برای رشد و توسعة فناوری اطلاعات در صنعت بیمه، شورای فناوری اطلاعات تشکیل شد./ پروژهای در دست اقدام داریم که مراحل نهایی آن در سال 99 انجام خواهد شد و با تغییر در شیوة دریافت اطلاعات از ETL به Web-Service که ماهیتاً استاندارد اطلاعات و تبادل اطلاعات را در خود دارد، مشکل رفع و اطلاعات، قابل پرزنت خواهند بود.
به گزارش ریسک نیوز بیمه مرکزی اخیرا شورای فناوری اطلاعات تشکیل داده است. این شورا در سال جاری سه مسیر را در دستور کار دارد یکی افزایش سهم سرمایه گذاری شرکت های بیمه در حوزه فناوری، دوم استاندارد سازی گذارش دهی و سوم آماده کردن شرکت های بیمه برای گذار به عصر دیجیتالیزیشن، در کنار این کار مرکز فاوا در حال مقدمات رتبه بندی شرکت های بیمه از منظر شاخص های فناوری اطلاعات است.
در مسیر گفت و گو با قاسم نعمتی مدیر مرکز فاوای بیمه مرکزی در عین حال چند مسئله را پیگیری میکنیم؛ اول روندهای فناوری 2020 با تأکید بر برنامههای بیمة مرکزی و دیگری بحث مغایرتها و عدم اطلاعرسانی به موقع آمار و عملکرد .
* چرا فاوا به یک معاونت تبدیل نمی شود؟چرا این موضوع از سوی رئیس کل پیگیری نمی شود؟
شاید ایشان فعلاً این موضوع را ضروری ندیدهاند؛ اما مرکز فاوای بیمة مرکزی از یک اداره کل به مرکز فناوری اطلاعات و ارتباطات تبدیل شده است. معتقدم؛ فاوا با توجه به جایگاهی که امروز دارد کمتر از یک معاونت نیست؛ ولی این نکته قابل بحث است؛ البته قدری هم محدودیتهای قانونی برای تغییر ساختار سازمانی در ادارات دولتی وجود دارد که اجازه نمیدهد فاوا به راحتی به معاونت تبدیل شود.
یکی از حوزههایی که رئیس کل با حساسیت بیشتری آن را دنبال میکند واحد فاواست. در این راستا برای رشد و توسعة فناوری اطلاعات در صنعت بیمه، اقدام به تشکیل شورای فناوری اطلاعات کردیم.
* شورای فاوا متشکل از چه کسانی است؟
اعضای این شورا محدود است و ترکیبی از اساتید دانشگاه و فعالان حوزة فاوا صنعت بیمه هستند. این شورا مأموریت دارد راهکارهای توسعه و استقرار فناوری اطلاعات و تکنولوژیهای جدید در صنعت بیمه را بررسی و در قالب سند راهبردی و برنامههایی احصا کند.
* تصمیمات آنها چقدر قابلیت اجرا دارد؟ آیا پیشنهاد میکنند یا مصوبه ارائه میدهند؟
پیشنهادهای آنها به مصوبه تبدیل میشود. شورای فاوا متشکل از آقای رئیس کل و بنده به همراه آقای دکتر روحی، مدیرعامل شرکت سنحاب، آقای غلامزاده نمایندة فاوایی صنعت بیمه در شورای خبرگان وزارت امور اقتصاد و دارایی و آقای ترکستانی که از اساتید دانشگاه و صاحبنظر در زمینة فناوری اطلاعات در صنعت بیمه هستند.
این شورا هم اکنون فعال است و همزمان با این شورا، کمیتهای نیز وجود دارد که جلسات ویژهای زیر نظر قائم مقام رئیس کل در رابطه با رسیدگی به تکلیف استقرار بیمة هوشمند که از تکالیف بالادستی وزارت امور اقتصادی و دارایی در راستای اقتصاد هوشمند است تشکیل میشود. در این کمیته، تعداد افراد بیشتری عضویت دارند و متشکل از برخی از معاونان فناوریهای نوین و مدیران فاوا تعدادی از شرکتهای بیمه است.
* مهمترین تصمیم یا تصمیمات این شورا تا به امروز چه بوده است که در آینده انعکاس پیدا میکند؟
این شورا در جلسات نخست خود به بررسی نقاط قوت و ضعف صنعت پرداخته و راهکارهای توسعه را بررسی کرد. در نهایت مقرر شد سند راهبردی و برنامة عملیاتی ایجاد تحول در صنعت بیمه را تهیه کند.
* تا به امروز فقط در مورد اینکه سند تنظیم شود تصمیم گرفته شده است یا در مورد کیفیت سند، ارکان و مسیرهای کلان آن نیز فکر شده است؟
در جلسات تخصصیتر در مورد کم و کیف سند صحبت شده است؛ مثلاً استانداردسازی دادهها و فرایندها یکی از نکات قابل توجه در سند است که اعضا به اتفاق روی موضوع، اشتراک نظر دارند. یکی دیگر از اهداف مورد نظر، فراهمسازی شرایط برای تسهیل استقرار فناوری اطلاعات در صنعت بیمه است. هدف نهایی آن است که آییننامة فناوری اطلاعاتی وضع شود که بتواند چارچوب استاندارد و شفافی برای فناوری اطلاعات شرکتهای بیمه ایجاد کند. فناوری اطلاعاتِ شرکتهای بیمه باید منطبق با آییننامه و مقرراتی که مشخص است، سازماندهی و عمل کند.
