لیلی نیاکان، عضو هیأت علمی پژوهشکده بیمه، در مقالهای پژوهشی با عنوان «بیمههای زندگی متصل به دارایی»، تلاش کرده است با بررسی تجربه کشورهای پیشرو، الگویی برای تحول صنعت بیمه ایران ارائه دهد؛ الگویی که بر پایه پیوند میان صنعت بیمه و بازار سرمایه شکل گرفته و میتواند مسیر تازهای برای افزایش ضریب نفوذ بیمههای زندگی، تجهیز منابع مالی بلندمدت و توسعه سرمایهگذاری مولد در اقتصاد کشور ایجاد کند.
به گزارش ریسک نیوز، دکتر لیلی نیاکان، عضو هیأت علمی پژوهشکده بیمه، در مقالهای پژوهشی با عنوان «بیمههای زندگی متصل به دارایی»، تلاش کرده است با بررسی تجربه کشورهای پیشرو، الگویی برای تحول صنعت بیمه ایران ارائه دهد؛ الگویی که بر پایه پیوند میان صنعت بیمه و بازار سرمایه شکل گرفته و میتواند مسیر تازهای برای افزایش ضریب نفوذ بیمههای زندگی، تجهیز منابع مالی بلندمدت و توسعه سرمایهگذاری مولد در اقتصاد کشور ایجاد کند.
«دانلود مقاله بیمههای زندگی متصل به دارایی»
تمرکز پژوهشهای وی بر طراحی محصولات نوین بیمهای، توسعه بیمههای زندگی، ارتباط صنعت بیمه با بازار سرمایه و اصلاح ساختارهای نظارتی، سبب شده دیدگاههای او مورد توجه سیاستگذاران، مدیران صنعت بیمه و فعالان بازارهای مالی قرار گیرد.
چرا بیمههای زندگی در ایران رشد نکردهاند؟
به اعتقاد نیاکان، مهمترین تفاوت ایران با کشورهای توسعهیافته، نوع نگاه مردم به بیمههای زندگی است.
در بسیاری از اقتصادهای پیشرفته، بیمه زندگی تنها یک قرارداد برای جبران خسارت نیست؛ بلکه ابزاری برای:
-سرمایهگذاری بلندمدت
-برنامهریزی بازنشستگی
-انتقال ثروت بین نسلها
-حفظ ارزش دارایی
-مدیریت مالی خانواده
به شمار میرود.
اما در ایران، بیمه زندگی هنوز عمدتاً به عنوان بیمه فوت شناخته میشود و بخش سرمایهگذاری آن نتوانسته جذابیت لازم را برای مردم ایجاد کند.
بیمههای متصل به دارایی؛ نسل جدید محصولات بیمهای
محور اصلی مقاله نیاکان، معرفی بیمههای زندگی متصل به دارایی (Unit-Linked Life Insurance) است.
در این مدل، حق بیمه پرداختی مشتری به دو بخش تقسیم میشود:
-بخشی برای پوششهای بیمهای مانند فوت، ازکارافتادگی و حوادث
-بخشی برای سرمایهگذاری در صندوقهای سرمایهگذاری، طلا، سهام، اوراق بهادار یا سایر داراییهای مالی
به این ترتیب، بیمهگذار علاوه بر برخورداری از پوشش بیمهای، از بازدهی سرمایهگذاری نیز بهرهمند میشود.
تجربه جهانی چه میگوید؟
نیاکان با بررسی تجربه کشورهایی مانند آمریکا، بریتانیا، سوئیس، لوکزامبورگ و برمودا نشان میدهد که طی دو دهه گذشته مرز میان بیمه و سرمایهگذاری به تدریج کمرنگ شده است.
در این کشورها، محصولات بیمهای به گونهای طراحی شدهاند که هم پوشش ریسک ارائه میکنند و هم امکان مشارکت بیمهگذاران در بازار سرمایه را فراهم میسازند.
نتیجه این رویکرد، رشد چشمگیر بیمههای زندگی، افزایش پساندازهای بلندمدت و تأمین مالی پروژههای اقتصادی بوده است.
شرط موفقیت؛ جدایی کامل دارایی مشتری از شرکت بیمه
یکی از مهمترین محورهای مقاله، تأکید بر تفکیک کامل دارایی بیمهگذاران از دارایی شرکت بیمه است.
نیاکان معتقد است داراییهای مرتبط با سرمایهگذاری باید در حسابهای مستقل (Segregated Accounts) نگهداری شوند تا:
-در صورت بروز مشکلات مالی شرکت بیمه، سرمایه بیمهگذاران محفوظ بماند.
-اعتماد عمومی افزایش یابد.
-شفافیت مالی تقویت شود.
این ساختار، امروز یکی از استانداردهای اصلی بازارهای پیشرفته بیمه جهان محسوب میشود.
