم تبعیض؛ اعتراضات اخیر هم نشان داد یکی از نشانه های خشم احساس تبعیض است. تبعیض در نقطۀ مقابل عدالت قرار می گیرد و هیچ حسی آزار دهنده تر از تبعیض نیست. تبعیض در بطن خود تحقیر را می پروراند. این که در خانواده ای جوان تحصیل کرده بیکار باشد و همکلاسی او با سواد کمتر و به صرف نشانه های وفاداری از رانت هایی برخوردار شده است او را و خانواده او را واقعا عصبانی می کند. مهم ترین ریشۀ خشم در ایران بی گمان تبعیض است. تبعیض در انتخاب شدن، تبعیض در انتخاب کردن، تبعیض در جنسیت، تبعیض در استخدام، تبعیض در تبعیض در تبعبض….

نظر شما چیست؟