* ممکن است برخی این نگاه شما را به درستی تفسیر نکنند. این چارچوب دارای چه مختصاتی است؟
مثلاً یکی از ضعفهای صنعت بیمه که قطعاً به آن واقفید بحث عدم کفایت سرمایهگذاری در فناوری اطلاعات است؛ انتظار میرود سهم مناسبی از درآمد شرکتهای بیمه در حوزة فاوا سرمایهگذاری شود. این عدد در مقایسه با صنعت مشابه در دنیا و در کشور ما قابل مقایسه نیست.
* قصد دارم از بخش سرمایهگذاری دو نقطه را زیر ذرهبین نقد بگذارم تا توضیحات بیشتری ارائه دهید؛ نخست اینکه به نظر میرسد اغلب مدیران عامل و هیئت مدیرة شرکتهای بیمه اهمیت لازم را به فناوری اطلاعات نمیدهند؛ چون اگر اهمیت میدادند سرمایهگذاری مکفی به این امر تخصیص مییافت. دوم اینکه آیا ساختارهای سازمانیِ مربوط به فناوری در شرکتها بسیار نامنظم است؛ مثلاً گاهی واحد آیتی و گاهی معاونت است. لطفاً از این دو زاویه به بحث بنگرید.
هیچ مدیر کلانی وجود ندارد که بگوید آیتی اهمیتی ندارد؛ اما متأسفانه مشکل در میزان اهمیتی است که به آیتی داده میشود. این کماهمیتی شاید منتج از این باشد که ساختارهای شرکتهای بیمه ضعیف است و تغییر ساختار در آنها با چالش روبهروست. در گردهمایی که اخیراً با حضور مدیران فنی و مدیران فناوری اطلاعات شرکتهای بیمه برگزار شد، اکثریت حاضران یکی از چالشهای توسعة فناوری اطلاعات در شرکت خود را عدم حضور واحد فاوا در لایة تصمیمسازی و تصمیمگیری شرکت خود میدانستند. در واقع پاسخ به هر دو سؤال شما در این نکته نهفته است که فناوری اطلاعات در ردیف مسائل درجه یک شرکتهای بیمه قرار ندارد. به همین دلیل نه سرمایهگذاری مکفی در این حوزه انجام میشود و نه در ساختار سازمان از انسجام مناسبی برخوردار است. نقش فناوری اطلاعات در صنعت بیمه و شرکتهای بیمه غیر قابل انکار است؛ بنابراین لازم است در عالیترین سطح تصمیمگیری و برنامهریزی سازمان نقش و حضور مؤثر داشته باشد و از افراد با تجربه و کارآمد بهرهگیری شود.
اشاره به همایش شد؛ بنابراین در حاشیه بیان کنم که مرکز فناوری اطلاعات بیمة مرکزی هر سال همایش دو روزهای را با حضور مدیران فناوری اطلاعات و معاونین فنی شرکتهای بیمه برگزار میکند. اهم اهدافی که در این همایش دنبال میشوند به شرح ذیل است: طرح برنامههای کلان فناوری اطلاعات سال آیندة بیمة مرکزی برای صنعت بیمه جهت ایجاد آمادگی و لحاظ در برنامة عملیاتی سالانة شرکت، تبادل نظر در مورد چالشهای ممکنه در اجرایی شدن برنامه و تلاش برای رفع موانع، تبادل نظر بین بخشهای فناوری اطلاعات و بخشهای فنی شرکتهای بیمه برای تقریب انتظارات متقابل، اعلام نتایج ارزیابی انفورماتیک سالانه که در آخرین دورة ارزیابی، وضعیت فناوری اطلاعات شرکتهای بیمه با حدود 12 شاخص مورد ارزیابی قرار گرفت.
* یکی از چالشها این است که شاخصها اعلام نمیشوند؛ اما وقتی در جامعه مطرح میشوند چالشها افزایش مییابند.
قبل از اعلام آغاز ارزیابی، شاخصها را برای دریافت نظر شرکتهای بیمه ارسال میکنیم؛ یعنی به آنها میگوییم که قرار است با این شاخصها وضعیت فناوری اطلاعاتشان را ارزیابی کنیم.
* شرکت شاپرک یک فرایند ممیزی دارد؛ یعنی هر دو الی سه ماه نهایتاً هر شش ماه سطح کیفی زیرساخت فنی شرکتهای پرداخت از همه نظر از جمله معماری، سوئیچ، امنیت و مدیریت سنجیده میشوند. به نظرم شما نیز قبل از رتبه دادن، زیرساخت فنی شرکتهای بیمه را از منظر فناوری اطلاعات مورد ممیزی قرار دهید؛ البته این ممیزیها باید جدی باشند.
بیزینس شرکت شاپرک کمی متفاوت از اینجاست و فضای کسب و کاری آن شرکت میطلبد که چنین اتفاقی در آنجا بیفتد. ما میدانیم که نرمافزار بیمهگری شرکتهای بیمه دائماً نمیتواند در حال تغییر باشد و معمولاً هم ثابت است. به رغم اینکه این ظرفیت در صنعت بیمه وجود دارد که بازههای زمانی ارزیابی را کوتاهتر کنیم به دلیل اینکه مشغلة دیگری هم در کار وجود دارد به همین مقدار بسنده کردهایم و تصمیم گرفتیم که این ارزیابی را حداقل سالانه برگزار کنیم؛ یعنی مدت ارزیابی را کاهش دهیم تا این اتفاق بیفتد.