بیمه نباید صندوق سرمایهگذاری شود
-یکی از مهمترین نکات مقاله، تفکیک دقیق نقش صنعت بیمه و بازار سرمایه است.
-به باور نویسنده، شرکت بیمه نباید مستقیماً وارد خرید و فروش سهام، طلا یا سایر داراییها شود.
نقش شرکت بیمه باید محدود باشد به:
-ارائه پوشش بیمهای
-مدیریت تعهدات
-ذخایر فنی
-مدیریت ریسک
در مقابل، مدیریت دارایی باید توسط نهادهای دارای مجوز بازار سرمایه مانند صندوقهای سرمایهگذاری و سبدگردانها انجام شود.
نظارت مشترک بیمه مرکزی و سازمان بورس
دکتر نیاکان معتقد است این محصولات در مرز میان صنعت بیمه و بازار سرمایه قرار دارند؛ بنابراین نظارت یکجانبه کافی نیست.
او پیشنهاد میکند:
-بیمه مرکزی بر تعهدات بیمهای، ذخایر فنی و توانگری مالی نظارت کند.
سازمان بورس بر مدیریت دارایی، ارزشگذاری صندوقها، افشای اطلاعات و عملکرد سرمایهگذاری نظارت داشته باشد.
این الگو میتواند از تعارض منافع و خلأهای نظارتی جلوگیری کند.
تعارض منافع؛ مهمترین تهدید محصولات جدید
یکی از بخشهای مهم مقاله، بررسی تعارض منافع در فروش این محصولات است.
به اعتقاد دکتر نیاکان، اگر شرکت بیمه، صندوق سرمایهگذاری و نهاد مدیریت دارایی همگی متعلق به یک مجموعه باشند، احتمال ایجاد تعارض منافع افزایش مییابد.
برای جلوگیری از این مسئله، او پیشنهاد میکند:
-افشای کامل روابط مالکیتی
-استقلال مدیران دارایی
-محدودیت معاملات با اشخاص وابسته
-ایجاد کمیته مستقل نظارت بر محصولات
به صورت الزامی اجرا شود.
شفافیت؛ پیشنیاز اعتماد مردم
دکتر نیاکان تأکید میکند موفقیت بیمههای متصل به دارایی، بیش از هر چیز به اعتماد مردم وابسته است.
از این رو، تمام اطلاعات مربوط به:
-کارمزدها
-ریسکها
-بازده مورد انتظار
-سناریوهای سود و زیان
-نحوه ارزشگذاری داراییها
باید با زبانی ساده و شفاف در اختیار بیمهگذاران قرار گیرد.
آیا این مدل برای اقتصاد ایران مناسب است؟
پاسخ مقاله مثبت است؛ اما با چند شرط اساسی.
نویسنده معتقد است اجرای موفق این مدل نیازمند است.:
-ثبات اقتصادی
-کاهش تورم
-توسعه بازار سرمایه
-تقویت نظام نظارتی
-افزایش سواد مالی جامعه
-اصلاح قوانین بیمه و بازار سرمایه
بدون این پیشنیازها، توسعه بیمههای زندگی متصل به دارایی با چالشهای جدی مواجه خواهد شد.
آثار اقتصادی اجرای این مدل
بر اساس تحلیل ارائهشده در مقاله، توسعه این محصولات میتواند پیامدهای مهمی برای اقتصاد ایران داشته باشد:
-افزایش ضریب نفوذ بیمههای زندگی
-تجهیز منابع مالی بلندمدت
-کاهش وابستگی اقتصاد به منابع بانکی
-تقویت بازار سرمایه
-افزایش سرمایهگذاری مولد
-توسعه فرهنگ پسانداز
-ارتقای امنیت مالی خانوارها
مقاله دکتر لیلی نیاکان را میتوان یکی از جامعترین پیشنهادهای ارائهشده در سالهای اخیر برای تحول صنعت بیمه ایران دانست. این مقاله صرفاً به معرفی یک محصول بیمهای جدید محدود نمیشود، بلکه نقشه راهی برای همگرایی صنعت بیمه و بازار سرمایه ترسیم میکند؛ همگراییای که در صورت فراهم شدن زیرساختهای حقوقی، نظارتی و اقتصادی، میتواند منابع عظیم پساندازهای خرد را به سمت سرمایهگذاریهای مولد هدایت کند.
از سوی دیگر، اجرای چنین مدلی نیازمند هماهنگی میان بیمه مرکزی، سازمان بورس، شرکتهای بیمه و نهادهای مالی است تا ضمن حفظ حقوق بیمهگذاران، اعتماد عمومی نیز تقویت شود. اگر این الزامات فراهم شود، بیمههای زندگی متصل به دارایی میتوانند به یکی از مهمترین ابزارهای توسعه صنعت بیمه، افزایش رفاه خانوار و تأمین مالی اقتصاد ایران تبدیل شوند.
نظر شما چیست؟