آنچه صنعت بیمه امروز به آن نیاز دارد، نه تغییر در مالکیت، بلکه تغییر در پارادایم است؛ گذار از نگاه «پژوهش به مثابه فعالیت اداری» به «پژوهش به مثابه زیرساخت تصمیمسازی صنعت».اما این تغییر پارادایم صرفاً با اراده یک رئیس پژوهشکده محقق نمیشود. نقطه آغاز آن باید در سطحی بالاتر شکل بگیرد: در نگاه هیأت عامل بیمه مرکزی به نقش دانش در حکمرانی صنعت. پس از آن، مدیران عامل شرکتهای بیمه نیز باید پژوهش را نه یک فعالیت تزئینی، بلکه ابزاری برای مدیریت ریسک، طراحی محصول و رقابت در بازار بدانند.
به گزارش ریسک نیوز، در سالهای اخیر، هر زمان سخن از کارآمدی پژوهشکده بیمه به میان آمده، بحثهایی درباره «مالکیت نهادی» یا حتی «ادغام سازمانی» نیز مطرح شده است. اما واقعیت این است که تجربههای جهانی نشان میدهد مسئله اصلی نهادهای پژوهشی معمولاً نه در مالکیت، بلکه در «اثربخشی» و «کارکرد عملی دانش» نهفته است.
در این میان، لازم است با احترام به مدیران پیشین و فعلی پژوهشکده بیمه تأکید شود که هر دوره مدیریتی در چارچوب شرایط نهادی و محدودیتهای زمان خود عمل کرده است. تلاشهای انجام شده برای تقویت فعالیتهای پژوهشی در سالهای گذشته قابل انکار نیست. همچنین مدیریت جدید پژوهشکده نیز با شناختی که از درون این مجموعه دارد، میتواند فرصتی برای بازاندیشی در مسیر آینده این نهاد فراهم کند.
با این حال، آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، پایان دادن به نوعی «مناقشه کمثمر» درباره مالکیت است. تمرکز بر ادغام یا تغییر ساختار مالکیتی، در بسیاری از موارد بیش از آنکه به حل مسئله کمک کند، به نوعی پاک کردن صورت مسئله شباهت دارد. اگر مسئله اصلی، فاصله میان تولید دانش و نیازهای واقعی صنعت بیمه است، تغییر در تابلو یا ساختار حقوقی به تنهایی نمیتواند این فاصله را از میان بردارد.
از این رو، آنچه صنعت بیمه امروز به آن نیاز دارد، نه تغییر در مالکیت، بلکه تغییر در پارادایم است؛ گذار از نگاه «پژوهش به مثابه فعالیت اداری» به «پژوهش به مثابه زیرساخت تصمیمسازی صنعت».
اما این تغییر پارادایم صرفاً با اراده یک رئیس پژوهشکده محقق نمیشود. نقطه آغاز آن باید در سطحی بالاتر شکل بگیرد: در نگاه هیأت عامل بیمه مرکزی به نقش دانش در حکمرانی صنعت. پس از آن، مدیران عامل شرکتهای بیمه نیز باید پژوهش را نه یک فعالیت تزئینی، بلکه ابزاری برای مدیریت ریسک، طراحی محصول و رقابت در بازار بدانند.
در این میان، نهادهای صنفی نیز نقشی تعیینکننده دارند. سندیکای بیمهگران ایران میتواند از جایگاه یک ناظر منفعل خارج شده و به نهادی کنشگر در شکلدهی به تقاضای پژوهشی صنعت تبدیل شود. در بسیاری از کشورها، دقیقاً همین نهادهای صنفی هستند که میان دانشگاه، پژوهشگاه و صنعت پیوند برقرار میکنند.
اگر قرار است پژوهشکده بیمه به نهادی اثرگذار در حکمرانی دانش صنعت تبدیل شود، این تحول نیازمند مجموعهای از اقدامات سیاستی و عملیاتی است.
پنج توصیه برای گذار به پارادایم جدید
نخست، تعریف مجدد مأموریت پژوهشکده به عنوان «مرجع تحلیل داده و دانش صنعت بیمه»، با تمرکز بر تولید تحلیلهای تصمیمساز برای سیاستگذار و شرکتهای بیمه.
دوم، ایجاد سازوکار نظاممند نیازسنجی از پایین به بالا؛ به گونهای که کارشناسان فنی، اکچوئرها و مدیران عملیاتی شرکتهای بیمه در تعیین اولویتهای پژوهشی مشارکت داشته باشند.
سوم، توسعه محصولات دانشی قابل استفاده برای بازار؛ از جمله گزارشهای تحلیلی دورهای، داشبوردهای دادهمحور و خدمات مشاورهای مبتنی بر تحلیل دادههای صنعت.
چهارم، فعال شدن نهادهای صنفی به ویژه سندیکای بیمهگران در ایجاد تقاضای واقعی برای پژوهش و مشارکت در تعریف پروژههای مشترک صنعت.
پنجم، حرکت به سمت مدلهای مشارکتی در تأمین مالی پژوهش؛ به گونهای که شرکتهای بیمه نیز در پروژههایی که مستقیماً به بهبود عملکرد صنعت کمک میکند، سهمی در سرمایهگذاری پژوهشی داشته باشند.
صنعت بیمه ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به دانش نیاز دارد؛ نه دانشی که در قفسهها بماند، بلکه دانشی که به تصمیم تبدیل شود. اگر این تغییر نگاه شکل بگیرد، پژوهشکده بیمه میتواند به یکی از ستونهای اصلی حکمرانی دانش در صنعت بیمه تبدیل شود.
نظر شما چیست؟