رنکینگ، تصویری از وضعیت فناوری اطلاعات شرکت بیمه ارائه میکند و از زمانی که رنکینگ و نقاط قوت و قابل بهبود شرکتهای بیمه را به آنها اعلام کردهایم توجه مدیران عامل و عوامل تصمیمگیر و مسئول در شرکتها به بهبود وضعیتشان جلب شده است؛ حتی در برخی شرکتها موجب تخصیص بودجة مناسب برای بهبود و ترمیم وضعیتشان شده است.
* با این حال باید کف انتظارات را بگیرید؛ به تعبیر دیگر، حداقلِ سطحِ کیفی باید این میزان باشد تا ما شما را در رنکینگ قرار دهیم.
این ارزیابی، ماهیت نظارتی دارد؛ بنابراین تمایل ما آن است که همة شرکتهای بیمه در هر سطحی که باشند مورد ارزیابی قرار گیرند و بر مبنای این ارزیابی به سمت بهبود هدایت و مطالبهگری بروند. در ارزیابیهایی که به نوعی منجر به جایزة تعالی میشود مرسوم است که شرکتکنندگان در جایزه از شرایط حداقلی برخوردار باشند؛ ولی موضوع ارزیابی ما با آنها متفاوت است.
* چه زمانی نتایج اعلام میشوند؟
شروع فرآیند ارزیابی جدید خود را که شامل بازنگری در شاخصها و آمادهسازی مقدمات کار در بیمة مرکزی خواهد بود، از ابتدای سال 99 است. به این ترتیب شاخصها را بررسی مجدد میکنیم و امتیازدهیها را بین شاخصها جابهجا میکنیم و نقاط قوت و ضعف ارزیابی خودمان را که در بازخوردها دریافت کردیم اعمال میکنیم؛ برای انجام ارزیابی، سامانهای طراحی شده است. شرکتهای بیمه مستندات را در این سیستم آپلود میکنند و مراحل ارزیابی یکایک انجام میشود.
پس از اعلام نتایج، شرکتهای بیمه برای نقاط قابل بهبود خود، برنامة عملیاتی ارائه میکنند. یکی از شاخصهای مورد ارزیابیمان این خواهد بود که میزان پیشرفتشان در برنامة بهبودشان چه بوده است؟ ارزیابی موجب شده است که برخی شرکت بیمه مرکز داده احداث کنند؛ یعنی به دلیل انتقادی که نسبت به عدم سرمایهگذاری شرکتهای بیمه روی حوزة آیتی داشتیم (نام آن را سرمایهگذاری گذاشتم تا تأکید کنم پول خرج کردن در حوزة آیتی هزینه نیست؛ بلکه سرمایهگذاری است) سرمایهگذاریشان را در این حوزه افزایش دادند.
* سطح دانش بسیاری از مدیران فناوری شرکتهای بیمه پایین است یا لااقل بالا نیست؛ حتی از حد متوسط هم پایینتر است، چه اقدامی میتوانید برای این چالش انجام دهید؟
من با همة مدیران فاوای شرکتهای بیمه در تماس هستم و کار میکنم، میتوانم بگویم درصد کمی از مدیران در این دسته قرار میگیرند؛ ولی موافقم که برای ارتقا دانش فناوری اطلاعات مدیران صنعت بیمه باید اقدام مشخص و قابل توجهی انجام شود.
* از نظر من کاملاً بر عکس است.
اما من با آنها کار میکنم، نیروهای جوانی وجود دارند که خیلی با سواد هستند؛ ولی توجه کمی به آنها میشود.
* ولی در رأس قرار ندارند.
درست است در رأس قرار ندارند. نیروهای جوانی وجود دارند که در حوزة آیتی کار میکنند آنچه شما استنباط کردهاید به زعم من برآیند سرمایهگذاری، جایگاه، دیدگاه سازمانی آن شرکت و در نهایت مدیر فناوری اطلاعات است. وگرنه به لحاظ سواد و توانمندی انصافاً جوانان خوبی داریم و برای من همکاری با آنها موجب مباهات است. به دلیل توانمندیِ دوستان، در برخی گردهماییهای فاوا از آنها درخواست کردم که مقالات و تجارب خود را با همکاران به اشتراک بگذارند که بسیار مورد توجه حاضران قرار گرفته است. هر قدر هم که فردی دانش و توانمندی داشته باشم؛ اما فرصت نداشته باشد یا به لحاظ سازمانی اجازة ورود به برخی حوزهها را نداشته باشد و مأموریت مشخص و برنامة معینی برای وی تعریف نشود بدیهی است که خروجی مناسبی از وی دیده نخواهد شد. به دلیل ارتباط موضوع، مجدد تکرار میکنم که به نظر من یکی از چالشها در صنعت بیمه این است که مدیران آیتی شرکتهای بیمه باید در حلقة تصمیمگیری هیئت مدیرة شرکت حضور داشته باشند؛ اگر این اتفاق نیفتد باعث میشود که تصمیماتی که گرفته میشود سنخیت مستقیمی با فناوری نداشته باشد و در هدفگذاریهای کلان شرکت بیمه آیتی نقش دوم را پیدا کند. به نظر من باید کمکم آیتی را حداقل در حلقة تصمیمگیری وارد کنیم.
