توصیه‌ای استراتژیک به مدیران ارشد بیمه: سواد رسانه‌ای، ابزار مدیریت ریسک شهرت

شهرت، ارزشمندترین دارایی در ترازنامه شما/ فرهاد محرمی

شهرت و اعتبار، ارزشمندترین دارایی نامشهود در ترازنامه شماست. این دارایی، دیگر فقط در جلسات رسمی یا از طریق گزارش‌های سالانه ساخته یا تخریب نمی‌شود. امروز، میدان اصلی نبرد بر سر شهرت، در تلفن‌های همراه میلیون‌ها ایرانی است. یک مشتری ناراضی، یک کارمند منتقد، یا یک شایعه بی‌اساس در شبکه‌های اجتماعی، پتانسیل آن را دارد که خسارتی به مراتب سنگین‌تر از یک بحران عملیاتی به برند شما وارد کند.این مقاله، یک راهنمای فنی برای استفاده از اینستاگرام یا تلگرام نیست. این یک توصیه استراتژیک برای مدیریت مهم‌ترین ریسک کسب‌وکار شما در دهه پیش رو است. هدف از این نوشتار، تغییر نگاه به «سواد رسانه‌ای» از یک مهارت جانبی به یک شایستگی محوری و سازمانی است.

شما به عنوان سکان‌داران و رهبران صنعت بیمه، بیش از هر کسی بر این اصل واقفید که کسب‌وکار ما، کسب‌وکار «اعتماد» است. سال‌هاست که با مدیریت هوشمندانه ریسک‌های مالی، عملیاتی و فنی، از این اعتماد پاسداری کرده‌اید.
اما امروز، در عصر اطلاعات، یک ریسک جدید، ناملموس و بسیار پرقدرت ظهور کرده است که می‌تواند حاصل سال‌ها زحمت و اعتبار شما را در چند ساعت به چالش بکشد: ریسک شهرت (Reputation Risk).
شهرت و اعتبار، ارزشمندترین دارایی نامشهود در ترازنامه شماست. این دارایی، دیگر فقط در جلسات رسمی یا از طریق گزارش‌های سالانه ساخته یا تخریب نمی‌شود. امروز، میدان اصلی نبرد بر سر شهرت، در تلفن‌های همراه میلیون‌ها ایرانی است. یک مشتری ناراضی، یک کارمند منتقد، یا یک شایعه بی‌اساس در شبکه‌های اجتماعی، پتانسیل آن را دارد که خسارتی به مراتب سنگین‌تر از یک بحران عملیاتی به برند شما وارد کند.
این مقاله، یک راهنمای فنی برای استفاده از اینستاگرام یا تلگرام نیست. این یک توصیه استراتژیک برای مدیریت مهم‌ترین ریسک کسب‌وکار شما در دهه پیش رو است. هدف از این نوشتار، تغییر نگاه به «سواد رسانه‌ای» از یک مهارت جانبی به یک شایستگی محوری و سازمانی است.

