من شرکتی را دیدم که در حال انجام تلاشهایی برای برنده شدن در جشنوارههای فروش خود است. آنها میگویند کسی که برنده شود، محصول خود را به او با قیمتی مناسبتر ارائه میدهند، بهطوری که او میتواند با تخفیفات بیشتری محصول را به بازار عرضه کند. این نشان میدهد که به جای نوآوری و افزایش کیفیت محصول، در تلاش هستند تا در جشنوارهها و کمپینها به نتایج مطلوبی برسند.
به گزارش ریسک نیوز یکی از بخش های رویداد شبکه فروش نوآور در سخنکده متن، استیج« با نوآوران» است مریم مطوف فعال حوزه نوآوری از داستان یک نواوری می گوید، با توجه به فعالیت ما در صنعت بیمه، میتوانیم با مقایسه با سایر صنایع، اظهار نظر کنیم که بستری که فراهم شده در این صنعت، قادر است تا بهترین فرصت برای نوآوری و تحول فراهم کند. با توجه به بکر بودن بازار بیمه، فضای بزرگی برای نوآوری وجود دارد. اینکه حرکتهای ما در بازار تجزیه و تحلیل شده و نوآورانه باشد، این امکان را فراهم میکند تا ببینیم چگونه با ایجاد تحول، بازار به ما واکنش نشان دهد.
ادامه صحبت های مریم مطوف فعال حوزه نوآوری را با هم می خوانیم.
********
هرگاه که صحبت از تحول میشود، باید توجه کنیم که بهطور کلی تکنولوژی و نوآوری به همراه یکدیگر در یک مسیر جلو میروند، اما این اجباری نیست. اگرچه فناوری میتواند تأثیر قابل توجهی داشته باشد تا به ما کمک کند تا به حرکت نوآوریمان در بازار تسریع دهیم، اما همیشه باید این دو جنبه در کنار هم قرار نگیرند. بدون فناوری، ممکن نیست که نوآوری رخ دهد.
با وجود بیمههای اجباری که وجود دارد و این تنها اجتناب ناپذیر نیست، برخی قوانین بالادستی برای ما مقررات تعیین کننده هستند. با گذشت زمان، اقتصاد و سیاستها به سمتی پیش میروند که مشتریان ما به سمت بازار مورد نظر، گرد میشوند و در نتیجه، مجبورند تصمیمهایی بگیرند که آنها را به خرید بیمهای اجباری که توسط کارفرمایان ارائه میشود، ترغیب میکنند. این شرایط موجب محدودیت هنرنمایی ما در بازار شده است و بسیاری از بازیگران در صنعت بیمه بر روی این اطمینان از امنیت و جانبازی تأکید دارند که متأسفانه باعث رقابت درونی در بازار میشوند.
با مدیریتهای محدودیتی که در حال انجام است، هر شرکت برنامه ریزی خود را برای ایجاد تحول بیانفعال میکند و در عین حال می گوید نوآوری را انجام داده، در حالیکه این امر منجر به کاهش عملکرد در حوزه نوآوری میشود. انگار که با یکدیگر بر روی تله موش رقابت میکنیم و تمرکز از محصول اصلی و هدف تولید، منحرف میشود.
یک اصطلاح وجود دارد که بزرگان بهتر از ما میدانند، «گیر افتادن در تله موش برتر». ما کمپینها را برگزار میکنیم، جشنوارهها را برگزار میکنیم و از تولید محصول خود، لذت میبریم. با اینحال، گاهی اوقات فراموش میکنیم که نیاز بازار را به یاد آوریم و به نیازهای آن پاسخ دهیم. بازار در حال حاضر به گونهای رسیده است که نه تنها به نیازها نیاز دارد بلکه نیازها را ایجاد میکند. ما هنوز هم به نیازهای پنهان متمرکزیم و به جای یکدیگر در خصوص نوآوریها رقابت میکنیم.
من شرکتی را دیدم که در حال انجام تلاشهایی برای برنده شدن در جشنوارههای فروش خود است. آنها میگویند کسی که برنده شود، محصول خود را به او با قیمتی مناسبتر ارائه میدهند، بهطوری که او میتواند با تخفیفات بیشتری محصول را به بازار عرضه کند. این نشان میدهد که به جای نوآوری و افزایش کیفیت محصول، در تلاش هستند تا در جشنوارهها و کمپینها به نتایج مطلوبی برسند.
یک نکته مهم که باید به آن توجه کنیم، این است که بدانیم در چه زمینهای میخواهیم خلاقیت داشته باشیم. صنعت بیمه تنها محصولات و خسارات نیست، بلکه باید در حوزهای خاص نوآوری داشت. باید به دنبال ایجاد یک مزیت رقابتی ماندگار باشیم که رقبایمان نتوانند به راحتی آن را کپی کنند. اگر چیزی مزیت رقابتی نداشته باشد، اصلاً مزیت رقابتی نیست. بنابراین، باید به جای تمرکز بر روی محصول، بر بخش خدمات پس از فروش، کانالهای توزیع و نوآوری در آنها تمرکز داشته باشیم.
در همین راستا، ساختار و همکاری بین شرکت پلنت و بیمه تجارت نو به همراه راهنماییهای بسیار عالی جناب دکتر ارسطو در مجموعه شان، در زمینه میکروبیمه و میکروا اینشورنس فعالیت دارند. در ابتدا، زمانی که به تحقیقات بازار پرداختیم، بازار به خودش میبرد. متأسفانه با خردهفروشی اشتباه گرفتهایم. در حقیقت، این دو مفهوم اصلاً جدا از یکدیگر هستند.
خردهفروشی برای خودش استاندارد و اشل دارد. در حالی که در میکروبیمه، تأکید بر اقشار کم درآمد است. شرکتهای بیمه مسئولیتهای اجتماعی خود را به هر شکل ممکن بر عهده میگیرند. در حوزه میکرو اینشورنس، در کشورهای در حال توسعه، تعهدات حداقلی و حقوق بیمه حداقلی برای گروههای با تعداد زیادی تعریف شده که از طریق کانالهای توزیع به آنها ارائه میشود.
بنابراین، در میکرواینشورنس، پس از تشکیل سیستم پیشرفته بندی بازار، تمرکز بر آن قرار میگیرد که چه نیازهای خاصی باید برآورده شوند. محصولات بر اساس این نیازها طراحی میشوند و از طریق کانالهای توزیع مناسب به این اقشار عرضه میشود.
نظر شما چیست؟