* این اصلاح ساختاری است.
بله اصلاح ساختاری است. به هر حال یا باید یک نفر از اعضای هیئت مدیره دارای تخصص آیتی باشد یا مدیر فناوری اطلاعات شرکت بیمه در حوزة حلقة معاونان شرکت بیمه وارد شود و این میتواند اتفاق بسیار چالشی و خوبی باشد که شرکتهای بیمه را به لحاظ تصمیمگیری و قدرت سرمایهگذاری بالاتر ببرد. در بسیاری از شرکتهای بیمه میبینیم که معمولاً آیتی زیر نظر بخش طرح و توسعه است که تمرکزش روی مباحث فنیِ بیمهای است و خیلی روی مباحث و چالشهای فناوری اطلاعات کار نمیکند.
بحث دیگر که باید آن را در سند تحول در نظر بگیریم این است که صنعت بیمه باید نیروهایی را پرورش دهد که آیتی و بیمه میدانند. دانش بیمه باید در بخش فناوری اطلاعات رسوخ کند. نمیتوان فقط به این اکتفا کرد که یک کارشناس آیتی فقط کارشناس آیتی باشد و هیچ اطلاعاتی از بیمه نداشته باشد؛ اگر به شرکتهای بیمهای که موفق هستند توجه کنید متوجه میشوید که کارشناسان آیتی، بیمه را بهتر درک کردهاند و هر چه درکشان بهتر شده تصمیماتشان و نرمافزارهایشان کاراتر شده و وضعیت فناوری اطلاعاتی آن شرکت بیمه به لحاظ بیزینسی ارتقا یافته است؛ این میتواند یک الگو باشد برای آنکه تلاش کنیم در صنعت بیمه یک گروه مولدی ایجاد کنیم همانطور که تلاش میکنیم کارشناسان بیمه پرورش دهیم تلاش کنیم بیمه را بیشتر به کارشناسان آیتی آموزش دهیم این امر موجب ارتقا و تحول در صنعت بیمه خواهد شد.
* جمعبندیتان را دربارة فناوری در سال 2020 با نگاه به ایران انجام دهید تا به بحث دیگر بپردازیم.
اگر بخواهم مباحثم را در مورد فناوری 2020 جمعبندی کنم باید بگویم که هدفگذاریای که در حوزة مرکز فاوای بیمة مرکزی برای استفاده از فناوری در سال 2020 مدنظر است اینکه بتوانیم به بخشهایی از صنعت بیمه که فناوری در آنها وارد نشده است بیشتر ورود کنیم و زیرساختهای لازم برای ورود به فناوریهای جدیدتر را ایجاد کنیم. بخشی از ایجاد زیرساختها این است که کراینشورنسهایمان به بلوغ برسند یا پوستاندازی کنند. استارتاپها باید بیش از پیش وارد صنعت بیمه شوند تا به ورود فناوریها به داخل صنعت بیمه کمک کنند. اینکه یک شرکت بیمه بتواند همة کارها را انجام دهد تصمیم مناسبی است.
* آقای خاکور معتقدند که شرکتهای بیمه هر چه از ما بخواهند در اختیارشان میگذاریم.
این موضوع را تأیید میکنم. شرکت «فناوران اطلاعات خبره» به عنوان یک شرکت مستقل، بهترین بیزینس را انجام میدهد و تمام تلاش خود را میکند. شاید بسیاری از افراد منتقد باشند که فناوران با این کار باعث شده شرکتها وابستة او باشند. بدیهی است که من به عنوان یک شرکت فناور دنبال این هستم که کسب و کارم را گسترش دهم به گونهای که کیفیت آن افزایش یابد و مشتری بیشتری جذب کنم؛ به هر حال گردش بیزینسی خود را درست انجام دهم.
هر شرکتی که تأسیس میشود سراغ شرکت فناوران میرود و این نشان میدهد که فناوران در جذب مشتری موفق عمل کرده است. حال اگر نقدهایی وجود دارد که چرا فناوران یکهتازی میکند و انحصار ایجاد کرده است در پاسخ باید بگویم که کسی به فناوران مجوز منحصری نداده و به شرکت بیمهای گفته نشده است که حق ندارد به جز فناوران نرمافزار دیگری انتخاب کند. شرکتهای بیمه خودشان شرکت فناوران را انتخاب میکنند.
حال اگر صنعت بیمه احساس میکند که همة شرکتهای بیمه سراغ یک منبع رفتهاند و همین امر نقطه ضعف و سبب کندی شده است، انتخاب شرکتهای بیمه این است.
نکتة دوم اینکه معمولاً درخواست شرکتهای بیمه از شرکت فناوران سطح پایینی دارد. از دلایلی که بسیاری از شرکتهای بیمه در بخش فاوا سرمایهگذاری نمیکنند یا اهمیت زیادی به آن نمیدهند این است که با خود میگویند؛ لازم نیست بخش آیتیِ مجهز و بزرگی داشته باشیم؛ بلکه کافی است دو الی سه نیرو به عنوان رابط در آنجا قرار دهیم و امورات جاری خود را از طریق فناوران پیش ببریم؛ اما باید به آنها گفت که کار فناوران، گزارشنویسی و انجام امور جاریة شرکتهای بیمه نیست؛ بنابراین وقتی انتظارات دمدستی از شرکت فناوران خبره داریم سطح این شرکت را پایین میآوریم؛ اما برخی شرکتها حرفهای عمل میکنند و موجب ارتقا خود و شرکت فناوران میشوند؛ مثلاً با دریافت API از فناوران، خودشان سرویسهای ارزش افزوده و خدمات الکترونیکی تولید میکنند. برخی شرکتهای بیمه سطح توقعشان را از شرکت فناوران پایین آوردهاند و فناوران را به واحد فناوری اطلاعات خود تبدیل کردهاند تا برایشان کارهای روزمره و جاری را انجام دهد و از دادهها و سرورهایشان نگهداری کند.