چرا «سواد رسانه‌ای» یک دغدغه استراتژیک است، نه صرفا  یک موضوع روابط عمومی؟
در گذشته، سازمان شما یک بلندگو داشت و پیام خود را به صورت یک‌طرفه منتشر می‌کرد. اما امروز، ما در یک «میدان گفتگوی» چندصدایی زندگی می‌کنیم که در آن، هر کارمند، هر نماینده و هر مشتری، خود یک رسانه مستقل است. در چنین فضایی، کنترل پیام غیرممکن است؛ تنها می‌توان «گفتگو» را مدیریت کرد.
یک مدیر ارشد استراتژیک، سواد رسانه‌ای را از سه منظر کلیدی می‌بیند:
۱. مدیریت ریسک:
فقدان سواد رسانه‌ای در بدنه سازمان، یک ریسک عملیاتی است. یک پاسخ اشتباه از سوی یک نماینده به مشتری در فضای مجازی، یا یک اظهارنظر نسنجیده از سوی یک کارمند ستادی در یک گروه آنلاین، می‌تواند به یک بحران اعتباری تمام‌عیار تبدیل شود. سازمانی که برای این ریسک‌ها برنامه ندارد، در واقع در حال قمار بر سر شهرت خود است.
۲. بهینه‌سازی سرمایه‌گذاری:
شما سالانه مبالغ هنگفتی را صرف تبلیغات و بازاریابی می‌کنید. اما اگر شبکه فروش و کارکنان شما نتوانند پیام اصلی برند را به درستی منتقل کنند یا به آن باور نداشته باشند، بخش بزرگی از این سرمایه‌گذاری به هدر می‌رود. سواد رسانه‌ای، زبان مشترکی را در سازمان ایجاد می‌کند که بازگشت سرمایه (ROI) فعالیت‌های ارتباطی را تضمین می‌کند.
۳. پایداری کسب‌وکار:
در بلندمدت، مشتریان به شرکت‌هایی وفادار می‌مانند که آن‌ها را «صادق»، «شفاف» و «پاسخگو» بدانند. این ویژگی‌ها در خلاء شکل نمی‌گیرند؛ آن‌ها محصول یک فرهنگ سازمانی هستند که در آن، تمام اعضا خود را در برابر اعتماد عمومی مسئول می‌دانند. این فرهنگ، همان سواد رسانه‌ای نهادینه‌شده است.
سه فرمان استراتژیک برای رهبران صنعت بیمه
شما به عنوان تصمیم‌سازان اصلی، نیازی به دانستن جزئیات فنی تولید محتوا ندارید، اما وظیفه دارید که مسیر استراتژیک را تعیین کنید.
فرمان اول: سواد رسانه‌ای را به یک «شایستگی محوری» تبدیل کنید.
واحد روابط عمومی را ارتقا داده  و آن را به عنوان یک شایستگی کلیدی برای تمام سطوح، از مدیران میانی تا شبکه فروش، تعریف کنید. در جلسات هیئت مدیره، همان‌طور که گزارش عملکرد مالی را بررسی می‌کنید، «گزارش سلامت شهرت برند» را نیز مطالبه کنید. این تغییر نگاه از سوی شما، به تمام سازمان سیگنال می‌دهد که موضوع، استراتژیک است.در بعضی از کشورهای موفق در صنعت بیمه در چارت سازمانی معاونت روابط عمومی ایجاد کرده اند.
فرمان دوم: بر روی «آموزش‌های شبیه‌سازی‌شده» سرمایه‌گذاری کنید.
کارگاه‌های تئوریک کافی نیست. مدیران و تیم‌های کلیدی شما باید در «مانورهای بحران رسانه‌ای» شرکت کنند. سناریوهایی مانند انتشار یک شایعه ورشکستگی، یک ویدیوی وایرال شده از مشتری ناراضی، یا یک حمله هماهنگ از سوی رقبا را شبیه‌سازی کنید و ببینید سازمان شما در عمل چگونه واکنش نشان می‌دهد. این تمرین‌ها، ضعف‌های پروتکل ارتباطی شما را پیش از وقوع بحران واقعی آشکار می‌کنند.
فرمان سوم: «ارتباطات داخلی» را در اولویت مطلق قرار دهید.
قدرتمندترین و معتبرترین کانال رسانه‌ای شما، کارکنان و شبکه فروش شما هستند. پیش از هر کمپین بزرگ خارجی، ابتدا آن‌ها را قانع، مطلع و مشتاق کنید. یک استراتژی ارتباطات داخلی هوشمند که بر شفافیت، توانمندسازی و ایجاد حلقه بازخورد تمرکز دارد، ارتشی از سفیران وفادار برای برند شما می‌سازد که در زمان بحران، اولین و بهترین مدافعان شما خواهند بود.
 اعتماد، واکسن پایدار در عصر بی‌اعتمادی
در جهانی که بی‌اعتمادی به سرعت یک ویروس منتشر می‌شود، «اعتماد» تنها واکسن پایدار است. این واکسن، با بودجه‌های هنگفت تبلیغاتی ساخته نمی‌شود؛ بلکه محصول یک فرهنگ سازمانی هوشمند، مسئولیت‌پذیر و از نظر رسانه‌ای باسواد است. پذیرش این رویکرد، نقشه راهی است برای رهبری در عصر جدید؛ عصری که در آن، اعتماد، ساختنی است، نه یافتنی.

نظر شما چیست؟