* شرکت فناوران، دادههای بسیار زیادی (بانک داده) در اختیار دارد؛ اما شرکتهای بیمه از آن استفاده نمیکنند.
فناوران میتواند سرویسهای خوبی با تلفیق اطلاعات مشتریان خود ایجاد کند؛ اما شاید از طرف آنها اجازة این کار را ندارد.
* پروتکل بیمة مرکزی میتواند ورود کند.
بیمة مرکزی با سامانة سنهاب این کار را انجام میدهند.
* بالاخره او هم دادههای ویژهای دارد که شرکتهای بیمه میتوانند از آن استفاده کنند.
بله درست است. استفاده از این دادهها نیاز به تفاهم و توافق شرکتهای بیمه و از طرفی به درخواست درست شرکتهای بیمه از شرکت فناوران دارد؛ اما در نهایت بخش اعظمی از اطلاعات در سامانههای غیر فناورانی قرار دارد.
* تقاضای سطح پایین شرکتهای بیمه به دانش پایین آنها بازمیگردد.
در قسمت بالا توضیح دادم، متأسفانه برخی از شرکتها، به واسطة قراردادی که با فناوران دارند، این شرکت را جایگزین بخش فناوری خود کردهاند و با این کار فرصت هرگونه توسعه و نوآوری را از خود گرفتهاند.
* بسیاری از شرکتهای بیمه برای بخش آیتی خود هزینه نمیکنند؛ چون احساس نیاز و ضرورت نمیکنند.
بیمه صنعتی است که با داده سر و کار دارد. معتقدم؛ یکی از ارزشمندترین داراییهای یک شرکت بیمه اطلاعات و دادههای مرتبط به کسب و کار آن است؛ اگر اطلاعات را از شرکت بیمه بگیرید چیزی باقی نخواهد ماند؛ شرکت بیمه برای برنامهریزی آیندة خود، به طور مداوم ناگزیر است اطلاعات خود را تحلیل کند و تصویر آینده را در آینة گذشتة خود ببیند. حال سؤال این است که شرکتهای بیمه برای نگهداری این ارزشمندترین دارایی خود چه تدبیری دارند؟ شرکتها تصور میکنند همین که سروری هست و دادهها در آن ذخیره میشوند کفایت میکند. این نحوة نگاه به موضوع، زائیدة همان مشکل ساختاری است که به کرات اشاره شد.
* فناوران معتقد است که شرکتهای بیمه کم و بیش دیتا دارند؛ اما نمیخواهند از آن استفاده کنند.
برخی شرکتهای بیمه به دلیل عدم توجه به نیروی انسانی ماهر و خبره به دادههای خود تسلط کافی ندارند؛ بنابراین انتظار دارند شرکت فناوران این خدمات را برایشان انجام دهد. متأسفانه مجموعه عوامل کمبود نیروی خبره، مشکل ساختار سازمانی و …. در تعریف پروژههایی که مبتنی بر داده و به کارگیری از آن، نقص ایجاد کرده است و اقدام جدی صورت نمیگیرد.
* در شورای راهبردی و سند تحول، چه المانهای دیگری مطرح است؟
هنوز فهرست نیازمندیهایمان از صنعت بیمه کامل نشده است و هنوز لازم است جلسات دیگری برگزار شود تا RFP آن را نهایی کنیم.
* در کنار کراینشورنس به فینتکها اشاره کردید، میخواهم کمی از زاویة بیمهگری باز یا نوآوری باز به این مسئله بپردازید؛ گرچه این موضوع نیازمند این است که شرکتهای بیمه حداقلهایی را فراهم کنند؛ مثلاً بیمة الکترونیک را به جایی برسانند. من تصور میکنم صنعت بیمه هنوز آن حداقلها را در اختیار ندارد.
بخش اصلیِ این حداقلها بحث استاندارد دادهای است که بزرگترین حلقة مفقوده در صنعت بیمه محسوب میشود؛ از طرفی کار بسیار دشواری است؛ مثل جراحی میماند به دلیل اینکه از طرفی تأثیر شگرفی بر دادههای گذشتة صنعت بیمه دارد که باید به دور از هرگونه آسیبی نگهداری شود و از طرف دیگر با استاندارد تعریفشده تطابق داشته باشد؛ پس از استانداردسازی، پیادهسازی آن، زمان میبرد؛ بسیاری از پروژههای صنعت بیمه در بخش کیفیت داده متوقف میشوند مغایرت دادهها کوچکترین بخش این حوزه محسوب میشود که البته شما به آن اشاره کردید؛ ولی از دید من کوچکترین بخش، مغایرت دادههاست؛ چون قابل رفع است و موضوع مهم، پروژههای ارزشمندی است که میتوان با تکیه بر دادههای سالم ایجاد کرد و متأسفانه فعلاً میسر نیست.
* منظورتان از دادة با کیفیت و بیکیفیت چیست؟
توضیح خواهم داد. یکی از حلقههای مفقوده در بحث بیمهگری باز از دید من، نبود استاندارد اطلاعاتی و استاندارد تبادل اطلاعاتی در صنعت بیمه است که باید شکل بگیرد تا بانکهای اطلاعاتی بتوانند با یکدیگر صحبت کنند.
* چطور استاندارد اطلاعاتی را در آینده محقق خواهید کرد؟
استاندارد اطلاعاتی، بخشی از آن سند خواهد بود که قرار است در شورای فناوری اطلاعات و از طریق پروژههای عملیاتی مرتبط، انجام شود.
در کنار موضوع استاندارد اطلاعاتی، مقرر است سوئیچ بیمه تولید شود و با دریافت و ارائة APIهای لازم، سرویسهای بیمهای در صنعت بیمه جاری و ساری شود. این بستر موجب خواهد شد که استانداردهای دادهای کلید مبادلة اطلاعات در صنعت بوده و به بلوغ برسد. هم اکنون نیز با تعریف سرویسهای مبادلة اطلاعات در سنهاب تا حدی استاندارد اطلاعاتی محقق شده است.
* لطفاً در اینباره بیشتر توضیح دهید.
در شرایط کنونی برخی شرکتهای بیمه با محدودیتها و دردسرهای فراوان نسبت به مقایسة حق بیمة شرکتهای بیمه این امکان را برای مردم فراهم میکنند تا بتوانند مناسبترین بیمهنامة مورد نظر خود را تهیه کنند. این شرکتها با عملیات بازمهندسی، نرخ شرکتهای بیمه را محاسبه میکنند و در انجام مابقی امور خود اعم از صدور بیمهنامه و جابهجایی حق بیمه با چالشها و انتقادهایی روبهرو هستند. برای ایجاد شرایط مناسب و قانونی جهت فعالیتهای مناسب و نیز ایجاد بستر لازمه برای حضور سایر اینشورتکها در صنعت بیمه، مرکز فاوا اقدام به ایجاد سوئیچ بیمه کرده است. برای ساماندهی و سالمسازی فضای کسب و کار شرکتهای فوق نیز بیمة مرکزی آییننامة کارگزاری را اصلاح کرد و مقررات جدیدی به نام کارگزارِ آنلاین وضع شده است.
آییننامة کارگزاری آنلاین این امکان را ایجاد میکند که شرکت بیمه در یک بستر سالم بتواند با کمک اگریگیتورها عملیات بیمهگری را انجام دهد.
* یک شرکت بیمه میتواند ایدههایی داشته باشد و در فضای بستة شرکت آنها را به ثمر برساند؛ اما در بیمهگری باز یا بانکداری باز فضای بسته باز میشود و به ایدهها و محصولات نوی خارج از شرکت اجازة ورود به شرکت داده میشود. این روند، خلاقانه است و صنعت بیمه را گسترش میدهد؛ ولی با سندی که شما بیان کردید شرایط ایدهآل به وجود نمیآید؛ ولی گامِ مؤثری است.
سندی که قصد تهیة آن را داریم، برای گسترش فناوری اطلاعات صنعت بیمه خواهد بود. به عبارتی قصد دارد زمینة حضور هر چه بیشتر فناوری اطلاعات در صنعت بیمه را فراهم کند؛ بنابراین استنباط من آن است که زمینة بیمهگری باز را فراهم خواهد کرد؛ ولی باید توجه داشت که بیشترین مانع برای ورود بیمهگری باز و بانکداری باز، فناوری اطلاعات نیست؛ بلکه قوانین و مقررات سنتی حاکم بر کسب و کار مربوطه (بیمهگری باز یا بانکداری باز) است؛ مثلاً با اصلاح آییننامة کارگزاری و تعریف کارگزاری آنلاین، روش بیمهگری مبتنی بر فناوری و اگریگیتوری فراهم شده است که شیوهای نو برای ارائة خدمات بیمه است و از خارج صنعت بیمه وارد شده است.
* خود آن به یک ریسک تبدیل میشود.
بله همینطور است. لازم است به دقت و ظرافت عمل شود.
* زیبایی بیمهگری باز الزاماً فروش بیمه نیست، گاهی ممکن است ایده برای چگونگی فروش باشد.
این موضوع تا به حال شکل نگرفته است.
* شاید بستر آن فراهم نشده است؛ چون همه دوست دارند فقط بیمهنامه بفروشند.
هماکنون صنعت بیمه شاهد ایدة جدیدی برای فروش بیمهنامه است؛ مثلاً شرکت بیمة کوثر با همکاری شرکت مرکوری، بیمهنامة بدنة کوتاهمدت میفروشد یا شرکتهایی با همکاری شرکت ویستا رایانه شیوة مبتکرانه و جدیدی را برای ارائة برخی بیمهنامهها مانند بیمهنامة آتشسوزی و بیمهنامة تجهیزات الکترونیکی و گوشی تلفن همراه تجربه میکنند.
* درست است؛ ولی میخواهم، بگویم که الزاماً آن نیست که همة ذهنها را به آن سمت میبرد.
منظورم فروش نیست؛ بلکه سبک فروش است. شرکت مرکوری مدل فروش را تغییر داده است یا برخی شرکتها مقولة UBI (Usage Base Insurance) را وارد صنعت بیمه کردهاند و صنعت از آنها استقبال کرده است و حتی حاضر است در صورت نیاز و عدم تطابق با اصول اساسی بیمهگری، آییننامهها و مقررات را با آنها وفق دهد.
* پیشنهادم این است که یک سند نوآوری منتشر و اعلام کنید که راهبردهای کلان بیمة مرکزی این است که به توسعة نوآوری کمک کند. نوآوری معمولاً جلوتر از قوانین است؛ من اگر بخواهم طبق قانون پیش بروم نوآوری محدود میشود؛ بنابراین باید سندی منتشر کنیم مبنی بر اینکه از شما استقبال میکنیم. جدیداً ایده خیلی مهم نیست؛ بلکه این تیم و محصول است که تأثیرگذار است.
پیشنهاد خوبی است؛ ولی این سند جای سند قبلیای را که اشاره شد نخواهد گرفت. سند کاربردی دیگری دارد و مناسب است و سند قبلی هم بستر دیگری را آماده میکند. شرکتها و افراد زیادی هستند که مراجعه و ایدههای خود را ارائه میکنند؛ ولی همانطور که گفتید ایدة خالی، کفایت نمیکند. برخی انتظار دارند؛ بیمة مرکزی هم هزینة اجرا را بدهد و هم مدیر اجرایی ایدهها شود که این امر امکانپذیر نخواهد بود. بیمة مرکزی میتواند حامی معنوی و تسهیلکننده باشد. مگر ایدهای که مستقیماً مربوط به نقش نظارتی بیمة مرکزی باشد.
* امروز ایدههای بسیاری وجود دارد طول عمر ایده 17 دقیقه است.
بله به هر حال ایده دادن یک مسئله است و توانایی و جسارت عملی کردن آن مسئلهای دیگر. مواردی داشتیم که گروههای مختلف و مستقل از هم ایدههای نسبتاً مشابهی ارائه کردهاند که صحت فرمایش جنابعالی را نشان میدهد.
* به هر حال ارائة این سند میتواند کمککننده باشد.
بله این پیشنهاد، پیشنهاد خوبی است.
برای جمعبندی بحث اول باید بگویم که ما در همین حوزه تلاش میکنیم تا بتوانیم فناوریهای نوین را بیاوریم و به جای استفاده از واژههای دهن پرکن (چون هنوز زیرساخت آنها آماده نیست) مثل بلاکچین و … که به جای خود مهم و قابل توجه است، زیرساختهای لازمه آماده شوند.
* صاحبنظران صنعت بانکداری که چابکتر هستند، معتقدند که به این زودی بلاکچین در ایران جواب نمیدهد.
سازمان فناوری اطلاعات در روزهای اولیهای که بلاکچین و ارز دیجیتال وارد ایران شد جلسهای برگزار کردند و گفتند که از این فناوری عقب نمانیم. ظاهراً این فناوری دنبال این است که اتفاقات بزرگی ایجاد کند؛ مثلاً کسب و کارهای پنهان به دور از نظارت به وجود میآید و ریزش مالیاتی خواهیم داشت. به دوستان بیان کردیم که بلاکچین آمده است تا کسی نتواند آن را کنترل کند.
بلاکچین میگوید که من منطقی برای شما ایجاد کردهام که برای انجام تعهدات خود نیاز نیست فرد سومی را به عنوان حکم در کنار خودتان داشته باشید؛ وقتی به فردی پول میدهم او نمیتواند بهرغم دریافت انکار کند که پول نگرفته است و من هم نمیتوانم در صورت ندادن پول ادعا کنم که پول دادهام؛ فضای شفاف و قابل اطمینانی ایجاد میکند که راحتتر و در دسترستر از بانک است.
به هر حال انجام بیزینس مبتنی بر فناوری به بستر خاص خود نیاز دارد و قصد ما این است که فناوریهای حوزة 2020 را شناسایی و آمادگی لازمه را ایجاد کنیم. ایدة ما آن است که صنعت بیمه زمینة ورود تکنولوژیهای کمککننده را آماده کند و با میدان دادن به اینشورتکها و استارتاپها به کمک آنها این فناوریها وارد عرصة صنعت بیمه شود و موجبات تحول در صنعت شود.
* لطفاً به صورت کوتاه در مورد شرکت «سامانهنگار حامی بیمه» بگویید.
نام این شرکت «سنحاب» است. یک شرکت سنحاب و یک سیستم سنهاب داریم.
* اما به نظر من باید نام آن را تغییر دهید چون دچار مشکل میشویم. نام این دو مشابه است.
به تعبیر من ظرافت بیمة مرکزی را میرساند که توانسته یک اسم مشابه را انتخاب کند. کار اصلی شرکت سنحاب در آینده توسعه و پشتیبانی سنهاب به عنوان پیمانکار منحصربهفرد بیمة مرکزی در این مورد خواهد بود.
* اما شما باید به مشتری فکر کنید.
مشتری اصلی، بیمة مرکزی است و کار شرکت سنحاب، حمایت و پشتیبانی از سیستم سنهاب است به همین سادگی. ولی به احترام نقدهایی که صورت گرفته است کلمة سنحاب را کنار گذاشته و فقط میگوییم؛ شرکت «سامانهنگار بیمه».
* لطفاً در مورد سامانهنگار بیمه توضیحاتی دهید.
مشکل سهامداری نداشتیم از همان ابتدا سهامداران آن سه نفر بودند؛ اما اعضای هیئت مدیرة آن دو نفر بودند که امروز به سه نفر افزایش یافتهاند.
* سهامداران این شرکت چه کسانی هستند؟
بیمة مرکزی، صندوق بازنشستگی کارکنان بیمة مرکزی و شرکت تعاونی مصرف کارکنان بیمة مرکزی که از هر کدام یک نماینده در هیئت مدیره حضور دارند.
* لطفاً در مورد شفافیت و مغایرت اطلاعاتی صحبت کنید.
فقدان استاندارد اطلاعاتی که قبلاً موضوع صحبتمان بود ریشة اصلی مغایرت اطلاعاتی است. هم اکنون برای رفع مغایرتها فرایندهای مختلفی انجام میشود که آمادهسازی اطلاعات را با تأخیر زمانی مواجه میکند. شیوة دریافت اطلاعات بین واحدهای فاوای بیمة مرکزی و شرکتهای بیمه در حال تغییر و کار بسیار دشوار و حساسی است. لازمة آن تعریف و تفاهم روی استاندارد تبادل اطلاعاتی مشخص و استقرار آن در سامانههای شرکتهای بیمه و سنهاب بیمة مرکزی است.
* چقدر زمان میبرد؟ دو سال است که متوقف شده است؟
متوقف نشده است لیکن منتشر نکردهایم. من در لحظه دیتای شرکتهای بیمه را در اختیار دارم و میتوانم همین الان دیتا را به شما نشان دهم تا مطمئن شوید. هر بیمهنامهای در هر رشتهای که صادر میشود بلافاصله به دست ما میرسد؛ پروژهای در دست اقدام داریم که مراحل نهایی آن در سال 99 انجام خواهد شد و با تغییر در شیوة دریافت اطلاعات از ETL به Web-Service که ماهیتاً استاندارد اطلاعات و تبادل اطلاعات را در خود دارد، مشکل رفع و اطلاعات، قابل پرزنت خواهند بود.
* بانک مرکزی نیز چنین تجربهای داشت که پایة آن استاندارد کردن گزارشهای بانکها به شکلهای مختلف بود؛ البته آنچه میخواستند، نشد.
هدف اصلی ما گزارشگری نیست. گزارشگری هدف فرعی است؛ بلکه در اصل نظارت، تولید سرویس ارزشافزوده و تعامل مستقیم با نرمافزارهای بیمهگری شرکتهای بیمه اهداف مشخص ما هستند. برای دسترسی به آمار، مشکلی نخواهد بود که فرمهایی تعیین و از شرکتهای بیمه بخواهیم در بازههای زمانی مشخصی با مسئولیت خودشان اطلاعات را تکمیل و در اختیار بیمة مرکزی قرار دهند. (که این کار هم اکنون انجام شده است). ما به دنبال دریافت اطلاعات زنده و مستقیم از نرمافزار بیمهگری شرکتهای بیمه هستیم. نظارت پیشگیرانه در غیر این صورت حاصل نخواهد شد. حساسیت و زمانبر بودن کار دقیقاً به همین علت است.
شعار دولت الکترونیک با ایجاد چنین سیستمهایی قابل تحقق است؛ اگر بیمهگذاری خدمتی از هر شرکت بیمه دریافت کرده است، اطلاعات و وضعیت آن باید در لحظه قابل ارائه به هر دستگاه و نهاد دولتی باشد که مطابق با قوانین نیاز دارد؛ مثلاً مطابق قانون، نیروی انتظامی باید از وضعیت بیمة شخص ثالث خودرویی مطلع باشد، باید امکان استعلام بلافاصله بعد از دریافت بیمهنامه یا اتمام بیمهنامة خودرو را برای آن فراهم کنیم. این امور با سیستمهای گزارشگری قابل انجام نیست. هر سیستمی هدف و کاربرد خود را دارد.
* به کدام سامانههای حاکمیتی متصل هستید؟
به سامانههای ثبت احوال، ثبت اسناد، ناجا، وزارت امور اقتصادی و دارایی، GSB شبکة دولت سازمان فناوری اطلاعات، وزارت امور خارجه (برای اطلاعات افراد ورودی از مرزها)، گمرک، ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، وزارت صمت و … متصل هستیم.
* تقریباً شبکة کاملی ایجاد کردهاید. ممکن است بعضی از سامانهها چالش داشته باشند؛ اما شما به آنها متصل هستید.
بله همینطور است؛ مثلاً نرمافزار دولتِ همراه متعلق به وزارت فناوری اطلاعات است که در اینجا میتوانید همة بیمهنامههای (از شخص ثالث تا بیمة عمر و …) صاحب تلفن همراه را با کد ملی او استعلام کنید.
* به تأمین اجتماعی هم متصل هستید؟
در این سامانه به تأمین اجتماعی هم متصل هستیم. سازمان تأمین اجتماعی در حال حذف نسخ دارویی کاغذی است و نسخة الکترونیک را از آنها دریافت و در اختیار شرکتهای بیمه قرار میدهیم.
* تقلبهای بسیاری در حوزة درمان وجود دارد؛ وقتی فردی نسخههای مشابه نداشته باشد و کسانی که بیمة تکمیلی میدهند میتوانند چک کنند.
بله امیدواریم با الکترونیکی شدن نسخ دارویی بخشی از این مشکلات رفع شوند. بخشهای دیگر نیازمند الکترونیکی شدن کل فرایند درمان در کشور است.

نظر شما چیست؟